تاریخ دادنامه قطعی: 1393/09/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ( 1 )- زوجه در هر شرایطی اعم از فوت و طلاق از سوی زوج، مستحق اجرتالمثل است. ( 2 )- اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد. بنابراین تبصره الحاقی ماده 336 قانون مدنی عطف به ماسبق نمیشود.
در خصوص دادخواست خانم الف.س. با وکالت آقای م.ع. به طرفیت 1 - آقای الف.ی. 2 - آقای الف.ی. و غیره بهخواسته مطالبه اجرتالمثل ایام زوجیت با مرحوم ف.ی. از تاریخ 1353/03/26 لغایت انحلال عقد نکاح، فوت همسرش به تاریخ 1374/11/02 و مطالبه نفقه معوقه از تاریخ 1363/02/12 و خسارت دادرسی دادگاه با عنایت به دفاعیات خواندگان سوم تا پنجم مبنی بر اینکه مورث ایشان از وضع مالی خوبی برخوردار بوده و در ایام زوجیت و قبل فوت آن مرحوم، هیچ گونه اختلاف و جدایی بین زوجین اتفاق نیفتاده، لذا عدم پرداخت نفقه از جانب مورث خود را نپذیرفتهاند و خواهان نیز دلیلی برای اثبات ادعایش در این خصوص اقامه نکرده؛ همچنین در مورد اجرتالمثل نیز، خواندگان اظهار داشتهاند که تقاضای اجرتالمثل به استناد تبصره الحاقی به ماده 336 قانون مدنی که سال 1385 تصویب شده، عطف به ماسبق نمیشود و ماده واحده اصلاح مقررات طلاق، ناظر بر طلاق از طرف مرد است و زوجه مستحق اجرتالمثل نمیباشد. لذا دادگاه دعوی را ثابت ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام میدارد. حکم صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
بیات
در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم الف.س. با وکالت آقای م.ع. بهطرفیت 1 - آقای الف.ی. 2 - آقای الف.ی. و غیره نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/07 شعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران در پرونده کلاسه --- مبنی بر صدور حکم بر بطلان دعوی مطالبه نفقه معوقه و اجرتالمثل کارهای انجام شده در طول سنوات زندگی مشترک، با توجه به مجموع محتویات پرونده و امعان نظر در اوراق و مندرجات آن، مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی و لوایح دفاعیه طرفین، مدلول دادنامه تجدیدنظرخواسته، رای صادر شده دادگاه بدوی بر اساس مستندات موجود در پرونده صادر نگردیده و تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده میشود. زیرا اولا: خواهان جهت اثبات ادعای خویش در متن دادخواست اولیه به شهادت شهود استناد و استشهادیهای تقدیم کرده است که دادگاه وفق مقررات قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، وظیفه داشته ضمن صدور قرار استماع شهادت از شهود تعرفه شده استماع گواهی بنماید که این امر صورت نپذیرفته است. ثانیا: مطابق تبصره ذیل ماده 336 قانون مدنی، جهت تحقق شرایط و بررسی آنها دادگاه باید تحقیقات لازم را معمول دارد که این امر نیز محقق نشده است. ثالثا: دادگاه بدوی در دادنامه اصداری مرقوم داشتهاند که در مورد اجرتالمثل نیز خواندگان اظهار داشتهاند که تقاضای اجرتالمثل به استناد تبصره الحاقی به ماده 336 قانون مدنی که در سال 1385 تصویب شده، عطف به ماسبق نمیشود و ماده واحده اصلاح مقررات طلاق ناظر بر طلاق از طرف مرد است و زوجه مستحق اجرتالمثل نمیباشد و بدون اینکه در این خصوص اظهارنظر نماید، دفعتا مرقوم داشتهاند که لذا دادگاه دعوی را ثبات ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام میدارد؛ در حالی که مردود بودن این اظهارات بدیهی است. لذا این دادگاه با عنایت به مراتب فوق، چون در فرض مذکور دادگاه بدوی در جایگاه صدور اتخاذ رای در ماهیت دعوی نبوده است، با تلقی نمودن رای صادر شده به قرار و نقض آن، به استناد ماده 353 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی پرونده را جهت رسیدگی مجدد پس از صدور قرار استماع شهادت شهود و استماع گواهی گواهان مورد ادعای خواهان و تحقیقات در خصوص شرایط تبصره ذیل ماده 346 قانون مدنی و سپس صدور رای مقتضی، به دادگاه بدوی ارسال میدارد. این رای قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
رای دادگاه
در خصوص دعوی خانم الف.س. با وکالت آقای م.ع. بهطرفیت خانمها 1 - الف.ی. و 2 - الف.ی. و غیره بهخواسته مطالبه اجرتالمثل ایام زوجیت با مرحوم ف.ی. از تاریخ 1353/03/26 لغایت انحلال عقد نکاح، فوت همسرش به تاریخ 1374/11/02 و مطالبه نفقه معوقه از تاریخ 1363/02/12 و خسارت دادرسی، نظر به اظهارات خواهان و مدافعات خواندگان و با توجه به اینکه خواهان به گواهی گواهان استناد نموده است، لیکن مودای شهادت شهود معرفی شده خواهان به لحاظ عدم اطلاعات کافی آنان از وضعیت زندگی خواهان با همسرش و اینکه شهود صرفا با پدر خواهان دوستی داشته و در تهران اقامت داشتهاند و به منزل مشترک خواهان با همسرش که در شهرستان شیراز بوده است رفت و آمد نداشتهاند، افاده قطع و یقین نمینماید و با توجه به اظهارات خواهان که عنوان نموده است: همسرش مرحوم ف.ی. ترک منزل طولانی نداشته و اینکه دلیلی که حکایت از عدم پرداخت نفقه باشد، از طرف خواهان به دادگاه ارائه نگردیده است و در مورد مطالبه اجرتالمثل ایام زوجیت، با توجه به اینکه فوت همسر خواهان در تاریخ 1374/11/02 بوده و اینکه مطالبه اجرتالمثل ایام زوجیت تا تاریخ 1374/11/02 ، در زمان حاکمیت ماده واحده اصلاح مقررات طلاق بوده است که در صورت تقاضای طلاق از سوی زوج، زوجه را مستحق اجرتالمثل میدانسته است، در حالی که تبصره الصاقی ماده 336 قانون مدنی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوب سال 1385 بوده که زوجه را در هر شرایطی اعم از ایام زوجیت و طلاق از سوی زوج، مستحق اجرتالمثل میداند و نظر به منطوق و سیاق ماده 4 قانون مدنی که تصریح دارد اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد و با توجه به اینکه تبصره الحاقی ماده 336 قانون مدنی عطف به ماسبق نمیشود که خواهان را مستحق اجرتالمثل ایام زوجیت تا تاریخ 1374/11/02 بداند و با توجه به اینکه بعد از تاریخ فوت شوهرش مبادرت به طرح دعوی علیه وراث برای مطالبه نفقه و اجرتالمثل نموده است، علت آن را مزاحمتهای خانواده شوهرش عنوان نموده است، نظر به مراتب فوق، دادگاه دعوی خواهان را غیر ثابت و غیر وارد تشخیص، مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، حکم به بیحقی خواهان صادر و اعلام مینماید. رای صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
یاسینی