صلاحیت مرجع رسیدگی به طرح دعوای واخواهی نسبت به قسمتی از دادنامه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1397/04/14
برگزار شده توسط: استان قم/ شهر قم

موضوع

صلاحیت مرجع رسیدگی به طرح دعوای واخواهی نسبت به قسمتی از دادنامه

پرسش

شخصی به موجب رأی غیابی، محکوم به پرداخت 30 میلیون تومان می‌گردد و نسبت به مابقی خواسته خواهان که 10 میلیون تومان بوده است حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر می‌شود. خواهان به قسمت اخیر رای (بطلان دعوی) اعتراض کرده و دادگاه محترم تجدیدنظر، محکوم به را از 30 به 40 میلیون تومان افزایش می دهد و رأی خود را غیابی اعلام می کند. محکوم علیه نسبت به هر دو بخش دادنامه (کل 40 میلیون) اعتراض و تقاضای واخواهی کرده است. سوال این است که این واخواهی در کدام دادگاه می بایست رسیدگی شود در دادگاه بدوی یا تجدیدنظر؟ (آیا ماده 364 ناظر به قسمتی است که محکوم به افزایش یافته؟)

نظر هیئت عالی

در صورتی که منشا طلب واحد باشد و دادگاه بدوی میزان طلب خواهان را 30 میلیون تومان تشخیص داده و نسبت به مازاد بر آن یعنی ده میلیون تومان حکم به بی حقی صادر کرده باشد و با اعتراض خواهان دادگاه تجدیدنظر نسبت به ده میلیون تومان نیز خواسته دعوا را بپذیرد و حکم به محکومیت خوانده صادر نماید، معنایش این است که میزان استحقاق خواهان را 40 میلیون تومان در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر می‌باشد.

نظر اکثریت

در فرض سوال، رسیدگی به واخواهی معترض در هر یک از بخش های مورد اعتراض در صلاحیت دادگاه مربوط صادر کننده رأی می‌باشد یعنی بخشی که دادگاه بدوی رأی صادر نموده است (30 میلیون تومان) در صلاحیت دادگاه بدوی است و بخشی که دادگاه تجدیدنظر رأی صادر نموده است (10میلیون تومان) در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است.
مبانی استدلال
در فرض مسأله سه راهکار بیشتر وجود ندارد: 1- اینکه دادگاه بدوی به هر دو بخش اعتراض رسیدگی نماید که این امر مستلزم آن است که دادگاه بدوی بتواند حکم دادگاه تجدیدنظر را نقض و یا تأیید نماید که قطعاً این امر، مخالف مقررات است. 2- اینکه دادگاه تجدیدنظر به هر دو بخش اعتراض رسیدگی نماید که این امر نیز مستلزم آن است که یک مرحله حق اعتراض واخواه از بین برود. 3- راه سوم همان است که هر دادگاه به اعتراض معترض در بخش رأی خود رسیدگی نماید تا از تالی فاسدهای مذکور جلوگیری شود.

نظر اقلیت

رسیدگی به واخواهی در فرض سوال در هر دو بخش رأی در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است.
مبانی نظریه:
وقتی دادگاه تجدیدنظر به موضوع رسیدگی کرده و رأی غیابی صادر نموده است دیگر دو تا حکم نداریم تا بتوانیم بگوییم که رسیدگی به اعتراض به آن در یک بخش در صلاحیت دادگاه بدوی و در بخش دیگر در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است بلکه فقط یک حکم داریم که همان حکم دادگاه تجدیدنظر است؛ بنابراین آن دادگاه صلاحیت رسیدگی به واخواهی معترض را دارد و دادگاه بدوی نمی تواند به موضوع رسیدگی نماید.

نظر ابرازی

اگر منشأ طلب واحد باشد موضوع در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است و الا هر دو بخش در صلاحیت دادگاه صادر کننده حکم مربوطه می‌باشد.
مبانی نظریه:
اگر منشأ طلب خواهان، واحد باشد (مثلاً خواسته فقط مستند به یک فقره چک باشد) در این صورت وقتی دادگاه بدوی بخشی از خواسته را پذیرفته و بخشی را ردّ کرده است؛ معنایش این است که دادگاه بدوی، میزان طلب خواهان را 30 میلیون تشخیص داده است و وقتی دادگاه تجدیدنظر، ده میلیون تومان دیگر از خواسته خواهان را می پذیرد و حکم صادر می کند معنایش این است که میزان استحقاق خواهان را، 40 میلیون دانسته است و در واقع دادگاه تجدیدنظر حکم به 40 میلیون تومان داده است؛ بنابراین رسیدگی به اعتراض واخواه نسبت به کل 40 میلیون در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر است و دادگاه بدوی نمی تواند به موضوع در هیچ بخشی رسیدگی نماید.

منبع