تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که زوج نسبت به رای صادره پس از قطعیت آن، فرجام خواهی مطرح کرده باشد و زوجه نسبت به رای بدوی تجدیدنظر خواهی کند و دادگاه تجدیدنظر، در رسیدگی به رای بدوی با تلقی اعتراض وکیل زوج به تجدیدنظرخواهی، نسبت به آن نیز رسیدگی کرده و حکم صادر کند، فرجام خواهی زوج از رای بدوی قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور نمیباشد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/31 - 11 : 11 قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: سعید عالم قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ
خلاصه جریان پرونده
خانم م. گ. با ولایت قهری آقای ع. گ. دادخواستی به طرفیت آقای م.ع. ح.پ. به خواسته صدور حکم به الزام زوج به طلاق به علت عسر و حرج و تحقق شروط ضمن عقد نکاح و جبران کلیه خسارات دادرسی، تقدیم نموده است و در متن دادخواست مزبور چنین مقرر داشته که اینجانب به موجب سند نکاحیه شماره 7389 مورخ 91/4/21 دفترخانه رسمی ازدواج شماره 192 مرودشت به عقد دائم خوانده در آمده ام. این ازدواج در سن صغارت بنابر احراز خانواده وی و والدین صورت گرفت و به مرور زمان که از نظر عقلی و شناخت اجتماعی و فردی رشد کردم به این نتیجه رسیدم که زوج فردی مناسب برای ازدواج با بنده نمیباشد. لذا شدیدا نسبت به تمکین اعم از عام و خاص کراهت دارم. و با عنایت به اینکه مهریه ام طبق حکم شماره 93/0190 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی مرودشت تقسیط گردیده و پرداخت آن سال ها به طول می انجامد و خوانده محترم از پرداخت به موقع اقساط خودداری مینماید برای وصول هر قسط نیاز به دستور جلب میباشد و از آنجا که از پرداخت نفقه خودداری مینماید با عنایت به سوء معاشرت زوج و حصول عسر و حرج و تحقق شرط ضمن عقد (عجز از پرداخت نفقه و سوء معاشرت) تقاضای رسیدگی و صدور حکم به الزام زوج به طلاق و جبران کلیه خسارات دادرسی از هر قبیل مورد استدعاست. ضمیمه دادخواست نیز کپی رونوشت سند ازدواج و برگ وکالتنامه وکلای تعیینی قرار داده است. زوجین جهت مشاوره معرفی گردیده اند که در نهایت طبق نظریه مشاور جهت ایجاد سازش مفید واقع نشده است. پرونده به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی مرودشت ارجاع گردیده است. دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمائم داده شده است. در جلسه مورخ 94/3/9 با حضور وکلای خواهان و بدون حضور زوجین تشکیل گردیده و اظهارات و خواسته زوجه توسط وکلای وی اظهار و در صورتجلسه منعکس شده است. در پایان دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر نموده است. زوجه پدر خود به نام ع. گ. را به عنوان داور خود معرفی و به وی موضوع داوری تفهیم گردیده است. جلسه مورخ 94/3/31 در وقت مقرر جهت استماع شهادت شهود تشکیل گردیده خوانده حاضر نشده وکلای زوجه (خواهان بدوی) حاضر و بیان نمودهاند مهریه و نفقه جداگانه اقدام شده است. زندگی مشترک نداشته اند. جهیزیه موجود نبوده زوجه یک عدد سکه بهار آزادی از مهریه خویش را در قبال طلاق به زوج بذل مینماید. از دو نفر گواهان خواهان به شرح جداگانه تحقیق شده که به عدم پرداخت نفقه توسط زوج گواهی داده اند. از طرف زوج نیز آقای علی مرادی به عنوان داور معرفی و به وی تفهیم شده است. نظریه داوران به طور جداگانه مرقوم و تقدیم شده که حکایتی از سازش بین زوجین ندارد. آقای ر.الف. ج. با ارائه برگ وکالتنامه از طرف زوج اعلام وکالت نموده است و لایحه ای در دفاع از موکل تقدیم که پیوست گردیده و طی آن مرقوم نموده زوج به شدت همسرش را دوست دارد و مایل به تشکیل زندگی مشترک و مراسم عروسی است و مدعی است موکل به موجب فیش های پرداختی نفقه زوجه را پرداخت نموده است. و خواهان مدرک معتبری جهت اثبات عسر و حرج و سوء معاشرت زوج با وی ارائه نداده و نتوانسته جهت تحقق شروط مورد ادعا دلیل موجهی بیاور در عسر و حرج نیز تحقق نیافته، تقاضای بطلان دعوا را نموده است در جلسه مورخ 94/5/28 زوجین و وکلای زوجه حضور دارند ولی قهری زوجه آقای ع. گ. نیز در جلسه حاضر است، وکیل زوجه اظهار نموده حاضر است در قبال طلاق کلیه حق و حقوق خویش را از جمله مهریه، نفقه به غیر از 15 عدد سکه تمام بهار آزادی که بابت مهریه دریافت نموده است را به زوج بذل نماید. و موکله به جهت کراهت حاضر به تمکین نمیباشد. خوانده اظهار نموده به هیچ وجه حاضر به طلاق نمی باشم. نفقه ایشان را در سال 1 -* پرداخت کرده ام سوء معاشرت نداشته ام. وکیل خواهان اظهار نموده از تاریخ 91/4/21 که تاریخ وقوع عقد بوده تا پایان شهریور 93 نفقه را پرداخت نکرده و پس از صدور حکم جلب نفقه را پرداخت نموده است و از مهر ماه 93 تاکنون پرداخت نکرده و دو فقره فیش یکی به مبلغ 800/000 تومان و یکی 600/000 تومان 94/4/23 به حساب موکل واریز نموده است. وکیل زوجه در لایحه تقدیمی اعلام نموده موکله از مورخ 93/5/28 به بعد نفقه خود را در قبال طلاق بذل مینماید، دادگاه با اعلام ختم دادرسی طبق دادنامه صادره به شماره 94/0625 مبادرت به صدور رای مینماید. و بر اساس آن مقرر مینماید که با عنایت به اوراق و محتویات پرونده، سند رسمی ازدواج، اظهارات طرفین و وکلای ایشان، شهادت شهود، کپی مصدق دادنامه شورای حل اختلاف بابت پرداخت نفقه زوجه از تاریخ 91/4/21 تا زمان اجرای حکم و توجها به سعی و تلاش دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین که موثر واقع نگردیده، فلذا خواسته خواهان را مقرون به صحت تشخیص مستندا به ماده 1119 قانون مدنی و مواد 28/26 قانون حمایت خانواده و مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به لحاظ تخلف زوج از شروط ضمن عقد صادر و اعلام می دارد. زوجه به غیر از 15 عدد سکه تمام بهار آزادی بابت مهریه کلیه حق و حقوق خویش را در قبال طلاق به زوج بذل مینماید. غیرمدخوله و اعتبار حکم 6 ماه قید شده است. در خصوص خواسته دیگر خواهان مبنی بر عسر و حرج زوجه و سوء معاشرت زوج از نظر دادگاه ثابت نگردیده و دلیلی ارائه نشده حکم بر بطلان دعوای خواهان در این خصوص صادر میگردد. این رای حسب گواهی مامور در تاریخ 94/6/12 به وکیل زوج آقای ر.الف. ج. ابلاغ گردیده است. وکلای زوجه (خواهان بدوی) پس از ابلاغ رای دادخواست تجدیدنظرخواهی نسبت به رای موصوف تقدیم نمودهاند و وکیل زوج آقای ر.الف. جاوید در خارج از مهلت تجدیدنظرخواهی در تاریخ 94/7/20 (در مهلت فرجام خواهی) دادخواست فرجام خواهی نسبت به رای مذکور تقدیم نموده است. پرونده پس از تبادل لوایح به مرجع تجدیدنظر ارسال و به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع گردیده است. دادگاه طی صورتجلسه پرونده را به شعبه بدوی جهت تحقیق از شهود زوج مبنی بر پرداخت نفقه زوجه و بررسی فیش های ادعایی و استعلام از شورای حل اختلاف و بررسی نتایج پرونده شکایت کیفری زوجه و استعلام از پزشکی قانونی در مورد باکره بودن زوجه اعاده و ارسال نموده است. شعبه بدوی با تشکیل جلسه جهت استماع شهادت شهود زوج طی صورتجلسه تنظیمی قید نموده تجدیدنظرخواه و ولی و وکلای ایشان حضور دارند و تجدیدنظرخوانده (زوج) و وکیل ایشان علیرغم ابلاغ و انتظار کافی حضور نیافته و شهودی معرفی ننموده است. بعدا وکیل زوج طی برگ استشهادیه و گواهی تنظیمی در دفترخانه گواهی شهود خود را ارائه کرده است. زوجه به پزشکی قانونی معرفی شده که نتیجه آن غیرمدخوله اعلام گردیده است. از بانک در مورد پرداخت وجه به حساب خانم م. گ. استعلام شده که در پاسخ مراتب به همراه لیست واریز شده اعلام گردیده، شورای حل اختلاف نیز پرداخت نفقه های گذشته از تاریخ 92/4/21 لغایت 94/6/18 جمعا به مبلغ 54/169/500 ریال را گواهی کرده است. نظریه داور زوجه با معرفی مجدد داور اعلام گردیده است. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس با اعلام ختم رسیدگی در تاریخ 94/12/15 و طی دادنامه صادره به شماره 94/01896 مبادرت به صدور رای نموده است و طی آن مرقوم نموده که «تجدیدنظرخواهی آقای ر.الف. ج. به وکالت از طرف آقای م.ع. ح.پ. به طرفیت خانم م. گ. با وکالت آقای چ. ع. و الف. ر. یی نسبت به دادنامه تحت شماره 94/00625 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مرودشت که به موجب آن به لحاظ تحقق شرط بند اول سند نکاحیه اجازه اعمال وکالت در طلاق با حق توکیل به غیر داده شده است وارد و موجه نیست. زیرا برابر دادنامه شماره --- - 92/10/30 صادره از شعبه چهارم شورای حل اختلاف مرودشت مشارالیه محکوم به پرداخت نفقه از تاریخ 91/4/21 لغایت اجرای حکم گردیده است که به میزان پنج میلیون و چهارصد هزار تومان جبرا از وی اخذ گردیده و با توجه به اینکه مساعی دادگاه و داوران جهت اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده است و برابر نظریه مشاور خانواده که در برگ 8 پرونده (به نظر میرسد این جلسات برای نامبردگان جهت سازش مفید واقع نخواهد شد) بنا به مراتب هیات دادگاه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید میگردد. و راجع به تجدیدنظرخواهی متقابل وکلای زوج مبنی بر اینکه وی در سن رشد قرار نداشته که حقوق مالی خویش از جمله مهریه در قبال طلاق بذل نمایند. لذا به استناد ماده 351 قانون مرقوم با حذف این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته مراتب اصلاح میگردد. پس از ابلاغ دادنامه اخیر، پرونده به شعبه بدوی اعاده گردیده است. مدیر دفتر شعبه طی شرحی اعلام نموده که وکیل زوج در مهلت مقرر نسبت به رای دادگاه تقاضای فرجام خوهی از دیوان عالی کشور را نموده و پرونده با دستور رئیس شعبه به دیوان عالی کشور ارسال شده است. و وکلای زوجه نیز مبادرت به تقدیم لایحه دفاعیه در مقام تبادل لوایح نمودهاند با ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. مفاد دادخواست فرجام خواهی وکیل فرجام خواه و لایحه تقدیمی وکیل فرجام خوانده به همراه این گزارش در هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سعید عالم عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد
رای شعبه
هر چند آقای ر.الف. ج. وکیل زوج آقای م.ع. ح.پ. در مهلت مقرر بیست روز پس از ابلاغ دادنامه بدوی تقاضای تجدیدنظرخواهی ننموده و پس از انقضاء مهلت تجدیدنظرخواهی با تقدیم دادخواست تقاضای فرجام خواهی از دیوان عالی کشور را نموده است. ولی چون نسبت به دادنامه بدوی و در وقت مقرر توسط وکیل زوجه تقاضای تجدیدنظرخواهی شده است و پس از ارسال و ارجاع پرونده به مرجع تجدیدنظر، هیات شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس به اعتراض طرفین از جمله آقای ر.الف. ج. به وکالت از آقای م.ع. ح.پ. به عنوان تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه بدوی رسیدگی نموده و با ورود در ماهیت موضوع اعتراض وی طی دادنامه صادره رای صادر نموده است. صرفنظر از صحت و سقم آراء صادره به لحاظ اینکه مطابق بند ب ماده 398 قانون آیین دادرسی مدنی، احکام دادگاه بدوی در صورتی قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور میباشد که نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نشده باشد، در حالی که نسبت به رای بدوی از طرف وکیل زوجه تقاضای تجدیدنظرخواهی شده و دادگاه تجدیدنظر با تلقی اعتراض وکیل زوج به تجدیدنظرخواهی نسبت به آن رسیدگی و حکم صادر نموده و از طرف مشارالیه نسبت به رای اخیر صادره از طرف مرجع تجدیدنظر نیز تقاضای فرجام خواهی به عمل نیامده است. لذا موضوع قابل طرح و رسیدگی در مرجع دیوان عالی کشور نیست. دفتر مقرر است پرونده از آمار کسر و اعاده گردد.
شعبه شانزدهم دیوان عالی کشوررئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم