شرط تنفیذ رای طلاق صادره از دادگاه خارجی در خصوص اتباع ایرانی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/06/19

پیام: در صورتی که رای دادگاه خارجی دایر بر طلاق در خصوص اتباع ایرانی موافق قوانین ایران صادرنشده باشد، در دادگاه‌های ایران قابل تنفیذ نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در این پرونده م. ش. ن. در مورخه 99/9/30 باتقدیم دادخواست به خواسته تنفیذ طلاق (اثبات و نفقه طلاق) به طرفیت ر. ق. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 96/11/3 با خوانده ازدواج نموده و خوانده طبق مذهب حنفی سه مرتبه متوالی در حضور شهود و از طریق پیامک و تماس تلفنی مرا مطلقه نموده استشهادیه محلی و استفتاییه هم وجود دارد. پاسخ امام جمعه * به شرح ص یک می‌باشد. استهشادیه محلی به شرح ص 2 پرونده است. و مرکز افتای احناف تایباد نیز به شرح ص 9 پرونده در پاسخ به سیوال خواهان اعلام کرده با توجه به گفته زوجه و شهادت شهود طلاقه ثلاثه اتفاق افتاده است. شعبه *در 99/10/30 تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان اظهار داشته خوانده موکل را در 97/1/20 در حضور دو نفر شاهد طلاق ثلاثه داده و بعد پیامکی هم به موکل اعلام نموده که سه طلاقه ای و اکنون ازدواج نموده و در حضور م. هم صراحتا اعلام کرده همسرم را سه طلاق نمودم تقاضای استماع شهادت شهود و اتیان سوگند را دارم. جلسه بعدی دادگاه در 99/11/26 تشکیل گردیده است.وکیل خواهان مطالب قبلی را تکرار نموده است. از شهود استماع شهادت شده 1 - ح. ش. ن.: خواهان دختر عموی من است.من داخل حوزه مظهر التوحید بودم. ر. ق. با دختر عمو امدند و ر. به مفتی ف. گفت که خانم را سه طلاق دادم. مفتی ف. گفت باید به زبان هم بگویی و ر. سه مرتبه گفت طلاق. و خانم م. هم بود و من شاهد بودم. دو سال پیش بود. بعد هم در برگه نوشت و امضای کرد. 2 - م. ش. ن.: پدر خواهان: داماد من زنگ زد و دخترم را طلاق داد و بعد امد خانه و گفت دوباره عقد کنیم و رفتیم حوزه و دامادمان موضوع را گفت که از پشت تلفن طلاق دادم. مفتی هم یک برگه اورد گفت بنویس و نوشت و امضای کرد م. گفت شما سه طلاقه هستید و نمی توانید عقد کنید و در همان جلسه به خانم گفت طلاق (سه مرتبه) و مکتوب شد. دادگاه به موجب دادنامه شماره --- 99/12/4 حکم به اثبات واقعه طلاق خواهان صادر نموده است. اقای ر. ق. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

فرجامخواهی اقای ر. ق. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/12/4 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به اثبات واقعه طلاق ثلاثه زوجین صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا موضوع طلاق مورد انکار زوج میباشد. و ضرورت داشته از اقای م. ف. که فرجامخوانده و شهود مدعی حضور وی در زمان اجرای صیغه طلاق بوده اند در خصوص موضوع تحقیق شود. ثانیا شهود اظهار نموده‌اند موضوع طلاق توسط زوج مکتوب و امضای شده است.لیکن چنین سندی نیز ارائه نگردیده که از این جهت نیز تحقیقات دارای نقص است. لذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌نماید.

پس از اعاده پرونده دادگاه مرجوع الیه وقت رسیدگی تعیین ضمن صدور قرار استماع شهادت به خواهان ابلاغ کرده است.اقای م. ف. را حاضر و برگه ای که طلاق زوجه در ان قید شده است.را ارائه نماید. خوانده ضمن تقدیم لایحه شرح رفتن نزد م. ف. و توضیح مسایل اتفاق افتاده و اینکه به او گفته است.زنش را طلاق و کیفیت انرا بیان کرده و اشاره کرده است.که م. مذکور از او خواسته است.مطالب خود را مکتوب نماید. و پس از کتاب از نزد م. رفته است.و اینکه مطالب نوشته شده بگفته او بوده است.و در ادامه گفته است.در این حین به پدر خانمم گفتم که چه موقع ما را مجددا عقد می کنید در جلسه مورخ 1400/09/20 دادگاه خواهان موضوع سه طلاقه شدن خود از سوی زوج را توضیح داده است. خوانده (زوج) گفته است: بله من ان برگه را نوشتم ولی در ان موقع سن من 16 سال بود و از طرفی شخص دیگری این را به من دیکته کرد و ان شخص م. ف. بود و من ان موقع نفهمیدم چه نوشتم. دو نفر شاهد به نامهای ح. ش. ن. و ع. س. نوشته اند: … شهادت می دهیم که اقای ر. ق. در دار الافتای حوزه *التوحید اقرار نموده که همسرش م. ش. ن. فرزند م. را به صورت پیامکی و تلفنی سه طلاقه نموده است. وقتی نامبرده اینچنین اقرار نمود برگه ای به دست ایشان داده شد و انچه را که گفته بود با اسم و فایملش را مکتوب و امضای نمود، ما برای خدا شهادت می دهیم که این الفاظ سه طلاق را نسبت به همسر خود م. ش. ن. گفته است. دارلافتای مظهر التوحید *در پاسخ سوال دو شاهد مذکور نوشته است: قبل از هر چیز باید دانست شهادت بر طلاق طبق نصوص فقهی حق الله می‌باشد. (لمافیه من تحریم الفرج) و بدون ادعای طرفین هم شهادت در این باب پذیرفته می‌شود.، لذا بعد از احراز شرایط شهادت شهود نزد قاضی، طبق شهادت گواهان سه طلاق واقع و مغلظه شده است. دادگاه از خواهان خواسته است.م. ف. را حاضر نماید. م. مذکور علیرغم تماس تلفنی با وی در دادگاه حاضر نشده است. و بدلیل عدم ثبت نام او در سامانه ثنا ارسال اخطاریه نیز میسر نگردیده است.در جلسه مورخ 1400/11/03 خواهان یک نفر از شهود خود را حاضر نموده است.اقای ع. س. ش. به عنوان شاهد گفته است: حوالی عصر بنده به همراه خوانده (ر. ق.)، پدر خواهان و پسر عموی خواهان به *نزد م. ح. ف. رفتیم و ان جا خوانده نحوه مطلقه نمودن همسرش (خواهان) را که به صورت تلفنی بوده و 3 . بار لفظ طلاق را پشت تلفن بیان کرده است.را برای من و م. ف. بیان کرد و م. ف. گفت انها را مکتوب کن وایشان پای ان را امضای کرد و بعد از ان استفتا گرفته اند از دارالافتای مظهر التوحید که گفتند به این که این اقا 3 طلاق واقع شده است.به صورت لفظی بر همدیگر حرام هستند خوانده در پاسخ گفته است: اینجانب ر. ق. در موضوع خانم م. ن. در قضیه طلاق بنده خانم م. ش. ن. را طلاق ننموده ام و خانم ش. ن. را یک طلاق داده ام و بعد از یک هفته به خانم رجوع کردم و خلوت صحیح انجام شده است.و اینجانب خانم م. ش. ن. را دوست دارم. و می خواهم زندگی کنم پدر خانم من م. ش. ن. من را به دروغ به حوزه مظهر توحید تایباد به من گفت قضیه را توضیح بده و اینجانب به م. توضیح دادم که بنده خانم م. ش. ن. را یک طلاق دادم ومولوی به من یک کاغذ داد و من از زبان خودشان نوشتم بعد از قضیه م. خانواده همسرم و م. ف. به من گفتند که برو چند روز دیگر مشکلتون حل میشه ولی بعد از چند روز که زنگ زدم به من گفتن دیگه زنگ نزن. در ادامه جلسه خواهان گفته است: ایشان بنده را 3 طلاقه نموده است. و ان را هم مکتوب کرده است.و هم به صورت شفاهی بیان نموده است. و به هیچ عنوان بعد از طلاقی که خدمت م. ف. انجام گفت به بند رجوع ننموده است.وکیل خوانده نیز اظهارات خود را طی لایحه تقدیم نموده است. دادگاه پرونده مورد استناد خواهان با موضوع مطالبه مهریه را مورد ملاحظه قرار داده است.که برگه ای دال بر ادعای خواهان دایر بر ثبت واقعه طلاق از سوی خوانده مشاهده نگردیده است.دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1400/12/12 پس از درج خلاصه پرونده بااشاره به اظهارات زوج مبنی بر وقوع یک طلاق و امکان رجوع برای زوج و عدم حضور م. ف. جهت اخذ توضیح و اینکه طلاق ایقاع است.که با انکار صاحب حق بحث طلاق ثلاثه منتفی است.و ادعای رجوع زوج از یک طلاق و تحقیقات مدنظر این شعبه خواسته خواهان را ثابت ندانسته و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. با اعتراض و تجدیدنظر خواهی خواهان بدوی شعبه *متکفل رسیدگی گردیده و به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1401/02/26 اعتراض را وارد ندانسته و ضمن رد تجدیدنظر خواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است.سپس براساس فرجامخواهی خواهان پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.لوایح فرجامی که تکرار مطلب قبلی است.در صورت لزوم هنگام شور قرائت خواهد گردید.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره * 01/2/26 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی خانم م. ش. ن. با وکالت خانم ص. پ. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که حسب مفاد ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *در خصوص دعوی وی به طرفیت فرجامخوانده به خواسته اثبات واقعه طلاق حکم به بطلان صادر گردیده است.وارد می‌باشد. زیرا اگر چه رفع نقص تحقیقاتی اعلام شده در دادنامه سابق الصدور به دلیل عدم امکان به نتیجه نرسیده است.لیکن صرف نظر از دو مورد مذکور 1 - شهادت شهود تعرفه شده از سوی وی به شرح صفحات 20 - 22 - *پرونده که گفته اند در جلسه استفتای از م. ف. از فرجامخوانده شنیده اند که در توضیح مسایل اتفاق افتاده خطاب به م. اظهار داشته است: در تلفن خطاب به زوجه و پیامک اسالی به زوجه گفته است.طلاق، طلاق، طلاق و خوانده شخصا به نوشتن و امضای این مطالب در کاغذی که م. به او داده است.بدینصورت اقرار نموده است.که انچه م. ف. گفت را نوشتم. به نظر می‌رسد شهادت شهود و اقاریر فرجامخوانده در جلسات دادگاه و لایحه تقدیمی و پاسخ دارالافتای مظهر توحید تایباد در اثبات وقوع 3 طلاق فیمابین زوجین طبق فقه اهل سنت کفایت می کند. 2 - اقاریر متعدد فرجامخوانده بر اینکه یک طلاق جاری کرده و بعد از یک هفته رجوع نموده است.نیز برای اثبات بینونت و طلاق فیمابین زوجین کافی به نظر می‌رسد زیرا جاری نمودن طلاق مورد اقرار مکرر زوج قرار گرفته است.و برای ادعای رجوع بعد از یک هفته هیچگونه دلیل اثباتی از سوی زوج ارائه نگردیده است.و با توجه به سپری شدن عده طلاق بینونت فیمابین انان محقق شده است.بنابراین به استناد بند 2 ماده 371 و شق ج ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض رسیدگی مجدد به پرونده به شعبه هم عرض دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌گردد./ا 401/6/19

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع