فسخ نکاح به دلیل تعدد ازدواج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/05/18

پیام: قرار رد دعوا از قرارهای قابل فرجام خواهی نمی‌باشد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

بسمه تعالی

مندرجات پرونده حاکی است.در تاریخ 1400/08/23 اقای س. پ. دادخواستی به طرفیت اقای م. پ. و خانم ص. ن. ف. و اقای ع. پ. به خواسته فسخ نکاح فیمابین مرحومه ف. پ. (مورث قانونی خواندگان) به جهت وجود تدلیس تقدیم دادگستری شهرستان *نموده است.و در توضیح خواسته چنین بیان نموده است: اینجانب به استناد سند نکاحیه که تصویری از ان به پیوست تقدیم م گردد. با مرحومه مغفوره ف. پ. مورث قانونهی خواندگان عقد نکاح دائم برقرار نموده ام حالیه با توجه به اینکه موجبات تدلیس از سوی زوجه و خانواده ایشان فراهم اورده شد در مهلت و فرجه قانونی ضمن اعلام مراتب درخواست رسیدگی را دارم. الف (تدلیس) ب - تخلف از وصف بنایی و عدم سلامت زوجه ج - بند 3 ماده 1123 ق مدنی بدین توضیح که زوجه (مرحومه ف. پ. در سن 15 سالگی به تشخیص پزشکان به بیماری (سارکوم ران) مبتلا شده که در *تحت مداوا و عمل جراحی قرار گرفته است.و در آزمایشگاه پاتولوژی در تاریخ 1390/04/04 در بررسی میکروسکوپی نمونه ارسالی از توده ران در بین عضلات و گلبولهای چربی عمقی بیماری ژنتیکی سارکوم همسرم مورد تایید قرار گرفته است.بیماری که با تاکید فراوان پزشکان مبنی بر عدم ازدواج و بچه دار شدن همسرم همراه بود لیکن والدین همسرم با بی توجهی محض به این دستورات پزشکی و مخفی نمودن این بیماری از اینجانب و دیگران تن به ازدواج تنها دخترشان داده اند که ازدواج منجر به تشدید بیماری شد متاسفانه با اینکه پزشکان متخصص تاکید بر منع ازدواج داشته اند ولی والدین همسرم با بی توجهی باعث انعقاد عقد نکاح گردیده اند که چنین مساله ای مصداق بارز تدلیس در نکاح می‌باشد. لذا بنا به مراتب درخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته دارم.) پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شد شعبه مرقوم دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین همراه با ثبت پرونده را صادر نموده است. در ادامه اقای م. م. ن. به عنوان وکیل اقای س. م. وارد پرونده شد و اقای ح. ق. نیز به وکیل م. پ. و خانم ص. ن. ف. وارد پرونده شده اند جلسه رسیدگی در تاریخ 1400/09/20 با حضور وکلای طرفین و ا. از خواندگان تشکیل شد وکیل خواهان دعوا را طرح نموده است.و اضافه نموده است.که موکل با دختر خواندگان ردیف اول و دوم و مار خوانده سوم ازدواج نموده است.بعد از مدتی مبتلا به بیماری سرطان شد و دار فانی را وداع گفت موکل در زمان بیماری ایشان همکاری نموده است.و هزینه بیماری را پرداخت نموده‌اند بعد از مدتی از فوت همسرش مطلع شد که قبل از عقد نکاح مبتلا به سرطان شد و خانواده زن بیماری را از زوج پنهان نموده‌اند و ازدواج بر این بنا شد که زن صحیح و سالم است.لذا ضمن درخواست ارجاع امر به پزشکی قانونی درخواست رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح را داریم وکیل خواندگان اعلام نموده است.درخواست فسخ نکاح از دادگاه فاقد وجهه قانونی است.بلکه باید از دادگاه احراز فسخ درخواست شود. و دیگر اینکه خواهان و خواندگان فامیل نزدیک هم می‌باشند و کاملا از هم دیگر شناخت دارند و زوجه نیز به زوج اعلام کرده بود در سن 15 سالگی عمل انجام داده است.و خوب شده است.و اینکه بعد از 6 یا هفت سال مجددا بیماری عود کرد منتهی به مرگ شد دلیل بر بیمار بودن متوفی در زمان عقد نیست و زوج از وقوع بیماری کاملا متوجه بوده است.مضافا به اینکه خیار فسخ برابر مواد 415 و 440 فوریت دارد. و اینکه زوج بعد از 6 یا هفت سال بعد از ازدواج و یا بعد از یک سال از فوت زوجه درخواست فسخ نماید. فوریت ندارد. چون زوجین دارای فرزند مشترک می‌باشند و علت اصلی طرح دعوی فسخ نپرداختن صداق است.و جلوگیری از ملاقات خواندگان با نوه شان می‌باشد. لذا چون در زمان عقد متوفی در سلامت کامل بوده است.دلیل بر بیماری زمان عقد نمی‌باشد. عود دوباره دلیل بر بیماری زمان عقد نمی‌باشد. دعوای مسموع نمی‌باشد. درخواست بطلان ان را داده است.

دادگاه پس از اخذ توضیح از دیگر خواندگان حاضر قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده است.شهود طرفین متفاوت گواهی نموده‌اند شهود خواهان بر عدم اطلاع وی از بیماری و شهود و خواندگان بر اطلاع خواهان از بیماری گواهی داده اند ضمنا مدارک پزشکی ضمیمه پرونده گردید. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- *- 1400/10/18 دادگاه با ذکر مقدمه ای که حاوی هویت طرفین و خواسته و خلاصه از اظهارات طرفین است.چنین مبادرت به صدور رای نموده است: … با بررسی منعکس شده در پرونده و مداقه و امعان نظر در لوایح تقدیمی چنین استدلال می‌نماید. که وفق ماده 1128 ق م که اشعار می دارد.: هرگاه در یکی از طرفین وصف خاصی شرط شده باشد. و بعد از عقد معلوم شود. که طرف مذکور فاقد ان وصف مقصود بود برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده و بعد از عقد معلوم شود. فاقد وصف مصرح است.یا عقد متباینا بر ان واقع شده باشد.، فقها امامیه نیز ترکیبی را از مواد فسح نکاح می دانند و می فرمایند تدلیسی می‌بایست به قصد فریب طرف مقابل باشد. به عبارتی یک نفر با اعمال فریبکارانه خویش طرف مقابل را به ازدواج ترغیب کند و ان وصف نیز باید موثر در تصمیم گیری مقابل باشد. تدلیسی مبنی بر نیرنگ و فریب است.که به خودی خود از اعمال ناپسند به شمار می اید خواه موجب ضرر مالی شود. یا نشود.

فلذا عنصر اخلاق حاکم بر قانون می‌باشد. عقد نکاح نیز امیزه ای از قواعد حقوقی و اخلاق است.و در این امیزه غلبه با اخلاق است.لذا چنانچه فردی در این امر اخلاقی فریب کاری نماید. می‌بایست در مقابل دیگران پاسخگو باشد. ماده 1128 مدنی ناظر بر شرط است.بدین معنی که هرگاه زن و شوهر به طور ضمنی یا صریح صفتی را در یکی از همسران خود شرط کند نبودن ان صفت در ان برای طرف مقابل ایجاد حق فسخ می کند به عبارتی شرط بنایی در عقد نکاح مستقر می‌باشد. حال با توجه به شرحی که گذشت اولا در مانحن فیه زوجه فوت نموده است.و با فوت زوجه عقد نکاح منحل شده است.و موجبی برای فسخ نکاح نمی‌باشد. در ثانی طرفین با هم قرابت نسبی داشته اند و قبل از ازدواج نیز با وضعیت یکدیگر اشنایی داشته اند لذا امکان پنهان کاری متصور نمی‌باشد. ثالثا - طرفین مدت زمانی را با یکدیگر زندگی کرده اند و دارای یک فرزند هستند فلذا قید فوریت در اعمال خیار نیز زایل گردیده است. رابعا - خواهان به لحاظ عدم پرداخت مهریه مدت زمانی را در زندان بوده است.لذا جهت فرار از ادای این دین اقدام به طرح این دعوا نموده است.

خامسا - شهود تعرفه شده نیز شهادت به اطلاع زوج از وضعیت متوفی داده اند لذا خواسته خواهان را وارد ندانسته حکم به بطلان دعوی صادر می‌گردد. پس از ابلاغ رای مورد تجدیدنظرخواهی وکیل زوج قرار گرفته است.پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان *ارسال به شعبه *ارجاع شده است.شعبه مرقوم پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- / 16048 - 1401/01/16 با استدلال به اینکه یکی از موارد انحلال نکاح فوت یکی از زوجین است.درخواست فسخ نکاح از سوی خواهان تحصیل حاصل است.لذا درخواست خواهان مغایر با موازین قانونی مطرح شده است.و دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح حکم به بطلان به قرار رد دعوی ضمن رد تجدیدنظرخواهی نتیجتا تایید می‌گردد. پس از ابلاغ این رای؟؟ و فرجامخواهی واقع شده است.پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردید.به این شعبه ارجاع گردید.پرونده حکایت دیگری ندارد.

به تاریخ فوق هیات شعبه با حضور اعضای تشکیل جلسه داده است.پس از قرائت گزارش و انجام مشاوره به شرح اتی مبادرت به صدور رای می‌نماید.

رای متن رای

رای

رای فرجامخواسته به شماره *که از شعبه *پس از نقض رای دادگاه نخستین صادر گردیده است.به صورت قرار رد دعوای مطروحه است.و از جمله قرارهای قابل فرجام بند ب ماده 368 ق. ا. د. م نمی‌باشد. و قابل طرح در مقام فرجامی نیست دیوان عالی کشور مواجه با تکلیفی نمی‌باشد. لذا ضمن رد فرجامخواهی پرونده اعاده می‌گردد.

شعبه *

رییس: ح. ط.، عضو مستشار: م. ح. پ.

منبع