اداره دارائی
به طوریکه اطلاع دارید برای جلوکیری[جلوگیری] از [هرگونه]هرکونه زحمت برای ادارات دارائی و مودیان مالیاتی تا حال درآمد مقاطعه کاران مقطوعاً ده درصد کلیه وجوه دریافتی آنها نقدا و جنسا تعیین و به قرار نرخ چهار درصد مالیات آن دریافت [میگردید]میکردید.
اینک با وضع قانون 28 اسفند ماه 1317که نرخ مالیاتی به تناسب درآمد های حاصله تغییر مینماید و این امر ممکن بود اشکالاتی در محاسبه مالیاتی این نوع مودیان تولید کند لهذا برای ایجاد رویه متحد الشکل و سهلی که با مقررات قانون جدید تطبیق نماید بنا به تصویب مقام وزارت مراتب زیر را برای اطلاع و اجراء مینکارد[مینگارد].
1) مالیات بردرآمد مقاطعه کاران مانند سابق مقطوعا و با اعمال ضریب ده درصد به شرح فوق دریافت میکردد [میگردد] منتهی نظر به اینکه نرخهای مالیاتی برروی درآمد سالیانه هر مودی تعیین میشود لهذا درآمد هر ماه مقاطعه کار بایستی با درآمد ماههای قبل که مربوط بیک سال باشد جمع و مالیات مجموع آن را تعیین هر مبلغ که بابت مالیات در ماههای پیش پرداخته از آن موضوع و باقی را به نام مالیات بردرآمد وجه دریافتی مقاطعه کار (اعم از کالا و نقد) بابت ماه منظور دریافت نمود.
بدیهی است هر موقع از سال که میزان مجموع درآمدهای ماهیانه از پانصدهزارریال تجاوز نمود نسبت به مازاد به طورکلی نرخ بیست درصد اعمال و محتاج به جمع با درآمد ماههای گذشته نیست.
مثال: اکر[اگر] مقاطعه کاری در ماه اردیبهشت 1318 شروع بانجام وظیفه مقاطعه کاری خود نمود وضعیت او در ماه مذکور بالغ بریک میلیون ریال کردیده[گردیده] بقاعده فوق درآمد مقطوع وضعیت مزبور یکصد هزارریال است که مالیات آن با رعایت نرخهای مقرر در ماده اول قانون اصلاح قانون مالیات بردرآمد بالغ بر7700 ریال میشود که بایستی وصول نمود و چون وضعیت مقاطعه کار در ماه دوم عمل (خرداد 1318) فرضا بدو میلیون ریال بالغ شود بقاعده فوق سود ویژه ماه مزبور دویست هزارریال است که با یکصدهزارریال سود ویژه مقطوع ماه پیش جمعا سیصدهزارریال میشود مالیات رقم اخیرالذکر 37700 ریال که چون در ماه پیش 7700 ریال آن را پرداخته باقی 30000 ریال دین مودی است که بایستی بابت مالیات وضعیت ماه دوم خود بپردازد و بهمین ترتیب که بالا برود تا سال بپایان برسد و حساب مالیاتی یک ساله مودی واریخت کردد[گردد] بدیهی است عین این رویه درباره مقاطعه کاران دست دوم و سوم باید اعمال و دیکر[دیگر] تفاوتی بین هیچ یک موجود نیست.
2) اشکال دیکر[دیگر] که نسبت بدریافت مالیات سالهای کذشته[گذشته] مقاطعه کاران در پیش و ممکن است تماس با نرخهای قانون جدید پیدا کند این است:
الف - یکعده از مقاطعه کاران کارهای خود را در سال قبل انجام داده ولی به علل و پیش آمدهای مالی و فنی پرداخت قیمت کارهای مذکور به عهده تعویق افتاده که در هذه السنه دریافت میدارند.
ب - قسمت دیکر[دیگر] مقاطعه کارانی هستند که کارهای آنها تحویل کرفته [گرفته] شده ولی در هذه السنه بازدید قطعی از کارهای آنها به عمل میاید و تتمه قیمت کارهای انجام شده سال کذشته[گذشته] (صورت وضعیت قطعی) بانها پرداخت میشود.
ج - کلیه مقاطعه کاران که در سنوات کذشته[گذشته] کارهای خود را انجام داده برحسب پیمان ساختمانی منعقده با دولت وجه الضمانهای خود را که از نظر حُسن انجام کار نکهداری[نگهداری] شده در امسال دریافت میدارند در این موارد لازم است دستور زیرین را رعایت نمود و به ترتیب ذیل مالیات این قبیل مودیان دریافت کردد[گردد]. در مورد آنهائیکه کارهای خود را در سال قبل انجام داده ولی مطالبات آنها به عللی پرداخت نشده و در سال 1318 ببعد پرداخت میکردد [میگردد]اعم از بهای کارهای انجام شده یا وجهالضمان با توجه به تبصره ماده هشتم قانون اصلاح قانون مالیات بردرآمد عینا مثل سابق یعنی با اعمال ضریب 10% و نرخ صدی چهار (برای مقاطعه کاران دست اول) و صدی دو (برای مقاطعه کاران دست دوم تا پانصدهزارریال) مالیات دریافت میکردد[میگردد].
مثال (1) - مقاطعه کاری اعمال ساختمانی خود را در اردیبهشت سال1317 بپایان رسانیده که باید فرضاً دو ماه بعد یعنی در تیرماه1317 بهای وضعیت قطعی خود را دریافت دارد بواسطه اختلاف حساب پرداخت بهای وضعیت قطعی تا خرداد 1318 بطول میکشد در این مورد چون طبق مقررات قرارداد استحقاق دریافت وضعیت قطعی را در تیرماه1317 داشته و به علت اختلاف حساب در خرداد1318 پرداخت شده لهذا نرخ مقرری در تاریخ استخقاق ملاک تشخیص مالیات بوده و بایستی مالیات بردرآمد آن را مطابق نرخ قانون 24 آذر 1313 وصول نمود.
مثال (2) - مقاطعهکاری عمل قرارداد را بایستی در ظرف دو سال فرضا از تیر1314 تا خرداد16 انجام دهد و پنج درصد از ده درصد وجه الضمان مسکوره ماهیانه را شش ماه پس از انجام عمل و پنج درصد باقی را یک سال پس از خاتمه کار باید دریافت کند ولی به علت اختلاف فنی یا اختلاف دیکری در انجام عمل قرارداد حاصل شده پرداخت بعض یا تمام وجه الضمان بسال 1318 موکول میکردد[میگردد] چون مقاطعهکار استحقاق دریافت آن را قبل از سال 1318 داشته است لهذا هر موقع که ده درصد وجهالضمان مزبور اعم از اینکه دفعه واحده پرداخت یا بدفعات تادیه شود در وجه مقاطعه کار کارسازی شد بایستی مالیات را بنرخ مقرر در قانون24 آذر1313 وصول نمود مطابق نرخ قانون جدید
راجع بدو قسمت دیکر[دیگر] از مقاطعه کارانیکه در هذاالسنه استحقاق دریافت قیمت کارهای خود را پیدا کرده و یا وجه الضمانهای آنها طبق پیمان ساختمانی درسال1318 قابل پرداخت است بایستی با نرخ قانون جدید مالیات آنها دریافت شود.
مثال(1) - طبق مقررات پیمان پرداخت بهای وضعیت موقتی هر ماه درآخر ماه بعد به عمل میآید و مطابق آن عمل مقاطعه کار در یکماهه اسفند 1317 بایستی در آخر اسفند ماه مزبور بازدید و در آخر فروردین ماه 1318 تادیه شود چون مقاطعه کار استحقاق دریافت بهای عمل اسفند1317 را در فروردین 1318 پیدا نموده است لهذا مالیات آن مطابق نرخ مقرر در قانون مصوب 28 اسفند 1317 باید محسوب و وصول شود.
مثال(2) - در صورتی که مطابق مقررات قرارداد مقاطعه کار عمل خود را در آبانماه 1317 خاتمه داده و شش ماه بعد پنج درصد از وجه الضمان و یک سال بعد پنج درصد دیکر[دیگر] از وجه الضمان را باید دریافت نماید چون استحقاق دریافت هر دو قسمت از وجه الضمان را درسال1318 پیدا میکند لهذا در این مورد نرخ مالیات زمان پرداخت ملاک بوده و بایستی مالیات آن را با رعایت قانون جدید ماخوذ و وصول نمود.
(3) - در نتیجه تجربیاتیکه نسبت باجرای تصویبنامه شماره (1820) 6ر2ر1316 هیات وزیران درباره شرکتهای سهامی مقاطعه کار به عمل آمده معلوم شد که اصولا دریافت مالیات سود صاحبان سهام به طورمقطوع از شرکت سهامی مقاطعه کار غیرعملی و مخصوصا در این موقع که قانون جدید ابلاغ و مبنای آن بنا بنرخهای تصاعدی میباشد وصول مالیات سود صاحبان سهام شرکتهای فوقالذکر غیرمقدور است زیرا اخذ مالیات مزبور مستلزم آن است که معلوم شود آیا حقیقتا شرکت سودی داشته است یا نه و چه مبلغ بهریک از صاحبان سهام خود تادیه خواهد نمود تا مالیات متعلقه مورد مطالبه واقع کردد[گردد] بنا با اشکالات فوق و پیشنهاد این اداره تصویب و مقرر کردید[گردید] که در پایان عمل مقاطعه کاری شرکت ترازنامه و صورت حساب سود و زیان آن را مورد رسیدکی[رسیدگی] قرار داده هر مبلغ که واقعا بصاحبان سهام تشخیص داده شده یا پرداخت میشود مالیات آن مطابق ماده دوم قانون28 اسفند ماه 1317 تشخیص و با اعمال نرخ های معینه در ماده 1 قانون مزبور دریافت کردد[گردد].
متمنی است مفاد این بخشنامه را بکلیه دفاتر تابعه و شرکتهای مقاطعه کار حوزه خود ابلاغ و وصول آن را نیز اعلام فرمائید.
رئیس کل مالیات بر درآمد و حق تمبر غلامحسین فروهر
***
شرکت
طبق مفاد قسمت (2) ماده دوم قانون اصلاح قانون مالیات بر درآمد مصوب 28 اسفند 1317 و ماده 7 تصویبنامه شماره 2314-17-2-1318 شرکتهای سهامی و شرکتهای با مسئولیت محدود موظفند پس از پرداخت در آمد سهام و سود سهم الشرکه شرکاء و کسر مالیات متعلقه منتهی در ظرف یکماه صورت دریافت کنندکان[دریافت کنندگان] سودهای مزبور را بدارائی محل تسلیم نمایند و از طرفی چون طبق تبصره (2) ماده دوم قانون مذکور دریافت کنندکان[دریافت کنندگان] سود موظفند تا 15 خرداد هر سال نسبت بکلیه درآمد سال کذشته [گذشته]خود کذشته[گذشته] خود اظهارنامه رسمی تنظیم نمایند تا چنانچه درآمد دیکری [دیگری]غیر از سود نامبرده داشته باشند مابه التفاوت مالیات متعلقه به سایر درآمدهای خود را بصندوق دارائی محل اقامت خود بپردازند لذا شرکتهای مورد بحث باید ضمن صورت نامبرده در بالا محل اقامت دائمی و نشانی صحیح دریافت کنندکان سود سهام یا سود سهم الشرکه را منظور نمایند تا عند اللزوم اسامی اشخاص مزبور که محل اقامت آنها خارج از محل اقامت شرکت است به منظور اجرای تبصره (2) ماده دوم قانون اصلاح قانون مالیات بر درآمد مصوب 28 اسفند 1317 بدارائی محل اقامت مودیان اطلاع داده شود متمنی است وصول این بخشنامه را اعلام دارید
رئیس کل مالیات بر درآمد و حق تمبر غلامحسین فروهر