تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/12
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: رسیدگی به اعتراض نسبت به قرار منع تعقیب صادره از دادگاه کیفری یک ویژه اطفال و نوجوانان، در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان است.
آقایان م. غ.ز. و س. ق. و ر. ن. حسب شکایت آقای س. س. به اتهام لواط به عنف، تحت تعقیب واقع شده اند. بدین شرح که شاکی با اعلام شکایت در مرجع انتظامی اظهار نموده است روز یکشنبه مورخ 94/7/5 ر. ن. به بهانه چیدن آفتابگردان مرا سوار موتور به زمین های زراعی برده که در آنجا س. ق و م. غ.ز. از پشت آفتابگردان ها بیرون آمده از موتور پیاده قصد اذیت وآزار داشته که دو متهم ر. ن. به آنها پیوسته و سه نفر با تهدید چاقو مرا به داخل زمین برده و لباس هایم را در آورده و هر سه نفر به من تجاوز جنسی نمودند.(ص 7 ) پزشکی قانونی وجود آثاری از ضرب و جرح ناشی از دخول در ناحیه مقعد و مخاط را، منفی اعلام کرده است.(ص 4 ) از گواهان تحقیق شده آقای الف. ط. اظهار داشته من مثل همه اهالی محل از قضیه مطلع می باشم و نامبردگان پس از انجام لواط شخصا موضوع را به شخصی به نام ح. ب.[گفته اند] و در روز حادثه س. و م. را مشاهده کردم که سوار بر موتور به محل وقوع جرم حرکت نموده و متهمین دارای وضعیت اخلاقی و رفتاری نامناسب میباشند و اولین بار نیست که لواط می نمایند و قبلا نیز در روستای ق. مرتکب چندین مرتبه لواط شده اند که تشکیل پرونده نشده است.(ص 9 ) آقای ح. م گواهی داده است که در روستا در مغازه بودم که م. حضور داشت و در خصوص لواط صحبت می کردند که از م. سوال کردم گفت با س. به مزرعه پدر ر. که س. و ر. حضور داشتند رفتیم و س. با میل شلوارش را پآیین کشید و ما هر سه نفر نوبتی با وی لواط انجام دادیم. و یک روز نیز س. را دیدم سوال کردم گفت س. خودش راضی به لواط بود و ماهر سه نفر نوبتی تجاوز کردیم.(ص 10 ) پس از انجام تحقیقات محلی در خصوص متهمان، ماموران گزارش نمودهاند قریب به اتفاق اهالی روستا وقوع چنین عملی را تایید نمودند و بین تمامی اهالی روستا و حتی هم جوار شایع شده و مجنی علیه قادر نیست جهت ادامه تحصیل درمدرسه حاضر شود و متهمان سابقه ارتکاب جرم مشابه علیه دو نفر را دارند. (ص 12 ) متهم م. غ.ز. در تحقیقات اولیه اظهار داشته است ما دوست بودیم و گفتیم بریم به آفتابگردان سری بزنیم رفته بودیم صحرا وی با س. و س. دعوا کردند و نگذاشتم و خانه آوردم و چاقو نداریم.(ص 25 ) متهم س. ق. هم گفته است چهار نفری دو موتور سوار شدیم و رفتیم مزرعه نگاه کنیم من با س. حرف افتاد و ر. س. را آورد و من هم با م. آمدم و تهدید کردم.(ص 25 ) متهم ر. ن. نیز در دفاع اظهار داشته است ما به او دست نزدیم و دروغ می گوید.(ص 26 ) پرونده در خصوص اتهام لواط به دادگاه ارسال شده است که شعبه اول کیفری یک مجددا از گواهان تحقیق نموده است که عمدتا اظهارات قبلی را تکرار نموده اند.(ص 31 ) شاکی در دادگاه نیز مطالب قبلی را تکرار و گفته است س. و م. هر دو چاقو ها را در آورده بودند و همگی مرا به عنف داخل مزرعه بردند و از دبر به طور کامل دخول انجام دادند. من رفتم خانه به مادرم گفتم گفت جایی نگو آبرویمان می رود که یکدفعه در روستا پیچید و خودشان گفته بودند که به من تجاوز کردند ما هم دیدیم همه مطلع شدند شکایت کردیم.(ص 35 ) متهم ر. ن. در دادگاه اظهار داشته است: به س. گفتم به مزرعه برویم به محل رسیدیم که س. با س. درگیر شدند م. هم با وی بود. س: در قبال تجاوز به عنف چه دفاعی دارید ؟ ج: دست نزده ام (صورتجلسه دادگاه متهم مکث و سکوت کردند.) متهم غ.ز. نیز منکر شده است و متهم ق گفته است نمی دانم چرا با س. درگیر شدیم و منکر بزه انتسابی شده است.(ص 42 ) از خانم خ. غ مادر شاکی س. در ادامه تحقیق شده است که اظهار نموده است پسرم اهل بیرون رفتن نیست و آن روز ر. به پسرم زنگ زد از خانه خارج شد و ساعت 9/5 شب با حالت گریان، پریشان و مضطرب وارد خانه شد و گفت مرا س.، م.، ر. داخل آفتابگردان برده و به زور تجاوز کردند و همه جایش خاکی بود ناراحت شدم گفتم پسرم جایی نگو که آبرویمان می رود که بعدا موضوع در روستا پیچید و اهالی مطلع شده اند، شوهرم کارگر میباشد چیزی نداریم. کسی را هم نداریم و چون همه فهمیدند ناچار شکایت کردیم. پسرم نماز خوان و روزه دار و با وجود نداری... (گریه می کند.) اهل مسجد است و اهالی روستا تایید می کنند آنها به پسرم تجاوز کردند.آیا کسی که کسی را ندارد از بین برود.(ص 62 ) مامورین گزارش نمودهاند خانواده های متهمین با مراجعه به منزل مطلعین احضار شده تهدید نموده و عنوان نمودهاند خانواده های متهمین با مراجعه به منزل مطلعین احضار شده تهدید نموده و عنوان نمودهاند از بیان واقعیت خودداری نمایند. (ص 66 ) پزشکی قانونی در استعلام مجدد نیز اعلام نموده که در صورت استفاده از مواد لغزنده از قبیل ژل، آب دهان دخول میتواند بدون ایجاد علایم اتفاق افتاده باشد.(ص 69 ) دادگاه پس ازصدور قرار رسیدگی و اعطاء مهلت جهت طرح ایراد واعتراض (ص 73 ) تهیه گزارش از پرونده (ص 80 ) قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه کیفری یک ویژه اطفال صادر نموده است.(ص 83 ) شعبه اول دادگاه کیفری یک ویژه اطفال و نوجوانان استان آذربایجان غربی مجددا از شاکی تحقیق نموده است.(ص 117 ) شاکی اظهار داشته است از زمان وقوع جرم تا زمان اعلام شکایت حدود یک ماه طول کشید چون نمی خواستم آبرویم برود و با افتخار در روستا می گفتند این کار را کرده اند.(ص 119 ) سپس دادگاه در وقت مقرر با حضور شاکی و متهمان و وکلای آنان و نیز نماینده دادستان تشکیل جلسه داده است که متهمان منکر شده اند و متهم م. غ.ز. گفته است چون س. سر امتحان به من تقلب نمی داد حرفمان شده و قهر بودیم. دادگاه پس از پایان رسیدگی با اعلام ختم دادرسی قرار منع تعقیب متهمان را به استناد ماده 383 قانون آیین دادرسی کیفری صادر نموده است که پس از ابلاغ شاکی به آن اعتراض و پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالحمید مرتضوی بریجانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر [اینکه] پرونده قابل طرح در دیوان عالی کشور نمیباشد. در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
قرار منع تعقیب متهمین، صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک ویژه اطفال و نوجونان استان آذربایجان غربی در خصوص اتهام لواط به عنف و به استناد ماده 383 قانون آیین دادرسی کیفری حسب تبصره ماده 80 قانون مزبور قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی بوده و بدین لحاظ پرونده قابلیت طرح در دیوان عالی کشور نداشته و اعاده میگردد.
شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
رضا فرج اللهی - عبدالحمید مرتضوی بریجانی