فقدان دلیل جهت صدور حکم بر استرداد اموال مسروقه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1391/10/12
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: چنانچه در جرم سرقت، درخواست استرداد اموال، تقدیم دادگاه گردد و به علت فقد دلیل بر وجود اموال یاد شده، حکم برائت صادر گردد؛ با عنایت به اینکه حسب قواعد دادرسی اسلامی در صورتی که مدعی، بینه اقامه نکرد و دلیل و قرینه علم آور هم در پرونده نبود، وظیفه حاکم فیصله دعوی از طریق اعمال قاعده مدعی و منکر (البینه علی المدعی و الیمین علی المنکر) می‌باشد

رای خلاصه جریان پرونده

آقای ع.الف. و خانم ن.م. هر دو متهم به مشارکت در سرقت اموال مرحوم مقتول ح.ع. فرزند ک. هستند. با شکایت ولی دم در مورد اموال مسروقه حکم به رد اموال مسروقه صادر می‌گردد. خانم ن.م. از رای صادره تقاضای تجدیدنظرخواهی می‌نماید. شعبه --- تجدیدنظر استان با این استدلال که متهمین در پرونده دیگری محکوم شده اند و ع.الف. در همین رابطه به قصاص محکوم شده و از بابت ایجاد رابطه غیر شرعی به تحمل شلاق محکوم شده و باید به اتهامات متعدد در یک شعبه رسیدگی شود، رای صادره را نقض و پرونده به شعبه --- کیفری استان ارسال و ارجاع می‌گردد. آقای د. خود را طی شرحی به عنوان وکیل خانم ن.م. معرفی می‌نماید و طی لایحه ای تقاضای نقض رای منقوض را نموده است. دادگاه در تاریخ 24/12/89 با حضور اعضاء، نماینده دادستان، متهمان تشکیل گردیده، نماینده دادستان تقاضای صدور حکم را نموده است. دادگاه خطاب به خانم ن.م.: حسب شکایت اولیای دم مرحوم ه. و کیفرخواست صادره متهمین به سرقت ده میلیون تومان وجه نقد، ساعت مچی مردانه، انگشتر طلای مردانه، تلفن همراه، یک دستگاه دوربین فیلم برداری، ماشین پژو 206 ، یک عدد گردنبند طلا، چهار صد هزار تومان وجه نقد از خود دفاع کنید؟ ج: هیچ کدام از موارد مسروقه را قبول ندارم، در مورد سرقت خودرو، قبلا حکم صادر شده، به شش ماه حبس و شلاق محکوم شده ام که اجرا شده، حالا 6 سال است زندان هستم تقاضا دارم در این مورد بررسی صورت گیرد. شاکی اظهار داشته: از اموال مسروقه فقط خودرو به من مسترد گردیده، بقیه را می خواهم. وکیل ن.م. اظهار داشته: هیچ دلیلی بر وجود سایر اموال، اقامه نشده تا ادعای سرقت قابل طرح باشد. دادگاه خطاب به ع.الف.، شکایت اولیاء دم مطرح می‌شود چه می گویید؟ ج: دوربین داخل ماشین بود و فکر کنم تعلق به خانم ن.م. باشد، هیچ یک از اقلام سرقت شده را سرقت نکرده ام، در آن وضعیت ما به فکر این چیزها نبودیم، در آن موقعیت یا باید مرحوم را می کشتیم یا او مرا می کشت. در مورد خودرو قبلا رای صادره شده، زندان و شلاق هم اجرا شده، شکایت را قبول ندارم. شاکیه پرونده، خانم ک.ه. طی لایحه ای اظهار داشته، متهمین، در پرونده کیفری به سرقت پول و اموال اعتراف کرده اند، تقاضای مطالبه پرونده را دارم (ص 213 ) و اضافه نموده قبلا خانم ن. مبلغ 1/500/000 تومان در حضور افسر نگهبان زندان با اخذ رسید و آقای الف. مبلغ 1/200/000 توسط یکی از بستگان خود از اموال مسروقه مسترد نموده اند؛ در این رابطه شاهد، رسید و مدرک دارم (ص 227 و 228 ) تصویر ضمیمه پرونده است. حکم قصاص هر دو متهم و محکومیت آنان به شلاق در دیوان عالی کشور تایید شده است. در 1390/07/18 دادگاه با حضور اعضاء، نماینده دادستان تشکیل می‌گردد. خطاب به شاکی در صفحه 113 پرونده شما در مرجع انتظامی اقلامی را تحویل گرفته اید، یک عدد کیف دوربین هندی کم، یک عدد دوربین فیلم برداری به همراه فیلم، یک عدد تلفن گوشی همراه، سیم کارت سوخته، چه توضیحی دارید؟ ج: از منزل برده بودند در آگاهی به من تحویل داده شد. س: در مورد سرقت ده میلیون تومان، ساعت، انگشتر طلا، چهار صد تومان وجه نقد چه دلیلی بر سرقت دارید، ضمن آن که متهمه گفته است با پول مورد بحث که حاصل فروش پیکان بوده، ماشین 206 خریده. ج: ماشین پژو را ش.ر. خریده بود، نمی دانم پسرم پولش را داده یا خیر. وکیل ن.م. طی لایحه ای اظهار نموده: شاکی قبلا شکایت کرده، رای صادر شده، اجرا هم شده؛ سرقت جداگانه ای در شکایت جدید مطرح نشده، شاکی دلیلی بر مالکیت فرزند مرحومش بر اشیاء مورد نظر ارائه ننموده و بعضا داشتن آن ها غیر متعارف است، مانند: انگشتر طلا، گردنبند طلا، که مورد استفاده مرد مسلمان نیست. نگهداری ده میلیون پول در منزل هم عملی غیر معمول است و شاکیه دلیلی بر وجود آن ابراز نکرده و مورد انکار موکل است. تلقی سرقت هم از وجهی که قبل از مرگ بوده، انگیزه پرداخت و محل استفاده آن مجهول است تقاضای برائت دارم اگر چه باید ادعا رد شود. در تاریخ 1391/01/23 دادگاه با حضور اعضاء، نماینده دادستان و شاکی، متهم و وکیل وی تشکیل است نماینده دادستان تقاضای صدور حکم مقتضی را می‌نماید. دادگاه پرونده استنادی شعبه --- را مورد بررسی قرار می دهد، با مطالعه آن ها مطلبی از سرقت ده میلیون تومان مطرح نشده خطاب به شاکی: آیا پرونده دیگری هم وجود دارد؟ ج: شعبه سوم بازپرسی درباره اموال مسروقه از جمله ده میلیون تومان و چهار میلیون ریال مطالبی را متهمان بیان کرده اند. وکیل متهم گفته است: مقتول با ده میلیون تومان وسیله نقلیه را تبدیل کرده است. ع.الف. نیز اظهار داشته: [از] ده میلیون تومان بی خبرم دروغ است. در خانه مقتول بعید می دانم چنین پولی بوده باشد، چهار صد هزار تومان را به حسابم واریز کرده بود، نیاز مالی داشتم، قرض بوده، سرقت را قبول ندارم. خانم ن.م. گفته است: اتهامات را قبول ندارم شاکی قبل از طرح شکایت می گفت قصد اذیت کردن الف. را دارد من یک میلیون و پانصد هزار تومان در زندان قرض کردم به ایشان دادم، گفته بودم همسرم چهارصد هزار تومان داد تا به حساب الف. بریزم، قبول ندارم برای خلاصی خودم این ها را گفتم. این پول مال خودم بود، در دفتر آقای ش.ر. کار می کردم، تایپ می کردم، به دست آوردم، گوشی تلفن پیش همسرم بود با هم از آن استفاده می کردیم، شوهرم ساعت مچی استفاده نمی کرد، انگشتر طلا و گردنبند نداشته است وجه نقد نداشتیم. اتهامات وارده را قبول ندارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 1391/01/26 صادره از شعبه هفدهم دادگاه کیفری استان با این استدلال که دلیلی بر وجود اقلامی که ادعای سرقت آن ها شده است، اقامه و تحصیل نگردیده و متهمان منکر سرقت هستند و مبلغ چهار صد هزار تومان در زمان حیات به حساب الف. واریز شده دادگاه وقوع سرقت را محرز ندانسته به استناد ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر برائت هر دو نفر صادر نموده است. رای صادره به شاکیه ابلاغ می‌گردد که به رای صادره اعتراض می نمایند و اظهار داشته این دو نفر فرزندم را کشته اند. اموال وی را به سرقت برده اند. برای قتل هر دو محکوم شده اند. اموال سرقت شده را در آگاهی به من تحویل داده اند، چگونه اموال کشف شده در آگاهی به من داده شده (در صفحه 112 پرونده بازپرس برای سرقت قرار منع تعقیب صادر کرده است که مورد موافقت دادیار اظهارنظر قرار نگرفته. عضو ممیز) پس از الصاق تمبر پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 1391/04/03 به این شعبه ارجاع می‌گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

در پرونده کلاسه --- شعبه هفدهم دادگاه کیفری استان خانم ک. مدعی گردیده اقلامی از اموال مرحوم ح.ع. مورثش توسط ع.الف. فرزند ج. و خانم ن.م. سرقت گردیده و در دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه عمومی جزایی استرداد آن ها مورد حکم قرار نگرفته است در نتیجه درخواست استرداد مابقی اموال را نموده است. شعبه --- دادگاه کیفری استان در دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 26/1/91 به علت فقد دلیل بر وجود اموال یاد شده و نیز سرقت آن ها، ادعا را در این خصوص وارد تشخیص نداده و حکم بر برائت متهمان موصوف صادر نموده است. حال با عنایت به اینکه حسب قواعد دادرسی اسلامی در صورتی که مدعی، بینه اقامه نکرد و دلیل و قرینه علم آور هم در پرونده نبود، وظیفه حاکم فیصله دعوی از طریق اعمال قاعده مدعی و منکر (البینه علی المدعی و الیمین علی المنکر) می‌باشد که قهرا با لحاظ مسئله 2 (القول فی الجواب بانکار ج 2 تحریرالوسیله ص 418 ) حکم مقتضی صادر خواهد شد. با توجه به مراتب، دادنامه تجدیدنظرخواسته، نقض و پرونده در اجرای شق 2 بند ب ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری جهت رفع نقص به شعبه صادر کننده رای ارجاع می‌گردد.

عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون

اعتماد - جعفری

منبع