تاریخ دادنامه قطعی: 1393/03/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: حکم به برائت متهم در جرایم مطبوعاتی، قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است.
آقای س.د. عریضه ای به دادسرای عمومی و انقلاب الف. تقدیم و مضمونا اظهار داشته: اینجانب با پنج سال سابقه فعالیت در هفته نامه م. برای احقاق حقوق خود در اداره تعاون و کار و رفاه اجتماعی الف. طرح دعوی نمودم که در صورت جلسه هیات تشخیص 3 به تاریخ 20/6/91 در اظهارات کارفرما نوشته شده آقای خ.ر. (صاحب امتیاز و مدیر مسئول) ازت اریخ 10/6/88 تا 15/7/90 هفته نامه را اجاره داده و قرارداد اجاره ارائه شده است و چون واگذاری امتیاز نشریه به غیر و بدون تصویب هیات نظارت ممنوع است و جرم محسوب میگردد تقاضای رسیدگی دارد. پرونده به شعبه اول بازپرسی دادسرای الف. ارجاع و مستندات مورد ادعا که مضمونا دلالت بر طرح شکایت شاکی علیه مشتکی عنه در هیات تشخیص اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی الف. و به خواسته حقوق معوقه / حق مسکن / مرخصی استحقاقی / عیدی و پاداش / سنوات و خدمت / حق بیمه داشته و به شرح رای شماره --- مورخ 20/6/139 خواسته خواهان مردود اعلام شده است و ضمائم آن ضمیمه اوراق پرونده شده است و به دستور قضایی موضوع اجاره هفته نامه م. از ادراه کل ارشاد اسلامی الف. استعلام شده است. مدیر کل اداره مذکور به شرح نامه مورخ 18/7/91 اعلام نموده است مدرکی مبنی بر اجاره نشریه م. به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی آقای خ.ر. در این اداره کل موجود نمیباشد. مشتکی عنه احضار و از وی تحقیق شده است. مضمونا اظهار داشته: ادعای شاکی را رد می کنم، نامبرده به عنوان سردبیر و مدیر امور مالی نشریه به مدت دو سال بخشی از امور نشریه را به صورت قرارداد کاری عهده دار شده و کلیه درآمدهای نشریه را برده و اینجانب ریالی منتطع نشده ام و اینجانب به عنوان صاحب امتیاز نشریه از شروع فعالیت تاکنون این امتیار را به ایشان واگذار یا اجاره نداده ام نامه مذکور در حد یک رسید کاری و اعتراف شاکی به دریافت درآمدهای نشریه بوده است و اجاره نامه امتیاز نشریه نمیباشد.
النهایه بازپرس شعبه به مجرمیت مشتکی عنه اظهار عقیده کرده و پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری استان م. ارجاع شده است. در وقت رسیدگی تعیین شده جلسه دادگاه با حضور هیات دادرسان و ده نفر از اعضای هیات منصفه نماینده دادستان تشکیل شده است شاکی حضور نیافته است. اتهام متهم تفهیم و موضوع سطر پنجم مستند ابرازی توسط شاکی و عبارت (طی این مدت ماهیانه مبلغ یکصد هزار تومان به آقای ر. بابت اجاره تحویل داده ام) برای او قرائت شده است (حسب الظاهر منظور توافق نامه فی مابین طرفین پرونده میباشد که تصویر آن در صفحه سوم پرونده مندرج است و غیر از آن قرارداد دیگری در اوراق پرونده ملاحظه نگردید- عضو ممیز). متهم اظهار داشته: مبلغ یکصد هزار تومان بابت یکی از اتاق هایی بوده است که به آقای د. اجاره داده بودم و به لحاظ شخصی در اختیار ایشان بود مدافعات وکیل متهم نیز استماع شده است. هیات منصفه سئوالات خود را مطرح و پس از شور و به اتفاق آراء اعلام نمودهاند متهم امتیار نشریه را واگذار ننموده و متهم را بزهکار ندانسته اند. متعاقبا نیز هیات دادرسان دادگاه به اتفاق آراء و به شرح دادنامه --- مورخ 1392/01/27 با استدلال به این که صورت جلسه استنادی شاکی ناظر به اجاره دادن قسمتی از ساختمان محل نشریه بوده حکم برائت متهم را صادر کرده اند. پس از ابلاغ دادنامه آقای س.د. در موعد قانونی با تقدیم لایحه ای که به هنگام شور تماما قرائت خواهد شد به رای صادره اعتراض و مضمونا اعلام نموده است و تقاضای نقض دادنامه را داشته است.
النهایه هیات شعبه در تاریخ فوق تشکیل جلسه داده و پس از قرائت گزارش آقای موحدی عضو ممیز و نظریه کتبی جناب آقای میرشریفی دادیار محترم دیوان عالی کشور مبنی بر: «به نام خدا- احتراما؛ رای برائت صادره قابلیت تجدیدنظرخواهی نداشته، لذا اتخاذ تصمیم شایسته مورد استدعاست.»; مشاوره نموده، چنین رای می دهد:
بسمه تعالی: صرف نظر از این که آیا در تعقیب عنوان جزایی تبصره 3 ماده 8 اصلاحی قانون مطبوعات اساسا شاکی خصوصی به نحوی که در پرونده منعکس است برای تعقیب موضوع دارای سمت میباشد یا خیر؟ نظر به آن که مطابق تبصره 3 از ماده 43 قانون مذکور «در صورتی که رای دادگاه مبنی بر مجرمیت باشد رای صادره مطابق مقررات قانونی قابل تجدیدنظرخواهی است...»; و چون در پرونده مانحن فیه حکم برائت متهم صادر شده است. رای صادره قطعی بوده و قابل تجدیدنظرخواهی نمیباشد، لذا به رد تقاضای تجدیدنظر اظهار عقیده میشود.
رئیس شعبه بیستم دیوان عالی کشور - عضو معاون
ناصری صالح آباد - موحدی