تاریخ نظریه: 1403/11/01
شماره نظریه: 7/1403/795
شماره پرونده: 1403-66-795ع
استعلام:
همانگونه که مستحضرید یکی از منابع تامین مالی شهرداریها، وصول جرایم موضوع تصمیمات کمیسیونهای موضوع مواد 77 و 100 قانون شهرداری مصوب 1334 با اصلاحات و الحاقات بعدی است. با صدور این آراء و قطعیت آنها برای وصول محکومبه از طریق ادارات اجرای ثبت اقدام میشود؛ اما در این راستا برخی محکومان این آراء که شرکتها و کارخانجات میباشند به استناد قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 و با دولتی دانستن خود، در مهلت موضوع این قانون از اجرای احکام قطعی خودداری میکنند.
در همین راستا خواهشمند است اعلام فرمایید آیا ادارات اجرای ثبت میتوانند با رعایت مواعد ماده واحده یادشده، مطالبات شهرداری را از شرکتها و کارخانجات مذکور وصول کنند؟ آیا اداره ثبت اسناد املاک شهرستان بهبهان به صراحت به ماده قانونی عمل نموده و نسبت به وصول مطالبات شهرداری حسب احکام قطعی کمیسیون ماده 77 منصوریه اقدام لازم را معمول نماید.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
اولاً، با توجه به حکم مقرر در ماده 182 آییننامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازمالاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی مصوب 1387/06/11 با اصلاحات و الحاقات بعدی و همچنین ماده 77 قانون شهرداری مصوب 1334 با اصلاحات و الحاقات بعدی و با لحاظ شیوهنامه پذیرش درخواست اجرای مفاد اسناد رسمی لازمالاجرا از طریق دفاتر اسناد رسمی مصوب 1403/06/13 رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، در خصوص آراء صادره از سوی این کمیسیون شهرداری میتواند از ادارات و دوایر اجرای ثبت تقاضای اجراییه بنماید.
ثانیاً، به موجب صدر ماده واحده قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365، وزارتخانهها و موسسات دولتی که درآمد و مخارج آنها در بودجه کل کشور منظور میگردد، مکلفند وجوه مربوط به محکوم به دولت در مورد احکام قطعی دادگاهها و اوراق لازمالاجرای ثبتی و دفاتر اسناد رسمی و یا اجرای دادگاهها و سایر مراجع قانونی را با رعایت مقررات و ترتیبات مذکور در این ماده واحده پرداخت کنند؛ بر این اساس، وجوه موضوع اوراق لازمالاجرای ثبتی؛ از جمله آراء صادره از کمیسیون موضوع ماده 77 قانون شهرداری، با رعایت حکم این ماده واحده وصول میشود.
ثالثاً، قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 حکمی خاص است که صرفاً باید در حدود نص اجرا شود؛ در صدر این ماده واحده بر شمول آن صرفاً بر وزارتخانهها و موسسات دولتی تصریح شده است و از شرکتهای دولتی ذکری به میان نیامده است.
افزون بر این، فلسفه وضع قانون یادشده و اعطای مهلت به وزارتخانهها و موسسات دولتی آن است که درآمد و مخارج آنها در بودجه کل کشور منظور میشود و بالطبع برای پیشبینی، تصویب و تخصیص مبالغی که باید به عنوان محکومبه پرداخت کنند، نیاز به مهلت است؛ اما در خصوص شرکتهای دولتی چنین فلسفهای وجود ندارد و صرف تخصیص مبالغی به این شرکتها به عنوان کمک و یا غیر آن، منصرف از تخصیص بودجه سنواتی است.
همچنین قانونگذار در مواد 2 و 4 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 با اصلاحات بعدی، بین عناوین «موسسه دولتی» و «شرکت دولتی» قائل به تفکیک شده و به سبب تفاوت این دو نهاد و مقررات حاکم بر هر یک، نمیتوان عبارت «موسسه دولتی» مذکور در ماده واحده یادشده را به شرکتهای دولتی نیز توسعه و تسری داد.
بر این اساس، در فرض سوال، چنانچه آراء کمیسیون ماده 77 قانون شهرداری ناظر بر شرکتهای دولتی باشد، وصول محکومبه موضوع این آراء مشمول قانون نحوه پرداخت محکومبه دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 نمیباشد.