تاریخ دادنامه قطعی: 1398/08/13
پیام: چنانچه در خصوص علت و نوع فوت متوفی(خودکشی یا دیگرکشی)،میان نظرات سابق و لاحق پزشکی قانونی تداخل بیَن وجود داشته باشد، عدم ارجاع پرونده به هییت کارشناسان پزشکی قانونی توسط دادگاه، از مصادیق نقض حکم صادره به علت نقص در نحقیقات است.
خلاصه جریان پرونده:
شرح جریان قضیه همان است.که در گزارش مورخ 1397/11/13 پنج صفحه ای مستشار محترم شعبه *امده است.و اجمال ان این است.که اقای ش. ا. ح. به اتهام قتل عمدی همسرش مرحومه ن. ج. س.در تاریخ 1397/03/09 مورد تعقیب کیفری واقع که بازپرس شعبه *که عهده دار رسیدگی به موضوع بوده بدوا و به شرح دادنامه شماره *درباره اتهام شخص مزبور دائر به ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به همسرش مرحومه یاد شده با توجه به شکایت اولیایدم مقتوله، گواهی پزشکی قانونی، اقرار صریح متهم از حیث اینکه در داخل منزل خود با همسرش مشاجره فیزیکی داشته مبادرت به صدور قرار جلب نامبرده به دادرسی نموده لکن درباره اتهام دیگرش در همین رابطه از جهت قتل عمدی ان مرحومه به لحاظ فقدان دلایل کافی مبادرت به صدور قرار منع تعقیب متهم نموده است.که پس از موافقت معاون دادستان *و صدور کیفرخواست شماره *و متعاقبا با اعتراض اولیایدم نسبت به قرار منع تعقیب متهم از بابت قتل عمدی، سابقه کار به شعبه *ارجاع و این دادگاه به موجب دادنامه شماره *متکی به این استدلال … با توجه به اینکه حسب اقرار صریح متهم دائر به اینکه قبل از خودکشی متوفیه، با مشارالیها درگیری داشته و نسبت به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی متوفیه قرار جلب به دادرسی وی صادر گردیده و پس از خروج از منزل هنگام خودکشی ادعایی برگشته و در منزل حضور داشته و به گفته خودش شالی که میگوید متوفیه خود را با ان حلق اویز نموده پاره کرده است.من حیث المجموع مظنه کافی برای حصول لوث وجود دارد. … ضمن نقض قرار منع تعقیب و مستندا به ماده 276 قانون آیین دادرسی کیفری پرونده را جهت جلب متهم به دادرسی درحد لوث به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان *ارسال و بازپرس مرجوع الیه هم پس از اقدامات لازمه سابقه کار به شعبه *اعاده و این دادگاه سلسله اقداماتی در زمینه رسیدگی به موضوع انجام و در جریان ان پس از تشکیل جلسات دادرسی به منظور انجام مراسم قسامه و پاره ای اقدامات دیگر در نهایت حکم قضیه را طی دادنامه شماره *صادر و به موجب ان با سالبه به انتفای دانستن قصاص، بر محکومیت متهم به پرداخت دیه متعلقه در حق اولیایدم اصدار حکم نموده است.و با این استدلال … در خصوص اتهام اقای ش. ا. ح. مبنی بر ارتکاب قتل عمدی مرحومه ن. ج. س. درحد لوث با توجه به محتویات پرونده، شکایت اولیایدم (اقای م. ج. س. به عنوان پدر و خانم پ. ر. به عنوان مادر مقتوله) گزارش مرجع انتظامی، گواهی پزشکی قانونی، تحقیقات به عمل امده منجر به صدور کیفرخواست از سوی دادسرای شهرستان *، نحوه اظهارات و دفاعیات بلاوجه متهم در مرجع انتظامی، دادسرا و دادگاه مویدا به سایر امارات و قرائن موجود در پرونده که همگی حاکی از ان است.متهم در روز حادثه با همسرش (مقتوله) درگیری شدیدی داشته به حدی که مدعی است.به پلیس 110 زنگ زده و برای حل اختلاف به والدین خود نیز زنگ زده که در خانه حاضر میشوند و حتی از م. میخواهد که دخترش را با خود ببرد ولی مادر مقتوله منزل را ترک میکند و متهم مدعی است با موتور وی را رسانده و بعد سراغ مادربزرگ مادریش رفته ولی موفق نمی شود. وی را به منزل خود بیاورد در این اثنای والدینش هم منزلش را ترک نموده که از سوی همسرش پیامکی مبنی بر اینکه حلالت نمیکنم و روز قیامت جلویت را میگیرم دریافت میکند و سریع به خانه برمیگردد. که خانمش را با یک شال حلق اویز می بیند و سریع با چاقوی اشپزخانه شال را بریده و با امدن اورژانس، مقتوله به بیمارستان منتقل میشود. که روز بعد فوت مینماید. اما از انجا که متهم با همسرش درگیری شدید داشته و شال صاف بریده شده و جسد بعد از بریدن شال که به زمین افتاده اسیب ندیده و از طرفی شیار ساییدگی گردن کم عمق و به پهنای نیم سانتی متر بوده که در صورت حلق اویز ع. القاعده می باید بیشتر باشد. و از طرفی شیار ساییدگی گردن کم عمق و به پهنای نیم سانتی متر بوده که در صورت حلق اویز شدن شکستگی یا حداقل دررفتگی مهره های گردن بوجود میاید و لذا بزه انتسابی درحد لوث محرز و مسلم تشخیص اما از انجا که از 68 نفری که قسم یاد کردند. فقط 50 نفر به ضرس قاطع قسم یاد کردند. که متهم مرتکب قتل شده ولی چون بعضی افراد از این 50 نفری که در لیست مشخص شده اند قاتل را نمی شناختند و اطلاعی از خصوصیات قتل نداشته اند لذا موضوع قصاص منتفی است.و دادگاه به استناد مواد 330 448 450 451 455 462 472 488 (بند الف) و 550 قانون مجازات اسلامی متهم موصوف را ظرف یک سال *ری از تاریخ وقوع قتل ( 1397/03/03 شمسی مصادف 8 رمضان المبارک 1439 *ری) و از انجا که اقای ص. ح. (پدر متهم) که ولی قهری پسربچه مقتوله به نام ب. میباشد. از متهم، شاکی نمیباشد.، به پرداخت دو فقره یک ششم از نصف دیه کامله (جمعا یک سوم از یک دوم دیه کامله) بابت دیه قتل مرحومه ن. ج. س. در حق پدر و مادر مقتوله به نامان اقای م. ج. س. و خانم پ. ر. محکوم مینماید. … الخ با صدور دادنامه مرقوم و ابلاغ رونوشت ان به طرفین، نظر به اینکه والدین متوفیه مرحومه ن. ج. س. با وکالت اقای م. ش. در فرجه قانونی اعتراضاتی نسبت به رای صادره عنوان و مبادرت به فرجام خواهی نموده اند. همچنین محکوم علیه اقای ش. ا. ح. نیز طی لایحه تقدیمی به دیوان عالی کشور با رد استدلال دادگاه، خود را بیگناه دانسته و خواستار نقض دادنامه و صدور حکم برائت از اتهام انتسابی گردیده است. مشروح لوایح فرجام خواهان هنگام مشاوره و صدور رای قرائت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ق. پ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ی. گ. دادیار دادسرای دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به این که پرونده از حیث تحقیقات ناقص میباشد. و در وضعیت فعلی قابلیت اظهارنظر ماهوی را ندارد. لذا به استناد بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عقیده به نقض رای صادره و اعاده پرونده به دادگاه بدوی جهت ادامه رسیدگی دارم.، در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
دادنامه فرجام خواسته بنا به جهات عدیده مواجه با اشکال در رسیدگی و نقض در تحقیقات است.چه انکه اولا: در برگ گزارش معاینه جسد پزشکی قانونی استان * به شرح برگ 31 پرونده چنین امده است: اثار یک شیار ساییدگی کم عمق به پهنای نیم سانتیمتر در سمت راست گردن مشهود است.که به سمت راست و چپ گردن امتداد یافته است، در سمت چپ گردن اثار شیار بسیار محو میباشد.، اثاری از گره در گردن مشهود نیست، همچنین در سمت چپ گردن پآیین گوش چپ یک جوشگاه قدیمی دائره ای شکل کوچک مشهود است.… الخ از سویی و به شرح نامه شماره 10461397/07/29 مدیرکل پزشکی قانونی استان *علت فوت مرحومه ن. ج. س. اینگونه اعلام گردیده است.… حسب بررسی مجدد پرونده با توجه به الگوی شیار خفه کردگی و معاینه جسد علت فوت نامبرده فشار بر عناصر حیاتی گردن بدنبال حلق اویز (خودکشی) مطرح میباشد. … ص 67 که از توجه به مراتب فوق چنین به نظر میرسد که گزارش معاینه جسد که در تاریخ 97/3/11 (تاریخ معاینه جسد) تحریر یافته با اظهارنظر بعدی پزشکی قانونی در تعارض است.زیرا در گزارش فوق امده است.که گره ای در گردن وجود ندارد.، اثاری از شکستگی یا دررفتگی مهره های گردن وجود نداشته ولی اثار کبودی بر روی هر دو بازوها، کشاله ران ها و پلک چشم و ساییدگی ارنج راست مشهود است.که این بخش از گزارش با نظریه مدیرکل پزشکی قانونی مورخ 97/7/29 که پس از گذشت چهار ماه و اندی از تاریخ معاینه جسد ابراز گردیده است.تداخل بین دارد. زیرا فشار بر عناصر حیاتی گردن بدنبال حلق اویزی ملازمه تام با وجود اثاری از قبیل شکستگی یا دررفتگی مهره گردن یا استخوان لامی دارد. که در مانحن فیه اقتضای داشت دادگاه محترم با توجه به تعارضات فوق، موضوع را به هییت کارشناسان پزشکی قانونی محول می نمود که از این حیث پرونده کامل به نظر نمی رسد. ثانیا: همانطوریکه در اوراق پرونده هم امده است، متوفیه دارای قد و قامت نسبتا بلندی بوده و وسیله ای که مشارالیها از ان به عنوان چوبه دار مورد استفاده قرار داده مشخص نگردیده است.لذا ضرورت داشت دادگاه محترم به ضابطین خود دستورات لازمه در جهت بازسازی صحنه جرم و مشخص نمودن نقطه گره خوردن شال (ظاهرا به جای طناب از شال جهت عمل ارتکابی استفاده شده است) و فاصله ان با زمین صادر می نمود که از این جهت تحقیقات ناقص است. ثالثا: چون متهم مدعی شده که همسرش خود را با شال حلق اویز نموده و از ان طریق اقدام به خودکشی نموده است.و مشارالیه با بریدن شال مزبور، مشارالیها را به پآیین اورده است.از سویی وکیل اولیایدم متوفیه به شرح لایحه سه صفحه ای مورخ 97/12/11 متذکر گردیده است.که شال بریده شده مورد استفاده، در نزد موکلین خود میباشد. که نحوه بریدن ان مشخص کننده نحوه استفاده از ان بوده بنابراین از حیث ضرورت دارد. با استفاده از کارشناس متخصص در این امر، مشخص شود. که ایا طریقه استفاده از شال به شیوه خودکشی بوده یا دیگرکشی. علیهذا و با اختیارات حاصله از شق 2 ذیل بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته شماره *با هدف رسیدگی مجدد در شعبه *نقض میگردد. ضمنا دادگاه مختار است.علاوه بر رسیدگی های فوق، هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت ضرورت دارد. انجام دهد. غ 1398/08/20
رییس شعبه چهارم دیوانعالی کشور: ق. پ. مستشار: س. ب.