تاریخ دادنامه قطعی: 1400/09/09
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
خلاصه جریان پرونده:
اقای م. غ. ز. با وکالت اقای ا. ا. به طرفیت خانم ط. ق. گ. به خواسته فسخ نکاح مورخ 98/10/21 در تاریخ 99/10/4 در دادگاه عمومی *دادخواستی مطرح نموده که به شعبه *ارجاع گردیده است.جهت فسخ نکاح وجود بیماری قرن در زوجه اعلام و ضمنا مطالبه خسارات دادرسی قانونی و حق الوکاله وکیل با وکیل خواهان خواستار شده است.در متن دادخواست وکیل توضیح داده موکل در مورخه مندرج در سند نکاح با خوانده ازدواج نکاح دائم منعقد نموده است.و از همان ابتدای ازدواج امکان برقراری رابطه زناشویی با زوجه وجود نداشته و به همین مشکل زوجین با هم اختلاف پیدا نمودهاند نظر به اینکه موکل هیچ گونه اطلاعی از اینکه مرض مذکور قرن که برای ایشان حق فسخ ایجاد مینماید. نداشته و فی الحال نیز با راهنمایی بنده و با اظهارات نامبرده مشخص گردیده که زوجه مبتلا به بیماری قرن (مصرح دربند یک ماده 1123 قانون مدنی میباشد. و بلافاصله بعد از علم به این موضوع و حق فسخی که دارد. فسخ عقد نکاح مذکور را اعلام مینماید. مستندا به مواد 1123 و 1131 قانون مدنی صدور حکم به شرح ردیف خواسته در دادخواست تقدیمی پس از رسیدگی مورد استدعاست دادگاه با تعیین وقت و دعوت طرفین خوانده در لایحه ای که در اوراق 18 و 19 پرونده پیوست شده است.در دفاع گفته است.برابر سند عادی غیر رسمی در تاریخ 98/10/21 با عقد دائم با خواهان ازدواج نموده ام و از همان تاریخ نیز زندگی مشترک را شروع کرده ایم و تا به حال نیز به صورت متوالی مواقعه صورت گرفته است.چون بنده در *از طریق شعبه و دادگاه خانواده *در پرونده کلاسه بایگانی *اقدام به مطالبه مهریه ام که 114 سکه تمام بهار ازادی است.نمودم و محکومیت قطعی نیز حاصل شده خواهان نیز در پرونده مهریه دادخواست تقابل به خواسته ابطال سند ازدواج غیر رسمی مطرح نموده بودند که رد گردید.و قطعیت نیز یافته است.در جهت عدم پرداخت حقوق قانونیم که مهریه میباشد. این بار اقدام به طرح چنین ادعایی با قصد تضییع حقوق اینجانبه را داشته و دارند که این ادعا که اینجانب دچار بیماری قرن میباشد. حاضرم برای اثبات کذب ادعای ایشان به پزشکی قانونی معرفی شوم چون تمکین خاص و عام از 98/10/21 صورت پذیرفته است.رد دعوی مطروحه را خواستارم (عضو ممیز تصویر دادنامه *مورخ 99/4/8 صادره از شعبه *که با خواسته مطالبه مهریه از سوی زوجه و ابطال ثبت واقعه ازدواج از جانب زوج در شعبه *ر به محکومیت زوج به پرداخت 114 قطعه سکه تمام بهار ازادی در حق زوجه و بطلان دعوی زوج به عنوان دعوی تقابل مطروحه از سوی او صادر گردیده است.پیوست است) در جلسه دادرسی 99/10/10 که وکیل خواهان اقای ج. ا. ا. ق و خوانده خانم ط. ق. در جلسه حاضر شده اند خطاب به وکیل خواهان خواسته موکل خود را بیان نماید. اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است.تقاضای رسیدگی دارم. مضافا اینکه هر چند ادرس ثنای خوانده دعوی سهند میباشد. اما ظاهرا ساکن *است.هکذا در سال جاری پرونده خانواده تحت عنوان مطالبه مهریه در دادگستری *در شعبه *مذکور وفق ماده 13 قانون حمایت خانواده صالح به رسیدگی باشد. که در ادامه خوانده نیز گفته است.بنده به *نرفته ام و نشانی خود را اعلام نموده است.پس از اظهارنظر قاضی مشاور که اعتقاد به صلاحیت دادگاه خانواده *در رسیدگی به پرونده داشته دادگاه *با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ 89/10/10 با صدور قرار عدم صلاحیت خویش و شایستگی دادگاه خانواده *مستندا به ماده 13 قانون حمایت خانواده و ماده 27 قانون آیین دادرسی مدنی پرونده را به دادگستری *ارسال نموده است.که به شعبه *ارجاع گردید.که در تاریخ 99/12/4 دادگاه خانواده *(شعبه نهم) چون بین زوجین پرونده جریانی وجود ندارد. و شهر جدید *که نشانی خوانده است.در حوزه قضایی *قرار دارد. طی دادنامه *مورخ 99/12/5 به شایستگی دادگاه *قرار عدم صلاحیت خود را صادر نموده است.جهت حل اختلاف پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است.که طی دادنامه *مورخ 99/12/24 شعبه *نظر شعبه *را مصاب و موجه دانسته و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه خانواده *ارجاع نموده که دادگاه در تاریخ 1400/02/26 که وقت رسیدگی تعیین شده بود چون طرفین پرونده حضور نداشته اند دستور تجدید وقت رسیدگی صادر نموده است.در جلسه دادرسی 1400/03/03 که زوجین واحد از داوران زوج حاضر بوده است.و لایحه ای از طرفین واصل نشده وکیل زوج (خواهان) گفته است.عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است.موکل حدود سه سال است.که با خوانده دعوا زیر یک سقف زندگی می کند اما به جهت بیماری قرن که در ردیف بیماری های موجب حق فسخ نکاح در قانون مدنی ذکر شده است.تقاضای اعلام فسخ نکاح را دارم. دادگاه خطاب به وکیل خوانده موکلتان چرا در طول این سه سال موضوع به این مهمی را نادیده گرفته و اقدام به موقع ننموده است.پاسخ داده است.با وجود عیب از بدو ازدواج موکل درحصال اخلاقی قرار گرفته و به جهت شرم و حیا مطرح نکرده و بدین صورت به زندگیشان ادامه داده اند و دیگران که موکل نمی دانسته میتواند به لحاظ وجود بیماری درخوانده عقد نکاح را فسخ کند اما بعد متوجه میشود. میتواند هم چون نکاحی را فسخ کند اقدام به طرح دعوا کرده است.تقاضای ارجاع امر به پزشکی قانونی را دارم. خوانده گفته است.خواسته خواهان و وکیل او را قبول ندارم. اینکه وکیل خواهان می گویند من دوشیزه ام تکذیب می نمایم چگونه ممکن است.سه سال زیر یک سقف زندگی کنیم و این موضوع مهم پنهان بماند و نامبرده در طول این سه سال هیچ اقدامی نکند دادگاه نظریه قاضی مشاور را در پایان جلسه مذکور استفسار نموده که ایشان در ذیل صورت جلسه دادرسی نظر بر رد دعوی زوج را با توجه به ماده 1131 قانون مدنی داشته و دادگاه نیز متن خلاصه ای از گزارش کار پرونده در ابتدای رای خود و نظریه قاضی مشاور با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ 1400/03/04 مستندا به مواد 2 و 3 و 1131 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و نظریه قاضی مشاور حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام مینماید. رای صادره را قابل تجدیدنظر اعلام نموده است.ازاین رای وکیل زوج اقای ج. ا. ا. ق تجدیدنظر خواهی نموده است.و عمده اعتراض وی این است.که دادگاه در خصوص موضوع هیچگونه تحقیقی جهت صحت و سقم قضیه نکرده است.و به پزشکی قانونی زوجه را ارجاع و معرفی ننموده تا حقیقت کشف گردد. پس از تبادل لوایح و ارجاع پرونده به شعبه *دادگاه تجدیدنظر با صدور قرار ارجاع امر به پزشکی قانونی با پرداخت حق الزحمه کارشناسان توسط وکیل تجدیدنظر خواه و موکلش طی شرحی از پزشکی قانونی خواسته است.از خانم ط. ق. گ. معاینه به عمل اورده و اعلام نمایند ایا نامبرده قرن دارد. یا خیر و مدخوله میباشد. یا خیر و ایا امکان برقراری روابط زناشویی و مواقعه وجود دارد. یا خیر؟ سپس نتیجه را جهت بهره برداری قضایی به این دادگاه اعلام نمایند در اولین پاسخ پزشکی قانونی در برگ 57 پرونده اعلام داشته است.در تاریخ 1400/04/22 در ساعت 10 11 از خانم ط. ق. گ. فرزند ا. معاینه به عمل امد پرده بکارت از نوع حلقوی دندانه دار و بدون پارگی علایم قطعی دال بر دخول درناحیه مهبل رویت نشد جهت بررسی بیشتر مشاوره زنان و سونوگرافی درخواست شد که تاکنون جواب سونوگرافی و مشاوره درخواستی به این اداره اعلام نشده است. (تاریخ 1400/05/12 شماره نامه 5535 و 3979 ) مجدد پیرو نامه یاد شده در برگ 58 پرونده پزشکی قانونی در تاریخ 1400/05/20 بدین شرح اعلام نظر نموده است: پیرو گواهی صادره قبلی و بر اساس سونوگرافی و مشاوره تخصصی انجام یافته رحم و تخمدانها مهبل وی طبیعی بوده و قادر به عمل زناشویی میباشد. دادگاه با ابلاغ نظریه کارشناس پزشکی قانونی به اقای م. غ. ز. در تاریخ 1400/06/08 گفته است.اعتراض خود را کتبی تقدیم خواهم نمود (برگ 60 ) وکیل زوج اقای ج. ا. طی لایحه ای که در برگ 63 پرونده پیوست است.درخواست ارجاع امر به کمیسیون پزشکی با توجه به اینکه زوجه به لحاظ وجود زایده گوشتی امکان مقاربت او با موکل وجود ندارد. و عنوان ان (عقل در حکم قرن میباشد.) که مانع دخول و مقاربت میشود. دادگاه در تاریخ 1400/06/09 پس از اعلام ختم دادرسی رای خود را طی دادنامه *با توجه به نظریه پزشکی قانونی که دلالت بر طبیعی بودن مهبل و امکان انجام عمل زناشویی داشته و اینکه از جانب وکیل تجدیدنظر خواه دلایل و جهت معرفی کمیسیون به پزشکی قانونی ارائه نشده است.با رد تجدیدنظر خواهی معترض عنه با استناد به فراز دوم ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رای دادگاه نخستین را تایید نموده است. اکنون از این رای نیز وکلای فرجام خواه (زوج) برابر متن دادخواست فرجامی ارجاع امر به کمیسیون پزشکی را برای تشخیص صحت و سقم ادعا در مورد دو جنسیتی عفل قرن را خواستار شده اند که هنگام شور متن دادخواست و گزارش پرونده قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه تشخیص وجود زایده گوشتی یا عفل درمهبل زن به نحوی که مانع عمل زناشویی شود. مورد تایید پزشکی قانونی نبوده است.لیکن وکلای زوج نسبت به نظریه پزشکی قانونی ضمن اعتراض درخواست ارجاع امر به کمیسیون سه نفره تخصصی از پزشگان ذیصلاح را خواستار شده اند و مدعی دو جنسیتی بودن زوجه میباشند ارجاع امر به کمیسیون تخصصی جهت صحت و سقم ادعا و تشخیص اینکه علت اینکه تاکنون پس از مقاربت های زوجین زوجه باکره است.ایا مشکل طبیعی در اندام تناسلی زوجه است.یا خیر در صورت مثبت ایا از موارد قرن یا عفل میباشد. یا خیر ضروری به نظر میرسد هیات شعبه به لحاظ نقص تحقیقات فوق الذکر مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادر کننده رای ارجاع مینماید.
شعبه *
رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س.