در تاریخ 1400/04/28 اقای ب. ف. به وکالت از خانم س. ح. م. دادخواست طلاق به علت عسر و حرج به طرفیت همسرش اقای ح. ش. ر. تقدیم داشت که حسب الارجاع بدوا در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد ولیکن بدلیل عدم حصول سازش پرونده عینا به مرجع صالح (دادگستری شعبه *) عودت داده میشود. و شعبه **شماره یک وارد رسیدگی شده است. وکیل خواهان (زوجه) در شرح دادخواست خود اظهار داشت که موکل در سال 1385 به عقد دائم خوانده درامده و به مدت 15 سال زندگی مشترک داشته اند. حدود 4 سال قبل وی (موکل) متوجه میشوند که همسرشان (خوانده) دچار بیماری ازماسپرم و نازا (عقیم) میباشد. وی به موکل این موضوع را نمی گوید و از زمانی که موکل متوجه میشود. تمام تلاش خود را برای درمان او به عمل می اورد علاوه بر این ایشان بیماری واریکسول نیز دارند ولی علی رغم درمان حتی جراحی وی، متاسفانه میزان اسپرم او صفر (0) بود و ایشان عقیم هستند و بیماری وی فعلا لاعلاج است.و معلوم نیست که بیماری او چه زمانی علاج خواهد شد و از طرفی چون سن وی (موکل) 40 سال میباشد. امکان یایسگی وی کمی وجود دارد. و از طرفی چون داشتن فرزند یا فرزند ان حق طبیعی هر انسانی است.و یا عدم طلاق موکل توسط همسرش (خوانده) موکل قطعا در عسر و حرج واقع میشوند و با توجه به شروط مندرج در عقد نکاح و بند ده عقدنامه و ماده 1130 قانون مدنی تقاضای صدور حکم محکومیت زوج به طلاق موکل مورد استدعاست. اقای ح. ه. به عنوان وکیل زوج خوانده وارد دعوی شده و به شرح لایحه دفاعیه ارسالی اعلام و اظهار داشت که طلاق حق مسلم مرد در زندگی زناشویی میباشد. و زن حق درخواست طلاق را از دادگاه جز در صورت تحقق شروط 12 گانه سند ازدواج و یا به موجب ماده 1130 قانون مدنی نداشته و در پرونده مطروحه نیز هیچ یک از موارد محقق نشده است.و از انجایی که موکل وی (زوج) همسر خود را دوست دارد. و به هیچ وجه حاضر به طلاق ایشان بعد از این مدت زندگی نمیباشد. به طوری که موکل به جهت تحصیل رضایت خاطر همسرش تمامی مهریه اش به وی پرداخت کرده و علی رغم عدم تمکین زوجه، نفقه او را پرداخت می کند و علی رغم این همه محبت، خواهان (زوجه) به بهانه های واهی و بدون دلیل درخواست طلاق نموده است.که موکل به هیچ عنوان حاضر به طلاق همسرش نمیباشد. و لذا تقاضای صدور حکم بر بی حقی دعوی ایشان مورد استدعاست. در جلسه مورخ 1400/10/20 رسیدگی که خواهان و خوانده حضور داشته اند. خواهان مطالب موضوع و مندرج در دادخواست را تکرار و یاداوری کرده است.و خوانده نیز تاکیدا عنوان می نماید. که طلاق نمی دهم. قبول دارم. که عقیم هستم. به ایشان هم گفته ام. از طریق اسپرم اقدام کردیم. وکیل ایشان (خوانده) هم اضافه کرده که چون خواهان (زوجه) از عقیم بودن زوج مطلع بوده، نمیتواند طلاق بگیرد. زوجه در این مرحله اظهار می دارد. که قبول ندارم. به من نگفته بود و می گفت که لوله ها را بسته ولی عمل کرده ام و خوب شده ام. قرار ارجاع به داوری صادر میشود. و داور زوج به انعکاس نظر زوجین مبنی بر اصرار زوجه به طلاق و مخالفت زوج به طلاق زوجه، اقدام کرده است.و اجمالا مراتب عدم امکان سازش را اعلام می نماید. و داور زوجه هم موفق نبودن خود را در امر اصلاح و سازش بین طرفین را اعلام میگردد. سرانجام دادگاه مرجوع الیه (شعبه *) به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/30 با توجه به محتویات پرونده و اظهارات خواهان و وکیل وی و استیصال زوجه و پرداخت 10 سکه بهار ازادی در ازای طلاق به همسرش و اقرار خوانده (زوج) به عقیم بودن و استعلام معموله از پزشکی قانونی و پاسخ واصله مبنی اینکه تعداد حرکت اسپرم های زوج در حد صفر است.و به روش طبیعی شانس فرزند اوری ندارد. و دفاعیات غیرموجه وکیل خوانده، دعوی را وارد و ثابت دانسته و به استناد مواد 1119 و 1130 قانون مدنی و بند ده از شروط ضمن عقد نکاح و مواد 27 و 28 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 حکم به طلاق زوجه با لحاظ سایر مقررات لازم الرعایه در این خصوص و حقوق مالی زوجه صادر و اعلام گردید. نسبت به رای مرقوم اعتراض و تجدیدنظرخواهی میشود. که شعبه *وارد رسیدگی شده و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/29 با توجه به عدم اعتراض موثر و موجه توسط زوج خوانده و رعایت مقررات قانونی در رای معترض عنه، ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته عینا تایید میگردد. از رای اصداری به شرح فوق، توسط وکیل زوج فرجام خواهی میشود. که پس از ثبت و تبادل لایحه پرونده به دیوانعالی کشور ارسال میگردد. و به منظور رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. دادخواست فرجام خواهی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی اقای ح. ش. ر. با وکالت اقای ح. ه. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/01/29 صادره از شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/11/30 اصداری از شعبه *(مجتمع *شماره یک) که به موجب ان به لحاظ اثبات و احراز تحقق بند 10 از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم به احراز تحقق شرط و طلاق زوجه صادر و اجازه داده تا با استفاده از وکالت اعطایی از طرف زوج با رعایت ترتیبات و مقررات قانونی خود را مطلقه نماید.، وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. زیرا، صرف نظر از گذشت بیش از 15 سال از ازدواج دائم طرفین و تحمل این مدت توسط زوجه فرجام خوانده وعدم اقدام قانونی برای طرح دعوی طلاق و مدارا با زوج فرجام خواه حداقل به مدت ده سال که حاکی از علاقه مندی وی به زندگی مشترک و امید به بهبودی و معالجه زوج و فرزند دار شدن از او میباشد. با توجه به احراز و اثبات عقیم بودن زوج که شخصا هم بدان معترف بوده و بررسی و استعلام های لازم توسط دادگاه محترم بدوی هم به عمل امده است.و نظر به اینکه فرزند دار شدن به روش طبیعی ملاک و مورد نظر قانون و واضع ان بوده و بند 10 شرایط قراردادی موضوع نکاحنامه هم ناظر به همین مطالب میباشد. و در پرونده محاکماتی دعوی خواهان بدوی (زوجه فرجام خوانده) و شرایط ان فراهم و ثابت میباشد. و لذا دادنامه های بدوی و فرجام خواسته معطوف و مستند به ادله محکم و اقناع کننده بوده و استنباط و تشخیص محاکم بدوی و تجدیدنظر مطابق واقع، محتویات پرونده و موازین و مبتنی بر ادله ابرازی و دفاعیات معموله بوده و اعتراض و فرجام خواهی فرجام خواه در حد و موقعیتی نیست که بتواند خدشه و خللی بر اساس و مبانی دادنامه فرجام خواسته وارد نماید. و مالا موجبات نقض و بی اعتباری ان را فراهم نماید. بنابراین ضمن رد فرجام خواهی معموله، دادنامه فرجام خواسته به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.