شماره دادنامه: 140431390001339584
تاریخ دادنامه: 1404/06/04
شماره پرونده: 0106674
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای سیدجواد طباطبایی اصل
طرف شکایت: شرکت مادر تخصّصی سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران
موضوع شکایت و خواسته: ابطال بند 6 از فصل (و) دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17)
گردش کار: شاکی به موجب دادخواست و لایحه تکمیلی ابطال بند 6 از فصل (و) دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17) را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته به طور خلاصه اعلام کرده است که:
" با عنایت به تصمیم سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران، در تحریر و تنظیم ماده 6 فصل (و) قراردادهای واگذاری حق انتفاع به شرط تملیک عین زمین های شهرک های صنعتی کل کشور، به دلایل ذیل خلاف قانون میباشد:
1- ماده 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح دارد «اصل دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی یا ارجاع آن به داوری، در هر مورد، موکول به تصویب هیات وزیران است و باید به اطّلاع مجلس برسد. در مواردی که طرف دعوی خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد. موارد مهم را قانون تعیین می کند.»
همچنین ماده 457 قانون مدنی تصریح دارد: «ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی به داوری، پس از تصویب هیات وزیران و اطّلاع مجلس شورای اسلامی صورت میگیرد. در مواردی که طرف دعوی خارجی و یا موضوع دعوا از موضوعاتی باشد که قانون آن را مهم تشخیص داده، تصویب مجلس شورای اسلامی نیز ضروری است.» در انعقاد قرارداد مذکور فوق و ماده 6 بند (و) آن هیچ کدام از شروط مذکور (الف- تصویب هیات وزیران ب- اطّلاع رسیدن مجلس شورای اسلامی) رعایت نشده است لذا شرط مندرج در بند مذکور، طبق بند 3 ماده 232 قانون مدنی، نامشروع بوده و مستحق ابطال میباشد. در این خصوص نظریات بسیار متعدد و متنوع شورای نگهبان در موارد مشابه نیز موید ادعاست.
2- در بند (ذ) ماده 16 اساسنامه شرکت شهرک های صنعتی کل کشور «نمایندگی شرکت در کلّیه مراجع قضایی و اداری با حق توکیل غیر با رعایت مقرّرات مربوط به ارجاع داوری و اختلافات شرکت به داوری و انتخاب داور و اقدام به سازش با رعایت اصل 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر مقرّرات مربوط» مصوّب 1363/10/18 مجمع عمومی شرکت شهرک های صنعتی ایران با اختیارات حاصله از اساسنامه شرکت مادر تخصّصی سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران، از وظایف و اختیارات هیات مدیره شرکت لحاظ شده است که متاسفانه در بند مذکور در خواسته، که یک طرف قرارداد، شرکت شهرک های صنعتی استان ها میباشد رعایت نشده و اطّلاع مجلس و مصوبه هیات وزیران هیچ کدام اخذ نشده است.
3- (داور شخص حقوقی نمیتواند باشد): در ماده فوق الاشاره، نماینده حقوقی سازمان صنایع کوچک به عنوان داور انتخاب شده است که مفاد مواد 462، 466، 468، 469، 470 و 473 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ارجاع به داوری شخص حقوقی را تجویز ننموده و ناظر به شخص حقیقی هست. لذا ماده مذکور باطل میباشد. نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه به شماره 1555/93/07 موضوع شماره پرونده 93-139-998 به تاریخ 1393/07/05 در خصوص تایید ادعا میباشد.
با توجه به صدور دادنامه شماره 140231390002011377 هیات تخصّصی شهرسازی، منابع طبیعی و محیط زیست دیوان عدالت اداری این مهم را به استحضار می رساند که متن مقرره مورد شکایت که مورد بررسی و برای آن دادنامه صادر شده است هیچ تناسخ، تناسب و ارتباطی با متن مورد شکایت دادخواست بنده نداشته است.
با عنایت به موارد اعلامی، ابطال و حذف ماده مذکور قراردادهای یکسان واگذاری حق انتفاع به شرط تملیک عین زمین شهرک های صنعتی کل کشور از بدو تحریر [تصویب] در کلّیه قراردادهای یکسان مورد استدعاست."
در پی اخطار رفع نقصی که از طرف دفتر هیات عمومی دیوان عدالت اداری برای شاکی ارسال شده بود، وی به موجب لایحه مورخ 1401/12/26 به طور خلاصه توضیح داده است که:
" در خصوص موارد مربوط به خلاف بیّن شرع بودن ماده 6 بند (و) قرارداد واگذاری زمین شرکت شهرک های صنعتی استان های کل کشور مصوّب سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی کشور به استحضار می رساند: طبق روایات متعدد شرعی و قوانین حقوقی و اصول عرفی، لزوم بی طرف بودن داور امری محرز و لازم است در صورتی که شرط داوری مورد درخواست ابطال، نماینده حقوقی مذکور از حقوق بگیران سازمان صنایع کوچک بوده و لذا بی طرفی او قطع به یقین مورد اشکال بوده و این امر با اصل بی طرفی داور منافات دارد و اصل بی طرفی داور نقض شده است. همچنین در ماده 6 بند (و) قرارداد مذکور اشاره به توافق شده است که توافقی صوری و ظاهری بوده است چرا که قرارداد قبلاً برای همه به صورت یکسان نوشته شده و طرف دوم قرارداد و حتّی طرف اول قرارداد و هیچ شخص دیگر حق و اختیار تغییر آن را ندارند.
هرچند در ظاهر از نماینده مدیریت حقوقی سازمان صنایع کوچک به عنوان داور مرضی الطرفین یاد شده است لکن با عنایت به این که قرارداد تیپ و یکسان در سراسر کشور بوده و طرف قرارداد هیچ اراده ای بر تغییر آن نداشته و فقط میتوانند به آن شرط اجباری و ملزوماً به قرارداد تمکین ننمایند و نتیجه آن عدم واگذاری زمین از طرف شهرک های صنعتی سراسر کشور بوده و چون شخص متقاضی زمین بنا به قوانین و مقرّرات جاری در مکانی به غیر از شهرک های صنعتی اجازه ساخت کارخانه و مبادرت به تولید را ندارد لذا عبارت مرضی الطرفین اجباری بوده و راه دیگری برای طرف قرارداد خواهان زمین و متقاضی تولید نیست."
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
" دفترچه قرارداد منعقده مابین شرکت شهرک های صنعتی و متقاضیان واگذاری اراضی (مندرج در قرارداد شماره 4/16112 مورخ 1394/11/17)
...............................
6- در تمام موارد اختلاف راجع به این قرارداد و یا تفسیر کلی و جزیی آن تصمیم و نظر نماینده مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران که به عنوان داور و حکم مرضی الطرفین مورد قبول و توافق طرفین میباشد لازم الاجرا است و طرفین حق هرگونه ایراد و اعتراضی نسبت به رای و نظر نامبرده را از خود سلب و ساقط نمودند و متعهّد و ملتزم به اجرای مفاد رای و تصمیم یاد شده گردیدند.- شرکت شهرک های صنعتی"
در پاسخ به شکایت مذکور، رییس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران به موجب لایحه شماره 32/38131 مورخ 1401/11/25 توضیح داده است که:
" 1- با عنایت به این که خواهان دعوی به موجب قرارداد شماره 4/16112 تاریخ 1394/11/17 طرف قرارداد شرکت شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی بوده و مطابق بندهای 2 و 5 ماده واحده قانون اصلاح قانون راجع به تاسیس شرکت شهرک های صنعتی ایران و ماده 3 اساسنامه این سازمان و نیز ماده 583 قانون تجارت، سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران شخصیت حقوقی مستقلی را نسبت به شرکت شهرک های صنعتی استان آذربایجان غربی دارا میباشد و با توجه به این که هیچ گونه عقد و قراردادی فی مابین این سازمان و خواهان دعوی منعقد نگردیده است، در نتیجه آثار قراردادی و موارد خواسته مندرج در ابلاغیه مستند به بند (پ) ماده 53 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری متوجه این سازمان نبوده و بر این اساس صدور قرار رد دعوا به طرفیت این سازمان مورد تقاضاست.
2- با توجه به این که خواسته اصلی خواهان دعوی ابطال ماده 6 فصل (و) مقرر در قرارداد میباشد و نظر به این که رسیدگی به دعاوی ناشی از قراردادها در صلاحیت محاکم حقوقی دادگستری بوده که میبایست به صورت ترافعی حل و فصل گردد، لذا براین اساس دیوان عدالت اداری صالح به رسیدگی نسبت به دعوای مزبور نمیباشد.
3- مستنداً به مواد 6 و5 آییننامه اجرایی قانون تاسیس شرکت شهرک های صنعتی ایران، ماهیت و نوع قرارداد متنازعٌ فیه صرفاً واگذاری حق بهرهبرداری، انتفاع و استفاده از خدمات زیربنایی و خدمات ضروری شهرک میباشد نه واگذاری و انتقال مالکیت که بدین امر صراحتاً در تبصره (2) فصل (ب) قرارداد اشاره گردیده است. به عبارت دیگر قرارداد مزبور و شرط داوری مندرج در آن به استناد و تجویز ماده قانونی مذکور که مصوّب هیات وزیران میباشد، (تیپ یکسان و واحد) تنظیم و مصوّب گردیده است. همچنین مطابق ماده 17 اساسنامه شرکت شهرک های صنعتی، امکان ارجاع اختلافات در قراردادهای یاد شده به داوری وجود دارد که اساسنامه مذکور مورد تایید و تصویب هیات وزیران قرار گرفته است.
4- در پرونده مزبور، دعوی و موضوع اختلاف، اموال عمومی و دولتی و مالکیت اراضی تخصیصی نمیباشد و مورد اختلاف عدم انجام تعهّدات قراردادی و فسخ قرارداد به لحاظ تخلّف از شروط مندرج در آن و ضمانت اجرای آن (اعمال حق فسخ) از سوی ذوالخیار میباشد و مالکیت عین مال برای شرکت استانی باقی مانده است. به عبارت دیگر موضوع دعوی مال نبوده بلکه حقی است با عنوان حق استفاده و بهره برداری از تاسیسات و امکانات زیربنایی ایجادی در شهرک که به موجب قرارداد فوق الاشاره به طرف قرارداد واگذار گردیده است. لذا براین اساس نیازمند اخذ مجوّز از هیات وزیران و مجلس شورای اسلامی مطابق اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 آیین دادرسی مدنی نمیباشد.
5- موضوع ممنوعیت ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران و مجلس شورای اسلامی صرفاً مربوط به اموال دولتی و عمومی است در حالی که همان گونه که در اسناد مالکیت شرکت های استانی درج گردیده، مالکیت اموال آن متعلّق به شرکت شهرک های صنعتی استان است نه دولت. به عبارت دیگر شرکت شهرک های صنعتی هرچند که شرکت دولتی است اما شرکت خودگردان و درآمد- هزینه ای بوده و همان طور که در بند 1 ماده 6 اساسنامه آن ذکر گردیده است، اقدامات آن براساس یک روند خودگردان مالی تعریف میگردد. لذا اموال و دارایی های شرکت های دولتی در زمره اموال دولتی موضوع ماده 26 قانون مدنی نبوده بلکه در زمره اموال خصوصی شرکت محسوب میگردد و جزو اموال دولتی و عمومی محسوب نمی شود تا اخذ مجوّز لازم از هیات وزیران مورد نیاز باشد.
6- موضوع ممنوعیت ارجاع دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران و اطّلاع مجلس در ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی صرفاً مربوط به اموال عمومی و دولتی است نه اموال و دارایی های شرکت های دولتی و برابر ماده 2 آییننامه اموال دولتی مصوّب 1374/09/01 هیات وزیران «اموالی که توسط وزارتخانه ها و موسسات دولتی خریداری میشوند و یا به هر طریق قانونی دیگر به تملک دولت درآمده یا درمی آیند اموال دولتی تلقّی شده اند.» بنابراین با عدم ذکر نام شرکت های دولتی توسط قانونگذار در مقام بیان، اموال شرکت های دولتی، نه تنها جزء مصادیق اموال دولتی محسوب نمی شوند بلکه خارج از شمول ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل 139 قانون اساسی میباشند. لذا هیات وزیران نیز اموال دولتی را صرفاً اموال وزارتخانه و موسسات دولتی قلمداد نموده و با نسخ آییننامه سابق و عدم قید اموال شرکت های دولتی اراده خود را به خروج موضوعی اموال شرکت های دولتی از ردیف اموال عمومی و دولتی بیان نموده است.
7- موضوع اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی ناظر بر ارجاع دعاوی اموال دولتی به داوری است در حالی که در موضوع مواد قانونی یاد شده، 2 کلید واژه دعوا و اموال در آن مستتر است که با این وصف اولاً: دعوایی به معنای عام آن که در دادگاه طرح شده، مطرح نبوده و موضوع اختلاف طرفین قرارداد، انجام تعهّدات و تکالیف قراردادی میباشد که به داوری ارجاع شده است. فلذا دعوایی وجود نداشته و مطرح نگردیده است. ثانیاً: اختلاف مطروحه نسبت به مال یعنی عین آن نیست بلکه نسبت به منافع (حق بهره برداری) مال متعلّق به شرکت استانی است. بنابراین تصدیق خواهید نمود که 2 کلید واژه دعوی و مال در دعوی مزبور مفقود بوده و ارجاع داوری نسبت به اختلاف در ایفاء تعهّدات قراردادی و فسخ قرارداد ناشی از آن بوده است.
8- مقنّن در مقرّرات مختلف تفاوت اساسی در وضعیت اموال دولتی با اموال شرکت های دولتی قایل شده است. از جمله در مواد 10، 103 و 106 قانون محاسبات عمومی کشور و ماده (69) قانون تنظیم بخشی از مقرّرات مالی دولت و ماده (4) قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معیّن، که تماماً نظام حقوقی متفاوتی برای اموال شرکت های دولتی نسبت به اموال دولتی در نظر گرفته است
9- به موجب مصوبه شماره 15081/ت 10863 تاریخ 1374/09/01 هیات وزیران، اموال شرکت های دولتی از شمول اموال دولتی خارج گردیده است و صرفاً اموال وزارتخانه ها و موسسات دولتی را داخل در اموال دولتی آورده است.
10- براساس ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی، ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی دولتی به داوری پس از تصویب هیات وزیران و اطّلاع مجلس شورای اسلامی صورت می پذیرد و در مانحن فیه مطابق اساسنامه شرکت های استانی که به تصویب هیات وزیران در تاریخ 1363/03/23 رسیده است، ارجاع دعاوی و اختلافات به داوری پیش بینی گردیده است و از آنجا که برابر اصل 138 قانون اساسی تصویب نامه های هیات وزیران به اطّلاع مجلس شورای اسلامی میرسد بنابر این شرایط مندرج در ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل 139 قانون اعمال گردیده است.
11- موضوع ممنوعیت ارجاع امر به داوری بدون تحصیل موافقت هیات وزیران، صرفاً شامل اموال عمومی و دولتی بوده و نه اموال و دارایی های شرکت های دولتی. یک شرکت دولتی متصدّی یک امر تجاری است و اموالی که در اختیار دارد برای اعمال حاکمیت نبوده بلکه برای تصدّی به امور تجاری میباشد و بر این اساس منعی برای مراجعه به داوری نیست و اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی مستمسکی برای اشخاص نیست که با شرکت های دولتی که اعمال تصدّی می نمایند قرارداد داوری منعقد کنند.
12- شایان ذکر است شرط داوری مندرج در قرارداد مستقل از قرارداد اصلی بوده و ادعای فسخ یا بطلان قرارداد اصلی، موجب بی اعتباری شرط داوری و عدم صلاحیت داور در رسیدگی به اختلاف و انشاء رای نخواهد شد. زیرا شرط داوری ناشی از قصد طرفین است و طرفین توافق نمودهاند که حل و فصل اختلافات راجع به قرارداد مزبور و اختلاف در تفسیر و اجرای قرارداد در مرجع داوری صورت پذیرد.
13- از سوی دیگر خواهان دعوی در مفاد دادخواست خود ابراز نمودند که داور نمیتواند شخص حقوقی باشد در حالی که شخص داوری که از سوی مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان به سمت داور در جلسات داوری معرفی و منصوب میگردد دارای شخصیت کاملاً حقیقی بوده که خواهان دعوی در صدر دادخواست تقدیمی خود بیان نمودهاند که داور نماینده مدیریت حقوقی و امور قراردادهای سازمان میباشد، فلذا ادعای مزبور محکوم به رد میباشد.
حالیه نظر به موارد یاد شده، صدور حکم بر بی حقّی خواهان مورد تقاضاست."
در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت مقرره مورد شکایت با موازین شرعی، قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/44136 مورخ 1403/08/29 اعلام کرده است که:
" موضوع ماده 6 فصل (و) از دفترچه قرارداد واگذاری زمین صنعتی به متقاضیان، در جلسه مورخ 1403/07/18 فقهای شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر میگردد:
- با استظهار این که مفاد ماده مورد شکایت ناظر به موارد خلاف شرع مانند رِبا گرفتن نبوده و مثلاً مجرد گذشتن از حق خویش است، داور قرار دادن شخص در موارد اختلاف در ضمن عقد لازم ایرادی نداشته و خلاف شرع نمیباشد.
تذکر: شکایت وجه شرعی نداشته و ایراد مذکور ایراد قانون اساسی بوده است."
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1404/06/04 با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.
رای هیات عمومی
اولاً قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/44136 مورخ 1403/08/29 در خصوص جنبه شرعی مقرره مورد شکایت اعلام کرده است: «با استظهار این که مفاد ماده مورد شکایت ناظر به موارد خلاف شرع مانند رِبا گرفتن نبوده و مثلاً مجرد گذشتن از حق خویش است، داور قرار دادن شخص در موارد اختلاف در ضمن عقد لازم ایرادی نداشته و خلاف شرع نمیباشد. تذکّر: شکایت وجه شرعی نداشته و ایراد مذکور ایراد قانون اساسی بوده است» و بر این اساس مقرره مورد اعتراض خلاف شرع نیست. ثانیاً هیات عمومی دیوان عدالت اداری سابقاً و براساس رای شماره 140231390001918484 مورخ 1402/07/25 اعلام کرده است که الزام به ارجاع اختلاف به داوری به صورت شرط تحمیلی ضمن عقد و انتخاب داور از سوی یکی از طرفین اختلاف با ماده 454، بند 2 ماده 469 و مواد 482، 483، 484 و بندهای 1 و 2 و 7 ماده 489 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مغایرت دارد و بنا به مراتب مذکور، بند 6 از فصل (و) مندرج در قرارداد مورد اعتراض با اخذ وحدت ملاک از مفاد رای شماره 140231390001918484 مورخ 1402/07/25 هیات عمومی دیوان عدالت اداری، مغایر با قانون بوده و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوّب سال 1392 از تاریخ تصویب ابطال میشود. این رای براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوّب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است./
احمدرضا عابدی
رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری