تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/14
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: قرار رد دعوا، غیرقابل فرجام خواهی است.
در تاریخ 1392/07/23 آقای م.ت. فرزند ر. دادخواستی به طرفیت خانم ف.الف. فرزند الف. و به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به علت تدلیس و فریب در امر ازدواج تقدیم کرده و با استناد به فتوکپی سند ازدواج و کارت ملی و عنداللزوم شهادت شهود توضیح داده است به موجب سند رسمی به شماره ترتیب 25568 مورخ 1392/03/30 دفتر ثبت ازدواج شماره 27 حوزه ثبت زنجان خوانده را به عقد ازدواج دائمی خود درآورده ام خوانده خود را یک دختر 25 ساله و دارای صفاتی خاص معرفی نموده که عقد متبانیا بر آن استوار شده است مدت حدود 26 روز از این عقد می گذرد و خوانده صفاتی را برای خود در نظر گرفته و اظهار نموده که در واقعیت فاقد آن میباشد لذا به استناد ماده 1128 قانون مدنی تقاضای فسخ نکاح را دارم. شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی زنجان در وقت مقرر با حضور وکیل خواهان و در غیاب خوانده تشکیل شده است وکیل خواهان اظهار داشته موکل در زمان خواستگاری اظهار داشته که 25 سال سن داشته درحالیکه بعد از چند روز از عقد، موکل متوجه میشود مشارالیها 33 سال سن دارد و در نتیجه موکل را فریب داده و تدلیس نموده لذا به استناد ماده 1128 قانون مدنی برای موکل حق فسخ خواهد بود برای روشن شدن حقایق درخواست صدور قرار استماع شهادت شهود را دارم. در پاسخ سوال دادگاه مبنی اینکه موکل شما در حین یا قبل از عقد شناسنامه خوانده را ملاحظه ننموده است اظهار داشته موکل من بیسواد است و نمی تواند شناسنامه و سن وی را بخواند و تشخیص دهد. سپس خوانده پرونده در دادگاه حاضر شده و اظهار داشته زندایی و مادر و عمه شوهرم به خواستگاری من آمده بودند و دو بار به خواستگاری آمده بودند من به ایشان گفته ام که سن من 27 ساله است ولی در شناسنامه ام 1359 قید شده است و چند سال از خودم بزرگتر است چون پدرم سربازی می رفت و می خواست به سربازی نرود شناسنامه گرفته بودند که من این موضوع را به شوهرم سه روز قبل از عقد گفته ام و حتی شناسنامه ام را سه روز بردند و در خانه شان نگهداری کردند و بعد گفتند عیبی ندارد و برایمان مهم نیست و اقدام به عقد نمودهاند ادعای خواهان را قبول ندارم و حاضرم قسم بخورم که شناسنامه ام را دادم و بردند در خانه و در تاریخ 30/3/93 که عقد کردیم آوردند و به من دادند. وکیل خواهان اظهارات خوانده را تکذیب و درخواست تحقیق از گواهان را نموده است. شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی زنجان به موجب رای شماره --- - 3/3/93 در خصوص دعوی آقای م.ت. فرزند ر. متولد 1364 با وکالت آقای ب.ن.و به طرفیت خانم ف.الف. فرزند الف.و. به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و فریب در امر ازدواج با عدم بیان سن واقعی خود به خواهان نظر به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و اینکه شناسنامه خوانده دال بر تاریخ تولد 1359 که خوانده 33 سال دارد قاعدتا در جلسه عقد در دفترخانه ازدواج به سمع و نظر خواهان رسیده و با وصف مذکور وکالت در اجرای عقد ازدواج داده اند و ادعای خواهان مبنی بر عدم اطلاع از سن و سال زوجه بعید به نظر میرسد و به لحاظ دفاعیات و انکار شدید خوانده خواسته خواهان مورد پذیرش نبوده لذا دادگاه به استناد بند 4 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر کرده است. آقای م.ت. با وکالت آقای ب.ن. نسبت به دادنامه فوق الذکر تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است که پس از پاسخ تجدیدنظرخوانده شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان به موجب رای شماره --- - 1393/04/22 با رد اعتراض تجدیدنظرخواه رای تجدیدنظرخواسته را تایید کرده است. آقای م.ت. با وکالت آقای ب.ن. نسبت به دادنامه یاد شده فرجام خواهی نموده است که پس از پاسخ فرجامخوانده پرونده به دیوانعالیکشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.
قرارهای قابل فرجام در بندهای 1 و 2 مواد 367 و 368 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی احصاء شده است نظر به اینکه قرار رد دعوی جزء قرارهای قابل فرجام نمیباشد رای دادگاه تجدیدنظر استان زنجان قطعی است از این لحاظ قرار رد دادخواست فرجامی را صادر و اعلام می دارد
رئیس شعبه --- دیوانعالیکشور - مستشار
طیبی - اسلامی