تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/30
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه عرف منطقه در خصوص حل و فصل اختلافات، ابتدا رجوع به میانجیگری سایرین باشد، مراجعه مغبون قرارداد به این روش و پس از آن، مراجعه به مراجع قضایی جهت تایید فسخ قرارداد، منافی با فوریت اعمال خیار غبن نبوده و مسقط حق وی نمیباشد.
آقای م. م. با وکالت آقایان م. ص. و م. ی. ن. دادخواستی برعلیه آقای ح.ر. ق.پ. به خواسته تقاضای صدور حکم مبنی بر فسخ بیع موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 93/6/15 به دلیل غبن فاحش مقوم به مبلغ 5 میلیون ویک هزارتومان وجبران خسارت دادرسی و میزان حدودا چهارهکتار آبی به دادگستری شهرستان س. تقدیم و مضمونا وکلای خواهان مرقوم نمودهاند موکل یک سهم آب به مقدار 24 ساعت از مدار 15 چاه کشاورزی دشت ن. و سه قطعه زمین را به موجب مبایعه نامه عادی مورخ 93/6/15 به خوانده به مبلغ 26 میلیون تومان به تاریخ پرداخت یک سال از تاریخ مبایعه نامه فروخته است وموکل به علت کهولت سن و عدم اطلاع از قیمت عادله اخیرا متوجه قیمت واقعی بیع شده و به علت غبن در بیع بلافاصله مراتب فسخ معامله را از طریق اظهارنامه به خوانده ابلاغ و ایشان پاسخ داده قادر به فسخ معامله نمیباشد لذا چون موکل دچار غبن فاحش وحتی افحش گشته لذا تقاضای صدور حکم مبنی بر فسخ بیع مذکور به استناد ماده 416 قانون مدنی وجبران خسارت دادرسی را دارد پرونده به شعبه اول ارجاع گردیده است ضمائم دادخواست عبارتند از تصویر مصدق قولنامه، تصویر مصدق اظهارنامه، نسخه ثانی دادخواست به خوانده ارسال شده و او نیز لایحه ای در پاسخ تقدیم و مضمونا مرقوم داشته اولا پیشنهاد خرید ملک از جانب شخص خواهان بوده و چون ساکن شهر هستم هیچ اطلاعی از قیمت نداشتم و درحال حاضر نیز ادعای خواهان واهی است زیرا هیچ دلیلی بر غبن فاحش وجود ندارد ثانیا تاریخ اظهارنامه 93/9/16 یعنی حدود سه ماه بعد از عقدبیع بوده وبرابر ماده 420 قانون مدنی خیار غبن بعداز علم به غبن فوری است و خواهان باید علت تاخیر را اثبات کند ثالثا در زمان وقوع عقد شهود بسیاری از جمله فرزند بزرگ خواهان و برادر بزرگ همسر وی حضور داشتند و در جریان قیمت ملک بوده اند رابعا علت بالا رفتن قیمت ملک براساس اقداماتیست که انجام داده ام از جمله کاشت محصولات کشاورزی مثل گندم و حدود 1300 نهال زرشک و گرفتن پروانه دامداری والا قیمت ملک بسیار پآیین تر از قیمت مورد معامله نیز هست خامسا پس از خرید ملک 12 ساعت از آن را به شخص ثالثی به نام آقای ن. ا.. ی. با همان قیمت واگذار کرده ام و عملا نصف ملک از مالکیت اینجانب خارج گردیده است وادعای مطروحه فاقدوجاهت است (ص 12 )در تاریخ 93/10/17 جلسه دادگاه باحضورطرفین ووکلای خواهان تشکیل گردیده و ابتدا یکی از وکلای وی مضمونا اظهار داشته دعوی به شرح دادخواست تقدیمی است و خواسته را تکرار کرده و اضافه نموده موکل پس از مدتی متوجه میگردد که ارزش واقعی ملک و آب فروخته شده بسیار بیشتر از ثمن معامله است بلافاصله مراتب فسخ را طی اظهارنامه رسمی به خوانده ابلاغ نموده متاسفانه او به جای قبول فسخ اقدام به غرس نهال و شخم زدن کرده که صورتجلسه تامین دلیل تقدیم میگردد(رونوشت) حضور فرزند موکل نمی تواند دلیل بر اطلاع موکل از کم و کیف ثمن و ارزش قطعی معامله باشد و ایراد خوانده به عدم رعایت فوریت فسخ است. فوریت عرفی ملاک است و موکل به محض اطلاع اقدامات لازم را جهت فسخ معامله انجام داده است و ادعای انتقال ملک به غیر نیز واهی است زیرا آقای ی. کارگر خود ایشان است لذا تقاضای جلب نظرکارشناس و نهایتا صدور حکم مبنی بر فسخ معامله را دارد خواهان نیز توضیح داده قیمت اصلی 22 میلیون تومان بوده (احتمالا منظور ثمن توافقی معامله) به خاطر مهلت یک ساله 26 میلیون تومان شد روز بعد از معامله فهمیدم ضرر کردم گفتم پشیمان هستم فسخ می کنم گفت 2 میلیون تومان ضرر می گیرم گفتم مسئله ای نیست بیا ولی نیامد خودش مشهد بود تلفنی زنگ می زدم روز دیگر گفت پنجاه میلیون تومان می فروشم ولی فسخ نمی کنم من گفتم به قانون مراجعه می کنم ملکی که فروختم درخت نداشت و آقای ق.پ. به عنوان خوانده مضمونا اظهار داشته پیشنهاد فروش از جانب آقای م. بوده و در حسینیه ج. پیشنهاد داد که روز معامله بود در حضور چندین نفر صورت گرفت من چکی به فروشنده نداده بودم بابت چک بعد از 3 یا 4 روز زنگ زد و بابت ضرر چیزی نگفت فقط موضوع چک بود بعد از 15 روز چک را به آقای ک. که شوهر خواهر من است و ساکن س. فرستادم داد و او چک را ن. تحویل داده است بعد از یکماه برگشتم در حضور با جناق خواهان و خواهر خانم ایشان بحث کردیم و باجناق وی آقای ه. گفت شما فقط قیمت زمین ها را داده ای و ارزان خریده ای گفتم 2 میلیون تومان ضرر می کنیم 20 میلیون تومان می گیرم وملک را می فروشم از پس دادن چیزی نگفتم دوباره با آقای ن. ی. که 12 ساعت آب را به او فروخته ام نزد م. رفتم گفتم چک رسید گفت بله گفتم اگر کسی هست دومیلیون تومان حاضرم بفروشم اگر ضرر کردید گفت مردم از این حرفها خیلی می زنند بعد از آن روز تصمیم گرفتم کارهای خود را ادامه بدهم و پیگیری کردم س- چه چیزی به آقای ی. فروختید ج- از هرچه که خریدم نصف آن را همان روز قولنامه یا روز بعد به آقای ی. به یازده میلیون تومان فروختم و او در روستای ب. بود سئوال شده چه ارتباطی با ی. دارید پاسخ داده شریک ملک در همین ج.سئوال شده، استشهادیه محلی را ملاحظه کردید(ص 11 مبنی بر تذکر به آقای ق. توسط اعضای شورای اسلامی که در روی زمین به لحاظ اختلاف حاصله اقدامی نکند ولی وی اعتنا نکرده است) پاسخ داده دروغ است هیچکس چیزی به من نگفته است اینها اهالی روستا هستند فکر می کنند از حضور من متضرر میشوند. سپس وکیل خواهان درخواست جلب ثالث آقای ن. ی. را اعلام می کند (ص 16 ) آقای ح.ر. ق.پ. (خوانده) پنج برگ استشهادیه محلی و نمونه گزارش آنالیز آب و خاک و تصویر قولنامه واگذار شده به شخص ثالث و تایید شورای اسلامی روستای ب. مبنی بر اینکه قیمت واقعی ملک در زمان وقوع عقد بیش از مبلغ ذکر شده در قولنامه نبوده است ارائه کرده که پیوست پرونده شده است (ص 22 ) در تاریخ 93/10/22 دادگاه قرار ارجاع امر به کارشناسی را صادر کرده دستور نموده کارشناس ملاحظه قولنامه و وضع محل و زمینهای ابتیاعی و اخذ نظر همین مبیع در همان روستا و روستاهای اطراف و مشابه قیمت عادله و سوفیه مبیع را در زمان انعقاد قرار مورخ 93/6/15 اعلام نمایند(ص 23 ) وکلای خواهان دادخواست جدیدی برعلیه آقایان ح.ر. ق.پ. و ن. ی. تقدیم و تقاضای جلب ثالث خوانده ردیف دوم و با توجه به فسخ معامله انجام شده بین موکل و خوانده ردیف اول تقاضای صدور حکم بر ابطال معامله انجام شده بین خوانده گان و جبران خسارت وارده شده اند و درخواست کرده اند چون مبایعه نامه ادعایی بین خوانده گان در اختیار موکل نیست به استناد ماده 209 فلذا توسط خوانده گان ارائه شود(ص 37 ) دادگاه دستور داده نسخه ثانی دادخواست وضمائم به مجلوب ثالث ارسال و خوانده گان دعوت شوند در تاریخ 93/11/8 موضوع قرار به کارشناس تفهیم گردیده (ص 44 ) در تاریخ 93/11/14 بنا به نظریه کارشناس منتخب قیمت یک سهم معادل 24 ساعت آب با زمین مربوطه در تاریخ انعقاد قرارداد عقد بیع 84 میلیون تومان اعلام شده است (ص 53 ) دادگاه دستور داد نظریه کارشناسی به طرفین ابلاغ شود. در تاریخ 93/11/15 جلسه دادگاه باحضور خواهان و خوانده و خوانده جلب ثالث آقای ن. ی. و وکلای خواهان تشکیل شده وکلای خواهان ضمن تشریح خواسته قبلی مبنی بر حکم برصدور فسخ معامله اضافه نمودهاند چون خوانده ردیف اول 1/2 از مورد معامله را به مجلوب ثالث آقای ن. ی. منتقل کرده لذا تقاضای صدور حکم مبنی بر ابطال معامله انجام شده بین خوانده را دارد. خوانده ردیف اول در پاسخ دفاعیات قبلی را تکرار کرده و خوانده ردیف دوّم جلب ثالث مضمونا عنوان کرده من ملک را از آقای ق.پ. خریده ام و درحضور آقای م. گندم کاری کرده ام و زحمت کشیدم و حدود هزار اصله نهال زرشک کاشته و آبیاری کرده ام خود آقای م. به دیدن بنده آمد وگفت آب این زمین شور است باید بیشتر کود ریشه بریزی دو نفر راننده تراکتور که یکی باجناق آقای م. است و دیگری آقای م. حضور داشتند و برای من کاری کردند بنده راضی به فسخ نیستم، وکلای خواهان در پاسخ اظهار داشته اند اقدامات ایشان پس از اعلام فسخ معامله توسط موکل به خوانده ردیف اول بوده است که صورتجلسه تنظیمی تقدیم شده مبین این موضوع است لذا تقاضای ابطال معامله را دارند دادگاه از خواهان سوال کرده در چه تاریخی علم پیدا کردید که مغبون شدید و ضرر کردید، پاسخ داده روز بعد از معامله پشیمان شدم به ایشان زنگ زدم تلفنی صحبت کردم شماره ایشان را کس دیگری برایم گرفت چون من سواد ندارم و به او گفتم پشیمان هستم گفت مسئله ای نیست پشیمان هستی هیچ دو روز بعد مجدد زنگ زدم که پشیمان هستم گفت دو میلیون تومان پشیمانی می گیرم گفتم مساله ای نیست سوال شده در چه تاریخی اظهارنامه فرستادید پاسخ داده نمی دانم یادم نیست مجددا به ایشان زنگ زدم گفت شخم زدم و کاشتم. خوانده ردیف اوّل در پاسخ خواهان مضمونا اظهار داشته اظهارنامه تاریخ 93/9/16 را دارد ولی حدود 93/9/30 پاسگاه به من زنگ زد رفتم اظهارنامه را داد از خواهان سوال شده اظهارات خوانده را مبنی براینکه در زمان معامله عروسی بوده و او 6 ساعت آب از آقای ج. به مبلغ هرساعت 8 میلیون تومان خریداری می کرده که شما به او گفتید به قیمت 20 میلیون تومان به شما ملک 24 ساعت آب می فروشم قبول دارید پاسخ داده خیر قبول ندارم چنین چیزی نبوده است و معامله ما در ج. خانه س. ج. معامله کردیم و همانهایی که امضا کرده اند هنگام معامله بوده اند پشت قولنامه هم امضا کرده اند امّا هیچ از شرکاء چاه نبودند. سپس از خوانده ردیف اول سوال شده اظهارات خواهان را شنیدید چه می گوئید پاسخ داده شهودی دارم که حاضرند شهادت بدهند من برای اینها قیمت نکرده ام خود آنها قیمت دادند و خبر داشتند از قیمت که به من فروختند الان هم که 12 ساعت را فروخته ام کاره ای نیستم ولی 12 ساعت خودم را هرچه من خرج کرده ام پرداخت نماید دوازده ساعت را به ایشان می دهم درباره نظریه کارشناسی بیان کرده من کاری به کارشناسی ندارم ملک را بر مبنای کارشناسی نخریده ام ملک را خودشان به من دادند درحضور شهود خریده ام. آقای ق.پ. لایحه ای تقدیم کرده که تکرار دفاعیات قبلی است. قرار استماع شهادت شهود صادر و به طرفین ابلاغ گردیده خواهان تصویر تامین دلیلی ارائه کرده که بنا به آن اقدامات زراعی انجام یافته بر روی زمینهای متنازع فیه بعد از طرح دعوی بوده است (ص 66 ) بنا به استعلام دادگاه و پاسخ دفتر دادگاه تاریخ تقدیم اظهارنامه از طرف آقای م. م. به دفتر دادگاه که مخاطب آن آقای ح.ر. ق.پ. میباشد مورخ 93/9/1 اعلام شده است (ص 67 ) در تاریخ 93/12/13 جلسه دادگاه با حضور طرفین و مجلوب ثالث و وکلای خواهان تشکیل یافته ابتدا وکلای خواهان ضمن تکرار خواسته اظهار داشته با وجود صدور قرار کارشناسی تصمیم به استماع شهادت شهود ادعایی وجاهتی نداشته لکن جهت تبعیت از تصمیم دادگاه موکل 2 تن از شهود ذیل مبایعه نامه را حاضر کرده است خوانده ردیف اول نیز شهود خود را تعرفه کرده و آقای ن. ی. خوانده مجلوب ثالث نیزمطالب قبلی را تکرار کرده و اضافه کرده همانطور که آقای ق.پ. گفت تقریبا یکماه بعد از معامله با ایشان به منزل باجناق خواهان رفتیم جهت کرایه تراکتور و آقای ق.پ. به او گفت دو میلیون تومان می گیرم فسخ می کنم چون باجناقش گفته بود بیشتر می ارزد رفتیم نزد م. ق.پ. گفت اگر ناراضی هستی می توانیم دو میلیون تومان زیر قیمت با هم توافق کنیم پس بدهم م. گفت مردم از این حرفها زیاد می زنند بعد ما مشغول شدیم. سپس دادگاه به شرح اوراق جداگانه استماع شهادت شهود نموده از آقای م. سئوال شده چک را از باجناق خود گرفتی؟ پاسخ داده چک را گذاشت در خانه ام و رفت سپس مفاد گواهی برای ح. ج. قرائت شده مضمونا پاسخ داده ق.پ. می خواست ملک از من بخرد 6 ساعت آب پنجاه میلیون تومان آقای م. گفت به تو ملک ارزانتر می دهم آقای ق.پ. هم قبول کرد معامله کردند و من هم امضا کردم اصلا از قیمت معامله مطلع نیستم از قیمت چاه خودم هم اطلاع زیادی ندارم س- آقای م. در جریان معامله شما و ق.پ. قرار گرفت ج- نمی دانم حتما شنیده است چون گفت به تو ملک ارزانتر می دهم. سپس از ی. ب. تحقیق شده مضمونا اظهار داشته در جلسه عرسی بودم آقای ق.پ. در حال معامله با آقای ج. 6 ساعت بود می خواست 10 میلیون تومان بدهد بقیه را که 50 میلیون تومان است یک ساله پرداخت کند آقای م. گفت اینها 6 ساعت را پنجاه تومان می دهند من یک شبانه روز از چاه دیگری را که خیلی فاصله از هم دارد 22 میلیون تومان می دهم پولش را می گذارم بانک سودش را بگیرم ق.پ. گفت چک یک ساله می دهم تقریبا 2 روز بعد چک ق.پ. را تحویل باجناق م. به نام غ. ه. دادم و چیزی از به هم خوردن معامله نگفت س- آقای م. از قیمت قطعی خبر داشت؟ جواب آقای م. با دل خواه خودش معامله را انجام داده خودش قیمت کرده من در دل دیگری نیستم. س- آقای م. در جریان معامله آقای ج. با ق. بود. جواب بله کلا با هم بودیم و متوجه بودیم. سپس از پسرخواهان آقای م. م. تحقیق شده جواب داده صبح روز عروسی پدرم با آقای ق.پ. بیابان رفته خبرنداشتم که رفتندمعامله کنندموقع امضای معامله بودم پدرم درجریان معامله آقای ج. و ق.پ. بود. ولی از میزان آب و پول اطلاع نداشت از اینکه ملک خودش چقدر می ارزد اطلاع داشت (احتمالا نداشت است اشتباهی نوشته شده است عضو ممیز) خودم یک سال است به ملک پدرم نرفتم از شرکای چاه پدرم کسی حضور نداشت مبایعه نامه را امضاءکردم پدرم از کسی پرس و جویی نکرد روز بعد شرکا به او گفتند چرا پآیین دادید. پدرم روز بعد به آقای ق.پ. زنگ زده بود و گفته بود پشیمانم چک را هم آقای کبوترپور به خاله ام داده سپس خاله ام چک را به پدرم داده و او مجبور بوده قبول کند. پدرم روز بعد تلفنی تماس گرفت و گفته بود پدرم یکبار هم به دادگاه آمد که من برگرداندم. یکدفعه هم خودم با آقای ق.پ. صحبت کردم که یکماه بعد از معامله بود. پدرم پشیمان کرد قیمت بیشتر است بیا صرف نظر کن قبول نکرد آقای ح. ک. دیگر شاهد قضیه نیز مضمونا بیان کرده در عروسی نشسته بودیم آقای ق.پ. با آقای ج. در خصوص خرید 5 ساعت آب مذاکره می کرد پنجاه میلیون تومان آقای م. گفت بیا سهم آب از ن. بدهم آقای ق.پ. گفت با پسرانت مشورت کردی یا خیر گفت بچه های خودم را می آورم پسر بزرگ خواهان آمد موقع معامله نبودم بعد از معامله حدود 20 روز بعد رفتم چاه رها شده بود کشت و کاری نبود فصل کشت بود ولی کشت و کاری نمی کردند اوضاع و احوال چاه نشان می داد که بعضی از شرکاء چاه را رها کرده اند موقع کشت گندم آقای ن. ی. بودم که م. حضور داشت آمد خربزه آورد خوشحال بود چند شلنگ هم آبیاری کرد چیزی هم نگفت و رفت گمان کنم 40 یا 45 روز بعد از معامله بود در ادامه از آقای م. ی. تحقیق شده مضمونا بیان کرده موقع معامله حضور داشتم در جریان اطلاع آقای م. از معامله آقای ج. و ق.پ. نیستم از اینکه آقای م. از قیمت اطلاع داشت خبر ندارم اصلا زمین و آب را نمی دانم کجاست در معامله پسر بزرگ آقای م. بود هردو طرف با هم تعارف می کردند ق.پ. گفت ملک مال خود شماست اگر تا یک سال دیگر نخواستید به هم می زنم. اگر پول را نخواستید تمدید می کنم. آقای م. ی. هم اظهار داشته آقای ق.پ. موقع معامله گفت اگر پشیمان شدید ملک را برگشت می دهم خودم هم از قیمت اطلاع نداشتم اگر آقای م. از قیمت اطلاع داشت نمی فروخت و علت خاصی هم نداشته است که م. به قیمت پآیین تر بفروشد ق. 6 ساعت آب از ج. می خرید م. در جلسه بود و اینکه چطوری فروخت من نفهمیدم. پسران ج. نیز ناراضی بودند النهایه دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ 93/12/26 مبادرت به صدور رای نموده ودر خصوص دعوای وکلای خواهان به وکالت از وی به طرفیت آقای ح.ر. ق.پ. به خواسته صدور حکم بر اثبات فسخ بیع موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 93/6/15 به دلیل غبن فاحش و جبران خسارات دادرسی و نیز دعوی جلب ثالث خواهان ها به طرفیت آقایان ح.ر. ق.پ. و ن. ی. به خواسته صدور حکم برابطال معامله انجام شده بین خوانده گان در خصوص 1/2 از سهم آب به مقدار 24 ساعت از مدار 15 شبانه روز و سه قطعه زمین واقع در دشت ن. و جبران خسارات دادرسی پس از قید گردشکار پرونده با استدلال به اینکه اولا توجها به نظر کارشناس امور کشاورزی وجود غبن افحش و نابرابری عوضین محرز است ثانیا اصل عدم اطلاع مغبون از قیمت واقعی بیع است و مفادگواهی گواهان به نحوی نیست که ادعای آقای ق.پ. مبنی بر اطلاع خواهان از قیمت را اثبات نماید ثالثا ادعای خوانده مبنی بر سقوط خیار به سبب عدم رعایت فوریت وارد نیست زیرا صرف نظر از اظهارات خوانده مبنی بر اینکه خواهان تا مدتی بعد از قرارداد (یکماه) سخنی از ضرر و فسخ به میان نیاورده و حتی گفته «مردم از این حرفها زیاد می زنند»; که ضمنا جنبه اقرار (اخبار از عدم اطلاع بایع از غبن) نیز دارد اصولا با توجه به فرهنگ حاکم بر منطقه متعاملین بدوا از طرق قانونی اقدام می نمایند(احتمالا نمی نمایند است که از سیاق ادامه جمله اینطور برداشت میشود عضو ممیز) و با مراجعه به یکدیگر و از طریق سایر افراد نسبت به فیصله اختلافات اقدام می نمایند در صورت عدم حصول سازش به مراجع قضایی مراجعه می نمایند. لذا به نظر دادگاه با ملاحظه تاریخ تقدیم اظهارنامه ( 92/9/1 ) گذشت مدت سقط خیار و منافی فوریت نیست و قاعده انصاف نیز با ملاحظه میزان تفاوت قیمت موید این استدلال است لذا دادگاه خواسته خواهان را وارد و ثابت تشخیص و به استناد مواد 198 و 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی ومواد 416 و 419 و 420 قانون مدنی حکم بر اثبات فسخ معامله فیمابین آقای م. م. و ر. (ح.ر.) ق.پ. و محکومیت خوانده به پرداخت 415000 ریال بابت هزینه دادرسی و مبلغ 1800360 ریال بابت حق الوکاله وکلای دادگستری از خواهان صادر و اعلام می دارد. امّا در خصوص دعوی جلب ثالث خواهان به خواسته ابطال معامله فیمابین آقایان ق.پ. و ی. نظر به اینکه تاریخ قطعی اعلام فسخ از سوی خواهان همان تاریخ تقدیم اظهارنامه است و دلیلی مبنی بر اعمال و اعلام آن قبل از این تاریخ وجود ندارد و معامله موضوع دعوی در تاریخ 93/6/16 واقع شده و خواهان نسبت به صحت و اصالت آن متعرض نشده است و اثر فسخ ناظر به آینده است لذا به استناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و وحدت ملاک ماده 286 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر گردیده است (ص 96 - 95 ) دادنامه صادره به طرفین پرونده ابلاغ شده و از طرف وکلای خواهان بدوی نسبت به صدور حکم بطلان دعوی راجع به دعوی جلب ثالث به خواسته ابطال معامله بین خوانده ردیف اول و خوانده جلب ثالث اعتراض و پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان خراسان جنوبی ارسال میگردد واز طرف خوانده بدوی پس از گذشت مهلت تجدیدنظر خواهی نسبت به دادنامه صادره به شماره 9301712 فرجامخواهی نموده و در لایحه تقدیمی مضمونا مرقوم داشته 1 - فرجامخوانده خواسته خود را در دادخواست تقدیمی صدور حکم برفسخ معامله را مطرح کرده و حال آنکه دادگاه بدوی اقدام به صدور رای بر اثبات فسخ عقد نموده است و این اقدام مخالف ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی است. زیرا تغییر خواسته از اختیارات خواهان است آنهم تحت شرایطی خاص و این اقدام دادگاه فراتر از اختیارات محکمه و برخلاف قاعده رعایت بی طرفی دادرس است. 2 - جهت امکان فسخ به واسطه غبن فاحش بایع میبایست عالم به قیمت عادله نباشد که در مانحن فیه شواهد حاکی از آن است که بایع عالم به قیمت عادله بوده است (سپس نحوه معامله با فرجامخوانده را که توضیح داده که در حال معامله با کس دیگری بوده و فرجامخوانده خودش پیشنهاد داده که آب بیشتری با مبلغ کمتر به وی بفروشد) و در ادامه داستان معامله را به شرح لوایح قبلی و صورتجلسات دادگاه تکرار نموده است) 3 - حتی اگر نپذیریم که خواهان از قیمت عادله مطلع نبوده بنا به اظهاراتش در صورتجلسه مورخ 93/10/17 دادگاه که اعلام کرده روز بعد از معامله فهمیدم ضرر کردم گفتم پشیمان هستم حال اگر چنین بوده و قصدش فسخ معامله بوده چرا حدود 20 روز بعد از معامله چکی که برای ایشان فرستاده شده قبول کرده و یا اینکه 40 یا 45 روز بعد از معامله به محل ملک رفته و ضمن ابراز خوشحالی برای کارگران خربزه برده است که تمامی این اقدامات وی مطابق با ماده 450 قانون مدنی است و انصراف از حق فسخ 4 - وجود تناقض در اظهارات خواهان بدوی و وکلای وی محرز است زیرا وکلای سعی در حفظ چهارچوبه قانونی جهت فسخ معامله را دارند امّا اظهارات خواهان بدوی دقیقا ناقض آن است امّا از طرف دادگاه بیشتر اظهارات وکلا مدنظر قرار گرفته است و قبول نموده چک خود تایید معامله و انصراف از حق است 5 - انتقال 1/2 ملک به آقای ی. بواسطه مالکیت و حق مسلم خود بوده که دادگاه به آن توجه نکرده است 6 - خواهان بدوی با وجود اظهارات شاهدان و با علم و اطلاع اقدام برمعامله نموده سپس چک را پذیرفته امّا دادگاه بدون توجه به اظهارات خودخواهان و شاهدان تعرفه شده استنباطی غیر از آن داشته و اقدام به صدور رای نموده است لذا به استناد مواد 367 - 371 و 378 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 420 - 418 و 450 قانون مدنی تقاضای نقض رای فرجامخواسته را نموده است.(ص 146 ) وکیل فرجامخوانده نیز در پاسخ در لایحه تقدیمی مضمونا مرقوم داشته موکل وفق ماده 449 قانون مدنی ابتدا فسخ معامله را به صورت شفاهی و تلفنی به فرجامخواه اعلام کرده است ثانیا: قیمت آب هرچاه باچاهی در منطقه دیگر به لحاظ تفاوت شوری و ترشی و وجود املاح مفید یا مضر فرق دارد لذا علم و اطلاع به قیمت آب در روستای دیگر ظهور بر اطلاع موکل از قیمت عادله مبیع ندارد و مسقط خیار فسخ به واسطه غبن نیست و در خصوص اظهارات شهودتعرفه شده از ناحیه فرجامخواه به هیچ عنوان موید این موضوع که موکل از قیمت حال موضوع معامله آگاه بوده نمیباشد ثالثا: دریافت چک بعد از بیست روز از ناحیه موکل با توجه به اعلام فسخ قرارداد به فرجامخواه ظهور در سقوط خیارفسخ از ناحیه ایشان را ندارد چرا که موکل هم دارای کهولت سن وبیسواد میباشد و از طرف دیگر این اقدام وی نمی تواند آثار فسخ معامله را از بین ببرد. رابعا چون فرجامخواه در ایران نبوده و در ترکمنستان و ازبکستان فعالیت اقتصادی دارد قصد و نیت موکل از اقدام قانونی حل وفصل قضیه به صورت کدخدامنشی و رشیدسفیدی بوده لذا منجر به اطاله زمان شده است خامسا با توجه به اعلام فسخ قرارداد تنها یک روز پس از معامله اقدامات بعدی فرجامخواه بی اثر و باطل میباشد و درختان به محض دریافت اظهارنامه غرس گردیده است نتیجتا تمام دفاعیات فرجامخواه حول دومحور فوری بودن خیار غبن و مطلع بودن موکل از قیمت بیع موضوع مبایعه نامه است در خصوص فوری بودن خیار غبن- فوریت عرفی مدنظر قانونگذار است ودر خصوص اطلاع از قیمت از یک طرف اصل برعدم اطلاع است مطابق رویه عقلا هیچ انسان عاقلی حاضر نمی شود دسترنج زندگی خویش را به مبلغ ناچیزتر از ارزش واقعی آن واگذار کند پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسین اکبری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
باعنایت به استدلالات مبنائی محکمه در صدور رای فرجام خواسته و توجها به اظهارنظر کارشناس در مورد قیمت و ارزش مورد معامله درهنگام عقد که نشانگر وجود غبن به حد افحش نیز میباشد و با توجه به اینکه در عقود معاوضی اقتضاء اصل برابری وتساوی در عوضین است. که در معامله مانحن فیه این معنی رعایت نشده است.وخیار ناشی از آن در واقع نوعی تدارک برای جبران امر پس از اطلاع میباشد. و فرجام خوانده نیز در این راستا با ارسال اظهارنامه مبادرت نموده است و اعتراض به نحوی نیست که به اساس آن خدشه وارد سازد. لذا رای صادره من حیث المجموع با توجه به آنچه مذکور افتاد صحیح و صائب ومنطبق با محتویات پرونده وادله موجود و موازین قانونی مربوطه میباشد. با رد اعتراض مستند به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید و ابرام میگردد.
شعبه اول دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون
حسین اکبری - عنایت حیاتی