خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/03/23 اقای ع. ب. ک. ب. لت از طرف خانم ا. ف. ر. به طرفیت اقای ح. د. ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند 10 از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه به لحاظ صاحب فرزند نشدن زوجین تقدیم نموده که پس از اعلام شعبه *مبنی بر عدم حصول سازش بین زوجین حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم م. ز. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/07/25 که با حضور زوج و وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت موکل در مورخ 1388/05/08 به نکاح رسمی خوانده درامده است.حال با گذشت 12 سال از تاریخ ازدواج حسب ادعای موکل و پرونده های پزشکی موجود در *بدلیل عقیم بودن زوج امکان باروری و صاحب فرزند شدن نداشته و ندارند. لذا با توجه به تحقق بند 10 شرط مندرج در سند نکاحیه تقاضای صدور حکم طلاق مورد استدعاست. موکل در قبال طلاق 5 سکه تمام بهار ازادی از مهریه اش را بذل مینماید. و سایر حقوق مالی خود را پیگیری خواهد نمود و در این پرونده ادعایی نخواهد داشت. زوجه باکره نمیباشد. وکیل خوانده اظهار داشت موکل بارور بوده و علت عدم باروری به تشخیص پزشک معالج و به ادعای موکل بازپس زدن جنین بدلیل هجوم پلاسمای خون زوجه میباشد. با تمام این موارد موکل عاشقانه به همسرش علاقمند بوده و حتی هردو برای حفظ زندگی خانوادگی اقدام به تقاضای فرزند خواندگی در سازمان *نمودهاند که زوجه از ادامه سیر و تکمیل پروسه پس از ثبت درخواست امتناع نموده است. موکل اماده معرفی به پزشکی قانونی است. ضمنا زوجین هر دو زیر یک سقف در حال حاضر باهم زندگی مینمایند. موکل جهت حفظ کیان خانواده و اثبات علاقه خود منزل مشترک و سایر اموال خود را با هزینه خود به نام همسرش خریداری نموده است.و با اعلام مخالفت موکل با طلاق زوجه تقاضای صدور حکم به رد دعوی خواهان مورد استدعاست. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و زوجین را جهت تشخیص علت ناباروری به *معرفی نموده است. داور منصوب خواهان و داور منتخب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. مرکز پزشکی قانونی کرج طی جوابیه مورخ 1400/09/25 در باره زوجه اعلام نموده در حال حاضر سونوگرافی رحم و تخمدان ها نرمال است.و تخمدان ها از نظر قدرت باروری در حد قابل قبول میباشد. و طبق اظهار نامبرده (زوجه) چهار بار درمان کمک باروری (ivf) انجام شده که ناموفق بوده است.و هم چنین طی جوابیه مورخ 1400/10/30 در باره زوج اعلام نموده اگر چه بیضه چپ کوچکتر از حد طبیعی و نتیجه تست اختصاصی انجام شده (اسپرموگرام) کمی غیر طبیعی میباشد. ولی مشار الیه به کمک دارو و یا روش تلقیح مصنوعی قادر به باروری میباشد. نظریات پزشکی قانونی به طرفین ابلاغ شد اعتراضی نسبت به ان در پرونده مشهود نیست. سرانجام دادگاه ختم دادرسی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/27 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثر واقع نشده لذا تحقق شرط ضمن عقد نکاح مبنی بر صاحب فرزند نشدن زوج پس از گذشت 5 سال از زندگی مشترک به علت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر و ادعای زوجه در خصوص مورد را مقرون به صحت تشخیص و به استناد مواد 26و27و29و31و33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1119و1129و1130 قانون مدنی حکم به تجویز اجرای طلاق صادر و به زوجه اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با وکالت در توکیل بغیر از طرف زوج به خود را به طلاق خلعی باین مطلقه نماید. و توضیح داده که زوجه پنج عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه خود را درقبال طلاق به زوج بذل مینماید. و نسبت به سایر حقوق مالی خود و جهیزیه در این پرونده ادعایی ندارد. و زوجه باکره نمیباشد. مدت اعتبار حکم صادره از تاریخ ابلاغ رای قطعی شش ماه میباشد. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و راجع به اینکه ایا زوج با توجه به وضعیت جسمی وی به عنوان عقیم تلقی میشود. یا خیر از *نظریه تکمیلی را خواستار گردیده و زوجه طی لایحه مورخ 1401/05/08 تقدیمی به دادگاه اعلام نموده که حقوق مالی خود اعم از مهریه، نفقه، جهیزیه و اجرت المثل ایام زندگی را در قبال طلاق بذل می نمایم و ادعایی ندارم. *طی نظریه تکمیلی مورخ 1401/05/11 در خصوص اقای ح. د. ب. اعلام نموده که نامبرده به صورت طبیعی بارور نمیباشد. اما با استفاده از امکانات و اقدامات تشخیصی، باروری محتمل است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/06/16 با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدید نظر خواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را به لحاظ محرز بودن تحقق بند 10 از شروط ضمن عقد نکاح موافق اصول و موازین قانونی تشخیص و ضمن رد تجدید نظرخواهی تجدیدنظر خواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را با اصلاح ان به اینکه زوجه در قبال طلاق کلیه حق وحقوق ناشی از زوجیت از جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل و جهیزیه را به زوج بذل نموده و با حضور در دفتر خانه با توجه به وکالت تفویضی در سند نکاحیه از طرف زوج قبول بذل نماید. و هم چنین با اصلاح حکم به احراز شرایط وکالت در طلاق بدلیل تخلف زوج از شرایط ضمن عقد نکاح نتیجتا تایید نموده است. دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1401/06/19 به وکلای طرفین ابلاغ شد و سپس وکیل زوج در تاریخ 1401/07/06 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای ح. د. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/06/16 شعبه *که در جهت اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/01/27 صادره از شعبه *انشای گردیده و به موجب ارای مرقوم به لحاظ احراز تحقق بند دهم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه مبنی بر صاحب فرزند نشدن زوجین با وجود گذشت بیش از 5 سال از زندگی مشترک انان حکم به احراز تحقق شرط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه با شرایط مقرر و مصرح در ان و ثبت رسمی طلاق صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، با توجه به محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات وکلای طرفین و نظریات پزشکی قانونی محرز و مسلم است.که زوجین با وجود اینکه در سال 1388 با یکدیگر ازدواج دائم نموده و نیز زندگی مشترک خود را شروع نمودهاند معهذا با وجود گذشت حدود دوازده سال از زندگی مشترک انان تاکنون صاحب فرزند ی نشده اند و پزشکی قانونی *در حالی که طی نظریه مورخ 1400/09/25 زوجه (فرجام خوانده) را از نظر قدرت باروری در حد قابل قبول اعلام داشته، معهذا طی نظریه اولیه مورخ 1400/10/30 و نظریه تکمیلی مورخ 1401/05/11 در باره زوج (فرجام خواه) ضمن تصریح به اینکه بیضه چپ کوچکتر از حد طبیعی و نتیجه تست اختصاصی انجام شده (اسپرموگرام) کمی غیر طبیعی میباشد.، بالصراحه اعلام نموده که نامبرده به صورت طبیعی بارور نمیباشد. لیکن با استفاده از امکانات و اقدامات تشخیصی، باروری محتمل است. بنابر این چون حسب نظریه پزشکی قانونی قدرت باروری زوج (فرجام خواه) به صورت طبیعی غیر ممکن بوده و شرط قراردادی طرفین مندرج در سند نکاحیه هم ناظر بر قدرت باروری و صاحب فرزند شدن انان به روش طبیعی بوده و امکان باروری به روش غیر طبیعی و با استفاده ازاقدامات و امکانات کمک باروری تحقق شرط مذکور را منتفی نمیسازد. فلذا با توجه بمراتب اشعاری استنباط و تشخیص دادگاههای بدوی و تجدیدنظر در احراز تحقق بند دهم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه به علت عدم قدرت باروری زوج فرجام خواه به صورت طبیعی صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و نظریات پزشکی قانونی و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370و396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ج. ح. م.