حسب محتویات پرونده اقای ع. س. ز. ف. فرزند ا. (خواهان) در تاریخ 99/2/10 دادخواستی را به طرفیت اقای ا. ع. س. ف. فرزند ع. و خانم گ. فرزند غ. و همچنین حوزه قضایی *(خواندگان) به خواسته نفی نسب خوانده ردیف اول با خواهان و درخواست نصب قیم برای خوانده ردیف اول را تقدیم سازمان *نموده که جهت رسیدگی به شعبه *این دادگستری ارجاع گردیده است، وکیل خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: موکل اینجانب (خواهان) پس از شک حاصله بهمراه فرزند خردسال خود (خوانده اول) به نام ا. ع. س. ز. ف. (4 ساله) به *مراجعه که پس از انجام آزمایشات مشخص گردید.فیمابین موکل (خواهان) و فرزند موصوف (خوانده ردیف اول) رابطه پدر فرزند ی وجود ندارد. بنابراین ملحق و متعلق به موکل نمیباشد.، لذا تقاضای صدور حکم مبنی بر نفی نسب خوانده ردیف اول با موکل و عنداللزوم ارجاع امر به آزمایشگاه مورد وثوق را جهت آزمایش مجدد دارم. (14)
دادگاه در تاریخ 99/2/15 ختم رسیدگی را اعلام و با توجه به غیر مترافعی بودن موضوع و عدم احراز وقوع دعوی، دعوی مطروحه را واجد قابلیت استماع ندانسته و با استناد به ماده 2 قانون ایین دادرسی مدنی سال 79 و ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب 91 قرار عدم استماع دعوا به کیفیت موصوف را صادر و اعلام نموده است. (17)
وکیل خواهان به رای صادره اعتراض نموده و در لایحه تجدیدنظرخواهی اعلام نموده است: 1 - رای صادره بدون تشکیل جلسه دادرسی صادر گردیده و بر خلاف ماده 64 قانون ایین دادرسی مدنی میباشد. 2 - دادگاه محترم اعلام نموده پس از دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر دعوی نفی ولد مسموع نخواهد بود در حالی که اطلاع یافتن موکل از این امر و طرح دعوی کمتر از دو ماه میباشد. 3 - دادگاه به قاعده فراش استناد نمودند که پاسخ آزمایش خلاف انرا اثبات نموده است. 4 - همچنین موکل علیه همسرش طرح شکایت کیفری زنای محصنه نموده است.که این پرونده در شعبه *مطرح است.در ان پرونده همسر موکل اقرار به رابطه با دیگری و بچه دار شدن از شخص دیگری نموده است. (لازم بتوضیح است.پس از فرجامخواهی و ارسال پرونده به دیوان عالی و ارجاع به این شعبه وکیل خواهان درخواستی را بانضمام رای صادره از شعبه *تقدیم ریاست محترم این شعبه نموده که ضمن محکومیت خانم م. گ. خوانده ردیف دوم و اقای م. ا. به محکومیت یکصد ضربه شلاق به اتهام زنای غیر محصنه، با توجه به آزمایش dna انجام شده ابوت اقای م. ا. نسبت به کودک (خوانده اول) به نام ا. ع. تایید گردیده است. (دادنامه شماره *مورخ 99/10/30 صادره از شعبه *) علاوه بر این علیرغم نظر دادگاه محترم موضوع کاملا ترافعی است.و همین که پدر خواستار نفی نسب باشد. کافی است.تا موضوع مورد رسیدگی قرار گیرد. و مادر نیز به عنوان طرف دعوی حق دفاع در برابر این ادعا را دارد. در نتیجه تقاضای نقض دادنامه صادره را دارم. (ص 22 الی 24) پرونده به دادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است، این شعبه در تاریخ 99/4/23 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: هر چند استدلال دادگاه صحیح است.بایستی طرح دعوی لعان انهم با رعایت دو ماه و غیره نماید. و قاعده فراش حکایت دارد. لذا به لحاظ عدم تعیین وقت رسیدگی ایراد تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته ضمن نقض دادنامه فوق الذکر مستندا به ماده 353 قانون ایین دادرسی مدنی جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی ارسال میگردد. (50) پرونده به شعبه بدوی (شعبه *اد صلح و سازش به مرکز مشاوره ارسال مینماید. (82) پرونده بدون حصول نتیجه در مرکز مشاوره در وقت رسیدگی قرار میگیرد. وکیل خواهان با تقدیم لایحه ای اعلام نمود: 1 - تاریخ گزارش ژنتیک 98/12/14 و تاریخ حصول اطلاع موکل 98/12/25 میباشد. که در همین تاریخ بنده به وکالت از موکل طرح شکایت کیفری زنای محصنه علیه زوجه نمودم که در شعبه 6 کیفری یک تحت رسیدگی قرار گرفت و با شروع تحقیقات و مسجل شدن موضوع اینجانب کمتر از دو ماه از تاریخ گزارش اولیه دعوی نفی ولد را مطرح نمودم لذا در موعد مقرر قانونی بوده و پس از اثبات نیازی به قاعده فراش نیست (90) 2 - نتیجه پرونده کیفری به کلاسه *و آزمایش انجام شده مشخص نموده است.که فرزند متعلق به خواهان نمیباشد. و ناشی از زنای محصنه با دیگری است، زوجه در پرونده فوق الذکر بر این قضیه اقرار صریح دارد. و موکل نیز اماده انجام مراسم لعان میباشد. و اینجانب از طرف موکل مراسم را به جای اوردم (89) وکیل خواهان در جلسه رسیدگی مورخه 99/8/10 خطاب به دادگاه اعلام نموده است: طبق آزمایش پزشکی dna طفل به موکل تعلق ندارد. از اغاز هم به قضیه مشکوک بوده است.اما حالا شک ایشان به یقین تبدیل شده است.تقاضای صدور رای قانونی را دارم. (93) دادگاه در همین تاریخ (99/8/10) ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل نسبت به خواسته های خواهان 1 - نفی نسب 2 - درخواست نصب قیم مبادرت به صدور رای نموده است: اولا رابطه و علقه زوجیت دائم بین طرفین پرونده محرز است.ثانیا: طبق قاعده فراش طفل در زمان زوجیت ملحق به شوهر است.3 - هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت نماید. دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود. رابعا: صرف نظر از موارد مذکور دعوی نفی ولد عادتا باید قبل از انقضای مهلت دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل باشد. خامسا: چون طفل صغیر است.و اهلیت پاسخگویی ندارد. دعوی به طرفیت ایشان فاقد مجوز قانونی است.و خواهان میبایست به طرفیت قیم یا ولی قهری ایشان طرح دعوی نماید. سادسا: دادگاهها بر اساس ماده 2 قانون ایین دادرسی مدنی زمانی حق رسیدگی دارند که دعوی و اختلافی بین اصحاب دعوی واقع شده باشد. لذا به لحاظ عدم رعایت مقررات شکلی و عدم تقدیم دادخواست به نظر دادگاه دعوی مطروحه قابلیت استماع نداشته و به استناد ماده 2 ق مارالذکر و ماده 4 قانون حمایت خانواده قرار عدم استماع دعوی به کیفیت موصوف را صادر و اعلام میدارد. (96)
وکیل خواهان با تقدیم لایحه ای به رای صادره اعتراض نموده و پرونده مجددا به شعبه *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و اوراق پرونده، و در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/9/24 مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر می نماید.
فرجامخواهی اقای ع. س. ف. فرزند ا. با وکالت اقای ر. ر. گ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/9/24 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 99/8/10 صادره از شعبه *که به جهت عدم رعایت مقررات شکلی و عدم تقدیم دادخواست لعان قرار عدم استماع دعوی به کیفیت موصوف را صادر و اعلام نموده است.با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد.، دادنامه فرجامخواسته برابر مقررات شرعی و قانونی صادر گردیده است.و از ناحیه فرجامخواه و وکیل ایشان نیز مطلب مستند و مدللی که موجب نقض ان گردد. ابراز نگردیده است، از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایراد و اشکالی در ان ملاحظه نمیشود.، بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون مارالذکر ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام مینماید.
ج. ق. دکتر ح. ح.
رئیس خخ. مستشار شعبه دیوان عالی کشور