در این پرونده خانم ز. ا. با وکالت اقای ه. ا. دادخواست اثبات زوجیت نکاح دائم با مهریه مهرالسنه و پانصد عدد سکه بهار ازادی مورخ 96/5/26 به طرفیت اقای ا. ی. تقدیم شعبه *نموده و با توجه به شهادت شهود تقاضای صدور حکم به انرا دارد. خوانده اقای س. ف. ا. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده و در لایحه دفاعیه خود اظهار داشته خواهان هرگز در قید زوجیت دائم موکل اقای دکتر ا. ی. نبوده و صرفا در قید زوجیت موقت موکل اینجانب درامده بوده و مدتی بعد یعنی 96/5/20 برای مدت پنج سال با مهریه شصت میلیون تومان در قید زوجیت موقت فردی به نام ف. ف. درامده است.عقد موقت موکل با خواهان 95/11/20 لغایت 96/3/20 با مهریه 25 میلیون تومان بوده است.بنابراین با توجه به اینکه خواهان در قید زوجیت اقای ف. ف. در تاریخ مذکور بوده است.مورد ادعای خواهان از لحاظ قانونی و شرعی وجاهت ندارد. لذا ادعای خواهان با توجه به مراتب مذکورو سایر ادله موجود تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. دادگاه در تاریخ 99/5/11 تشکیل جلسه فوق العاده داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکله را به شرح دادخواست بازگو نموده است. وکیل خوانده نیز دفاعیات موکل را به شرح لایحه ارائه شده بازگو نموده است.سپس دادگاه در تاریخ 99/6/26 جهت استماع شهادت شهود تشکیل جلسه داده و از شاهدان استماع شهادت برابر صورت جلسه مذکور نموده است.بموازات پرونده مذکور اقای ف. ف. دادخواست اثبات زوجیت عقد موقت بین خود با خوانده خانم ز. ا. در تاریخ 96/5/20 به مدت پنج سال و با مهریه شصت میلیون تومان تقدیم شعبه *نموده و تقاضای رسیدگی کرده است.دادگاه ضمن رسیدگی توامان دو پرونده جهت تحقیق و رسیدگی در تاریخ 99/5/8 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت دادرسی دعوت نموده است.خواهان درخواست خود را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده و به استناد شهادت شهود تقاضای رسیدگی نموده است.دادگاه خواهان جهت معاینه اثار ادعا شده روی اندام خوانده به سازمان *معرفی شده و سازمان *برابر گواهی مورخ 99/5/16 مراتب را به دادگاه اعلام نموده است.خواهان ادعای خود را مستند به استشهادیه نموده و انرا پیوست پرونده کرده است.چهار نفر شهادت به صحت ادعای خواهان داده اند دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/7/9 از شاهدان خواهان استماع شهادت نموده است.وکیل خوانده خانم ز. ع. دفاعا اظهار داشته اظهارات شاهدان متعارض است.و اساسا زمان انعقاد عقد موکله در شمال بوده و در *نبوده است.لذا خواهان دلیل بر ادعای خود ارائه ننموده و تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است.و درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/02/01 مبادرت به صدور حکم به بطلان دعوی خواهان اقای ف. ف. مبنی بر اثبات زوجیت عقد موقت پنج ساله و متعاقبا حکم به بطلان دعوی خانم ز. ا. مبنی بر اثبات زوجیت دائم با اقای ا. ی. نموده است.سپس اقای ف. ف. با وکالت ش. م. و خانم ز. ا. با وکالت ه. ا. به شرح لوایح خود دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم نمودند و از دادگاه تجدیدنظر استان *تقاضای تجدیدنظرخواهی نمودند لوایح تقدیمی عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی میباشد. که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/04/07 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی خانم ز. ا. و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته وی نموده و در مورد تجدیدنظرخواهی اقای ف. ف. تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته و دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض کرده و متعاقبا حکم به اثبات زوجیت موقت پنج ساله فیمابین خانم ز. ا. و تجدیدنظرخواه ف. ف. نموده است.سپس خانم ز. ا. با وکالت ه. ا. به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی وکیل فرجامخواه خانم ز. ا. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/04/07 شعبه *که به موجب ان دادنامه شماره *مورخ 1400/02/01 شعبه *در قسمتی که مشعر بر بطلان دعوی خواهان (فرجامخواه) به خواسته اثبات زوجیت دائم بین او و اقای ا. ی. بوده مورد تایید قرار گرفته و قسمت دیگر دادنامه مذکور با نقض ان حکم بر اثبات زوجیت موقت پنج ساله بین خواهان اقای ف. ف. و خانم ز. ا. (فرجام خواه) صادر گردیده است. با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده و اظهارات و مدافعات طرفین در مراحل دادرسی وارد و موجه نیست زیرا اولا - فرجامخواه در مراحل دادرسی جهت اثبات ادعای خود مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم بین او و اقای ا. ی. هیچ عقدنامه ای حتی نکاحنامه عادی اقامه و ابراز ننموده و نیز وکیل اقای ا. ی. (فرجام خوانده) هم در کلیه اظهارات و مدافعات خود صحت ادعای زوجه فرجام خواه در خصوص مورد را انکار و تکذیب نموده و رد کرده است.و به علاوه زوجه فرجام خواه در مراحل دادرسی در اعلام نام و مشخصات عاقد عقد اظهار عجز نموده و قادر به معرفی عاقد عقد نبوده تا تحقیق از نامبرده که اظهارات وی در مقدرات دعوی مطروحه و احراز واقعیت امر موثر بوده ممکن و میسر گردد. ثانیا - تنها دلیل استنادی زوجه فرجام خواه جهت اثبات ادعای مطروحه در خصوص نکاح دائم صرفا شهادت شهود بوده که از سوی دادگاه نیز از انان استماع گواهی به عمل امده است.که هر چند گواهان تعرفه شده هر یک در خصوص مورد ادعای فرجامخواه به نحوی مطالبی بیان داشته اند لیکن از انجاییکه تشخیص ارزش و تاثیر گواهی گواهان مطابق ماده 241 قانون ایین دادرسی مدنی با دادگاه بوده لذا دادگاه نیز به لحاظ وجود تعارض در اظهارات تعدادی از گواهان با یکدیگر و هم چنین تناقض در اظهارات برخی دیگر از گواهان با ادعای فرجامخواه در جزییات موضوع مطروحه مالا گواهی گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه فرجامخواه را با توجه به نحوه و چگونگی اظهارات انان، بینه شرعی و قانونی تعیین اور تشخیص نداده و نتیجتا مودای گواهی گواهان تعرفه شده را جهت اثبات دعوی فرجامخواه و احراز صحت مراتب ادعایی نامبرده موثر در مقام ندانسته که تشخیص دادگاه در خصوص مورد مغایرتی با اوضاع و احوال موضوع و محتویات پرونده و موازین قانونی نداشته و از ناحیه فرجامخواه هم خدشه موثری بر این تشخیص دادگاه وارد نشده است. ثالثا - گواهان تعرفه شده از ناحیه خواهان دیگر دعوی مطروحه اقای ف. ف. به عنوان شهود عینی حاضر در مجلس عقد به اتفاق و باتحاد وقوع نکاح انقطاعی پنج ساله فیمابین نامبرده و زوجه فرجام خواه را تصدیق و گواهی نمودهاند که مودای گواهی گواهان صحت و درستی مراتب ادعایی خواهان یاد شده (فرجامخوانده) و نیز غیرموجه بودن مدافعات زوجه فرجام خواه را ثابت و مدلل میدارد. و حتی عاقد عقد هم که به دادگاه معرفی و از نامبرده به عنوان شاهد استماع گواهی به عمل امده در محضر دادگاه صریحا وقوع نکاح موقت و جاری نمودن عقد انقطاعی 5 ساله فیمابین طرفین را از سوی خود تایید و تصدیق نموده است. بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری استنباط و تشخیص دادگاه در خصوص هر دو دعوی مطروحه راجع به نکاح دائم و نکاح موقت صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه به شرح منعکس در حکم و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجامخواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.