تاریخ دادنامه قطعی: 1394/06/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در تعزیرات منصوص شرعی،مدت بازداشت قبلی جهت کسر مجازات قابل محاسبه نیست.
خانم م.م. علیه فردی به نام م. و دو نفر دیگر به اتهام آدمربائی با اتومبیل و تجاوز به عنف به دخترش به نام ه. ج. متولد 1378 در 1392/09/13 شکایت کرده است. دادسرا در 1392/09/28 در مورد تجاوز به عنف قرار عدم صلاحیت صادر و بدل پرونده تهیه نموده است. دادگاه کیفری استان در 1393/04/31 متهمان 1 - م. ع. 2 - م. ج. فاقد مشخصات بیشتر را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه و به اتهام عمل منافی عفت مادون زنا با اکراه به 99 ضربه شلاق تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم نموده است به اجمال ماجرا اینست که ه. ج. در تشریح شکایت اعلام داشته از مدرسه برمیگشتم که پراید نقرهای رنگ به من نزدیک شد فردی که او را میشناختم به اسم م. از ماشین پیاده شد و به اتفاق دوستش م. ج. مرا به زور به کوچه بغلی مدرسه بردند م. چاقو درآورد و مرا تهدید کرد و گفت باید با من بیایی من قبول نکردم و دوستش با ماشین داخل کوچه شد و مرا با زور داخل ماشین کردند 3 نفر بودند نام راننده و. بود و به منزل م. واقع در کوچه بغل رفتیم مرا به داخل منزل بردند و. از آنجا رفت م. دست و پای مرا گرفت م. به زور مرا مورد اذیت و آزار قرار داد حتی م. لباسهای زیر مرا گرفت و گفت نزد من میماند اگر به حرف من گوش نکنی به خانوادهات نشان میدهم از ساعت 17 تا 18/30 آنجا بودم پس از آن از منزل خارج شدم و با آژانس نزد دختر خالهام رفتم آنها با من تماس میگرفتند من گوشی را خاموش میکردم تا اینکه دو روز پیش م. تماس گرفت گفت اگر نیایی با اسپری روی دیوار منزلتان جریان را مینویسم و لباسهای زیر را به مادرت میدهم امروز جریان را به مادرم گفتم. حدود بیست روز بود م. به من زنگ میزد ولی من به م. زنگ نمیزدم (ص 4 ) م. ع. متولد 1374 در 1392/09/26 نزد بازپرس اظهار داشته این خانم درب مدرسه مرا دید شماره مرا گیر آورد و تماس میگرفت، آدمربائی دروغ است پدرم فوت کرده است مادرم در م. سرکار میرود هر دو هفته یک بار میآید من تنها هستم خواهر و برادر ندارم دوستی به نام م. ج. دارم ولی و. را نمیشناسم. رابطه من با این فقط تلفنی بوده است و خانه ما نیامده است، کیف محتوی لباس دخترانه متعلق به مادرم است که از من کشف شده است (ص 17 ) خانم ف. ج. مادر م. ع. در 1392/09/26 در بازپرسی حاضر و اظهار داشته البسّه داخل کیف متعلق به من میباشد(ص 26 ) دادسرای ش. در 1392/09/28 در مورد تجاوز به عنف قرار عدم صلاحیت صادر و بدل پرونده تشکیل داده است (ص 28 ) خانم ه. ج. متولد 1378 در دادگاه کیفری استان اظهارات قبلی خود را تکرار و اضافه کرده است حدود یک ماه قبل از طریق دوستم با م. ع. آشنا شدم بعد از آن جلوی مدرسه مزاحم من میشد پیشنهاد دوستی میداد که من قبول نکردم تا اینکه حادثه 1392/09/13 اتفاق افتاد و آقای م. ع. به زور از جلو و عقب به من تجاوز کرد و دخول انجام داد. همزمانی با تجاوز م. ،آقای م. ج. به بالا تنه من دست میزد و مرا نگه میداشت. بعد از آن نیز مرا تهدید میکردند (ص 32 ) م. ع. متولد 1374 در دادگاه اظهار داشته اتهام زنای به عنف را قبول ندارم من فقط با وی تماس تلفنی داشتم وی را به منزل نبردهام. لباسهای کشف شده داخل کیف متعلق به مادرم میباشد (ص 33 ) پزشکی قانونی در 1392/09/28 پاسخ داده آثار پارگی و دخول در پرده بکارت خانم ه. ج. مشهود است که اظهارنظر قطعی در خصوص زمان ازاله بکارت مقدور نمیباشد. ضمنا حساسیت وارده در ناحیه مقعد نیز وجود داشته است (ص 50 ) برابر پاسخ اداره آگاهی م. ع. دارای سابقه مربوط به همین پرونده است (ص 56 ) و نامبرده افراد مجرد را به زیر زمین منزل برده و با صدای زیاد موسیقی مزاحمت ایجاد کرده و حتی چند دختر را به منزل برده است و از نظر اخلاقی مورد تایید نیست (ص 63 ) شاکیه نتوانسته نشانی از متهم م. ج. بدهد (ص 71 ) دادگاه در 1393/04/30 در وقت مقرر با حضور نماینده دادستان، شاکیه متهم م. ع. و وکیل وی جلسه تشکیل داده است، شاکیه اظهار داشته از م.ع. به اتهام اینکه با زور به من زنا کرده و از م. ج. به علت اینکه عمل منافی عفت مادون زنا با اکراه انجام داده است شکایت دارم. مطالب همان حرفهای قبلی است (ص 85 ) متهم م. ع. اظهار داشته اتهام را قبول ندارم فقط از طریق تماس تلفنی با وی در ارتباط بودم چرا همان روز شکایت نکرده و ده روز بعد شکایت کرده است؟ شاکی پاسخ داده است یک هفته در شوک بودم بعد از یک هفته دوباره مزاحم شد و گفت اگر نیایی لباس زیر را برای مادرت میفرستم و روی دیوار با اسپری مینویسم.(ص 86 ) آقای ع.ن. وکیل متهم م. ع. اظهار داشته لایحه تقدیم میدارم. خلاصه لایحه اینست که موکل منکر انجام عمل زنا میباشد. اظهارات شاکیه کذب است، موکل بجز ارتباط تلفنی که آن هم از ناحیه شاکی بوده است هیچ ارتباط دیگری با وی نداشته است (ص 87 ) دادگاه در 1393/04/31 به اتفاق آراء بدین شرح رای صادر نموده است. رای دادگاه در خصوص اتهام آقایان م.ع. ی متولد 1376 بیکار اهل و ساکن ش. آزاد با قرار وثیقه مجرد فاقد سابقه کیفری با سواد و 2 - م. ج. فاقد مشخصات بیشتر متواری دائر بر اولی زنای به عنف نسبت به شاکیه و دومی ارتکاب عمل منافی عفت مادون زنا موضوع شکایت خانم ه. ج. فرزند الف. متولد 1378 محصل اهل و ساکن ش. دادگاه در خصوص تجاوز به عنف با توجه به انکار متهم در تمامی مراحل رسیدگی و تحقیقاتی و ادعای وی مبنی بر داشتن رابطه تلفنی با وی و تایید آن از سوی شاکیه به لحاظ فقد دلیل برای اثبات تجاوز به عنف و احصاء دلائل از ناحیه شرع مقدس و رعایت قاعده فقهی تدرء الحدود بالشبهات و ملاحظه دفاعیات وکیل وی اتهام را محرز ندانسته و به استناد بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری رای بر برائت وی صادر و اعلام میگردد اما در خصوص اتهام وی و متهم ردیف دوم دائر به ارتکاب عمل منافی عفت مادون زنا با اکراه راجع به متهم ردیف اول با توجه به محتویات پرونده و شکایت شاکی و گزارش ماموران از محل حادثه و مطابقت آمره محل اظهارات شاکیه و اقرار احد از متهمان به رابطه تلفنی و گواهی پزشکی قانونی انکار وی و دفاعیات وکیل را از این قسمت موجه ندانسته و در خصوص ردیف دوم با توجه به متواری بودن وی از روز حادثه و عدم مراجعه به دادگاه علیرغم ابلاغ از طریق نشر آگهی و عدم ارسال لایحه دفاعیه و شکایت شاکیه اتهام را به هر دو محرز دانسته و به استناد ماده 637 از قانون مجازات اسلامی هر یک را به 99 ضربه شلاق تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی وفق مقررات محکوم مینماید رای صادره راجع به ردیف اول حضوری و راجع به ردیف دوم غیابی و ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و سپس نسبت به هر دو متهم ظرف بیست روز قابل اعتراض در دیوان عالی کشور میباشد. دادنامه --- - 1392/04/31 در 1393/05/27 به آقای ع. ع.ن. وکیل محکومعلیه و در 1393/06/01 به شاکیه ابلاغ و لایحه تجدیدنظرخواهی آنان به ترتیب در 1393/06/15 و 1393/06/19 به دادگاه تقدیم گردیده است. خلاصه لایحه وکیل محکومعلیه اینست که شاکیه خود با موکل ارتباط تلفنی برقرار کرده و موکل بجز مکالمه تلفنی که آن هم از ناحیه شاکیه بوده هیچ ارتباط دیگری با وی نداشته و اصلا مرتکب انجام عمل منافی عفت مادون زنای به عنف با شاکیه نشده است (ص 98 ) خلاصه لایحه شاکیه اینست که دادگاه در مورد آدمربایی اظهار نظر نکرده است. طبق نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات پلیس آگاهی متهم مرتکب عمل زنای به عنف با اینجانب شده است (ص 106 ) پرونده در 1393/08/17 به این شعبه ارجاع و دارای کلاسه بایگانی --- میباشد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محمد مهدی چراغیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ناصر دقیقی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض به این شرح که در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/04/31 تجدید نظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد: خلاصه پرونده: پیرو گزارش دادنامه شماره --- - 1393/11/26 این مرجع اجمالا اینکه شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان س. مستقر در شهرستان ش. پس از رسیدگی به اتهام آقایان 1 - م. ع. 2 - م. ج. اوّلی به اتهام زنای به عنف نسبت به خانم ه. ج. و دوّمی ارتکاب عمل منافی عفت مادون زنا با نامبرده دادنامه --- - 1393/04/31 را در تبرئه م. ع. از بزه انتسابی و محکومیت هر یک از آنها به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری (به جرم عمل منافی عفت) صادر و بر اثر اعتراض وکیل م.ه. به محکومیت موکل خود و اعتراض شاکیه به تبرئه او پرونده در این مرجع جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی مطرح و دادنامه مذکور در صدر گزارش در ابرام رای معترضعلیه صادر شد. و چون رای دادگاه در مورد م. ج. غیابی بوده بر اثر واخواهی او شعبه محترم پس از رسیدگی به آن، به اتفاق آراء به شرح ذیل مبادرت به صدور رای کرده است. رای دادگاه: در خصوص واخواهی آقای م. ج. متولد 1377 اهل و ساکن ش. فاقد سابقه محکومیت کیفری نسبت به قسمتی از دادنامه شماره --- مورخ 1393/04/31 این دادگاه که واخواه به موجب آن به صورت غیابی به اتهام ارتکاب عمل منافی عفت مادون زنا با اکراه نسبت به خانم ه. ج. به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم گردیده است هر چند واخواه دلائل موجهی که موجبات فسخ و گسیختن دادنامه معترضعنه را ایجاب نماید ارائه و ابراز ننموده است لکن نظر به اینکه متهم متولد 1377 و سن وی در زمان ارتکاب جرم کمتر از هیجده سال بوده است مشمول ماده 89 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 میباشد لذا دادگاه با الحاق بند ت ماده 89 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به دادنامه معترضعنه و اصلاح مجازات نود و نه ضربه شلاق تعزیری به پرداخت مبلغ پانزده میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت دادنامه فوق الذکر را تایید مینماید. رای دادگاه حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوان عالی کشور میباشد. در تاریخ 1394/04/07 دادنامه صادر شده به م. ج. ابلاغ و نامبرده با تقدیم لایحه به تاریخ 1394/04/29 به آن اعتراض کرده است. معترض با اشاره به انکار خود در همه مراحل و اینکه شاکیه به لحاظ بحران عاطفی چنین شکایتی کرده و سنّ من در آن زمان به حد بلوغ نرسیده بود و صغر سن از عوامل رافع مسئولیت کیفری است و ملاک محاسبه سن متهم در اینگونه مواقع با تعیین قدر متیقن آن جلب نظر پزشکی قانونی است در خانواده مذهبی بزرگ شدهام و از حسن شهرت برخوردار بوده و کاملا بیگناه بوده استدعا دارم با نقض دادنامه و صدور رای شایسته از هتک حرمت اینجانب جلوگیری فرمائید پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و بنا بر سابقه به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رحمت اله عروجی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ناصر دقیقی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/03/25 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
با توجه به محتویات پرونده رسیدگی شعبه محترم دادگاه کیفری استان س. مستقر در ش. و لحاظ انکار م. ع. ی نسبت به اتهام زنای به عنف با ه. ج. فرزند الف. و بلابیّنه و دلیل اثباتی بودن شاکیه و نتیجتا تبرئه متهم از بزه انتسابی اشکال اساسی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ندارد و اعتراض شاکیه هم در این مورد موثر در نقض نیست همچنین اعتراض آقای ع.ع. وکیل م. ع. ی به محکومیت موکل به تحمّل 99 ضربه شلاق تعزیری به جرم عمل منافی عفت مادون زنا وارد نیست اشکال در تشخیص دادگاه در مورد شمول مقررات مربوط به کسر مجازات 99 ضربه شلاق محکومعلیه از مدت بازداشت قبلی او میباشد به این شرح: اوّلا مستند قانونی ذکر نشده است ثانیا 99 ضربه شلاق تعزیری به عنوان تعزیر منصوص شرعی محسوب میشود چون در کلیه موارد لحاظ شلاق به عنوان تعزیر باید تعداد آن کمتر از میزان شلاق حدّی باشد و معیار در این امر هم مجازات حدّی جرم قوادی است که 75 ضربه شلاق است جز در مورد رابطه نامشروع از قبیل تقبیل یا مضاجعه تا 99 ضربه شلاق تعزیری است که به صراحت در ماده 637 قانون مجازات اسلامی بیان شده است و مجازات مذکور به عنوان تعزیر منصوص شرعی لحاظ شده است که با توجه به مقررات تبصره 2 ماده 115 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 ، تعزیرات منصوص شرعی مشمول محاسبه مورد نظر دادگاه نیست لذا با استناد به بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری رای صادر شده در این مورد نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم ارجاع میگردد. البته نسبت به اعتراض شاکیه در مورد رسیدگی نشدن به شکایت او از جهت آدمربایی و تهدید م. ع. ی و غیره چون بنا بر محتویات پرونده در دادسرا رسیدگی به آن در جریان است و طبعا در صورت صدور کیفرخواست در همین دادگاه کیفری رسیدگی خواهد شد اعتراض او موجب اتخاذ تصمیمی نیست. ریس و عضو معاون شعبه --- دیوانعالیکشور رحمت اله عروجی - محمد مهدی چراغیان رای دیوان با توجه به محتویات پرونده رسیدگی شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان سمنان مستقر در شهرستان شاهرود به واخواهی م. ج. متولد 1377 و موثر تشخیص ندادن واخواهی او در فسخ دادنامه مبنی بر محکومیت نامبرده به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری به جرم عمل منافی عفت با ه. ج. و لحاظ شمول مقررات ماده 89 قانون مجازات اسلامی نسبت به او و نتیجتا اصلاح و تایید رای محکومیت با تعیین جزای نقدی به جای شلاق اشکال اساسی در رسیدگی دادگاه از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی به نظر نرسید و اعتراض محکومعلیه هم موثر در نقض دادنامه نیست جز آنکه با توجه به بند ت ماده 89 قانون مجازات اسلامی که حداکثر میزان جزای نقدی ده میلیون ریال است و دادگاه به پانزده میلیون ریال محکوم نموده با استناد به مادّه 457 قانون مذکور دادنامه معترضعلیه با تعیین ده میلیون ریال اصلاح و ابرام میگردد.
رییس و عضو معاون شعبه --- دیوانعالیکشور
رحمت اله عروجی - رضا صفرپور