رای دادگاه تجدیدنظر استان
اجابت دعوی طرح شده ابتدایی به شرح بازتاب یافته در مندرجات عرض حال تسلیمی نسبت به دادنامه شماره*1403/02/09صادره از شعبه *در صورتی صحیح و قابل توجیه است. که مقنن مجوز رسیدگی به اینگونه تجدیدنظرخواهی ها را تجویز کرده باشد. و این معنی به روشنی از ماده 490 قانون ایین دادرسی مدنی قابل استفاده است. مقنن در این ماده رای داور را فقط در صورت احراز شرایط مصرح در ماده 489 قانون استنادی و پس ازاعمال مقررات ماده 490 ازهمان قانون ان هم از ناحیه یکی از طرفین و در فرجه بیست روزه قانونی قابل ابطال است. بنابراین چنانچه رای داور با حقوق معترض ثالث در تماس ویا اجرای رای داور به حقوق مشارالیه (شخص ثالث) خللی وارد نماید. این شخص ثالث است. که میتواند مطابق مواد 418 و 422 از قانون مرقوم نسبت به رای داوران برابر مقررات قانونی اعتراض نماید. در این حالت اعتراض مقید به مهلت نبوده و در صورت احراز واثبات شرایط دعوی محکمه میتواند رای داور را نقض و سپس ان را الغا نماید. به عبارت دیگر در دعوی بطلان رای داوری وظیفه محکمه این است. که موارد بطلان رای داوری مندرج در ماده 489 را احراز نماید. و نمیتواند به جز موارد منصوص در ماده استنادی در ماهیت امر ورود نماید. زیرا در این حالت محاکم با ممنوعیت قانونی روبرو بوده و نمی توانند مادامیکه رای داوربه ضرر اشخاص ثالث صادر میشود. در دعوی بطلان رای داور ان راباطل اعلام نمایندبنابراین انچه مسلم است. خواهان ابتدایی از اطراف رای داوری نبوده وبه حکم قانون واصل نسبی بودن احکام نمیتواند ابطال رای داوری را درخواست نماید. باشد. در نتیجه چنین دعوایی مطابق قانون اقامه نشده به موجب ماده 2 قانون مندرج در متن محکمه تکلیفی در رسیدگی به اینگونه از دعاوی را ندارد. بدین استدلال این محکمه تجدیدنظرخواهی طرح شده را بر مبنای ان جهاتی که فوقا بدان اشات گردید.صایب و متکی به ادله قانونی دانسته و انگاه با اختیارات حاصله از ماده 358 قانون تذکاریه در متن دادنامه مبحوث عنه را نقض نموده و سپس در اجرای مقررات مواد مندرج در متن قرار عدم استماع دعوی ابتدایی را صادر و اعلام می نماید. رای اصداری قطعی است
حجت الله ا. س. ر.
رئیس شعبه *مستشار دادگاه