تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: عنصر مادی بزه افتراء زمانی محقق میشود که نسبت دهنده صریحا عمل مجرمانه را به دیگری نسبت دهد.
در خصوص اتهام آقای الف.گ.؛ با عنایت به محتویات پرونده و دفاعیات متهم در جلسه دادرسی صرف نظر از این که صریحا امر به شاکی منتسب نشده است با توجه به این که متهم در لایحه تجدیدنظرخواهی اظهارات موکل خود را قید نموده که در همین رابطه موکل وی محکوم شده است، لذا دادگاه به لحاظ عدم احراز سوء نیت متهم مستندا به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رای بر برائت صادر مینماید. رای صادر شده حضوری محسوب و ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض و رسیدگی مجدد در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - شیری خان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.ص. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1391/06/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در خصوص شکایت تجدیدنظرخواه علیه آقای الف.گ. دایر بر افترا نسبت به شاکی در صورت جلسه دادگاه و لایحه تجدیدنظرخواه در پرونده مربوط به دعوی خانم ب.ق. به طرفیت آقای م.ص. به خواسته صدور حکم به حضانت فرزند دختر طرفین با استدلال مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم برائت صادر گردیده است؛ نظر به این که تجدیدنظرخواه مدعی است که تجدیدنظرخوانده با به کار بردن عبارت ((تجدیدنظرخوانده روابط خارج از کانون خانوادگی دارد و به اصول اخلاقی پایبند نیست)) نسبت های ناروا به ایشان منتسب نموده و درصدد تخریب شخصیت و هتک آبروی وی بوده تا ناحقی را حق جلوه داده و بر هدف نامشروع خود برسند و عبارت مذکور را در جهت فاسدالاخلاق نشان دادن خود تلقی نموده است و تجدیدنظرخوانده منکر انتساب فاسدالاخلاق نشان دادن تجدیدنظرخواه گردیده و اظهار نموده است: تاکنون نه گفته ام و نه نوشته ام که ایشان فاسداخلاق است و نه چنین ادعایی داشته ام و هیچ گونه نشر اکاذیبی نکردم و مطلب کذبی را هم بیان نکرده ام آنچه بیان کرده ام در مقام دفاع از موکله بوده است. علی هذا نظر به این که عبارت بیان شده از لایحه تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخوانده در پرونده مربوط به حضانت مقید معنای فاسدالاخلاق نشان دادن تجدیدنظرخواه نمیباشد و عبارت مذکور صریحا دلالت بر ارتکاب اعمال مجرمانه توسط تجدیدنظرخواه ندارد زیرا مطابق ماده 697 قانون مجازات اسلامی 1375 عنصر مادی بزه افتراء زمانی محقق است که نسبت دهنده عملی را که مجرمانه باشد صریحا به دیگری نسبت دهد و عبارت مذکور نسبت دادن اعمال مجرمانه به تجدیدنظرخواه نمیباشد، بنابراین هر چند حکم دادگاه بدوی (دادنامه تجدیدنظرخواسته) از جهت صدور حکم برائت صحیح است اما نه با استدلال مندرج در آن دادنامه بلکه بر اساس استدلال فوق الذکر و عدم وجود عنصر مادی صدور حکم برائت صحیح است، لذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مستند به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته نتیجتا تایید میگردد. رای صادره قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
حیات مقدم - مرادی