در تاریخ 1399/02/03 خانم م. س. ب. از طرف خانم ن. ا. ط. به طرفیت اقای م. ع. دادخواستی به خواسته طلاق بدلیل عسر و حرج ناشی از ابتلای زوج به بیماری روحی منجر به افسردگی و وسواس فکری و عملی شدید و شکاکی توهم امیز نسبت به زوجه و هم چنین رفتارهای غیر متعارف و خشونت امیز و عدم مسئولیت پذیری خوانده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *دشت ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/03/11 که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت موکل در تاریخ 1391/06/17 به عقد دائم خوانده درامده و حاصل ازدواج ایشان یک دختر 6 ساله به نام ز. میباشد. فعلا موکل و خوانده زیر یک سقف ندارند و جدا از هم زندگی می کنند به نظر خوانده بیماری اسکیزوفرنی داشته و وسواس شدید فکری و عملی داشته و خیلی به نظافت و شستشو حساسیت نشان می دهد و بهمین دلیل ادامه زندگی مشترک سخت شده است.و زوج هر چند دبیر اموزش و پرورش هستند ولی در بحث اموزش عملکرد مناسبی نداشته و مدام به مدارس مختلف در سطوح *منتقل میشوند درخواست ارجاع زوج به پزشکی قانونی را داریم لذا به دلیل عسر و حرج درخواست صدور طلاق داریم خوانده (زوج) اظهار داشت من 9 سال است.دبیر انگلیسی هستم و تمام صحبت های وکیل خواهان کذب میباشد. من بیماری روانی نداشته ام و ندارم. و اسکیزوفرنی ندارم. و کاملا صحیح و سالم هستم وسواس هم ندارم. فقط تمیز هستم خانم رشته روانشناسی خوانده و برای کارورزی همسرم را پیش روان پزشک می بردم و خودم مشکلی نداشتم و ندارم. و حاضرم به پزشکی قانونی بروم. سپس دادگاه جهت بررسی و تشخیص وضعیت روحی و روانی زوج، زوجین را به پزشکی قانونی معرفی نموده و در جوابیه مورخ 1399/03/18 پزشکی قانونی اصفهانی اعلام گردیده که از نامبرده (م. ش. ع.) فرزند ح. معاینه پزشکی قانونی به عمل امد سخنان همسرش استماع شد در حال حاضر اختلال عمده روانی و روانپزشکی ندارد. مشکلات زوجین ارتباطی است.و عمدتا ناشی از فقدان تفاهم و تفاوت در نگرش های انهاست. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 484 مورخ 1399/03/29 با توجه به نظریه پزشکی قانونی، عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت محرز ندانسته وحکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه اعتراضیه نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و به شرح تصمیم اتخاذی پرونده را جهت اخذ توضیح از طرفین و ارجاع امر بداوری و اخذ نظریه داوران به دادگاه بدوی ارسال نموده و دادگاه پس از اخذ نظریه منتخب زوجه و داور منصوب زوج که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده و پرونده را بمرجع تجدیدنظر اعاده نموده و متعاقبا شعبه *زوج را در معیت زوجه جهت بررسی وضعیت روحی و روانی ایشان به کمیسیون پزشکی قانونی اصفهان معرفی نموده است. وکیل زوجه طی لایحه مورخ 99/9/15 اعلام نموده که موکل به لحاظ کراهت شدید از زوج و قرار گرفتن در عسر و حرج حاضر است.کل اقلام مهریه به استثنای تعداد ده سکه تمام بهار ازادی و کلیه حقوق مالی خویش از جمله نفقه، مهریه و غیره را در قبال طلاق و حضانت فرزند مشترک به زوج بذل نماید. تصویر دادنامه های ارائه شده از ناحیه وکیل زوجه حاکیست که به موجب دادنامه شماره 2321 - 98 دادگاه عمومی بخش *زوج به لحاظ ایراد صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیات معینه در حق زوجه محکوم گردیده و هم چنین به موجب دادنامه شماره 485 99/3/29 صادره از دادگاه عمومی بخش *دعوی زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین به لحاظ فراهم نبودن شرایط و مقدمات تمکین محکوم به بطلان اعلام گردیده و متقابلا زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه از تاریخ 1398/05/29 لغایت 1399/02/16 در حق زوجه محکوم گردیده است. در جلسه مورخ 1399/10/09 زوجه تجدیدنظرخواه اظهار داشت دو سال است.با زوج زندگی نمی کنم در منزل پدرم هستم و حاضر به زندگی با ایشان نمی باشم حاضرم کل مهریه به استثای ده سکه را بذل کنم چون ایشان بیماری اسکیزوفرنی دارد. و در روابط جنسی مشکل دارم. و حتی فرزند م حاضر به ملاقات با پدرش نیست. زوج تجدیدنظرخوانده اظهار داشت حاضر به طلاق وی نیستم ایشان دانشجوی رشته روان شناسی است.و حساسیت زیادی نسبت به رفتارهای اینجانب دارد. و تفاوت زن و مرد را به عنوان مشکل قلمداد می کند ایشان شش ماه بیاید زندگی کند اگر نتوانست وکالت در طلاق بوی میدهم که زوجه گفت من حاضر نیستم 6 ثانیه با او زندگی کنم و در صورت طلاق نسبت به نفقه و اجرت المثل ادعایی ندارم. وکیل زوجه متعاقبا طی لایحه مورخ 1399/11/05 اعلام نموده که موکل به غیر از پنجاه سکه مندرج در سند نکاحیه حاضر به بذل مابقی مهریه و کلیه حقوق مالی خویش در قبال طلاق میباشد. لذا اعلام بذل کل مهریه به استثنای ده سکه موضوع لایحه قبلی کان لم یکن بوده و فاقد اعتبار میباشد. و در خصوص جهیزیه موکل ادعایی ندارد. کمیسیون سه 3 نفره تخصصی پزشکی قانونی طی جوابیه مورخ 99/10/18 درباره زوج اعلام نموده مبتلا به اختلال وسواسی جبری جبری به همراه اختلال شخصیتی با ویژگی هایی چون رفتارهای غریب، عاطفه سطحی، گوشه گیری، انزوای اجتماعی، مسئولیت ناپذیری و بدبینی است.که زندگی مشترک را برای زوجه با سختی و مشقت همراه ساخته است. زوج با تقدیم لایحه نسبت به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی اعتراض نموده و سپس دادگاه موضوع را به کمیسیون پزشکی با حضور پزشکان متخصص دیگر ارجاع نموده و کمیسیون تخصصی 5 نفره پزشکی قانونی طی نظریه 1400/02/26 اعلام نموده که نامبرده (منظور زوج تجدیدنظرخوانده) مبتلا به اختلال وسواسی جبری است.که باعث اشکال در زندگی مشترک و سختی و مشقت برای زوجه شده است.و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1988 مورخ 1400/03/02 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی مطروحه با توجه به نظریه بدوی پزشکی قانونی و نظریات کمیسیون های تخصصی 3 نفره و پنج نفره پزشکی قانونی و عنایت به نظریه داوران طرفین و کراهت شدید زوجه از زوج به حدی که حاضر به بذل کلیه حقوق ناشی از خودش از بغیر از ده سکه از مهریه در قبال طلاق بوی شده است.لذا عسر و حرج زوجه در تداوم زوجه را محرز تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی و ماده 1130 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر و مقرر داشته در صورت عدم حضور زوج در دفتر طلاق، سردفتر طلاق به نمایندگی از این دادگاه نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. نوع طلاق با توجه به بذل کل مهریه و نفقه و اجرت المثل به غیر از ده سکه از مهریه باین از نوع خلعی است.و حضانت فرزند مشترک به نام ز. 7 ساله با زوجه میباشد. و در خصوص نفقه فرزند مشترک و نیز ملاقات زوج با فرزند مشترک در پرونده مجزا تعیین تکلیف شده است.دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1400/03/09 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/03/28 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز وملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *- 1400/03/02 فرجام خواسته مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر می نماید.
فرجامخواهی اقای م. ش. ع. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/03/02 شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم به الزام زوج (فرجامخواه) به مطلقه نمودن زوجه (فرجامخوانده) با شرایط مصرح در ان اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا در نظریات کمیسیون های تخصصی سه 3نفره و پنج نفره پزشکی قانونی صریحا اعلام گردیده که زوج فرجامخواه مبتلا به اختلال وسواسی جبری است.که باعث اشکال در زندگی مشترک شده و زندگی مشترک را برای زوجه با سختی و مشقت همراه ساخته است.و اینکه همین وضعیت روحی زوج موجب افتراق جسمانی انان گردیده و حدود دو سال جدا از هم زندگی مینمایند و حتی زوج فرجامخواه به موجب دادنامه شماره 2321 - 98 صادره از دادگاه عمومی بخش *به لحاظ ایراد ضرب و صدمه بدنی عمدی نسبت به زوجه به پرداخت دیات معینه در حق زوجه محکوم گردیده و نیر دعوی نامبرده مبنی بر الزام زوجه به تمکین به لحاظ فراهم نبودن شرایط و مقدمات تمکین به موجب دادنامه شماره 485 - 99 صادره از همان دادگاه محکوم به بطلان اعلام گردیده است.و مجموع دلایل مذکور مبین انستکه وضعیت بوجود امده با لحاظ وضعیت روحی زوج و عوارض ناشی از ان برای زوجه مشقت بار و غیرقابل تحمل بوده و در ادامه زوجیت موجب عسر و حرج وی خواهد بود چنانکه بذل کلیه اقلام مهریه مافی القباله به جزده سکه بهار ازادی در قبال طلاق از طرف زوجه خود اماره قضایی بر صحت ادعای نامبرده مبنی بر کراهت از زوج و نیز عسر و حرج وی در استمرار زوجیت خواهد بود بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت با توجه بمراتب اشعاری و دلایل و قرائن موجود در پرونده صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه فرجامخواسته با توجه به جهات و مبانی استنباط و استدلال دادگاه و دلایل منعکس در ان و محتویات پرونده و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجامخواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را ابرام مینماید.
ح. ع. ح. م. ه.
رئیس شعبه *مستشار شعبه *