فسخ نکاح به دلیل تعدد ازدواج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/07/04

پیام: عدم توانایی زوجه در باروری و بچه دار شدن از موارد فسخ نکاح نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده: پرونده حاضر موضوع دادخواهی خانم س. ع. ن. است.به طرفیت اقای م. م. به خواسته مطالبه مهریه زوجه به تعداد 250 عدد سکه بهار ازادی و … که حسب ادعای خواهان زوج از پرداخت ان خودداری می‌نماید. با این توضیح که در مراجعه خواهان برای وصول مهریه وی از طریق اجرای ثبت به لحاظ عدم معرفی مالی از زوج وی ارشاد به طرح دعوی حقوقی در محاکم قضایی شده است. ( 99/4/2 ) همچنین اقای م. م. (خوانده دعوی اصلی) متعاقبا دادخواستی به خواسته دعوی تقابل مبنی بر فسخ نکاح به طرفیت خانم س. ع. ن. مبنی بر عدم باکره بودن زوجه طرح نموده که هر دو پرونده به شعبه *ارجاع شده است.که وکالت خانم ع. ن. را خانم ن. و. و وکالت اقای م. م. را خانم ف. ج. خ. به عهده داشته اند و وکالت خانم ع. ن. را خانم ف. ج. خ. وکیل مرکز مشاوران عهده دار بوده اند. خواهان دعوی اصلی تعداد 250 عدد سکه بهار ازادی مهریه خود را مورد مطالبه قرار داده که در مقابل اقای م. م. دعوی فسخ نکاح را به طرفیت خانم س. ع. م. مطرح که علت انرا عدم باکره بودن زوجه در هنگام عقد اعلام داشته است.و با رسیدگی توام پرونده ها سرانجام شعبه *حسب دادنامه شماره --- * 00/09/06 اجمالا اینگونه رای داده است. در خصوص دعوی تقابل به خواسته فسخ نکاح به لحاظ تدلیس و عدم سلامت زوجه در وصف بکارت و دوشیزگی مشارالیها که در قبال دعوی اصلی مطروحه از سوی خانم س. ع. ن. به خواسته مطالبه مهریه وی به تعداد 250 عدد سکه بهار ازادی مطرح گردیده، خواهان تقابل اظهار داشته که در تاریخ 98/5/29 با خوانده تقابل ازدواج کرده است.و پس از مدتی متوجه عدم دوشیزگی زوجه شده و اینکه زوجه در هنگام عقد این مطلب را از وی مکتوم نگه داشته و پنهان کرده است.و پس از گذشت مدتی از تاریخ عقد توجه این امر شده است. در مقابل این ادعا زوجه اظهار داشته پس از عقد نکاح به طور مکرر با خواهان خلوت داشته و حتی با او و خانواده اش به مسافرت رفته اند و تصور اینکه باکرگی زوجه از بین رفته باشد. را نمی کرده اند کما اینکه خودشان خواستار معرفی زوجه به پزشکی قانونی شده اند که نظریه پزشکی قانونی نیز اعلام کرده که عدم باکرگی زوجه مربوط به سه هفته قبل می‌باشد.، بروز اختلافات بین انها و تعویق امر عروسی زوج اقدام به طرح دعوی فسخ کرده است.که در مجموع خواهان دلیل متقن و محکمه پسندی در اثبات تدلیس زوجه در خصوص باکره بودن وی به دادگاه ارائه نکرده است، صرفنظر از اینکه اصولا خیار فسخ فوریت داشته در حالی که این امر در مورد حاضر وجود ندارد. زوج حتی دادخواست تمکین هم علیه زوجه داده است.و پس از انکه زوجه در خصوص مهریه خود اقدام نموده وی اقدام به طرح دعوی فسخ نکاح نموده است.و نهایتا دادگاه حکم به بطلان دعوی فسخ نکاح صادر کرده و در مورد دعوی اصلی به خواسته مطالبه مهریه زوجه با توجه به سند رسمی ازدواج پیوست و احراز انتقال ذمه زوج حکم به محکومیت خوانده دعوی اصلی به خواسته مطالبه 250 عدد سکه بهار ازادی به عنوان مهریه خواهان در حق وی صادر نموده در ارتباط با دعوی فسخ نکاح به لحاظ تدلیس نیز حکم به بطلان دعوی صادر کرده است.که با تجدیدنظرخواهی اقای م. م. دادگاه تجدیدنظر ضمن رد تجدیدنظرخواهی برابر دادنامه شماره *- 1401/01/29 دادنامه بدوی را مورد تایید قرار داده با این توضیح که در ارتباط با دعوی فسخ نکاح و همچنین محکومیت بپرداخت مهریه با تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و لذا دادنامه بدوی را مورد تایید قرار داده است.که در این مرحله اقای م. م. نسبت به دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی کرده است.که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و با ارجاع ان به این شعبه اینک تحت نظر است.لایحه اعتراضیه وکیل فرجام خواه هنگام شور قرائت خواهد شد. پرونده بیش از این حکایتی ندارد. به تاریخ فوق شعبه *به تصدی امضای کنندگان زیر تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر است.با بررسی محتویات پرونده و پس از قرائت گزارش عضو ممیز و انجام مشاوره به شرح اتی مبادرت به صدور رای می‌نماید.:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجام خواهی نسبت به ان قسمت از دادنامه فرجام خواسته که در ارتباط با دعوی فسخ نکاح حکم به بطلان دعوی صادر شده است. توجها به محتویات پرونده و نحوه استدلال دادگاه غیر صایب و بلاوجه است.رای فرجام خواسته در این بخش مطابق موازین قانونی صادر شده و ایراد و اشکال قانونی در حدی که موجب تخدیش ان شود. و گسیختن ان را ایجاب نماید. متوجه ان نیست و لذا به تجویز ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی این جزی از دادنامه معنونه ابرام می‌گردد. اما در خصوص بخش دیگری از دادنامه که در ارتباط با مطالبه مهریه است.به لحاظ مالی بودن ان و اینکه نسبت به رای موصوف تجدیدنظرخواهی شده است.و خروج رای موصوف از موارد مذکور در ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ عدم قابلیت طرح فرجام خواهی مردود اعلام می‌شود.

شعبه *

رییس: م. ج. ت. مستشار: ع. ن.

منبع