طلاق به دلیل بلاتکلیفی ناشی از اقدام زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در این پرونده خانم ف. ب. با وکالت اقای ر. س. دادخواست طلاق به طرفیت اقای ع. ب. تقدیم شعبه *کرده و اظهار داشته موکله در تاریخ 96/1/7 با خوانده ازدواج کرده و زوج نسبت به موکله سوی رفتار و معاشرت داشته و هنگام تولد فرزند مشترک زوج فرزند را از موکله هنگام خروج از بیمارستان گرفته و موکله را از زندگی مشترک اخراج کرده و الان موکله سه سال است.که در منزل پدری بسر می برد لذا موکله به دلیل عسر و حرج و تخلف زوج از بند دوم از شروط ضمن عقد نکاح از دادگاه تقاضای طلاق دارد. دادگاه تصویر رای قطعی الزام زوجه به تمکین را پیوست پرونده کرده است.دادگاه در تاریخ 1400/12/16 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت کرده است.وکیل خواهان درخواست موکله را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو کرده و ادعای موکله را مستند به استماع شهادت شهود نموده است.و از دادگاه تقاضای انرا دارد.خوانده در مقام دفاع اظهار داشته من با درخواست طلاق زوجه موافق نیستم و با طلاق مخالفم دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوران را جلب نگردیده است.دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرده و مراتب را به وکیل خواهان جهت معرفی شهود ابلاغ نموده که ظرف ده روز پس از ابلاغ به دادگاه معرفی شده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 1401/02/28 حکم به بی حقی خواهان طلاق صادر کرده است.سپس زوجه نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته (لازم به توضیح است.وکیل زوجه قبل از صدور رای دادگاه بدوی در تاریخ 1400/12/22 گواهان موکله را به دادگاه معرفی کرده و دادگاه بدوی علی رغم ان در تاریخ 1401/02/28 مبادرت به صدور رای نموده است.) و از دادگاه تجدیدنظر به شرح لایحه وکیل خود و به استناد شهادت شهود از دادگاه تقاضای نقض رای صادره و صدور حکم به طلاق را نموده است.که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور در تاریخ 1401/03/31 مبادرت به صدور رای به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به علت نقص تحقیقات با تلقی حکم به قرار نموده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه بدوی اعاده کرده است.دادگاه بدوی مجددا قرار داوری صادر کرده و نظریه داوران را جلب کرده و در تاریخ 1401/05/23 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین و گواهان را دعوت نموده و برابر صورت جلسه مورخ مذکور اظهارات طرفین و گواهان را استماع نموده است. درنهایت دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1401/06/09 مبادرت به صدور حکم به بی حقی زوجه نسبت به طلاق نموده است.متعاقبا زوجه به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می‌باشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ف. ب. با وکالت اقای ر. س. نسبت به رای شماره *مورخ 1401/07/30 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/06/09 صادره از شعبه *مبنی بر صدور حکم به بی حقی زوجه نسبت به درخواست طلاق به لحاظ عدم احراز عسر و حرج، با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمی‌باشد. زیرا، زوجه دلیل موجهی که ثابت کند زوج نسبت به وی سوی رفتار و معاشرت در حدی که بتواند موجبات عسر و حرج و انحلال نکاح و طلاق را فراهم اورد، ابراز ننموده از طرف دیگر نظر به اینکه زوج در موعد متعارف زوجه را جهت بازگشت به زندگی مشترک دعوت کرده و ضمن تهیه مسکن و امکانات لازم از دادگاه تقاضای اجراییه مربوطه نموده ولی زوجه علی رغم ان حاضر به مراجعت و تمکین در حق زوج نشده است. بنابراین بلاتکلیفی زوجه ناشی از سوی اقدام زوج نمی‌باشد. علی هذا فرجامخواهی فرجامخواه به کیفیتی نیست که به اساس رای صادره و استنباط و تشخیص دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر خدشه و خلل وارد اورد. درنتیجه ضمن رد درخواست فرجامخواهی رای فرجامخواسته را مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می نماید.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع