صدور قرار توقف دعوی در رسیدگی به بزه قتل عمدی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/13
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در فرض احراز لوث در بزه قتل عمدی و عدم اجرای قسامه از سوی اولیای دم و عدم مطالبه قسامه از متهم،دادگاه مکلف به صدور قرار توقف دعوی بوده و صدور رای برائت در این فرض فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده

متعاقب گزارش و دادنامه شماره --- - 1387/05/13 صادره از شعبه --- دیوان عالی کشور در پرونده کلاسه --- /17 مبنی بر نقض دادنامه شماره --- صادره از شعبه اول دادگاه عمومی ف... که طی بخشی از آن متهم آقای الف. خ. به اتهام ارتکاب قتل عمدی مرحوم م. الف.به قصاص نفس محکوم گردیده است (صفحات 1640 الی 1643 ) که متن کامل آن به صورت تصویری، بین اوراق 1833 و 1834 طی چهل و هفت برگ فاقد برگ شماری ؟!! پیوست است. پرونده به دادگاه هم‌عرض صادرکننده رای منقوض، با این استدلال که: (اولا متهم در طول تحقیقات منکر عمل ارتکاب قتل است و اظهار می‌دارد عصر 1377/03/21 که نزاع منجر به قتل شده، حضور نداشته‌ام، بلکه در نزاع صبح 1377/03/21 بوده‌ام، ثانیا عده‌ای شهود شهادت داده‌اند که متهم در عصر روز 1377/03/21 حضور داشته، و با وصف مذکور دادنامه قابل ابرام نیست، النهایه می‌تواند دلایل ظنی تلقی، و مورد از مصادیق لوث بوده باشد...) ارجاع شده است.(صفحات 1688 تا 1691 از جلد ششم پرونده)، نهایتا پرونده به شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ف... ارجاع می‌گردد که با پیشنهاد ریاست شعبه مذکور و تقاضای ریاست محترم حوزه قضایی شهرستان مبنی بر احاله پرونده حاضر از دادگستری آن شهرستان به دادگستری شهرستان ک...، مالا شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان چهارمحال و بختیاری، طی دادنامه شماره --- - ‌ 1387/10/26 با آن موافقت می‌نماید که نتیجتا پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی جزایی شهرستان ک... ارجاع می‌گردد (ص 1720 و 1710 ) دادگاه مرجوع الیه با تشکیل جلسه مورخه 1388/03/24 (ص 1723 تا 1726 ) و 1388/06/17 (اوراق 1772 تا 1781 ) و 1388/08/28 (ص 1791 ) و 1388/11/05 (اوراق 1825 تا 1830 ) و 1389/07/29 (ص 1859 ) و 1389/11/03 (ص 1861 ) و 1389/12/25 (ص 1863 ) و 1390/03/21 (ص 1890 ) و 1390/05/22 (ص 1914 که در این جلسات قرار معاینه محلی با حضور طرفین انجام و طی اوراق 1915 تا 1925 صورت‌جلسه پیوست آن، ضمیمه است) و 1390/08/28 (ص 1939 تا 1941 ) و 1390/12/01 (ص 1962 ) و 1391/01/22 (ص 1977 تا 1981 ) و 1391/08/07 (ص 1994 تا 1998 ) و 1391/10/13 (ص ص 2028 تا 2028 ) و 1391/11/15 (ص 2037 ) و 1391/12/20 (ص 2058 که طی آن به لایحه آقای ن.الف. مومنی وکیل اولیاء دم دائر بر اظهار عجز از معرفی حالفین - اجرا کنندگان قسامه - استناد گردیده و لایحه مذکور طی شماره 91002005 - 1391/11/14 در اوراق 2035 تا 2036 پیوست و ضمیمه است، و از اولیاء دم خواسته می‌شود که در خصوص رد قسم و مطالبه قسم از متهم نفیا و اثباتا اظهارنظر نمایند) و آقای ن.الف. در جلسه مورخه 1392/03/21 (ص 2075 ) به وکالت از اولیاء دم (موکلین خود) اعلام می‌دارد که: موکلین... توانائی معرفی 50 نفر قسم خورنده را نداشته و ندارند و به هیچ وجه حاضر به ادای قسم از ناحیه متهم الف. خ. نیز نمی‌باشند، چه آنکه ادله قطعی و یقینی بر ارتکاب قتل عمدی در پرونده موجود می‌باشد (اوراق 2073 تا 2075 ) و دادگاه این جلسه را نیز به لحاظ عدم حضور اولیاء دم و اینکه دو نفر از آنان نیز کبیر شده‌اند، تجدید می‌نماید، که در جلسه مورخه 1392/06/25 کلیه اولیاء دم با حضور وکیل برخی از آنان با صراحت اعلام می‌دارند که: هیچ کدام حاضر نیستیم قسم به متهم رد شود و پنجاه نفر هم نمی‌توانیم معرفی کنیم. و وکیل اولیاء دم با بر شمردن دلایل خود و با توجه به اظهارات اولیاء دم در فقدان حالفین و هم چنین عدم رد قسم به متهم، تقاضای صدور حکم شایسته را دارد. دادگاه در این جلسه از متهم و وکیل وی می‌خواهد: اگر مطلبی در قبال اظهارات وکیل اولیاء دم دارند، بیان کنند. که آنان اظهارات وکیل اولیاء دم را تکراری توصیف، و ضمن اعلام اینکه متهم حاضر به اجرای قسم می‌باشد، از دادگاه تقاضای صدور حکم برائت متهم را می‌نمایند (ص 2083 تا 2085 ) ولی متاسفانه دادگاه مجددا با تعیین مهلت سه ماهه از وکیل اولیاء دم و شخص آنان می‌خواهد در خصوص ایراد و اقامه قسامه و یا رد قسم به متهم اقدام نمایند ؟!!(ذیل برگ 2085 ) و متعاقب آن جلسه مورخه 1392/07/28 و 1392/08/28 نظارت را نیز تجدید می‌کند ؟!! (ص 2090 و 2111 ) و جلسه مورخه 1392/10/28 را نیز از بابت اخذ آخرین دفاع از متهم تجدید می‌فرماید (ص 2112 ) تا اینکه در نهایت در مورخه 1393/01/26 از متهم آخرین دفاع را اخذ می‌نماید که متهم منکر اتهام شده و از باب لوث نیز اعلام آمادگی خویش را در جهت اجرای قسامه ابراز داشته است. دادگاه محترم ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره --- - 1393/01/31 چنین رای داده است:... با توجه به اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه لوایح ارائه شده از جانب وکلای طرفین و صورت‌جلسه بازسازی صحنه قتل مورخه 1390/05/22 و اینکه ادله اثبات قتل شامل شهادت شهود واجد شرایط مقرر در قانون و اقرار متهم و علم قاضی که موجبات تعیین بر وقوع حادثه نماید در پرونده مشاهده نشد و آنچه در پرونده می‌باشد، قرائن و اماراتی می‌باشد که موجب ظن است و اینکه متهم در طول جریان رسیدگی در پرونده منکر ارتکاب قتل است و از طرفی با توجه به صورت‌جلسه بازسازی صحنه قتل و اظهارات اولیاء دم و عده‌ای شهود، متهم در عصر روز 1377/03/21 حضور داشته، لوث فراهم گردیده است که دادگاه قرار اجرای قسامه صادر نمود که اولیاء دم مقتول نتوانستند قسم یاد نمایند و اجرای قسامه را نیز به متهم ردّ ننمودند، فلذا با توجه به مطالب فوق و اینکه مدعی می‌بایست اقامه قسامه نماید و در صورت امتناع از قسامه، از مدعی علیه، مطالبه قسامه نماید که در ما نحن فیه این چنین نیست، فلذا به علت عدم کفایت دلیل، مستندا به مواد 318 و 314 و 313 و 11 و تبصره 318 (مهلت اقامه قسامه نیز تعیین گردید لیکن اولیاء دم اقدامی به عمل نیاوردند) از قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی در امور کیفری، و با توجه به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حکم به برائت متهم موصوف صادر و اعلام می‌دارد. این رای در تاریخ 1393/02/27 به وکیل برخی از اولیاء دم آقای ن.الف. مومنی ابلاغ و در تاریخ 1393/03/13 مورد تجدیدنظرخواهی ایشان قرار گرفته است ضمنا دو تن از اولیاء دم یعنی آقایان ه. و م. الف.ت. نیز در مهلت قانونی تقاضای تجدیدنظر نموده‌اند ولی پرونده علی رغم دستور صریح ریاست دادگاه در مورخه 1393/03/30 مبنی بر ارسال پرونده به دیوان عالی کشور مدیر دفتر دادگاه پس از سیزده ماه و شش روز، و بر اساس نامه شماره 941000990 - 1394/04/06 پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته است ؟!! که در مورخه 1394/04/20 به دفتر دیوان عالی کشور و اصل و ثبت شده و در مورخه 1394/04/23 به این شعبه ( 31 ) ارجاع گردیده است و تحت نظر قرار دارد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید حسین جعفری عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حاتمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه شماره --- - 1393/01/31 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می‌دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به مبانی استدلالی معموله و احصائی در دادنامه معترض‌عنه، و سابقه امر در دیوان عالی کشور در گزارش دادنامه --- - 1387/05/13 صادره از شعبه --- دیوان عالی کشور، و نظر بر احراز تحقق لوث از سوی اعضاء محترم دادگاه، و اظهارات اولیاء دم در مسیر اجرایی آن، و بررسی لایحه تقدیمی وکیل محترم بعضی از اولیاء دم و همچنین لایحه اعتراضی دو تن از آنان تردیدی از حیث مظّنه قتل توسط متهم حاضر و نتیجتا احراز لوث و صحت آن در شرایط حاضر وجود ندارد، و اعتراض تجدیدنظرخواهان از این حیث، غیر وارد است، النهایه صدور حکم برائت متهم در شرایط حاکم بر پرونده و احراز لوث و عدم اجرای قسامه از سوی اولیاء دم و عدم مطالبه قسامه از متهم، از سوی آنان، خلاف ضوابط قانونی و شرعی و ماده 318 و ملاک و مناط ماده 326 قانون مجازات اسلامی است، چرا که حکم برائت، قاطع دعوی بوده و مانع از استیفای احتمالی و آتی ذوی الحقوق، از حقوق شرعی و قانونی آنان است، و دادگاه لزوما در چنین مواردی باید « قرار توقف» دعوی را صادر نماید. و از آنجا که این امر از موارد اصلاح حکم در مرجع تجدیدنظر محسوب نمی‌گردد، دادنامه معترض عنه، از حیث فقط و فقط نقض، و در جهت اصدار رای مقتضی و قانونی و شرعی، استنادا به بند دوم از شق ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری به همان دادگاه محترم نخستین ارجاع می‌گردد. و از باب تذکر اعلام می‌گردد: دادگاه محترم از حیث علت تاخیر در ارسال بیش از یک ساله پرونده به دیوان عالی کشور، مراتب را بررسی و اقدام خواهند نمود.

رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور

سید حسین جعفری - محمد حمیدی پور

منبع