تاریخ دادنامه قطعی: 1392/01/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: نظر به اینکه دیوان عدالت اداری در شمار مراجع قضایی محسوب میگردد، در مواردی که دادگاههای عمومی حقوقی، به اعتبار صلاحیت دیوان عدالت اداری از خود نفی صلاحیت کنند، نباید پرونده را به استناد ماده 28 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، مستقیما به دیوان عالی کشور ارسال کنند. بلکه باید پرونده را به دیوان عدالت اداری ارسال نماید تا چنانچه دیوان نیز از خود نفی صلاحیت کند و اختلاف تحقق یابد، پرونده به منظور حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال دارند.
در تاریخ 1/8/91 آقای س.ع. دادخواستی به طرفیت ش.، ش. و م.غ. به خواسته ابطال صورت جلسه شماره 8977 - 10/9/88 به دادگاه عمومی لامرد تسلیم و توضیح داده به موجب سند اصلاحات ارضی، مالکیت اینجانب نسبت به قطعه زمین مورد دعوی به مساحت 210 متر مربع منطبق با کروکی پیوست مسلم است که از طریق ارث به من رسیده و طبق دادنامه های صادره در سال 1376 حکم به رفع تصرف رفع مزاحمت از زمین به سود من صادر شده و از آن تاریخ زمین درتصرف من بوده است. خوانده ردیف سوم با مراجعه به ش. و با هماهنگی ش. نسبت به تنظیم صورت جلسه شماره 8977 - 10/9/88 اقدام نمودهاند و به موجب آن ملک موضوع سند رسمی پیوست را با شهرداری و ش. معاوضه نموده اند، در حالی که هیچ یک از تنظیم کنندگان صورت جلسه، مالکیت و تصرفی در زمین نداشته اند و مآلا تقاضای صدور حکم به شرح خواسته دارد. از جمله مستندات خواهان تصویر دادنامه شماره --- - 16/12/90 شعبه --- دیوان عدالت اداری است که به شرح آن شکایت خواهان مبنی بر ابطال صورت جلسه فوق، منتهی به صدور قرار عدم صلاحیت به اعتبار شایستگی دادگاه عمومی لامرد شده است. دادگاه پس از استماع توضیحات و مدافعات ش.، نظر به اینکه شکایات و تظلمات اشخاص حقیقی از تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی و شهرداری در صلاحیت دیوان عدالت اداری است، مستندا به ماده 11 قانون دیوان عدالت اداری به اعتبار شایستگی دیوان قرار عدم صلاحیت صادر و در خصوص خواندگان ردیف 1 و 2 نیز با توجه به صلاحیت اضافی دیوان عدالت اداری، به اعتبار صلاحیت آن دیوان، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را در اجرای ماده 28 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی به دیوان عالی کشور ارسال داشته که به این شعبه ارجاع شده است.
نظر به اینکه دیوان عدالت اداری در شمار مراجع قضایی محسوب است، پرونده به استناد قسمت اخیر ماده 28 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی که ناظر به مواردی است که مراجع قضایی به صلاحیت مراجع غیرقضایی از خود نفی صلاحیت می نمایند، قابل طرح در دیوان عالی کشور نمیباشد. از سویی اختلاف بین، به ترتیب مقرر در ماده 27 قانون یادشده تحقق نیافته و اقتضای کار این بوده که دادگاه پس از صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده را به دیوان عدالت اداری ارسال نماید تا چنانچه شعبه دیوان نیز از خود نفی صلاحیت کند و اختلاف تحقق یابد، پرونده را به استناد ماده 46 قانون دیوان عدالت اداری، به منظور حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال دارند. بنا به مراتب، این شعبه در حال حاضر مواجه با تکلیفی نمیباشد، مقرر میدارد پرونده به منظور اقدام قانونی به دادگاه ذی ربط اعاده شود.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
سعیدی - خوشوقتی