تاریخ دادنامه قطعی: 1391/07/18
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اگر جزای نقدی صادره در مورد جرم کلاهبرداری بدون اعمال کیفیات مخففه کمتر از میزان قانونی آن باشد و این امر مورد اعتراض دادستان و شاکی قرار نگیرد، اما دادگاه تجدیدنظر جزای نقدی را به میزان قانونی افزایش دهد، تشدید مجازات محسوب میشود.
در خصوص اتهام آقای و.م. فرزند الف. با وکالت آقای ع.ر. دایر به جعل و استفاده از سند مجعول و کلاهبرداری موضوع شکایت آقای ب.ن. با وکالت آقای ه.م.، بدین شرح که شاکی اظهار داشته در حرفه فروش گوشت اشتغال داشته متهم با مراجعه به وی و انجام چهل میلیون تومان خرید نقدی اعتماد وی را جلب نموده، سپس با استفاده از چک های جعلی مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان مال شاکی را برده است با مراجعه به بانک مشخص میگردد چک ها متعلق به پدر متهم بوده که به رحمت خدا رفته، این در حالی است که شاهدان تاکید نموده اند، امضا چک ها توسط متهم در محل کسب شاکی و اعطای آن به وی را دیده اند هر چند متهم و وکیل وی منکر اظهارات شهود مذکور میباشند، کارشناسان رسمی دادگستری در رشته تشخیص اصالت خط و امضا و نیز کارشناسان اداره تشخیص هویت پلیس نیز عدم انطباق امضائات صاحب حساب با امضا مندرج در چک ها را تایید نموده و در برخی موارد خطوط متن چک ها را متعلق به متهم دانسته اند بر این اساس دادگاه دلائل ذکر شده در کیفرخواست را برای احراز مجرمیت متهم کافی دانسته و اقدام وی را منطبق بر ارکان بزه جعل و کلاهبرداری می داند ضمن آنکه دفاعیات وکیل وی به شرح لایحه تقدیمی موجه نمیباشد. لذا با استناد به ماده 536 از قانون مجازات اسلامی و ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس، ارتشاء و کلاهبرداری متهم را به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی بابت جعل و تحمل یک سال و نیم حبس، رد مال شاکی به مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان و نیز پرداخت یکصد میلیون ریال جزای نقدی در حق صندوق دولت محکوم مینماید (استفاده از سند جعلی هر چند محرز است لکن به اعتبار تعدد معنوی با بزه کلاهبرداری قابلیت مجازات مجزا را ندارد.) رای صادره حضوری بوده و در فرجه 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران میباشد. چک های مجعول با قطعیت رای معدوم گردند.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - پورمند
دادنامه صادر شده شماره 207 مورخ 10/3/90 شعبه محترم --- محاکم عمومی جزایی تهران که مشعر بر محکومیت آقای و.م. فرزند الف. به اتهامات جعل و کلاهبرداری به ترتیب پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی به علاوه تحمل یک سال و نیم حبس به انضمام رد مال به مبلغ دویست و پنجاه میلیون تومان و نیز پرداخت یکصد میلیون ریال جزای نقدی حسب شکایت آقای ب.ن. است، پس از تجدیدنظرخواهی به عمل آمده از سوی آقای ع.ر. به وکالت از متهم فوق و تشکیل جلسه دادرسی و بررسی دیگر بار اوراق پرونده، در نهایت اقتضای تایید را دارد زیرا: 1 ) به رغم رابطه مالی متهم با شاکی راجع به خرید گوشت قبل از موضوع چک های مورد شکایت و ابتیاع نقدی بالغ بر چهل میلیون تومان در یک فقره که مستندات ابرازی شاکی در اوراق ابتدایی پرونده نیز از آن حکایت دارد لکن روند تحصیل بعدی مال صرفا ناظر بر چک هایی است که تجدیدنظرخواه خود آنها را در اختیار شاکی نهاده و به اعتبار عدم تعلق آنها به وی، مقوله تقلب مطرح خواهد شد که اولا: در این باره مودای گواهان تعرفه شده از سوی شاکی هم بدان دلالت داشته ثانیا: اظهارات متهم در برگ 91 پرونده هم تلویحا موید آن میباشد. از طرفی نظرات کارشناسان منتخب مرحله بدایت هم ناظر بر عدم تطابق امضائات متهم نسبت به نه فقره چک موضوع شکایت بوده که آخرین نظریه هیات پنج نفره به شرح مندرج در صفحه 205 اعلام شده است. مضافا به اینکه شرکت طرف قرارداد بعدی با شاکی که متهم در آن نقش مدیر عاملی و رئیس هیات مدیره ایفاء نموده با عنوان شرکت الف. با شماره ثبت... بوده و لکن شرکت مرتبط با چک های موضوع شکایت شرکت ت. با شماره ثبت... اعلام شده است و 2 ) ایراد وکیل محترم متهم پیرامون عدم تحقق بزه انتسابی به موکل وی از حیث تحصیل مال قبل از صدور چک و تحویل آنها به شاکی وسیله متهم نیز به نظر ناصواب و توجیه قانونی ندارد زیرا تمایل متهم به ارائه چک ها در پی دریافت مال (گوشت) از شاکی بوده و موضوع ترتب عملکرد و مانور وی در تحصیل مال به نظر در قضیه محقق و نتیجه آن که در صدور چک متعلق به دیگری با اثر امضا بر آنها فراهم گردیده به مثابه توسل به وسائل متقلبانه تلقی و مآلا مبانی و استنباط رای نخستین در انتساب بزه های مورد حکم منطبق با مقررات و موازین قانونی خواهد بود از این رو دادگاه موضوع تجدیدنظرخواهی کنونی وکیل متهم را خصوصا با وصف عدم اقبال وی در تعرفه گواهان اعلامی ولو به تعذر عدم دسترسی به موکل نتیجتا منطبق با هیچ یک از شقوق ذیل ماده 240 از قانون آیین دادرسی کیفری ندانسته و لذا در راستای بند الف ماده 257 همان قانون ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و ابرام مینماید توضیح اینکه در بخش محکومیت متهم به پرداخت جزای نقدی در حق دولت که مدلول ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری آن را معادل مال ماخوذه (دویست و پنجاه میلیون تومان) دانسته ولکن در حکم بدوی بدون لحاظ کیفیات مخففه این مبلغ یکصد میلیون ریال اعلام شده است چون ورود این مرجع در آن با وصف عدم اعتراض شاکی و یا دادستان محترم بدان در زمره تشدید مجازات خواهد بود ضمن تذکر به دادگاه محترم بدوی تکلیفی متوجه این دادگاه نمیباشد، این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
ربیع پور - صداقتی