حدود اعمال ماده 199 قانون آیین دادرسی مدنی در دعوای طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1400/06/18 خانم ف. ت. به طرفیت همسرش اقای س. ا. م. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند دوم از شروط مندرج در عقدنامه تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه * ثبت و مورد رسیدگی قرار میگردد. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/06/29 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت دعوی به شرح دادخواست تقدیمی است.به استناد بند دو عقدنامه دادخواست طلاق تقدیم نمودم تقاضای رسیدگی و احراز شرایط وکالت را دارم. چهار سال است.ازدواج کرده ایم و دارای یک فرزند دختر یک سال و نیم هستم که نزد خودم می‌باشد. حاضر به زندگی با وی نیستم سه ماه است.بخاطر اختلاف جدا هستیم و در منزل پدرم زندگی میکنم هر دو ما ازدواج دوم می‌باشد. کار به حدی رسیده که نزد احدی ابرو برایم نمانده است.رفتار سوی دارد. فحاشی می کند تحت کنترل خودش نیست وسواس فکری دارد. بعضی وسایل را می شکند رفتارش را تحمل ندارم. و از وی کراهت دارم. و در قبال طلاق بیست سکه را بذل میکنم و حضانت فرزند مشترک با خودم باشد. ملاقات تعیین شود. باکره حامله نیستم تمام کارها از جمله شیردهی که در طول زندگی مشترک انجام شده برای رضای خدا بوده است.تمام حق و حقوقم را میخواهم در مورد مهریه در همین شعبه اقدام نموده ام مطالبه جهیزیه خود را که در منزل همسرم می‌باشد. دارم. و حاضر به زندگی با وی نیستم در طول زندگی مشترک در منزل مادر شوهرم زندگی کردیم حتی در زمان بارداری مرا کتک زده است.و مرا از منزل بیرون کرده است.حتی میخواستم خودکشی کنم ایشان کنترل خشم ندارد. و تحت نظر روان پزشک می‌باشد. از وی شکایت کردیم چون به درب منزل مراجعه و لگد به درب میزد و داد و بیداد و فحاشی میکرد و به پدرم کتک زد. خوانده دفاعا اظهار داشت به هیچ وجه قبول ندارم. طلاق نمیدهم همسر و فرزند م را دوست دارم. و چند سال با وی زندگی کرده ام اختلال دو قطبی دارم. بعضی اوقات زود عصبی میشوم و زود خوشحال میشوم مقداری افسردگی و وسواس فکری دارم. و احساسی هستم و زود عصبی میشوم تماما حق به خانم میدهم هر چند رفتارهایی که ایشان بیان کرد را قبول دارم. بسیاری هستند که قرص اعصاب می خورند و زندگی هم می کنند هفت ماه قبل که ایراد ضربی بود و من وی را از منزل بیرون کردم از ان پس هیچ اختلافی نداشتیم و با هم بودیم اگر گذشته را ملاک و معیار قرار دهیم خطایی بوده و معیار حال انسان است.در صورت لزوم به پزشکی قانونی مراجعه می کنم.دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوج را جهت تشخیص بیماری روحی و روانی به *معرفی نموده است.در جوابیه مورخ 1400/07/20 پزشکی قانونی درباره زوج اعلام گردیده که نامبرده دچار اختلال وسواسی جبری و اختلال کنترل تکانه می‌باشد. داوران زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم دادرسی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره * مورخ 1400/08/26 پس از ذکر خواسته و توضیحات خواهان در جلسه دادرسی و اظهارات و دفاعیات خوانده و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با توجه به اظهارات طرفین نظریه پزشکی قانونی که حاکی از ابتلای زوج به اختلال وسواسی جبری و اختلال کنترل تکانه می‌باشد. و نیز اقرار خوانده به برخی از رفتارهای خویش و اینکه مساعی دادگاه و داوران برای ادامه زندگی مشترک از سوی زوجه موثر واقع نگردیده لذا با رد نظریه مخالف قاضی مشاور بند دوم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه را محرز و مالا دعوی خواهان را وارد تشخیص به استناد مواد 26 الی 39 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1119 و 1133 و 656 و 658 و 663 و 680 و 1139 و 1140 قانون مدنی حکم به احراز شرایط وکالت صادر و به زوجه اجازه داده که پس از قطعیت رای صادره به یکی از دفاتر ثبت طلاق مراجعه و با اعمال وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نماید. و توضیح داده که زوجه در قبال طلاق بیست سکه از مهریه را بذل نموده و زوج موظف به استرداد جهیزیه مطابق لیست ارائه شده موجود در پرونده به زوجه می‌باشد. و حضانت فرزند مشترک به زوجه اعطای میشود. و برای زوج به نحو مقرر در رای حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است.و نوع طلاق خلع وعده ان سه 3 طهر می‌باشد. و زوجه مدخوله و باردار نیست. مدت اعتبار رای صادره سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی یا قطعی شدن رای می‌باشد. پس از ابلاغ رای صادره اقای م. ب. وکیل پایه یک دادگستری به وکالت از زوج با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره * مورخ 1400/10/09 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ * به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/11/02 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رای می نماید.

فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای س. ا. م. نسبت به دادنامه شماره * مورخ 1400/10/09 شعبه * متضمن تایید دادنامه شماره * مورخ 1400/08/26 صادره از شعبه * که به موجب ان به لحاظ احراز تحقق بند دوم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجام خوانده صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، زوج فرجام خواه در جلسه دادرسی دادگاه بدوی کلیه اظهارات زوجه را که در ارتباط با وضعیت روحی و روانی و سوی اخلاق و رفتار او تعریف و بیان گردیده کلا مورد تایید قرار داده و قبول نموده و حتی اقرار کرده که دچار اختلال دو قطبی و نیز افسردگی و وسواس فکری و اینکه زود عصبانی میشود. بوده و هفت ماه قبل هم ایراد ضرب به زوجه داشته و او را از منزل بیرون نموده است.و به علاوه *هم در نظریه پزشکی ارسالی خود صریحا اعلام نموده که زوج دچار اختلال وسواسی جبری و اختلال کنترل تگانه می‌باشد. و اینکه چگونگی اخلاق و رفتار زوج و نوع بیماری روحی او عملا ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرقابل تحمل نموده و در نهایت موجب افتراق جسمانی بین طرفین گردیده که هنوز هم ادامه دارد. که با توجه بمراتب اشعاری استنباط و تشخیص دادگاه در احراز تحقق بند دوم از شروط مندرج در قباله نکاحیه صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض وکیل فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که به استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد، النهایه چون زوجه خود متقاضی طلاق از همسرش بوده و تعیین تکلیف در خصوص حقوق مالی ایشان در دعوی طلاق مطروحه از شمول حکم مقرر در ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 که صرفا در دعوی طلاق به درخواست زوج جهت تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از سوی استفاده مرد از اختیار مطلقش در طلاق همسر خویش قابل اعمال و اجرا بوده خروج موضوعی داشته و چنانچه زوجه خواستار حقوق مالی خویش بوده باشد. بایستی جداگانه با طرح دعوی در دادگاه ذیصلاح نسبت به استیفای حقوق مالی خود اقدام نماید. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در قسمتی که متضمن الزام زوج فرجام خواه به استرداد جهیزیه در حق زوجه بوده به لحاظ تجاوز ان از حدود خواسته مندرج در دادخواست بدوی و با موازین قانونی مغایرت داشته و به تجویز ماده 403 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در این قسمت نقض بلاارجاع میگردد. و دادنامه فرجام خواسته در سایر قسمت با اصلاح مدت حکم صادره از سه 3 ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام میگردد.

رئیس شعبه *:ح. ع.

مستشار:ح. م. ه. مستشار:م. ج. ح. م.

منبع