تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مطالبه ثمن معامله فضولی توسط مالک، حاکی از قصد وی مبنی بر تنفیذ عقد است.
رای دادگاه
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان آقای ی. ا. با وکالت آقایان م. ر. و خ. ب. به طرفیت خواندگان به اسامی آقایان م. ف. و ع. ب. با وکالت آقایان الف. پ. و ص. س. به خواسته الزام به تنظیم سند رسمی ملک (سه دانگ مشاع از شش دانگ یک دستگاه آپارتمان به نشانی...)مقوم به مبلغ 51/000/000 ریال و پرداخت حق الوکاله به مبلغ 10/000/000 ریال و تسلیم و تحویل مورد معامله و الزام به تکمیل آن مقوم به مبلغ 55/000/000 ریال، به این شرح که وکیل خواهان اعلام نموده که مطابق مبایعه نامه مورخ 80/9/6 خواندگان مبادرت به پیش فروش یک واحد آپارتمان درپلاک ثبتی... فرعی از ملک اصلی مفروز از پلاک... و... اصلی مذکور نمود ه اند و مقرربوده پس ازتکمیل آپارتمان نسبت به تحویل آن اقدام نمایند ولی تاکنون با گذشت 10 سال از تنظیم سند رسمی خود داری نمود ه اند وکیل خواهان درادامه اظهارداشته که خوانده ردیف دوم با توسل به این که 1/5 دانگ مشاع از 6 دانگ آپارتمان مزبور رسما به نام وی شده تقاضای افراز آن را نمود ه است.وکیل خواندگان درجلسه رسیدگی دفاعا اعلام نموده که هریک از موکلین مالک 3 دانگ پلاک ثبتی فوق بوده اند که درسال 80 آقای ف. سه دانگ خود را به خواهان منتقل مینمایدو مبایعه نامه عادی استنادی رانیز صرفا آقای ف. امضا کرده و آقای ع. ب. آن را امضاءنکرده و متعاقبا درسال 84 آقای ع. ب. 1/5 دانگ سهم مالکانه خودرا به موجب سند رسمی به آقای ف. منتقل نموده است و با توجه به این که آقای ف. به تعهد خود عمل کرده وسه دانگ فروخته شده را منتقل کرده و آقای ع. ب. تعهدی نداشته است. تقاضای رد دعوی را نموده است لذا با عنایت به مراتب فوق و مجموع اوراق و محتویات پرونده و نظر به این که مبایعه نامه عادی استنادی ازسوی وکیل خواهان ممضی به امضاءاحد از فروشندگان به نام آقای م. ف. بوده و خوانده دیگر ذیل سند مزبور را امضا نکرده و بنابراین دلیلی بروجود قصد انشائی خوانده ردیف دوم درانتقال و فروش مایملک وی ارائه نشده و از طرفی ادعای پرداخت ثمن مورد معامله به هردو نفر خواندگان ثابت نشده ووجوه پرداختی بابت قراردادپیمانگاری و مشارکتی بوده که وکیل خوانده به آن استناد نموده است علی ای حال، نظر به عدم کفایت ادله اثباتی خواهان و عدم احراز انتقال حصه مالکانه آقای ع. ب. به خواهان واین که در خصوص 1/5 دانگ از ملک که بعدا توسط ع. ب. به م. ف. منتقل گردیده مستلزم طرح دعوی ابطال سند مزبوربوده که مطرح نشده است لذا دعوی فوق راثابت ندانسته حکم به بطلان آن را صادر و اعلام مینماید. رای صادره ظرف 20 روزازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی دردادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران
محمود بقال شیروان
رای دادگاه
آقای ی. ا. با وکالت آقای خ. ب. به طرفیت آقایان 1 - م. ف. 2 - ع. ب. با وکالت آقایان ص. س. و الف. پ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1394/05/05 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران تجدیدنظرخواهی کرده است. بر اساس دادنامه موصوف در مورد دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته الزام به تنظیم سندرسمی ملک مورد ترافع (سه دانگ مشاع از شش دانگ) تحویل مورد معامله و الزام به تکمیل آپارتمان مذکور و مطالبه خسارت دادرسی اجمالا با این استدلال که مبایعه نامه عادی استنادی از سوی وکیل خواهان ممضی به امضا احد از فروشندگان به نام آقای م. ف. بوده و خوانده دیگر ذیل سند مزبور را امضا نکرده و بنابر این د لیلی بر وجود قصد انشایی خوانده ردیف دوم در انتقال و فروش مایملک وی ارائه نشده و از طرفی ادعای پرداخت ثمن مورد معامله به هر دو نفر خواندگان ثابت نشده و وجوه پرداختی بابت قرارداد پیمانکاری و مشارکتی بوده است. بنابر این به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی و عدم احراز انتقال حصه مالکانه آقای ع. ب. به خواهان و اینکه که در خصوص 1/5 دانگ از ملک که بعدا توسط ع. ب. به م. ف. منتقل گردیده مستلزم طرح دعوای ابطال سند مزبور بوده که مطرح نشده است. دعوا را غیر ثابت تشخیص و حکم به بطلان آن صادر گردیده است. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین، نظر به اینکه مندرجات رسید عادی مورخ 1380/12/18 مبنی بر اینکه «چک شماره... مورخ 1380/12/21 به مبلغ 357/500/000 ریال توسط حساب شماره... بانک م. شعبه مرکزی توسط آقای دکتر ی. ا. بابت قسمتی از ثمن مورد معامله پلاکهای... و... به اینجانب ع. ب. و م. ف. رسید نشانگر آن است که مبلغ مذکور بر خلاف استدلال دادگاه محترم نخستین بابت ثمن معامله به فروشندگان پرداخت گردیده و ارتباطی به قرارداد مشارکت استنادی ندارد. نظر به اینکه تجدیدنظرخوانده ردیف دوم به موجب اظهارنامه شماره 4670 مورخ 1380/06/26 ثمن معامله را از تجدید نظرخواه مطالبه کرده است. بنابر این نامبرده عقد بیع موضوع قرارداد مورخ 1380/09/06 را تنفیذ کرده است و بدین ترتیب وقوع عقد بیع بین طرفین محرز و مسلم است. نظر به اینکه تحویل مبیع و تنظیم سند رسمی و تکمیل آپارتمان در زمره تهدات قرارداد نامبردگان قرارداد و افزون بر آن انجام تعهدات مذکور از آثار بیع میباشد. نظر به اینکه انتقال رسمی آپارتمان از سوی فروشندگان به یکدیگرناشی از انجام تعهدات قرارداد آنان نمیباشد و چون مالکیت رسمی ملک مورد ترافع به نام تجدیدنظرخواندگان است موجبی برای ابطال آن وجود ندارد. از این رو تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده میشود و به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد مواد 219 و 220 قانون مدنی و ماده 598 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به محکومیت تجدیدنظرخواندگان به انتقال رسمی سه دانگ از ملک مورد ترافع به نام تجدیدنظرخواه و تحویل مبیع و تکمیل آپارتمان مورد ترافع و پرداخت خسارت دادرسی (مرحله نخستین و تجدیدنظر) طبق تعرفه قانونی در حق تجدیدنظر خواه صادر و اعلام میگردد. این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
مجتبی نورزاد - سید احمد جاویدی اقدم