درخواست طلاق توسط سفیه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

مدارک و پیوست پرونده حاکیست که اقای س. ع. بتوسط وکیل خود در تاریخ 88/7/8 به طرفیت همسرش خانم ر. م. ف. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم نموده که شعبه *عهده دار رسیدگی شده و پس از اقدامات و رسیدگی لازم سرانجام به موجب دادنامه شماره 1468 مورخ 1390/10/29 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با شرایط مصرح دران صادر نموده است. زوجه نسبت به دادنامه مذکور تجدیدنظرخواهی نموده که شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 49 مورخ 91/1/19 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد تشخیص و ضمن رد ان دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. از رای اخیر الذکر از سوی زوجه فرجام خواهی به عمل امده که شعبه *به موجب تصویر دادنامه پیوست پرونده اعتراض فرجام خواه را غیر وارد تشخیص و ضمن رد ان دادنامه تجدیدنظرخواسته را ابرام نموده است.و متعاقبا زوج به موجب طلاقنامه ارائه شده در تاریخ 1391/12/08 زوجه را به طلاق باین یایسه نوبت اول مطلقه نموده است. بعد از وقوع طلاق به موجب دادنامه شماره 1635 مورخ 93/12/2 صادره از شعبه *به استناد نظریه کمیسیون پزشکی که طی ان اعلام شده اقای س. م. ع. فرزند س. در حال حاضر مبتلا به درجاتی از اختلال حواس به جهت زوال عقل (الزایمر) از سال 1387 بوده حکم بر حجر نامبرده صادر و اعلام شده که هر گونه دخل و تصرف محجور در اموال و حقوق مالی وی باطل خواهد بود. متعاقب ارای مرقوم و اجرای طلاق اخیرا در تاریخ 1401/03/04 خانم ر. م. دادخواستی به طرفیت وراث همسر سابق خود باسامی ا. ا. د. و دوازده نفر دیگر به مشخصات مندرج در دادخواست به خواسته درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره 49 - 91 صادره از شعبه *تقدیم نموده و با توضیح اینکه همسرش در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق (88/7/8) به موجب حکم حجر صادره از شعبه *از سال 1387 به بعد محجور بوده و قانونا اهلیت اقامه دعوی را نداشته است.و بر این اساس ارای صادره از دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر نسبت به دادخواست طلاق همسرش که محجور و فاقد اهلیت اقامه دعوی بوده است.واجد ایراد قانونی و بی اعتبار می‌باشد. لذا به استناد بند هفتم ماده 426 قانون ایین دادرسی مدنی و ماده 433 همان قانون درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه قطعی به شماره مندرج در ستون خواسته و نقض و رد دعوی طلاق مطروحه را نموده است. دادخواست مطروحه حسب الارجاع در شعبه *رسیدگی و دادگاه در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/03/08 با اعلام اینکه موارد اعاده دادرسی در ماده 426 قانون ایین دادرسی مدنی احصای شده و دادخواست ارائه شده با هیچ یک از موارد مندرج در ماده مذکور مطابقت ندارد. لذا به استناد تبصره ماده 435 قانون مذکور قرار رد دادخواست اعاده دادرسی خواهان را صادر نموده است. دادنامه صادره در تاریخ 1401/03/08 به مستدعی اعاده دادرسی ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/03/28 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

فرجام خواهی خانم ر. م. ف. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/03/08 شعبه *که به موجب ان درخواست اعاده دادرسی نامبرده نسبت به دادنامه قطعی شماره 49 مورخ 1391/01/19 صادره از همان دادگاه متضمن تایید دادنامه شماره 1468 مورخ 1390/10/29 صادره از شعبه *مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مردود اعلام گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، مستفاد از دادنامه شماره 1635 مورخ 93/12/2 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بر محجوریت اقای س. م. ع. صادر گردیده، مراتب و درجه حجر محجور در حد سفاهت فاقد اهلیت استیفای تشخیص گردیده و بر همین مبنا هم اعلام شده که هر گونه دخل و تصرف محجور در اموال و حقوق مالی وی باطل خواهد بود، که این امر خود موید حجر محجور از نوع و درجه سفاهت می‌باشد. و چون درخواست طلاق از امور حقوقی غیرمالی محسوب بوده و در امور غیرمالی قانونا محجور سفیه دارای اهلیت قانونی جهت اقامه هر گونه دعوی در مراجع ذی صلاح خواهد بود. بنابر این شوهر مستدعی اعاده دادرسی در تاریخ تقدیم دادخواست طلاق با وصف سفاهت از اهلیت قانونی جهت تقدیم دادخواست طلاق و اقامه دعوی برخوردار بوده و از این حیث بر دادنامه مورد درخواست اعاده دادرسی در ارتباط با اهلیت قانونی خواهان دعوی خدشه ای وارد نیست و بر این اساس ارائه شده از سوی مستدعی اعاده دادرسی (فرجام خواه) اساسا دلیلی بر حقانیت نامبرده محسوب نبوده تا قانونا موجبی برای درخواست اعاده دادرسی وی نسبت به دادنامه قطعی صادر مورد خواسته بوده باشد.، بنابراین دادنامه فرجام خواسته نتیجتا مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثری بر ان مترتب نمی‌باشد. و اعتراض فرجام خواه در حدی نیست که خلل و خدشه ای بر دادنامه مرقوم وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نتیجتا ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع