وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/07/16

پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ می‌باشد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 1399/08/15 اقای ا. پ. ب. ق. ا. ط. فرزند ش اقای م. پ. بط.یت خانم ف. ش. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به لحاظ مریضی داخلی زوجه تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. اقای ه. ع. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب قیم خواهان اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/10/02 که با حضور وکیل مع الواسطه خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده است.وکیل خواهان ضمن تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.در تاریخ 94/12 زوجین به عقد یکدیگر در امده اند و قبل از عقد خوانده از ناحیه پا معلول بوده و مثانه پلاستیکی دارد. و برای بارداری مشکل دارند و خواهان دو یا سه ماه پیش به بیمارستان مراجعه کرده که متوجه شده معلولیت داخلی دارد. و حالا موکل تقاضای فسخ نکاح را دارد. و چون موکل از لحاظ ذهنی معلولیت دارد. متوجه نشده و از طریق *متوجه شده اند و سه ماه پیش اقای ا. پ. برای قیمومت موکل مراجعه که مراحل ان تا الان طول کشیده است. خوانده اظهار داشت در زمان خواستگاری گفتم باردار نمی شوم که گفتند اشکالی ندارد. و گفتم بریم دکتر شاید حامله شدم که گفتند همسرم مشکل ذهنی دارد. و مثانه من پلاستیکی است.و از سون [سوند] برای دفع ادرار استفاده میکنم که در زمان زندگی با همسرم نیز از سون [سوند] استفاده میکرده ام و وکیل خواهان اظهار داشت موکل به دلیل معلولیت ذهنی متوجه استفاده از سون [سوند] نشده و شاید به علت عدم اگاهی طرح دعوا نکرده اند و در جلسه خواستگاری هم عدم بارداری را مطرح نکرده اند موکل مشکلی برای بارداری ندارد. و مشکل از طرف خوانده است.خوانده بیان داشت من باردار میشدم اما چون مثانه پلاستیکی است.باید در چهار ماهگی بچه سقط گردد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور *وجب دادنامه شماره --- مورخ 1399/11/01 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات خوانده در جلسه دادرسی با توجه به محتویات پرونده و نظریه قاضی مشاور و اینکه ادعای خواهان بر فرض صحت ان از عیوب مطروحه در ماده 1123 قانون مدنی نمی‌باشد. و خواهان دلیلی در خصوص شرط تصریح شده یا متبانیا صف بارداری برای خوانده در زمان عقد ارائه نکرده است.لذا دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده *رجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و سرانجام به اکثریت ارای *وجب دادنامه شماره *با این استدلال که مورد ادعایی از موارد فسخ نکاح مذکور در ماده 1123 نبوده و ثانیا- چون برابر ماده 1131 قانون مدنی اعمال فسخ در نکاح فوری است.و در پرونده پیش رو برفرض عدول از مطلب گذشته به دلیل گذشت مدت طولانی از واقعه نکاح حق اعمال خیار ساقط شده است.لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق با موازین قانونی و شرعی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/02/21 بوکیل زوج ابلاغ شد و سپس ولی قهری زوج شخصا در تاریخ 1400/03/11 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی وطی دادنامه شماره * 00/6/2 به شرح زیر انشای رای نموده است.

فرجام خواهی اقای م. پ. با ولایت اقای ا. پ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/02/16 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره 3219 - 99 صادره از شعبه *وجب ان حکم بر بطلان دعوی فسخ خواهان (فرجامخواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا قیم خواهان و وکیل ایشان به شرح دادخواست بدوی و توضیحات بعدی در جلسه اول دادرسی به شرح صورت مجلس تنظیمی و لایحه تقدیمی بادعای اینکه زوجه (فرجام خوانده) قبل از عقد نکاح از ناحیه پا معلول و نیز دارای مثانه پلاستیکی بوده و قادر به بارداری نبوده است.و در واقع خواستگاری و عقد این عیوب و بیماری خود را از زوج و خانواده اش مخفی نگه داشته اند و دو، سه ماه قبل با مراجعه به *جهت بارداری زوجه متوجه این عیوب و بیماری زوجه شده اند لذا با استناد به مواد 1123 و 1128 قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستار گردیده اند و دادگاه محترم بدوی و همچنین دادگاه تجدید نظر *وجب ارای صادره با این استدلال که مورد ادعای خواهان از موارد فسخ نکاح مذکور در ماده 1123 قانون مدنی نبوده و بدلیل گذشت مدت طولانی از واقعه نکاح حق اعمال خیار ساقط گردیده است.حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده‌اند در حالی که اولا- با فرض اینکه عیوب مورد ادعای خواهان از شمول عیوب مصرح در ماده 1123 قانون مدنی خارج بوده باشد. چون مورد ادعا و استناد دیگر خواهان این بوده که زوجه هنگام عقد نکاح فاقد وصف سلامت جسمی بوده لذا به لحاظ انطباق مورد ادعا با مقررات ماده 1128 قانون مدنی مورد استناد خواهان اقتضا داشته که دادگاه محترم در راستای مقررات ماده 1128 قانون مدنی و احراز اینکه ایا زوجه به هنگام عقد نکاح دارای سلامت جسمی که عرفا قابل قبول بوده باشد. بوده است.یا خیر و نیز در خصوص عیوب و بیماری های انتسابی به زوجه و تاثیر این بیماری ها در قدرت بارداری زوجه و اینکه ایا این عیوب و بیماری ها از عیوب ظاهری بوده یا پنهانی، با معرفی زوجه به پزشکی قانونی و اخذ نظریه جامع و کامل پزشکی قانونی در خصوص مورد، بررسی لازم معمول و هم چنین چون خواهان مدعی است.که زوجه عیوب خود را در هنگام عقد و در جلسه خواستگاری از وی و خانواده اش مخفی نگه داشته و بالعکس زوجه ادعا دارد. که عیوب خود را در جلسه خواستگاری به اطلاع خانواده زوج رسانیده است.و هر یک از طرفین در مقام اثبات ادعای خود به شهادت شهود استناد نموده‌اند لذا اقتضا داشته که دادگاه محترم وفق مقررات قانونی از گواهان طرفین در خصوص مورد ادعای هر یک از انان به طور مستوفی تحقیق و استماع گواهی به عمل اورده و سرانجام بر اساس نتایج حاصل از تحقیقات مذکور، معلوم دارد. که ایا اولا- زوجه در موقع عقد نکاح از سلامت جسمی که عرفا قابل قبول بوده باشد. بوده است.یا خیر و ثانیا- ایا اساسا بیماری ها و عیوب زوجه قانونا موجد حق فسخ نکاح برای زوج بوده یا خیر یا اینکه به علت اینکه زوج خود دارای معلولیت ذهنی بوده و در این وضعیت، این عیوب و بیماری های زوجه قابل اغماض و مسامحه بوده و با فرض اطلاع زوج و خانواده اش از این عیوب زوجه قدر متیقن اینکه تن به این ازدواج میداده و زوج با زوجه ازدواج میکرده است. ثانیا- فوریت اعمال خیار فسخ در نکاح مطابق مقررات ماده 1131 قانون مدنی مقید و مشروط است.به اولا- اطلاع به علت فسخ نکاح ثانیا- علم به حق فسخ و ثالثا- علم به فوریت اعمال حق فسخ. لذا چون زوج فرجامخواه حسب پیوست پرونده مبتلا به عقب ماندگی ذهنی بوده که حتی این وضعیت قبل از بلوغ هم در وی استقرار داشته و در نهایت در تاریخ 1399/08/02 موجب صدور حکم حجر نامبرده و نیز صدور گواهی ولایت برای پدر ایشان گردیده است.و در چنین وضعیتی علم و اطلاع ایشان از شروط فوق الاشعار جهت رعایت فوریت مقرر در ماده 1131 قانون مدنی محل تامل خواهد بود و از طرفی هم هرگونه اقدام حقوقی از طرف ولی قهری نامبرده در خصوص مورد قانونا بعد از صدور حکم حجر و ثبوت محجوریت متصل به صغر فرجام خواه و نیز ثبوت تداوم ولایت قهری پدرش بر نامه ممکن و میسر بوده و با توجه به تاریخ صدور حکم حجر ( 99/8/2 ) و تاریخ صدور گواهی ولایت ( 99/8/3 ) و تاریخ تقدیم دادخواست فسخ نکاح ( 99/8/15 ) اقدام حقوقی ولی قهری محجور در پرونده حاضر می‌تواند در فوریت عرفی محسوب گردد. از این رو جهت روشن شدن موضوع و چگونگی علم و اطلاع محجور و پدرش از وضعیت بیماری و عیوب مستقر در زوجه و علم انان به حق فسخ و فوریت ان به نحو مقتضی تحقیقات و بررسی های لازم معمول و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت فعلی به علت نقض تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 370 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از انجام تحقیقات مذکور نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده *رجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی مجدد شده و به شرح تصمیم اتخاذی پرونده را جهت تکمیل تحقیقات و رفع نواقص مذکور در دادنامه سابق الصدور این شعبه دیوان به دادگاه صادرکننده دادنامه تجدیدنظرخواسته ارسال نموده و دادگاه بدوی پس از وصول پرونده در جلسه دادرسی مورخ 1400/08/16 که با حضور ولی قهری زوج و وکیل ایشان و نیز زوجه تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت دو سال بعد از ازدواج یعنی در تاریخ 1396/07/04 آزمایش انجام دادیم و آزمایش دست فرجام خواه بوده است.و دکتر گفت که هیچ مشکلی برای بچه داری نداری و من و زوج را به پزشکی قانونی معرفی نمایید. ولی زوج در پاسخ به استیضاح دادگاه اظهار داشت زوجه در تاریخ 1399/05/29 بیمارستان رفته و در تاریخ 1399/05/30 ترخیص شد و من در ترخیصی *متوجه شدم که زوجه نمی تواند باردار شود. و در شکم او دستگاه دارد. و چون من در بیمارستان بستری بودم برای شکستن کمر در 1399/08/03 یعنی دو ماه بعد دادخواست طلاق داده ام و قبل ان بیمارستان نرفته بودم و در خصوص س. من سون نخریده ام و سون *ن نداده اند و چهار سال با من زندگی می نموده است. س- در این چهار سال متوجه نشدید عروس شما سون مصرف می‌نماید. یا خرید می‌نماید. ج- خودشان سون می اوردند و بهزیستی مشهد پرونده داشته اند که از ما مخفی مینموده اند. زوجه اظهار داشت من بچه دار می شوم. در این جلسه از ناحیه هر یک از طرفین دعوی دو شاهد معرفی شده اند که در اوراق 69 الی 72 پرونده از گواهان تحقیق و استماع گواهی به عمل امد. سپس دادگاه زوجه را جهت انجام معاینات پزشکی لازم به پزشکی قانونی *معرفی نموده و در جوابیه مورخ 1400/10/07 پزشکی قانونی درباره زوجه اعلام گردیده نامبرده دارای ضایعه عصبی مادرزادی (مننگو میلوسل) بوده و انحراف و تغییر شکل موجود در مچ پای راست، پای چپ و تغییر شکل موجود در انگشت اول پای راست و چپ از عوارض ان ضایعه عصبی بوده است.هم چنین نامبرده دارای مثانه عصبی می‌باشد. که از عوارض ضایعه مذکور بوده و تحت درمان های تخصصی می‌باشد. و حسب مشاورات تخصصی به عمل امده عوارض ذکر شده، منافاتی با بارداری ایشان ندارد. نظریه پزشکی قانونی به طرفین ابلاغ شد اعتراضی نسبت به ان در پرونده مشهود نیست. سپس پرونده از سوی دادگاه بدوی به شعبه *اعاده شده و دادگاه تجدیدنظر پس از وصول پرونده در وقت فوق العاده *وضوع رسیدگی و با اعلام ختم رسیدگی *وجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/27 پس از ذکر سیر مراحل دادرسی با توجه به جمیع محتوای پرونده محاکماتی مرحله بدوی که تفصیل ان در رای دیوان عالی کشور انعکاس یافته و استدلال مذکور در رای سابق الصدور و اقدامات صورت گرفته در این مرحله از دادرسی و ملاحظه اظهارات گواهان و نظریه پزشکی قانونی که ضایعه عصبی موجود در زوجه را منافی با بارداری وی ندانسته و مطلبی در رد این نظریه از سوی زوج ابراز نگردیده در مجموع رای تجدیدنظرخواسته را منطبق با موازین قانونی و شرعی تشخیص و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظرخواهی به عمل امده دادنامه معترض عنه را تایید و استوار نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/12/01 به طرفین ابلاغ شد و سپس ولی قهری زوج در تاریخ 1400/12/22 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

فرجام خواهی اقای ا. پ. ب. از اقای م. پ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/11/27 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره --- - 99 اصداری از شعبه *وجب ان حکم بر بطلان دعوی فسخ نکاح خواهان (فرجام خواه) صادر گردیده است، با توجه به جامع اوراق پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. محتویات پرونده مبین انست که زوجین در سال 1394 در حالی که زوج دارای معلولیت ذهنی و زوجه نیز دارای معلولیت جسمی و مشکل مثانه که از کیسه ادرار و سون استفاده میکرده با یکدیگر ازدواج نموده و چند سالی هم با یکدیگر زندگی مشترک داشته اند که در ایام زندگی یقینا از عیوب یکدیگر اطلاع حاصل نموده‌اند و از طرفی هم مشکل مثانه زوجه به لحاظ اینکه مداوم از سون و کیسه ادرار استفاده میکرده یک بیماری داخلی خاصی محسوب نبوده که اطلاع از ان برای زوج و خانواده اش که ظاهرا با یکدیگر زندگی میکرده اند غیرممکن بوده باشد. و هم چنین از اظهارات گواهان مستفاد می‌گردد. که خانواده زوجه در جلسه خواستگاری و مذاکرات فیمابین بیماری و عیوب جسمی زوجه را به خانواده زوج اعلام داشته و درنتیجه ازدواج فیمابین زوجین مسبوق به اطلاع زوج و خانواده وی از بیماری و عیوب زوجه بوده اند و مودای گواهی گواهان هم موید علم زوج و خانواده اش از بیماری و عیوب زوجه از قبل عقد نکاح می‌باشد. مضافا اینکه حسب نظریه مورخ 1400/10/07 پزشکی قانونی بیماری زوجه (ضایعه عصبی مادرزادی و مثانه عصبی که از عوارض ضایعه عصبی بوده) از عیوبی محسوب نبوده که موجب عدم بارداری زوجه بوده باشد. و این ضایعات و بیماری منافاتی با بارداری زوجه ندارد. بنابراین تدلیس در ازدواج از سوی زوجه و خانواده ثابت و محرز نبوده تا موجب خیار تدلیس برای زوج فرجام خواه بوده باشد. از این رو دادنامه فرجام خواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای بر دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نتیجتا ابرام می‌گردد.

رییس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع