رای شعبه دیوان عالی کشور
بسمه تعالی
فرجام خواه: اقای م. ج. به وکالت از اقای س. س. فرزند ق.
فرجام خواسته دادنامه شماره *1400/01/17 صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه: 1400/01/21 تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1400/02/09
مرجع رسیدگی: شعبه *
هیات شعبه: اقایان ع. ر. (مستشار) غ. ا. م. (عضو معاون)
خلاصه ی جریان پرونده:
براساس دادنامه *1400/01/17 صادره از شعبه *اقای س. س. فرزند ق. به اتهام افساد فی الارض مشمول تبصره ذیل ماده 286 قانون مجازات اسلامی به تحمل 5 سال حبس تعزیری و دو سال اقامت اجباری در *محکوم شده است. محتویات پرونده حاکی از این استکه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرضا گزارش داده متهم س. س. از اراذل و اوباش و دارای شرارت و پرونده های متعدد در سطح شهرستان میباشد. و از زمان درگیری تا کنون متواری است. و دارای 9 مورد سابقه درگیری و غیره میباشد. و دادستان ان شهرستان دستور شبانه روزی در مورد جلب وی صادر نموده است. و در تاریخ 99/2/4 گزارش شده متهم دستگیر شده اقای ا. ا. پ. و خانم گ. ب. ف. شکایتی بر علیه 1 س. س. 2 ع. ی. 3 م. ا. 4 م. م. مطرح نمودهاند گواهی پزشکی قانونی مربوطه به اقای ا. ا. پ. در ص 25 ضمیمه است. گزارش و تحقیقات محلی در مورد درگیری در ص 35 36 ضمیمه شده شاهدی به نام اقای ا. م. ز. در مورد درگیری گواهی داده که هر چهار نفرشان با ا. درگیر شدند ولی ندیدم که چه جراحاتی به ا. وارد نمود شاکی اسامی مشتکی عنهم را در ص 48 س. س.، ع. ی.، ع.، م. ا. و طبق اظهارات وی اقای م. م. نیز همراه انان بوده ولی به علت جراحت و بیهوشی او را مشاهده ننموده است. متهم س. س. در اولین بازجویی اظهار داشته به طرف منزل خودمان در حال حرکت بودم جلوی مغازه سوپری ا. شلوغ بود. به همراه ج. م. بودم ع. ی. و ا. ا. پ. درگیر بودند ع. ی. به همراه زن و فرزند ش بود. خودروی ی. تخریب شده بود. من رفیق ع. ی. و ا. پ. هستم پیاده شدم و انها را جدا کردم با کسی درگیر نشدم و کسی را قمه نزدم با چوب و چماق و چاقو همدیگر را می زدند ا. ا. پ. چاقو داشت دست غ. برادرش یک میله بود. و دست ا. یک نیمچه بود. (شبیه قمه) طرف مقابل ع. ی. بود. از ابتدای درگیری نبودم ا. م. ز. داماد ا. ا. پ. است. (شوهر خواهر) وقتی ی. فرار کرد من هم سوار شدم و فرار کردم ظاهرا منشا درگیری ناموسی بود. ج. م. که همراه من بود. اصلا از موتور پیاده نشد کسی را نزدم و رفتم رفیق هر دو طرف بودم فردای ان روز ع. ی. را دیدم گفت ا. جلوی مردم و خانواده ها مسخره بازی در می اوردند و در حالت غیر عادی بودند رفتم مغازه سوپری خرید کنم با هم درگیر شدیم ظاهرا نمی دانست که مغازه او هست 8 برگ احکام محکومیتهای دیگر متهم از ص 68 تا ص 74 ضمیمه شده در ص 193 در خصوص افساد فی الارض قرار جلب به دادرسی صادر شده و کیفرخواست نیز صادر (پایان جلد اول) پرونده در این مورد در تاریخ 99/8/12 به شعبه *ارجاع شده و در تاریخ 99/9/6 جلسه به صورت ویدیو کنفرانس تشکیل شده متهم اظهار داشته وکیل دارم. به نام م. ج. نامبرده وکالتنامه خویش را ضمیمه نموده ص 203 گزارش پرونده توسط مستشار محترم شعبه تهیه شده در تاریخ 99/10/25 متهم در دادگاه اظهار داشته بنده فقط میانجی بودم و دست خالی بودم ضربه ای که به شاکی وارد شده فقط یک ضربه بوده من به هیچ عنوان اتهام را قبول ندارم. تقاضا دارم. با شاکی و سایر متهمین مواجهه حضوری انجام شود. حتی نمی دانم که عنوان افسادفی الارض چه چیزی میباشد. سیوال شده اخرین دفاعتان چیست در پاسخ نوشته شده اظهارات قبلی وکیل وی طی لایحه ای اظهار داشته اتهام افسادفی الارض انطباقی با اوضاع و احوال پرونده ندارد. درگیری خصوصی بوده جنبه عمومیت نداشته از عنوان افسادفی الارض خروج موضوعی دارد. و در جلسه مواجهه حضوری 153 148 کلیه متهمین اعلام کرده اند س. س. میانجی بود. و چاقو دست ع. ی. بوده است. و ع. ی. گفته خ. ا. پ. با ساطور به من حمله کرد و من دفاع کردم فقط شاکی را با چاقو زدم و متهم س. س. من را جدا کرد و تعیین تکلیف و رسیدگی اتهام محاربه ع. ی. با برائت موکل رابطه مستقیم دارد. و موکل با عنوان واهی بدون دلیل یک سال است. که در بازداشت موقت میباشد. در صفحه بعد تصویر قرار منع تعقیب ع. ی. در مورد افسادفی الارض ضمیمه میباشد. در تاریخ 1400/01/14 در وقت مقرر دادگاه تشکیل شده متهم اظهار داشته با ماشین کار می کردم کاسبی می کردم و خرج خانه می دادم. اتهام را به من زدند اول گفتند چاقو زده بعد گفتند با چوب زده در حالی که من نه با چاقو زدم و نه با چوب خود شاکی گفته است. سابقه های قبلی من هم توی شورش ها بوده اعتصاب کردیم ماشین ما را بردند. و همه ما را با فیش ازاد کردند. نمی دانم چرا محاربه دادند و به جرم محاربه تبعید کردند. به *چند وقتش را کشیدم در درگیری اخیر من رسیدم و شناختم و جدا کردم دو سابقه دیگر درگیری داشتم کانون بودم 6 یا 7 سال پیش و محاربه 3 سال پیش است. اشتباه کردم و رفتم جدایشان کردم دعوا بین ا. پ. و ی. بود. اصلا ابلاغی به من نشد که متواری باشم من را *گرفتند و از همه جا بی خبر بودم وکیل وی اظهار داشته عرایض به شرح لایحه تقدیمی است. سوابق قبلی موکل صرفا ضرب بدون استفاده از چاقو بوده است. که مربوط به قبل از 18 سالگی وی است. در این پرونده ضارب ع. ی. بوده که بدون اینکه اتهام محاربه به وی تفهیم شود. و منع تعقیب خورده ع. ی. اقدام به چاقوکشی نموده است. ضمنا به اتهام مشارکت در ضرب و جرح جداگانه کیفرخواست خورده و به دادگاه کیفری 2 ارجاع شده است. مجددا شاکی اعلام کرده موکل ضارب نبوده است. و ع. ی. چاقوکشی کرده است. از این حیث نیز کیفرخواست متعارض صادر شده است. زیرا به اتهام موکل یا عنوان محاربه صدق می کند یا ایراد ضرب و جرح عمدی اعتراض دارم. تقاضای برائت موکل از اتهام واهی انتسابی را دارم. سرانجام به شرح مذکور در ابتدای این گزارش رای صادر شده رای صادره در تاریخ 1400/01/21 ابلاغ شده و در تاریخ 1400/02/09 فرجام خواهی نموده و بیان داشته 1 انچه واقع شده منازعه منتج به ضرب و جرح بوده اگر محاربه بوده هیچ دلیلی براینکه برای دیگران منع تعقیب و برای موکل کیفرخواست صادر شود. وجود ندارد. 2 شرط مندرج در ماده 286 قانون مجازات اسلامی مفقود است. 3 مبنای تعقیب گزارش بر علیه شخص دیگری به نام ع. ع. بوده است. که وجود خارجی ندارد. 4 اشاره به شروب عنصر معنوی را زایل می کند 5 اصل درگیری در مغازه بوده و شاهدین از فاصله نسبتا دور شاهد بوده اند و تعداد مهاجمان زیاد بوده است. 6 شاکی در ص 42 اظهار داشته ع. ی. با یک شی که نمی دانم چه چیزی بود. به پشت سرم جراحت وارد نموده سپس بیهوش شدم ندیدم چه کسی شکم مرا با چاقو پاره کرده است. شاهدی ع. ج. گفته ندیدم چه کسی وی را مورد ضرب و جرح قرار داده است. ا. م. افراد داخل مغازه را چهار نفر اعلام و ضارب را شناسایی نکرده است. پرونده در تاریخ 1400/02/29 به این شعبه ارجاع شده و هییت شعبه پس از شور به شرح اتی مبادرت به صدور رای می نماید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظر کتبی اقای س. ه. م. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: در خصوص فرجام خواهی اقای س. س. فرزند ق. با وکالت اقای م. ج. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/01/17 شعبه *مبنی بر محکومیت فرجامخواه به اتهام افساد فی الارض به تحمل 5 سال حبس تعزیری و دو سال اقامت اجباری در *با بررسی محتویات پرونده خصوصا و ملاحظه ی دادنامه شماره *مورخ 1400/02/29 شعبه *که مبنای دستگیری فرجامخواه در ان پرونده اتهام ایراد ضرب و جرح با چاقو بوده که برای وی برائت صادر گردیده و این دادنامه طی دادنامه شماره *مورخ 1400/04/14 شعبه *تایید گردید.لیکن فرجام خواه چون دارای محکومیت های متعدد طی پرونده های سابق داشته و به دلیل اتهام ایراد ضرب و جرح با چاقو در پرونده فوق الذکر، اتهامی مبنی بر افساد فی الارض نیز بر وی وارد و در دادگاه انقلاب مورد رسیدگی قرار گرفت. در حالی که با ملاحظه سایر سوابق مشارالیه بابت محکومیت های صادره مجازات شده است. و در پرونده صدرالاشاره نیز تبریه گردید.بنابراین موجبی که دلالت بر توجه اتهام افساد فی الارض نماید. ملاحظه نگردید.فلذا دادنامه ی فرجام خواسته با اشکال مواجه است. و در اجرای بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری معتقد به نقض دادنامه می باشم در خصوص دادنامه شماره *1400/01/17 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
با توجه به اینکه منشا صدور کیفرخواست متهم به نام اقای س. س. فرزند ق. به اتهام افساد فی الارض از طریق ارتکاب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد در طول شبانه روز (با این توضیح که دو نفر به نامهای س. س. و س. ع. ع. به مغازه شخصی به نام ا. ا. پ. مراجعه و به علت نامعلومی وی را از مغازه بیرون اورده و با چوب و چاقو به او حمله ور شده اند. …) پرونده دیگری به کلاسه بایگانی (99015 *9) بوده که در پرونده مذکور با صدور دادنامه *1400/02/29 متهم فوق الذکر (س. س.) از اتهام مشارکت در ایراد ضرب و جرح عمدی تبریه شده و با عدم اعتراض شاکی رای صادره که در مورد دو نفر محکوم علیه دیگر در شعبه *رسیدگی شده قطعیت یافته است. بنابراین متهم مذکور در مورد حوادث قبلی محاکمه شده و به سزای اعمال خود رسیده در حادثه جدید نیز تبریه شده بنابراین رسیدگی به اتهام وی موضوعا منتفی بوده است. زیرا بعد از مجازات متهم در مورد اتهامات قبلی بدون اینکه متهم جرم جدیدی مرتکب شود. قابلیت مجازات ندارد. لذا فرجام خواهی اقای م. ج. به وکالت از اقای س. س. فرزند ق. نسبت به دادنامه فوق وارد و موجه است. و با استناد به بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری دادنامه صادره نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده ان ارجاع میشود.
شعبه *
مستشار: ع. ر. عضو معاون: غ. ا. م.