تاریخ دادنامه قطعی: 1401/09/16
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
اقای ا. ی. در تاریخ 1400/03/12 دادخواستی به طرفیت خانم ف. ب. تنها به خواسته فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج با احتساب خسارات دادرسی تقدیم دادگاههای خانواده *نموده و در شرح دادخواست توضیحاتی داده و از جمله اینکه در تاریخ 1399/12/12 به موجب سند نکاحیه شماره 16279 تنظیمی در دفتر ازدواج شماره 26 حوزه ثبتی *با خوانده ازدواج نموده و مدت اشنایی وی و خانواده اش با خوانده فقط ده روز به طول انجامید و انها اصرار به انجام سریع عقد و ازدواج داشتند و غافل از همه جا به خواسته ایشان تن دادم تا اینکه از ارتباطم با وی متوجه شدم از بدن نامبرده بوی تعفن می اید و خود ایشان به بنده گفتند دارای عفونتهای داخلی و پوستی هستند نه تنها عیوب بدن خود و بیماری عفونی اش را پنهان داشت از نظر اخلاقی و احترام به والدین بنده و اداب معاشرت هم بسیار بدرفتار و بهانه جو هستند و من تمایل به چنین زنی با این ایرادات و خلق و خو ندارم. و از زمان اطلاع که کمتر از یک ماه است.با والدین ایشان موضوع را مطرح نمودم اما انها ادعای کل مهریه را دارند (مهریه زوجه 114 عدد سکه است) علیهذا و با تقدیم این دادخواست نظر به اینکه از معایب مزبور قبل از عقد مطلع نبودم به استناد بندهای 2 و 3 ماده 1123 و مواد 1124 و 1131 قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح با احتساب خسارت دادرسی مورد استدعاست. رسیدگی به موضوع به شعبه *ارجاع گردیده و شعبه مرجوع الیه با تعیین وقت رسیدگی طرفین را به دادرسی دعوت کرده در جلسه مقرر که به تاریخ 1400/04/16 تشکیل گردیده زوجین حضور یافته اند زوج مطالبی را به شرح انچه در دادخواست امده بیان داشته و اضافه نموده قبل از عقد دائم صیغه یک ماهه داشتیم بعد از ان قبول کردند. (خانواده زوجه) که ما دو نفر با هم صحبت کنیم بعد از عقد 10 روز به منزل ما امدند …. چند شب با هم خوابیدیم از وی بوی بد می امد هیچ رابطه (رابطه زناشویی) با وی نداشتم او از من خواست تا عروسی رابطه جنسی نداشته باشیم اجازه نمی داد به بدنش نگاه کنم بعد پدر و مادرش امدند و او را بردند بعد زنگ زد و به مادرم توهین کرد و درتلفن به من گفت که بیماری پوستی دارم. زوجه در پاسخ اظهار داشته اظهارات خواهان کذب است.من اصلا بیماری ندارم. حساسیت پوستی دارم. در پایان دادگاه زوجه را به پزشکی قانونی معرفی تا از وی معاینه به عمل امده و اعلام دارند ایا نامبرده بیماری پوستی دارد. یا نه و اگر دارد. قابل درمان است.یا خیر و پاسخ پزشکی قانونی هم حاکی از انست که لک های پوستی پراکنده در ناحیه خلف تنه و قدام ساعد چپ مشهود میباشد. که میتواند ناشی از حساسیت پوستی مزمن باشد. و در اکثر موارد با درمان طولانی مدت بهبود می یابد. نظریه پزشکی قانونی به خواهان (زوج) ابلاغ میشود. و وی نسبت به ان اعتراض می کند دادگاه با توجه به اعتراض زوج، زوجه را جهت معاینه در کمیسیون پزشکی با حضور طرفین به پزشکی قانونی معرفی نماید. و پاسخ کمیسیون پزشکی حاکی از انست که حسب معاینه از نامبرده در مصاحبه با طرفین و رویت و بررسی موجود در معاینه به عمل امده از زوجه در حضور زوج تغییرات رنگ دانه پوست به شکل پراکنده در خلف تنه مشهود بوده که میتواند ناشی از حساسیت و یا جوشهای قدیمی بوده لیکن ضایعه فعال در نواحی مختلف بدن رویت نگردیده و وضعیت پوستی نامبرده از موارد فسخ نکاح نمیباشد. سرانجام پرونده جهت اظهارنظر قاضی مشاور در اختیار ایشان قرار گرفته و قاضی مزبور نیز به شرح نظریه مورخ 1400/09/17 با توجه به محتویات پرونده و نظریات پزشکی قانونی و به استناد ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و مفهوم مخالف ماده 1123 قانون مدنی به صدور حکم بطلان دعوی خواهان اظهار عقیده نموده است.پس از دادگاه در همان تاریخ به شرح دادنامه شماره ** 00/9/17 و به صدور رای مبادرت و ضمن انعکاس جریان پرونده و اظهارات طرفین و استناد به نظریات پزشکی قانونی و نظریه قاضی مشاور با عدم احراز عیب و تدلیس در عقد نکاح مطروحه حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام نموده است. متعاقب صدور و ابلاغ رای مزبور زوج اقای ا. ی. تجدیدنظرخواهی به عمل اورده و پرونده در شعبه *مطرح شده و دادگاه مرقوم نیز در تاریخ 1400/10/28 در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و به شرح دادنامه شماره ** 00/10/28 به صدور رای مبادرت و با استدلالات منعکس در پرونده و از جمله اینکه در عرف متعارف جامعه اینگونه ضایعات پوستی عیب شمرده نمی شود. و عقد بر مبنای ان جاری نگردیده … … و ضایعات پوستی عنوان شده تنفراور نمیباشد. ….تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و ضمن رد ان دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار نمودهاند پس از صدور و ابلاغ رای مزبور زوج اقای ا. ی. در مهلت قانونی فرجام خواهی به عمل اورده و پرونده پس از تکمیل ان و تبادل لوایح جهت رسیدگی به فرجام خواهی مزبور به دیوان عالی کشور و ارسال و پس از وصول حسب الارجاع در این شعبه مطرح و اینک در دستور کار قرار گرفته است.مفاد دادخواست فرجام خواه و مفاد لایحه فرجام خوانده حین شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ع. ک. پ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره ** 00/10/28 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
در مورد فرجام خواهی اقای ا. ی. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه *که متضمن تایید دادنامه شماره ** 00/9/17 صادره از شعبه *می باشد. که به موجب ان در خصوص دعوی فسخ نکاح مطروحه از ناحیه اقای ا. ی. (فرجام خواه) به طرفیت خانم ف. ب. تنها (فرجام خوانده در این مرحله) دادگاه پس از رسیدگی های لازم با عدم احراز عیب موجب فسخ نکاح و تدلیس در عقد نکاح حکم به بطلان دعوی مطروحه صادر و اعلام نموده است.که با توجه به مراتب مزبور و اینکه اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که بر اساس و مبانی استنباط و استدلال منعکس در ارای صادره از دادگاههای بدوی و تجدیدنظر خدشه وارد و سبب نقض رای فرجام خواسته گردد. و رای مزبور نیز با توجه به محتویات پرونده و نظریات پزشکی قانونی و استدلالات دادگاههای بدوی و تجدیدنظر در حدود و موازین شرعی و قانونی صادرگردیده و فاقد ایراد و اشکال موثر است.و لذا ضمن رد فرجام خواهی مطروحه رای فرجام خواسته مستندا به مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید و ابرام میگردد. این رای قطعی است.و مقرر می دارد. پرونده به دادگاه صادر کننده رای اعاده شود.
شعبه *
رییس- م. ع. ک. پ. عضو معاون- ن. ب.