در این پرونده خانم ن. ص. با وکالت اقای ع. ع. ا. دادخواست طلاق به طرفیت اقای س. ا. ش. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ 92/4/14 با خوانده ازدواج نموده است.پس از گذشت پنج ماه از اغاز زندگی مشترک به علت سوی رفتار و معاشرت زوج از بداخلاقی و بددهنی زوج و مشاجره های مکرر ادامه زندگی را برای موکله غیرممکن نموده اکنون بیش از هفت سال است.که از یکدیگر جدا زندگی می کنند و به دلیل چندین سال مفارقت فیمابین و اختلافات از زوج کراهت شدید دارد. چون در مورد مهریه و سایر طلب موکله بابت اخذ وام به اسم موکله و بستگان موکله و صدور حکم جلب زوج وی متواری است.و طی سالهای گذشته هیچ گونه نشانی از وی به دست نیامده است.مطابق استشهادیه پیوست از دادگاه تقاضای رسیدگی و استماع شهادت شهود را دارم. لذا از دادگاه به علت تخلف زوج از بند دوم و یازدهم از شروط ضمن عقد نکاح و کراهت شدید از زوج و عسر و حرج تقاضای طلاق دارد. زوج اقای س. ش. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده وی در لایحه دفاعیه اظهار داشته زوجه هیچ مدرک معتبری که دلالت بر عسر و حرج داشته باشد. ارائه ننموده و وی مهریه خود را مطالبه کرده اگر زوجه کراهت شدید از موکل دارد. میبایست در قبال طلاق مهریه خود را به موکل بذل نماید. در حالی که وی چنین اقدام ننموده است. زوجه مدتی است.که موکل را تحت فشار قرار داده تا وی را طلاق دهد در صورتی که موکل هیچ تمایلی به طلاق زوجه ندارد. و عسر و حرجی که زوجه از ان دم می زند واقعی نبوده لذا از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق را دارم. دادگاه در تاریخ 1400/09/13 وقت رسیدگی تعیین کرده و طرفین را دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکله را به شرح دادخواست بازگو کرده وکیل زوج اظهار داشته در مورد اینکه هفت سال است.زوج متواری است.به علت ان است.که زوجه جلب ایشان را گرفته است.و برای فرار از زندان خود را نشان نمی دهد زیرا مهریه را توان پرداخت ندارد. موکل حکم تمکین گرفته ولی موفق به اجرای ان نشده است.و اطلاعی از گواهی نشوز ندارم. دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/10/14 مبادرت به صدور رای به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه به علت مفارقت جسمانی زوجین و ترک زندگی توسط زوج به مدت هفت سال نموده است. سپس زوج به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/12/09 مبادرت به صدور رای به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به رد دعوی طلاق زوجه صادر نموده است.متعاقبا زوجه نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ن. ص. با وکالت ع. ع. ا. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/12/09 شعبه *متضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره *مورخ 1400/10/14 شعبه *و صدور حکم به رد دعوی طلاق به درخواست زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است. زیرا، اولا - زوجه علت طرح دعوای طلاق را سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به خود از جهت ایراد ضرب و جرح و توهین و مشاجرات مکرر که منجر به بروز اختلافات شدید گردیده و درنتیجه مدت بیش از هفت سال است.از یکدیگر جدا زندگی می کنند و به علت ترک زندگی توسط زوج در طول این مدت در بلاتکلیفی بسر برده و تداوم این وضع بلاتکلیفی منتهی به کراهت شدید اینجانبه نسبت به زوج و عسر و حرج گردیده، اعلام نموده است. ثانیا- وکیل زوج در مقام دفاع از موکل اظهار داشته ادعای سوی رفتار و معاشرت موکل نسبت به زوجه مورد تکذیب است.و در مورد اینکه زوج مدت هفت سال است.متواری است.به علت ان است.که زوجه حکم جلب موکل را گرفته و لذا برای فرار از زندان خود را نشان نمی دهد. زیرا موکل توان پرداخت مهریه را ندارد. موکل حکم تمکین زوجه را گرفته ولی موفق به اجرای ان نشده است.و اطلاعی در خصوص گواهی نشوز زوجه ندارم. با توجه به اینکه به طور واقعی ادعای عسر و حرج زوجه ثابت نشده از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق را دارم. ثالثا - با عنایت به مراتب مذکور اولا- مسلم است.زوجین به دلیل بروز اختلاف بیش از هفت سال است.از یکدیگر جدا زندگی می کنند و زوجه در طول این مدت در بلاتکلیفی بسر برده است. ثانیا- برابر بند اول از تبصره ماده 1130 قانون مدنی در صورتی که ترک زندگی توسط زوج به مدت شش ماه باشد. حاکم میتواند زوج را اجبار به طلاق و زوجه را از بلاتکلیفی و عسر و حرج رهایی بخشد. ثالثا - اظهارات وکیل زوج در صورت جلسه دادگاه مورخ 1400/09/13 دلالت بر ترک زندگی توسط زوج به مدت بیش از هفت سال را دارد. علی هذا جهت اطمینان بیشتر دادگاه و اقناع وجدانی ضرورت دارد. پرونده استنادی الزام زوجه به تمکین را از دادگاه مربوطه درخواست کرده و سپس ضمن تهیه گزارش مفید از ان مشخص گردد. ایا زوج در مورد رای صادره مذکور درخواست اجراییه کرده است؟ ایا از سال 1394 تاکنون و پس از صدور حکم به تمکین زوج اقدام مفید و موثری در جهت ترغیب زوجه به بازگشت به زندگی مشترک و سامان دادن به ان نموده یا عملا با توجه به متواری بودن زوج به علت صدور حکم جلب و عدم ایفای تعهدات مالی خود را از زوجه مخفی نگاه داشته و در طول مدت مذکور ترک زندگی و مسئولیت در قبال زوجه داشته است. همچنین در مورد ادعای سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به زوجه تحقیقات لازم معمول گردیده سپس با توجه به نتایج حاصله از فرایند تحقیق و با توجه به مفارقت جسمانی زوجین به مدت بیش از هفت سال رای مقتضی صادر نمایند. علی هذا رای صادره فرجامخواسته به کیفیت مذکور قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی ان را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه *ارجاع می نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.