تایید حکم طلاق به دلیل عسروحرج و بذل مهریه با استناد به ماده 1130 قانون مدنی در دیوان عالی کشور

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/04/04

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 1400/03/02 خانم خ. ح. ز. به وکالت از خانم ح. م. د. دادخواستی به طرفیت اقای س. س. ک. به خواسته طلاق به لحاظ عسروحرج به استناد ماده 1130 قانون مدنی تقدیم دادگاه خانواده شهرستان اسکو تقدیم نموده که به شعبه یک دادگاه خانواده اسکو ارجاع گردید.در توضیح ان سند رسمی نکاحیه مورخ 1396/06/30 در دفترخانه اسناد رسمی ازدواج شماره 8 * با خوانده به طور رسمی و دایمی ازدواج نموده که متاسفانه به علت بدبینی ها و رفتار غیرمتعارف ولو معاشرت زوج ادامه زندگی میسور نبوده و این خصوصیات اخلاقی طبق نظریه پزشکی قانونی بر دادگاه محرز و دعوی تکلیف وی رد گردیده و زوجین جدای از هم زندگی می کنند با توجه به عدم امکان زندگی مشترک در عسروحرج قرار گرفته اند موکل با بذل کلیه حقوق مالی خود اعم از مهریه به تعداد 514 عدد سکه تمام بهار ازادی به غیر از 4 عدد سکه تقاضای رسیدگی و صدور (حکم) طلاق مورد استدعا است.وقت رسیدگی تعیین طرفین دعوت شدند و اقای ر. د. به عنوان وکیل خوانده معرفی گردید.در وقت مقرر جلسه با حضور وکلای طرفین تشکیل گردید.وکیل خواهان اظهار نمود عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است.و خوانده دارای اختلالات روانی است.از جمله بدبینی و ضعف در حل مشکلات می‌باشد. طبق کپی نظریه پزشکی قانونی حالات روانی خوانده موجب اختلال در روابط وی با موکله است.و در خصوص امور مالی موکله با اخذ تعداد 4 سکه تمام بهار ازادی که البته حق مطالبه ان را در اینده برای خودش محفوظ می دارد. و از الباقی مهریه و تمامی سایر حق و حقوق ناشی از این زوجیت در قبال اخذ طلاق گذشت و بذل نموده و مدخوله بوده و فرزند مشترکی ندارد. جهیزیه اش در نزد خودش می‌باشد. لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر الزام خوانده به طلاق موکله را دارم. وکیل خوانده اظهار داشت محکمه صلاحیت محلی برای رسیدگی به موضوع را ندارد. چون درحال حاضر موکل عملا مقیم * است.و خواهان نیز از بدو ازدواج سکونتی در * ندارد. چون در حال حاضر چون فقط جهیزیه وی که برای زندگی مشترک اورده بودند منزلی را اجاره کرده بودند که زندگی مشترک را شروع کنند ولی هرگز در ان منزل سکونت نکرده اند و ماه هاست که عقد اجاره یادشده به جهتی بین مستاجر و موجر منفسخ گردیده است.و خواهان خودشان نیز چون در * سکونت دارند به عرایض بنده صحه خواهند گذاشت وکیل خواهان اظهار نمود ایراد وکیل همکار محترم در صلاحیت دادگاه به نظر وارد است.چون موکله پیش پدر و مادرش در * زندگی می کند و باید در اسرع وقت به تغییر ادرس قبلی به ادرس صحیح اقدام نماید. وکیل خوانده اظهار نمود موکل مشکلی از حیث روانی ندارد. و و عندالاقتضای به پزشکی قانونی معرفی شود. تا حقیقتمعلوم شود. زوج به پزشکی قانونی معرفی کرده تا در خصوص اختلال روانی احتمالی اظهار نظر نمایند و این که ایا اختلال موجود احتمالی برای شریک زندگی موجب عسر و حرج است.یا خیر. قاضی مشاور در اظهارنظری اعلام نمود عقیده به صدور قرار عدم صلاحیت دادگاه خانواده اسکو به صلاحیت دادگاه خانواده تبریز دارم. دادگاه با ختم دادرسی قرار عدم صلاحیت دادگاه خانواده اسکو به صلاحیت دادگاه خانواده تبریز صادر نموده است. پرونده به دادگاه خانواده شعبه اول تبریز ارجاع گردید.وقت رسیدگی تعیین طرفین دعوت شدند. در وقت مقرر 10 مرداد 1400 خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.وکیل خوانده اظهار داشت. با توجه گواهی پزشکی قانونی که مستند رد دعوی گردیده و توجه به این که حالات فعلی موکل این جانب از سوی پزشکی قانونی بررسی نگردیده و دلیلی بر اختلال رفتاری فعلی موکل موجود نمی‌باشد. تقاضای ارجاع به پزشکی قانونی دارم. و در مورد ادعای تخریب و فحاشی که در شعبه --- دادگاه کیفری تبریز بررسی گردیده موکل از اتهامات ورود به عنف و تخریب به برایت منجر گردیده است.در مورد توهین به جزای نقدی محکوم گردید.که به مرحله قطعیت نرسیده است.و فاقد استناد می‌باشد. بر فرض صحت بیماری موکل صعب العلاج نمی‌باشد. و قابل درمان می‌باشد. زوجین در زمان عقد در قبال یکدیگر پذیرفته در صورت بیماری صبوری پیشه نموده و به پرستاری همسر خود بپردازند. موکل رضایت به هیچ گونه طلاق ندارد. وکیل خواهان اظهار نمود حسب اظهار موکل جهت عدم کنترل رفتارهای زوج و عدم تعادل روانی و حرکات غیرمتعارف با پرتاب وسایل سنگین منزل اعم از کامپیوتر به سمت زوجه و وجود ضرر بدنی و عدم امنیت جانی دعوی تمکین زوج رد شده (تکرار مطالب قبل) تقاضای صدور طلاق را داریم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. زوجه اقای م. م. د. را به عنوان داور خود معرفی زوج م. ع. ز. را به عنوان داور خود معرفی نموده داور زوجه بر عدم امکان سازش و داور زوج نظر به این که دلیلی بر عدم امکان ادامه سازش وجود ندارد. اظهار نظر نموده‌اند در وقت رسیدگی 14 مهر 1400 خواهان اظهار داشت مهریان 514 سکه است. 114 عندالمطالبه و 400 عدد سکه عند الاستطاعه که به همراه سایر حقوق مالی اعم از نفقه و اجرت المثل و نحله را در حق زوج در قبال طلاق بذل می کنم جهیزیه در اختیار زوجه می‌باشد. دارای فرزند نمی باشیم دوشیزه نمی ب خوانده اظهار داشت طلاق نمی دهم به زندگی برگردد. زوجه طی لایحه ای اعلام نموده کلیه 514 سکه را در قبال طلاق در حق زوج بذل می نمایم بذل نمودم پدر مادرم در زندگی دخالتی ندارند. قاضی مشاور به بطلان دعوی اظهار نظر نموده است. دادگاه ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره --- - 1400 - 1400/07/22 مبادرت به صدور رای نموده و به موجب ان حکم به رد دعوی صادر نموده است. زوج با وکالت اقای ج. ا. نسبت به رای تجدیدنظرخواهی نموده است.پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اذربایجان شرقی ارجاع گردید.که شعبه مربوطه به شرح دادنامه شماره صدرالذکر با نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم طلاق زوجه صادر نوع طلاق خلعی زوجه کلیه حقوق مالی خود ناشی از زوجیت از جمله 514 قطعه سکه تمام بهار ازادی را تحت عنوان مهریه در حق زوجه باز در قبال طلاق) بذل نموده جهیزیه در اختیار زوجه می‌باشد. فاقد فرزند مشترک می‌باشند زوج نسبت به رای فرجام خواهی نموده با وکالت اقای ر. د. خلاصه در لایحه فرجام خواهی اعلام نمود: عدم توجه دادگاه به دلایل و مبنی بر برایت موکل از اتهام تخریب و توهین و در مورد اتهام توهین به مرحله قطعیت نرسیده دلیل قاطعی در مورد اختلال روحی و روانی موکل در پرونده وجود ندارد. داور زوجه که پدرش بوده حاضر به تشکیل جلسه با داور زوج نگردیده است. زوجه با وجود تقدیم دادخواست عسر و حرج اقدام به طرح دعوی مطالبه نفقه نموده و زوج ان را پرداخت نموده دهم مطابق تبصره ماده 1130 قانون مدنی موارد عسر و حرج از باب تمثیل برشمرده شده و این در حالی است.که در دادنامه به بذل مهریه و توهین و تخریب و الزام به تمکین اشاره گردیده درحالی که دادگاه بدوی هیچ یک از دلایل مطروحه را دلیل بر عسروحرج نیافته است. زوج از صمیم قلب به همسر و زندگی مشترک علاقه مند بوده و تمایلی به مفارقت ندارد. وجود اختلافات جزیی متعارف و طبیعی است.و قابل رفع است.تقاضای نقض رای فرجام خواسته مورد استدعا است. مشروع این لایحه و لایحه فرجام خوانده که درخواست ابرام رای را نموده در هنگام شور قرائت می‌شود.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ی. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر طرح پرونده های متعدد، جدایی طولانی مدت زوجین، بذل حقوق مالی ناشی از زوجیت توسط زوجه به زوج و نظریه پزشکی قانونی دلالت بر احراز عسر و حرج زوجه دارد. لذا با وصف مذکور به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی عقیده به رد اعتراض و تایید دادنامه فرجام خواسته دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 1400/09/18 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

با توجه به محتویات پرونده رای فرجام خواسته مبنی بر نقض رای تجدیدنظر خواسته و حکم بر طلاق زوجه (خانم ح. م. د. تی) مطابق قانون صادر شده است.و مغایرتی با موازین شرعی و مقررات قانونی ندارد. لذا با رد فرجام خواهی اقای ر. د. وکیل زوج (اقای س. س. ک.) مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی رای فرجام خواسته ابرام و پرونده به دادگاه صادرکننده رای اعاده می‌شود. / ل- 1401/04/11

شعبه چهلم دیوان عالی کشور

رییس: ع. خ. عضو معاون: س. ع.

منبع