تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: حسب عرف جامعه، تحصیلات و مدرک دانشگاهی، وصف مقصود طرفین در عقد ازدواج نیست و به صرف اعلام دانشجو بودن زوج و بدون تصریح آن در عقد، نمی توان گفت عقد مبنیا بر این وصف و شرط واقع شده است. بنابراین با کشف فقدان آن، زوجه دارای حق فسخ نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/03/31 - 16 : 09 قاضی: حسن عباسیان قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: سیروس کیقبادی
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1393/06/04 آقای ق. الف. دارای پروانه وکالت پایه یکم از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه به اتفاق آقای جهانپور الف. به وکالت از خانم س. م. با تقدیم دادخواست به طرفیت آقای س.م. ه. به خواسته فسخ نکاح به سبب تخلف خوانده از مورد توافق ضمن عقد با احتساب کلیه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل توضیح دادند موکله شان برابر عقد نامه رسمی شماره 11098 مورخ 1386/02/01 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 16 شیراز (با صداق به تعداد 14 سکه تمام بهار آزادی و هزینه سفر یک حج عمره...) به نکاح دائم خوانده درآمده خوانده در حین مذاکرات اولیه در خصوص ازدواج طی مراسم خواستگاری و حتی در نزد عاقد و تمامی افراد حاضر در مجلس عقد خود را دانشجو و تحصیل کرده معرفی نمود که این موضوع در سند ازدواج درج گردیده و اکنون پس از عقد نکاح کاشف به عمل آمده که ایشان در آنزمان دارای هیچگونه تحصیلات دانشگاهی نبوده است چون وصلت طرفین با در نظر گرفتن شرایط فوق الاشاره صورت پذیرفته به نحویکه در صورت فقدان این اوصاف در زوج، موکله هرگز راضی به ایجاد رابطه زوجیت نمی شد تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح را به سبب تخلف از موارد مستندا به ماده 1128 قانون مدنی به شرح مرقوم دارند. در تصویر مصدق سند نکاحیه استنادی پیوست دادخواست در قسمت شغل زوج نوشته شد: دانشجو (برگ 10 ). با ارجاع پرونده به شعبه --- دادگاه حقوقی خانواده شیراز و ثبت به کلاسه --- در اولین جلسه مقرر رسیدگی به تاریخ 1393/07/14 خوانده با وجود ابلاغ قانونی نسخه ثانی دادخواست و ضمائم و اخطاریه اش حاضر نگردید لایحه ای از طرفین پیوست نمیباشد خواهان بهمراه وکلای خویش حاضر گردید وکلای خواهان اظهار داشتند خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است مشارالیها در پاسخ سوالات دادگاه اظهار نمود به طور کل یک سال با خوانده زندگی نکرده ام و در منزل پدری ما بودیم میگفت ماموریت دارد و به مسافرت میرفت خیلی وقت نیست که متوجه شده ام دانشجو نیست در مورد نفقه با ایشان اختلاف داشتم حدود دو سال است که با هم زندگی نمی کنیم ایشان دو سال به تهران رفت قبل از همین دو سال که با هم ارتباط نداریم. تصویری از برگه اظهارات مورخ 1392/05/20 زوج در نزد بازپرس شعبه --- به عنوان متهم به عدم پرداخت نفقه و دو برگ تصاویر از سوابق کیفری زوج پیوست (اوراق 19 و 20 و 21 ) میباشد دادگاه ضمن صدور قرار استماع شهادت شهود در خصوص زندگی مشترک طرفین دستور استعلام از وزارت علوم در خصوص اینکه آیا خوانده در سال 1386 دانشجو یکی از دانشگاههای ایران بوده است یا خیر را داد. پاسخ استعلام به عمل آمده مبنی بر اینکه نامبرده در هیچ یک از آزمونهای کارشناسی ارشد سالهای 1376 تا 1393 برگزار شده توسط سازمان سنجش آموزش کشور جزو شرکت کنندگان نمیباشد واصل و ضمیمه (اوراق 37 و 38 ) گردید. در تاریخ 1393/07/23 به شرح ذیل صفحه 18 ضمائم حضورا در شعبه تحویل خوانده گردید. خوانده در جلسه مقرر رسیدگی 1393/09/02 حضور نیافت به علت عدم دریافت پاسخ استعلام فوق الذکر از وزارت علوم جلسه مقرر رسیدگی مزبور با وجود حضور خواهان و وکیل او برای مورخه 1393/10/03 تجدید شد در جلسه اخیرالذکر نیز خوانده همانند جلسات قبلی با وجود ابلاغ قانونی اخطاریه اش حضور نیافت و لایحه ای از او ضمیمه پرونده نمیباشد. آقای ق. الف. به وکالت از خواهان به شرح لایحه 1870 مورخ 1393/10/03 اعلام کرد عرایض او به شرح دادخواست تقدیمی و صورتجلسه مورخ 1393/07/14 میباشد خواهان و آقای جهانپور الف. به وکالت از ایشان حاضر شدند. خواهان گفت خوانده پسر خاله مادرم است مدتی با ما ارتباط خانوادگی نداشت بعد از مدتها با خانواده رفت و آمد میکرد من ایشانرا نمی شناختم سال 1386 عقد کردیم و اخیرا متوجه شدم و چند سال با هم ارتباط نداشتیم ایشان مدعی بود در بیت رهبری مشغول کار است من در سال 1391 مهریه را به اجرا گذاشتم و اختلاف ما چند سال بعد از عقد شروع شد و ما زندگی مشترک تشکیل ندادیم در مورد شغلش می گفت در اطلاعات سپاه هستم شهود را آورده ام تقاضای تحقیق از آنانرا دارم. آقای سعید م. فرزند ج. 32 ساله که خود را برادر خواهان معرفی نمود شهادت داد زمانی که آقای ه. برای خواستگاری آمدند خودش را لیسانس و دانشجوی فوق لیسانس رشته مدیریت و از پرسنل اداره اطلاعات معرفی و میگفت با بیت رهبری در ارتباط است بعدها حدود سال 1390 اداره اطلاعات سپاه ایشان را به اتهام جعل اسناد و جعل عنوان دستگیر کرد از آنجا متوجه شدیم که ایشان در مورد شغل اش دروغ گفته است در مورد مدرک تحصیلی هم اخیرا متوجه شدیم هر جا ایشان رفته خودش را دیپلم معرفی می کند و در بازجویی ها خودش نوشته و زمانی که اداره اطلاعات او را گرفت یک مدرک فوق لیساس داشت که نسبت به آن حساسیت داشت و از آنزمان خودش را دیپلم معرفی می کند و آقای سید محمد جعفر ه. فرزند سید هاشم 42 ساله شغل نظامی خود را دائی خواهان معرفی نمود شهادت داد که پسر خاله خوانده است زمانی که (خوانده) به خواستگاری خانم م. آمد خود را با مدرک لیسانس مدیریت معرفی و گفته دانشجوی فوق لیساس مدیریت است و در اداره اطلاعات و جزو بیت رهبری است خانم م. با توجه به شغل ایشان قبول کرد و به ازدواج ایشان درآمد بعد از چند سال که با هم زندگی میکردند اخیرا متوجه شدیم ایشان دانشجو نبوده و در فرم هایی که پر می کنند مدرک تحصیلی خودش را دیپلم اعلام کرده است اینها از اول ازدواج با هم اختلاف داشتند و مدارا می کردند و حدود 4 سال است که اختلاف آنها شدید شده است. پس از وصول پاسخ استعلام مذکور از وزارت علوم، دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 93 مورخ 1393/10/30 ضمن شرح دعوی و خواسته و با درج خلاصه اظهارات خواهان با استدلال به اینکه هرچند ادعای خواهان مبنی بر اینکه خوانده خود را دانشجو معرفی کرده با توجه به نامه شماره 4/1285766 صحیح به نظر میرسد اما با توجه به اینکه در اعمال فسخ باید به فوریت اقدام نمود و خواهان پس از 7 سال از گذشت عقد نکاح اقدام نموده است از فوریت عرفی خارج میباشد دعوی خواهان قابلیت استماع نداشته قرار رد دعوی وی را صادر که ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شد. وکلای خواهان در مهلت مقرر قانونی پس از ابلاغ رای مزبور به شرح لایحه پیوست دادخواست تجدیدنظرخواهی شان اعلام نمودند موکله به مجرد اطلاع از نداشتن تحصیلات عالیه تجدیدنظرخوانده مبادرت به طرح دعوی نموده و به شرح مرقوم تقاضای نقض دادنامه معترض عنه و صدور تصمیم شایسته را کردند پس از وصول لایحه دفاعیه زوج تجدیدنظرخوانده به ضمیمه مستنداتش (از جمله یکبار محکومیت قطعی جزایی ایشان بجرم ترک انفاق و یکبار دیگر برائت ایشان از اتهام مذکور و محکومیت قطعی زوجه به تمکین) با اعلام اینکه مادر زوجه دختر خاله او ومرحوم پدر زوجه پسر دائی (پدر) او است و مدت 25 سال هر دو خانواده در یک محله زندگی می کردند و حدود دو سال قبل از عقد نامزد بودند و مدت 5 سال در منزل پدر زوجه زندگی مشترک داشتند زوجه دعاوی مختلف حقوقی و کیفری در شورای حل اختلاف مطرح نمودند و شهود از منسوبین زوجه بوده و در غیاب او ادای شهادت نمودهاند به موجب دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/03/23 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس در پرونده کلاسه --- با قید اینکه موجب قانونی جهت صدور قرار وجود نداشته با نقض قرار معترض عنه پرونده برای رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده شد پس از اعاده پرونده به دادگاه بدوی به موجب دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/05/04 با همان استدلال مندرج در دادنامه قبلی مطابق ماده 1131 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر که ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام گردید. بعد از تجدیدنظرخواهی وکلای موصوف زوجه خواهان بدوی در مهلت مقرر قانونی و ارائه لایحه دفاعیه زوج تجدیدنظرخوانده و ارجاع پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس و ثبت به کلاسه --- و پس از مطالبه مستندات مربوط به سوابق کیفری زوج از وکیل زوجه تجدیدنظرخواه و ارائه تصاویر مستندات به ضمیمه لایحه شماره 1967 - 94 مورخ 1394/08/10 ابرازی زوجه تجدیدنظرخواه ( به شرح اوراق 119 لغایت 140 ) در جلسه مقرر رسیدگی 1394/08/25 که با حضور طرفین و وکلای زوجه تجدیدنظرخواه تشکیل شد ابتدا زوجه گفت زوج پسر خاله مادر او است که هر دو خانواده در شیراز و در فاصله سیصد متری با یکدیگر زندگی می کردند و قبل از مراسم خواستگاری با همدیگر رفت و آمدی نداشتند در سال 1381 پس از فوت مادر بزرگ مشترکشان وقتی زوج را در مقابل درب منزل خودشان دید سلام وعلیک کرد فهمید پسر خاله مادر او است و زوج با دائی او که در منزل آنان زندگی می کرد گاه گاهی ارتباط داشت و به درب منزل آنان می آمد و مدتی بعد او را از دائی او و مادر او خواستگاری کرد و زوج خود را فردی نظامی که در اطلاعات سپاه است و دانشجوی فوق لیسانس مدیریت دولتی معرفی کرد و با ادامه تحصیل وی تا مقطع دکتری موافقت نمود در زمان عقد شرط وی این بود که تحصیلات همسرش عالی باشد و یکهفته که به وی سر نمی زد می گفت امتحان میان ترم دارد در زمان خواستگاری و عقد با وصف اینکه ایشان در رشته مدیریت دولتی تحصیل می کند حاضر شد با او ازدواج کند زوج نیز ضمن شرح رابطه خویشاوندی نسبی با والدین زوجه گفت ارتباطشان از سال 1381 شروع شد و بعد در سال 1382 با دائی و سپس با مادر زوجه راجع به ازدواج و خواستگاری صحبت کرده و مدعی شده راجع به تحصیلات و اینکه او دانشجو باشد اصلا صحبت نشد و در موقع عقد او به عاقد گفته شغل او آزاد است ولی در سند نکاحیه نوشته شد شغل او دانشجو است. و دانشجو برای عنوان خاصی نمیباشد. و پس از توضیح وکلای زوجه در خصوص اینکه زوج در جاهای مختلف خود را لیسانس و فوق لیسانس معرفی کرد زوجه گفت من مدرک لیسانس و فوق لیسانس ایشان را به چشم دیدم ولی جعلی بوده است و یک سال پیش متوجه شدم مدارک وی جعلی است و اصلا دانشجو نبوده است و استعلام کردیم وکیل من گفت می توانی فسخ کنی خودم نمی دانستم حق فسخ دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی ضمن شرح تجدیدنظرخواهی به عمل آمده و با درج خلاصه اظهارات طرفین و با قید محرز بودن دانشجو نبودن زوج حسب پاسخ استعلام به عمل آمده به شماره مرقوم سرپرست امور دانشجویان داخل کشور و اینکه در سند ازدواج قید شد شغل زوج دانشجو. با عنایت به اینکه سند ازدواج رسمی است اظهارات و مدافعات زوج موثر و موجه نمیباشد و تاکنون ادعای جعل در این خصوص به عمل نیامده است و اظهارات شهود موید صحت و اصالت سند در خصوص موضوع میباشد به استناد مقررات ماده 1128 قانون مدنی و ماده 1138 قانون مذکور و دیگر مقررات مرقوم با نقض دادنامه معترض عنه حکم به فسخ نکاح منعقده بین طرفین دعوی و محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه قانونی در حق خواهان بدوی صادر و این رای ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجامخواهی اعلام گردید. پس از ابلاغ قانونی رای اخیرالذکر در تاریخ 1394/09/05 به زوج تجدیدنظرخوانده و ثبت فرجامخواهی اش در تاریخ 1394/09/29 و موجه دانستن ادعای عدم اطلاع او از ابلاغ قانونی دادنامه و صدور قرار قبولی دادخواست فرجامخواهی اش و ارائه وکالتنامه و سپس لایحه دفاعیه توسط آقای م. خانی به وکالت از ایشان و نیز به ثبت رسیدن لایحه دفاعیه آقای ق. الف. به وکالت از زوجه فرجامخوانده و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه بالا رسیدگی به شعبه هشتم دیوان عالی ارجاع شده است پرونده فرجامی هنگام شور توسط اعضای هیات نیز قرائت خواهد گردید.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
اعتراضات فرجامخواه آقای س.م. ه. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/08/26 شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که به موجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به فسخ نکاح فیمابین زوجین متداعیین صادر گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده مآلا وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته به لحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی مخدوش و درخور نقض میباشد زیرا وکلای زوجه فرجامخوانده به شرح دادخواست بدوی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی با اشاره به اینکه زوج فرجامخواه در حین مذاکرات اولیه در خصوص ازدواج و مراسم خواستگاری و حتی در نزد عاقد و تمامی افراد و بزرگان حاضر در مجلس عقد، خود را تحصیل کرده و دانشجو معرفی نموده و این موضوع در سند رسمی ازدواج هم درج گردیده و پس از عقد نکاح، کاشف به عمل آمده که ایشان در زمان عقد نکاح دارای تحصیلات دانشگاهی نبوده و ازدواج فیمابین زوجین هم براساس و شرایط فوق الذکر صورت نپذیرفته به نحویکه در صورت فقدان این اوصاف در زوج، موکله هرگز راضی به ایجاد رابطه زوجیت نمیشده است لذا مستندا به ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به سبب تخلف از موارد مذکور را خواستار شده اند در حالی که به دلالت محتویات پرونده اگرچه زوج فرجامخواه در اظهارات خود صریحا اقرار نموده که در زمان عقد نکاح و حتی در حال حاضر دانشجو نبوده و فاقد تحصیلات و مدرک دانشگاهی بوده و میباشد و به این ترتیب محرز و مسلم است که قید کلمه دانشجو در مقام توصیف شغل زوج فرجامخواه در سند رسمی ازدواج خلاف واقع بوده است ولی از آنجایی که اولا: در سند رسمی ازدواج تنظیمی فیمابین زوجین متداعیین صریحا شرط نشده که زوج بایستی دارای تحصیلات و مدرک دانشگاهی بوده باشد و قید واژه (دانشجو) در صفحه مربوط به مشخصات زوج در سند ازدواج در مقام توصیف شغل او علیرغم خلاف واقع بودن آن نمی تواند به عنوان شرط تصریحی مقصود زوجه فرجامخوانده در امر ازدواج محسوب گردد و به علاوه مودای گواهی گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه هم دلالتی بر اینکه تحصیلات و مدرک دانشگاهی و دانشجو بودن زوج مقصود زوجه در امر ازدواج بوده است ندارد. ثانیا: حسب عرف جامعه هم در ازدواج فیمابین مرد و زن وجود تحصیلات و مدرک دانشگاهی برای هر یک از آنان ولو اینکه یکی از آنان دارای چنین وصفی بوده باشد، شرط و وصف مقصود طرف مقابل محسوب نبوده تا بدون تصریح آن در عقد، عقد نکاح مبنیا بر این وصف و شرط واقع گردد و داوری عرف هم این امر را شرط و وصف مقصود طرفین و داخل در قرارداد آنان نمی داند از این رو بداوری عرف هم وجود تحصیلات و مدرک دانشگاهی و دانشجو بودن زوج فرجامخواه نمی تواند وصف مقصود زوجه فرجامخوانده و مآلا شرط بنائی او در امر ازدواج محسوب و نتیجتا عقد نکاح مبنیا براساس این شرط منعقد شده باشد بنابراین و با توجه به مراتب اشعاری به لحاظ عدم اثبات تخلف وصف، حق فسخ برای زوجه فرجامخوانده ثابت و مدلل نبوده و موجبات قانونی اعمال خیار و فسخ نکاح از طرف ایشان فراهم نیست. ثالثا: با فرض بر اینکه شرط مورد ادعای زوجه فرجامخواه تصریحا یا مبنیا وصف مقصود او در امر ازدواج بوده باشد و ثبوت تخلف وصف هم موجد حق فسخ برای او بوده باشد، برخلاف ادعای وکلای او که اعلام داشته اند زوجه به مجرد اطلاع از نداشتن تحصیلات عالیه زوج فرجامخواه مبادرت به طرح دعوی نموده است، نامبرده (زوجه فرجامخوانده) که در تاریخ 1393/06/04 مبادرت به تقدیم دادخواست فسخ نکاح نموده به شرح صورتجلسه دادرسی مورخ 93/7/14 در مقام پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر اینکه: (شما کی متوجه شدید که دانشجو نیست) صریحا اظهار داشته که (خیلی وقت است که متوجه شدم دانشجو نیست) و با توجه به اینکه زوجین حسب اظهارات و مستندات پیوست پرونده از اردیبهشت سال 91 به بعد جدا از هم زندگی مینمایند و قطعا زوجه فرجامخوانده در ایام زندگی مشترک بر حسب ارتباطی که با یکدیگر داشته اند متوجه دانشجو نبودن شوهرش شده است لذا قدر متیقن زوجه قبل از سال 91 و شروع افتراق جسمانی از دانشجو نبودن و عدم تحصیلات عالیه همسرش اطلاع حاصل نموده است و چون زوجه در ایام جدائی و مفارقت جسمانی در دعاوی مطروحه که علیه یکدیگر اقامه نموده داند دارای وکیل بوده و از مشاوره و اطلاعات حقوقی وکلای خود در خصوص مسائل و اختلافات خانوادگی با همسرش استفاده میکرده و علی القاعده از حق فسخ خود و فوریت آن علم و آگاهی حاصل نموده است لذا تقدیم دادخواست فسخ نکاح از طرف ایشان در تاریخ 93/6/4 خارج از مدت عرفی محسوب بوده و به حکم ماده 1131 قانون مدنی خیار او ساقط خواهد بود و در نتیجه تخلف وصف بفرض ثبوت آن به لحاظ ساقط بودن خیار موجبی برای فسخ نکاح از طرف زوجه فرجامخوانده نخواهد بود بنابراین دادنامه فرجامخواسته به جهات مرقوم در فوق به لحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی قابلیت ابرام را ندارد فلذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد تا با توجه به استدلال مرقوم در فوق و محتویات پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: سیروس کیقبادی عضو معاون: جعفر پوربدخشان