تاریخ دادنامه قطعی: 1401/12/02
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
خلاصه جریان پرونده:
در دادنامه سابق الصدور این مرجع به شماره ی *امده است:دعوی وکیل اقای م. ق. ن. ک. به طرفیت همسرش خانم ه. خ. ز. دایر بر فسخ نکاح به علت ترلبس (کتمان ازدواج دائم سابق) برگ 11 پرونده متعاقب عدم حصول صلح و سازش در شورای محترم حل و ا ختلاف (برگ 34 ) در شعبه *مورد رسیدگی واقع و پس از برگزاری جلسه رسیدگی مورخ 1400/09/27 ( 30 ) و 1400/10/05 ( 67 و 68 ) و 1400/11/02 و استماع گواهی گواهان (صفحات 70 تا 79 ) استعلام از اداره ثبت احوال خلخال ( 82 ) منتهی به صدور دادنامه ی شماره ی *مورخ 1400/11/28 ( 87 ) بدین شرح میگردد. در خصوص دادخواست اقای م. ق. ن. ک. فرزند ل. با وکالت اولیه اقای ع. غ. ا. (که نامبرده برابربرگ 35 پرونده استعفای خودرازوکالت خواهان اعلام داشته است) و وکالت بعدی اقای ب. م. ز. به طرفیت خانم ه. خ. ز. فرزند م. با وکالت اقای ا. ص. و خانم ز. ا. به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ داشتن سوابق ازدواج های دائم و موقت قبلی زوجه و تدلیس در خصوص دوشیزگی وی؛ وکیل خواهان در شرح خواسته اظهار داشته اینجانب به وکالت از اقای م. ق. ن. به استحضار عالی میرساند: 1 .موکل اقای م. ق. ن. ک. در تاریخ 1399/05/16 به موجب عقد دائم با خوانده دعوی ازدواج نمود (به موجب عقدنامه شماره 14980 دفتر 33 ازدواج *) خوانده در هنگام ازدواج خود را دوشیزه معرفی نموده است.که این مساله در عقدنامه ذکر شده (دوشیزه بودن) و هم چنین در قسمت سایر موارد درج شده که، زوجین سابقه ازدواج ندارند! 2 . متاسفانه هم اکنون موکل متوجه شده است.خوانده محترم سابقا ازدواج دائم دیگری داشته و سپس طلاق گرفته است.و از این مساله مهم موکل را بی خبر گذارده است. موکل فریب خورده و به گمان اینکه زوجه اولین ازدواجش است. (عرفا نیز چنین فرضی لحاظ میشود.)، با وی ازدواج کرده. اما هم اکنون که متوجه ازدواج سابق زوجه شده، این امر برای وی بسیار سخت و غیر قابل تحمل است. زوجه تدلیس در ازدواج انجام داده است.و خود را فاقد سابقه ازدواج و ایضا دوشیزه معرفی کرده است. با استعلام از اداره ثبت احوال و اثبات ازدواج سابق و ملاحظه مندرجات سند ازدواج که زوجه این امر را کتمان نموده است.تدلیس واضح و اشکار میگردد.لذا استدعای رسیدگی به استناد ماده 1128 قانون مدنی عندالزوم استماع شهادت شهود و در نهایت صدور حکم بر اعلام فسخ نکاح را دارد. و وکیل خوانده در دفاع اعلام نموده 1 : نظر به اینکه موکل تمام اطلاعات قبل از ازدواج با خواهان محترم را سابقا به ایشان اطلاع داده بوده اند و زوج از ازدواج سابق موکل با خبر بوده اند 2 : زوجه از همسر سابق خویش به نام ا. م. ق. ز. مورخ 1395/05/26 به صورت طلاق توافقی در زمانی که موکل باکره بوده برابر نظر پزشکی قانونی اقدام به طلاق نموده وحتی بر همین مبنا اسم همسر سابق از شناسنامه موکل حذف گردیده است.و موکل زوج را کاملا از ازدواج سابق خویش مطلع نمودهاند 3 : زوجین با یکدیگر به مدت طولانی اقدام به برقراری رابطه و نزدیکی نموده لذا موکل در حال حاضر دیگر باکره نمیباشد. و از طرفی زوج هیچ اعتراضی به سابقه ازدواج گذشته موکل نداشته است.و هم اکنون به لحاظ حدوث اختلافات بعدی من غیر حق مدعی فسخ نکاح از بابت تدلیس شده اند تا حقوق مالی موکل را تضییع نمایند 4 :وفق مفهوم مخالف ماده 1101 قانون مدنی حتی اگر موجبات فسخ نکاح بعد از نزدیکی فراهم شود. زوجه میتواند مهریه خویش را به صورت کامل مطالبه نماید. و اهمیت نزدیکی میان زوجین با وجود شرایط فسخ نکاح به گونه ای میباشد. که حتی اگر علت فسخ نکاح عنن باشد. با وجود فسخ نکاح زوجه مستحق نصف مهریه میگردد. 5 : وفق پرونده کلاسه مستقل برای مهریه زوجه ارای محکومیت صادر گردید.و زوجه اقدام به اخذ مقداری از مهریه خویش از اموال بلامعارض زوج نموده است.و زوج با نیت فرار از پرداخت ما بقی مهریه خود دادخواست حال حاضر را مطرح نموده علی ایحال با عنایت به باکره نبودن موکل و وقوع نزدیکی میان زوجین لذا ادعای واهی زوج مبنی بر مطالبه صدور حکم فسخ نکاح نمیتواند موجبات تضییع حقوق مالی موکل مبنی بر حق مطالبه مهریه موکلم گردد. با عنایت به مراتب مذکور و ملاحظه اظهارات طرفین و وکلای انها در جلسات رسیدگی و ادله تقدیمی ایشان نظر به اینکه 1 - ازدواج موقت زوجه مورد ادعای خواهان که برای اثبات ان به شهادت شهود استناد نموده به دلیل اینکه اظهارات شهود وی مبتنی بر اطلاعات موثق و منبع مشخصی نبوده و دلیلی متقن بر وقوع ان ارائه نگردیده محرز نمیباشد. و زوجه نیز شدیدا ان را انکار نموده است. 2 - در مورد ازدواج دائمی که زوجه قبلا داشته و خواهان ادعای عدم اطلاع از این موضوع و تدلیس از جانب زوجه در این خصوص گردیده اولا طبق اظهارات خود زوج در جلسه رسیدگی زوجین قبل از ازدواج باهمدیگر 18 ماه اشنایی و دوستی قبلی داشته اند که ادعای عدم اطلاع از ازدواج قبلی با وجود این مدت اشنایی قبلی بسیار بعید میباشد. ثانیا انچه که در سند ازدواج مبنی بر نبود سابقه ازدواج قید گردیده مستند به صفحه دوم شناسنامه زوجین بوده و مستند به ادعای زوج یا زوجه مبنی بر عدم سابقه ازدواج نمیباشد. لذا تدلیسی هم از سوی زوجه در این خصوص محرز نمیباشد. ثالثا اظهارات شهود حکایت از ان داشته که خواهان از ازدواج قبلی زوجه خبر داشته است.رابعا اظهارات شاهد تعرفه ای خواهان از جلسه خواستگاری نشان دهنده عدم وجود قوه ضبط در ان شاهد بوده و شهادت وی علاوه بر اینکه دلالتی بر مدعای خواهان نداشته و کافی هم در اثبات ان نبوده بلکه از درجه اعتبار نیز ساقط است. خامسا خوانده شاهد معارضی نیز معرفی نموده و گواهی وی مورد استماع قرار گرفت که وی در جلسه خواستگاری حضور داشته و شاهد این بوده که پدر زوجه ماجرای ازدواج قبلی را به خانواده زوج بیان داشته و زوج نیز قبلا از این ماجرا خبر داشت سادسا طبق دادنامه صادره قبلی در خصوص طلاق زوجه از همسر دائمی قبلی خود زوجه باکره بوده است.و نوع معاشرتی که زوجین این پرونده طبق اظهارات خودشان در جلسات رسیدگی پس از عقد ازدواجشان داشته اند حکایت از وقوع رابطه زناشویی بین ایشان داشته و ادعای تدلیس در خصوص دوشیزگی زوجه پس از این نوع معاشرات بی پایه و اساس و مردود است.لذا دادگاه دعوی خواهان را وارد تشخیص نداده مستندا به ماده 1124 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر *می باشد. با تجدیدنظرخواهی وکیل زوج (برگ 104 ) شعبه *برابر دادنامه ی شماره ی *مورخ 1401/02/27 چنین رای می دهد ( 120 ): در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. ق. ن. فرزند ل. ب. کالت اقای ب. م. ز. نسبت به دادنامه ی شماره ی *مورخه ی 1400/11/28 موضوع پرونده کلاسه ی *صادره از شعبه *به طرفیت خانم ه. خ. ز. فرزند م. با وکالت اقای ا. ص. که به موجب ان دادگاه بدوی مبادرت به صدور حکم بربطلان دعوی خواهان به خواسته ی صدور حکم برفسخ نکاح به جهت داشتن سابقه ی ازدواج نموده است.که پس از ابلاغ دادنامه به طرفین در فرجه قانونی از ناحیه تجدیدنظرخواه مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است. دادگاه تجدیدنظر با امعان نظر به جامع اوراق و محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موثر و مدللی که موجبات فسخ و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. به عمل نیامده است.و ایراد و خدشه اساسی سبب نقض نیز به ان وارد نیست و دادنامه معترض عنه با رعایت تشریفات مهم واصول دادرسی وفق مقررات قانونی و موازین شرعی اصدار یافته است. و استنتاج حاصل ازاستدلال مرقوم در دادنامه موصوف محمول برصحت تلقی میگردد. لذا با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مستندا به فراز اخر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه تایید میگردد.رای صادره به استناد ماده 368 قانون مرقوم ظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل فرجام خواهی دردیوان محترم عالی کشور میباشد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ف. ا. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: فرجام خواهی مطروحه بنا بر جهات اتی وارد بوده و در خور پذیرش میباشد.: الف) در خصوص فقدان بکارت فرجام خوانده و احتمال ترمیم ان توسط وی ضرورت داشت نظریه پزشکی قانونی محترم اخذ و به زوجین ابلاغ گردد. ب) فرجام خواه مدعی است.از تمامی شهود استماع گواهی نشده لذا لازم است.از دیگر گواهان تعرفه شده ایشان نیز با برگزاری جلسه دادرسی استماع شهادت گردد. ج) تاریخ حذف هویت مشخصات زوج از سند یا اسناد سجلی زوجه با استعلام از اداره ثبت احوال معلوم گردد. د) راجع به اینکه زوجین با یکدیگر زندگی مشترک و هم خوابگی داشته اند یا نه به طریق مقتضی از جمله مطلعین، گواهان و هم جواران و خویشان و بستگان ایشان تحقیقات لازمه معمول اید. بنابراین مراتب و به لحاظ نقایص تحقیقات اشعاری مستندا به مواد 371 و 396 و 401 بند الف از قانون آیین دادرسی در امور مدنی دادنامه ی فرجام خواسته نقض و رسیدگی مجدد و صدور حکم مقتضی به دادگاه محترم صادر کننده حکم فرجام خواسته ارجاع و محول میگردد. در تعاقب امر شعبه *پاسخ اداره ثبت احوال را کسب برگ 159 نظریه پزشکی قانونی اخذ برگ 181 جلسه دادرسی دادگاه به تاریخ 1401/09/20 برگزار و از گواهان تحقیق 163 تا 180 و عاقبت با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه *مورخ 1401/09/30 چنین رای میدهد ( 173 ) در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. ق. ن. فرزند ل. با وکالت اقای ب. م. ز. نسبت به دادنامه ی شماره ی *مورخه ی 1400/11/28 موضوع پرونده ی کلاسه ی*صادره از شعبه *به طرفیت خانم ه. خ. ز. فرزند م. با وکالت اقای ا. ص. که به موجب ان دادگاه بدوی مبادرت به صدور حکم بربطلان دعوی خواهان به خواسته ی صدور حکم برفسخ نکاح به جهت داشتن سابقه ی ازدواج نموده است.که پس از ابلاغ دادنامه به طرفین در فرجه قانونی از ناحیه تجدیدنظرخواه مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است. دادگاه تجدیدنظر با امعان نظر به جامع اوراق و محتویات پرونده و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و اظهارات طرفین ووکلای ایشان درجلسه ی دادرسی در نزد این دادگاه و استماع گواهان تعرفی از ناحیه ی زوجین که همگی حکایت از این دارند زوجین در بهمن ماه سال 1397 از طریق فضای مجازی با یکدیگر اشنا شده و پس از یک ونیم سال دوستی و رفت وامد در تاریخ 1399/05/16 با یکدیگر ازدواج کردند. و تا فرورین ماه سال 1400 درخوشی بودند وبه منزل یکدیگر رفت وامد داشتند که به خاطر بعضی مسایل و دخالت خانواده به اختلاف برخوردند با به اجرای گذاشتن مهریه از جانب زوجه، زوج نیز نسبت به طرح دعوی فسخ نکاح اقدام کرده است.که با توجه به سابقه ی اشنایی زوجین با یکدیگر و خانواده ی زوج با پدر زوجه عدم اطلاع زوج از سابقه ی ازدواج زوجه بعید به نظر میرسد و نیز مدت زمان اشنایی طولانی و اینکه زوجین در عقد یکدیگر بوده و زوج می توانست از زوجه ی خویش متمتع گردد. ونتیجه ی استعلامات به عمل امده از ادارات ثبت احوال و پزشکی قانونی استان *که طی نامه ی شماره ی 10171 /م/ 1530 مورخه ی 1401/09/23 بیان داشته در حال حاضر شواهدی دال بر ترمیم پرده بکارت مشهود نمیباشد. و مویید ادعای تجدیدنظرخوانده میباشد. و در این مرحله از رسیدگی به ایراد و اعتراض موثر و مدللی که موجبات فسخ و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. به عمل نیامده است.و ایراد و خدشه اساسی سبب نقض نیز به ان وارد نیست و دادنامه معترض عنه با رعایت تشریفات مهم واصول دادرسی وفق مقررات قانونی و موازین شرعی اصدار یافته است. و استنتاج حاصل ازاستدلال مرقوم در دادنامه موصوف محمول برصحت تلقی میگردد. لذا با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مستندا به فراز اخر ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی مصوب 1379 دادنامه معترض عنه تایید میگردد.رای صادره به استناد ماده 368 قانون مرقوم ظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل فرجام خواهی دردیوان محترم عالی کشور میباشد. با فرجام خواهی وکیل اقای م. ق. ن. ک. ( 188 ) پرونده به این شعبه واصل و جهات اعتراض عمدتا حذف نام شوهر از سند سجلی، مخالفت رای با سند رسمی، عدم توجه به شهادت شهود در خصوص ازدواج های متعدد زوجه، عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی و اعتراض به نظریه مذکور، عدم نزدیکی فرجام خواه با زوجه عنوان شده است.بنابر این مراتب هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ف. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
اعتراض فرجام خواه در حدی نیست که موجبات بی اعتباری دادنامه ی فرجام خواسته را که با رعایت اصول و تشریفات دادرسی اصدار یافته فراهم نماید. ساخته و جهات اعلامی نیز منطبق بر شقوق مذکور در ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نبوده و رای دادگاه براساس و ادله موجود و منعکس در پرونده انشای گردیده و از حیث مراعات قوانین و مقررات هم خدشه ای بر ان وارد نمیباشد. از این رو با استناد به مواد 370 و 366 و 396 از همان قانون، دادنامه ی فرجام خواسته را ابرام و استوار مینماید.
شعبه *
رییس: ع. م. مستشار: دکتر ف. ا. ن.