خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1399/12/12 خانم ز. ا. ب. لت از طرف اقای م. م. با قیمومت خانم ش. ا. به طرفیت خانم ج. خ. ع. ج. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق بدلیل مشکلات عدیده لاینحل فیمابین زوجین و مقدور نبودن ادامه زندگی مشترک برای خواهان تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/02/06 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.به علت عدم تفاهم درخواست طلاق دارم. حق و حقوق از جمله مهریه را پرداخت می کند نفقه بوی تعلق نمیگیرد و اجرت المثل 35 سال طبق متعارف پرداخت میگردد. فرزند کبیر میباشد. داور ندارم. از طریق دادگاه انتخاب شود. زوجه (خوانده) اظهار داشت من راضی به طلاق نمی باشم من 35 سال با ایشان زندگی کرده ام ایشان را دوست دارم. ایشان مریض میباشد. داور ندارم. از طریق دادگاه انتخاب شود. متعاقبا داوران منصوب زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/02/10 پس از ذکر خواسته خواهان واعلام احراز علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داروان در اصلاح ذات البین موثر واقع نگردیده و خواهان اصرار در وقوع طلاق دارد. لذا مستندا به ماده 1133 قانون مدنی و مواد 24 و 28 و 29 و 33 قانون حمایت خانواده و حدیث نبوی (الطلاق بید من اخذ بالساق) با استرداد و پرداخت کلیه حق و حقوق از جمله مهریه و اجرت المثل سالیانه مبلغ یک میلیون تومان و جهیزیه به زوجه و اینکه نفقه به زوجه تعلق نمیگیرد چون با هم زندگی می کنند گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق صادر و توضیح داده که فرزند ان مشترک زوجین کبیر هستند و نوع طلاق به علت یایسه بودن زوجه باین است.و مدت اعتبار گواهی صادره سه ماه پس از قطعیت ان میباشد. پس از ابلاغ رای صادره خانم س. ب. ا. ز. ب. لت از طرف خوانده خانم ج. خ. ع. ج. با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده و ضمن اعلام مخالفت زوجه با طلاق عمده اعتراض در مورد قلت میزان اجرت المثل تعیین شده و عدم اجرای شرط تنصیف دارایی میباشد. که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و پس از استعلام وضعیت ثبتی پلاک شماره 13551 *از اداره ثبت اسناد و املاک شعبه *و وصول پاسخ از مرجع یاد شده که حکایت از مالکیت بالسویه زوجین در ششدانگ پلاک مذکور که مشتمل بر یکدستگاه اپارتمان بانضمام انباری و پارکینگ بوده دارد. سرانجام در وقت فوق العاده ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/02 با توجه به پاسخ استعلام ثبتی واصله که دلالت دارد. زوج مالک سه دانگ پلاک ثبتی شماره 13551 *است.و مقرر به اینکه زوج همزمان با اجرای طلاق یک دانگ از این پلاک را در اجرای شرط تنصیف دارایی به زوجه انتقال دهد و در سایر موارد، محتویات پرونده بر صحت دادنامه تجدیدنظر خواسته اشعار دارد. لذا تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه را غیروارد تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/06/09 به وکلای طرفین ابلاغ شد و وکیل زوجه در تاریخ 1400/06/30 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی خانم س. ب. ا. ز. ب. لت از طرف خانم ج. خ. ع. ج. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/06/02 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/02/10 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا به دلالت محتویات پرونده زوج فرجام خوانده متقاضی طلاق همسرش بوده و مطابق مقررات ماده 1133 قانون مدنی اختیار دارد. هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و رعایت مقررات قانونی همسرش را مطلقه نماید. و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجام خواه در خصوص مورد موثر در مقام نمیباشد. و به علاوه در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در خصوص حقوق مالی زوجه اعم از مهریه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک و جهیزیه و تنصیف دارایی زوج در دادنامه های بدوی و فرجام خواسته تعیین تکلیف به عمل امده است.و چون در تعیین میزان اجرت المثل خدمات ایام زندگی مشترک از سوی دادگاه با لحاظ کلیه عوامل موثر در قضیه مورد لحاظ قرار گرفته و مبلغ تعیینی هم رقم متعارف و متناسبی محسوب بوده و مغایرتی با اوضاع و احوال موضوع ندارد. لذا اعتراض وکیل زوجه نسبت به میزان اجرت المثل تعیینی در حدی نیست که خدشه ای بر تشخیص دادگاه وارد و موجبات نقض دادنامه فرجام خواسته را فراهم سازد بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با لحاظ محتویات پرونده و پیوست ان و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض وکیل فرجام خواه به کیفیتی نیست که خدشه ای بر دادنامه معترض عنه وارد و نقض انرا ایجاب نماید. و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.