عدم حضور وکیل در جلسه واخواهی جرایم مهم

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/31
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: عدم دعوت و حضور وکیل در جلسه رسیدگی به واخواهی در جرائم مهم به ویژه با مجازات سلب حیات،موجب بی اعتباری رای صادره است.

رای خلاصه جریان پرونده

به موجب محتویات پرونده متهمان به نام‌های 1 - ع. ح. و 2 - ک.ب. ص.ز. قصد خرید مواد مخدر از مقتول ن.ح. را داشته‌اند و به علت نداشتن وجه جهت پرداخت ثمن مواد مخدر متهم ردیف اول با اسلحه کلتی که همراه داشته به سمت مقتول شلیک نموده و ن.ح. به قتل می‌رسد. حسب گزارش مرجع انتظامی حین دستگیری متهم ردیف اول به سمت مامورین تیراندازی نموده که بلافاصله دستگیر و یک قبضه اسلحه کلت از وی کشف می‌شود. در تحقیقات صورت گرفته وی می‌گوید به اتفاق یکی از دوستانم به نام ک.ب. به خاطر اعتیادی که داشتیم جلوی فرد عابر پیاده‌ای را گرفتیم و با تهدید سلاح مبادرت به سرقت نمودیم. متهم ردیف دوم در تحقیقات مرجع انتظامی بیان داشته ساعت 12 شب به نزد فردی که تیر خورده رفتیم، ع. مقداری هروئین از وی گرفت و سپس قصد سرقت وجه از شاکی را داشت و چون او از پرداخت پول لجاجت نمود ع. با اسلحه کلت به سمت وی شلیک کرد و مجروح شد و به اتفاق از محل متواری شدیم ناگهان مامورین به ما مظنون شدند قصد دستگیری ما را داشتند که ع. به سمت مامورین شلیک کرد و از محل فرار کردیم وارد یک منزل شدیم که مامورین آمدند و. را دستگیر کردند و من در یک منزل دیگر تا صبح مخفی شدم. مقتول در مرجع انتظامی بیان نموده در مسیر برگشت روبروی منزل عمویم دو نفر جلو مرا گرفتند و یکی از اسلحه‌اش را در آورد و گفت هر چی داری دربیاور و من فکر کردم شوخی می‌کند ناگهان شروع به تیراندازی کرد، سه تیر شلیک کرد که یکی به من خورد. متهم ردیف دوم در بازپرسی اعلام نموده من فقط با س.ح. همراه بودم، هیچ سلاحی نداشتم، س. فقط سلاح کمری داشت. به شرح برگ 29 پرونده متهم ردیف اول می‌گوید ک. اسلحه را در آورد و دو تیر به سمت زمین شلیک کرد و نزد بازپرسی هم بیان داشته ک. اسلحه را بیرون آورد و شلیک کرد ولی به شرح برگ 40 پرونده اقرار نموده که به سمت ن. ح. شلیک نموده است و نزد بازپرس هم اقرار نموده که به سمت مقتول تیراندازی کرده است و گفته از روی ترس دروغ گفتم که ک. شلیک کرده است ولی من زدم و اسلحه متعلق به من است و ک. فقط حضور داشت. متهم ردیف دوم هم اتهام معاونت در قتل عمدی را قبول نموده است. بازپرسی محترم قرار مجرمیت متهمان را صادر ولی دادستان محترم مخالفت کرده و نظر به منع تعقیب متهمان داشته است. دادگاه با تایید نظر دادستان قرار منع تعقیب دادستان را صحیح تشخیص داده، لکن در مقام اعتراض به قرار منع تعقیب، اعتراض را وارد تشخیص و قرار جلب به محاکمه صادر نموده است. متهم ردیف دوم با قرار وثیقه آزاد بوده و متهم ردیف اول پس از صدور قرار منع تعقیب آزاد شده است. اولیاء ‌دم مقتول تقاضای قصاص متهم ردیف اول را نموده‌اند و اعلام داشته‌اند از متهم ردیف دوم شکایتی ندارند. جلسه دادگاه با حضور وکیل تسخیری تشکیل و نامبرده اعلام نموده با توجه به گواهی پزشکی قانونی و قاعده درء به لحاظ عدم امکان احراز علت مرگ نمی‌توان قائل به قصاص بود. پزشکی قانونی اعلام نموده اصابت گلوله به ناحیه شکم و لگن در خصوص ن. ح. کشنده محسوب می‌گردد و در نهایت دادگاه متهم ردیف اول را به قصاص نفس و متهم ردیف دوم را به پانزده سال حبس محکوم کرده و اعلام داشته رای غیابی است و قابل واخواهی در این دادگاه می‌باشد. با اعلام فوت محکوم‌علیه ردیف دوم دادیاری اجرای احکام در مورد وی قرار موقوفی اجرا صادر نموده است. محکوم علیه ردیف اول در زندان چابهار محبوس بوده و با اعزام به اجرای احکام دادسرای زاهدان نسبت به رای غیابی واخواهی نموده و پرونده جهت رسیدگی به واخواهی به دادگاه ارسال و شعبه اول دادگاه کیفری استان قرار بازداشت موقت وی را صادر و با تشکیل جلسه رسیدگی جهت واخواهی با حضور نماینده دادستان در نهایت به موجب رای تجدیدنظرخواسته دادنامه غیابی در مورد وی را عینا تایید می‌نماید. محکوم‌علیه به دادنامه معترض و جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می‌گردد و از سوی ریاست محترم شعبه جهت تهیه گزارش و ممیز به اینجانب ارجاع می‌شود. اینک گزارش تقدیم ریاست محترم شعبه می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی اکبر بنائی راد عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای م. حسین ارجمند دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه تجدیدنظرخواه چون رعایت تشریفات شکلی مبنی بر دعوت و حضور وکیل نشده است. لذا دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا‌ به بند ب (قسمت 2 ) از ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نظر به نقض رای تجدیدنظرخواسته و رسیدگی مجدد در همان شعبه دارم. در مورد دادنامه شماره --- مورخه 17 / 02 / 1394 فرجام‌خواسته مشاوره نموده، ختم رسیدگی را اعلام، چنین رای می‌دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

مقنن به موجب تبصره 1 ماده 186 قانون آیین دادرسی سابق و نیز ماده 348 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 جلسه رسیدگی بدون حضور وکیل را در مورد جرائم مهمه من جمله سلب حیات ممنوع نموده و اطلاق منع قانونگذار در این مورد شامل جلسه رسیدگی به واخواهی محکوم علیه نیز می‌شود. دادگاه محترم جلسه رسیدگی جهت واخواهی را بدون دعوت و حضور وکیل برگزار نموده و عدم رعایت این امر به لحاظ اهمیت آن موجب بی‌اعتباری رای می‌شود. لذا به استناد بند (ب) و قسمت 2 از همین بند از ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای تجدیدنظرخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد وفق مقررات و تشریفات قانونی به دادگاه محترم صادرکننده رای ارجاع می‌شود. این رای قطعی است.

رئیس و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور

علی اصغر باغانی - علی اکبر بنائی راد

منبع