عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/27
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه، ماده 655 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 است و ماده 122 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در این خصوص، ملاک عمل نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 92/2/25 خانمی به نام ز. ر. در مرکز بخش ب. بر اثر اصابت گلوله مجروح که بعد از انتقال به بیمارستان... شهرستان ایرانشهر وی فوت کرده است. مامورین به محض اطلاع در محل حاضر شده اند. آثار خون و اصابت یک عدد فشنگ جنگی کاملا مشهود بوده. افراد حاضر در محل ضارب را فردی به نام ص. ب. اعلام و اظهار داشته اند که انگیزه اصلی ضارب، تیراندازی به سمت فردی به نام ی. ر. بوده که بنا به دلایل نامعلومی اقدام به تیراندازی به سمت مجروح فوق الذکر نموده است یک عدد پوکه در صحنه توسط مامورین کشف و ضبط شده است و نیز آثار اصابت دو عدد فشنگ جنگی روی درب منزل که سوراخ شده نیز مشاهده شده است. موضوع درگیری اختلاف مالی ضارب و برادر زاده مقتوله آقای ی. ر. اعلام شده است (ص 1 - 2 - 3 ) همسر مقتوله در حضور مامورین (ص 3 ) و در کلانتری (ص 4 ) ضمن توضیح به اینکه. به همراه همسرم ز. ر. به منزل برادر ش اقای ی. ر. آمدیم... در حال خوردن نهار بودم و همسرم پشت درب منزل بوده که... پس از تیراندازی به طرف آقای ی. ر. تیربه همسرم اصابت می کند. که در بیمارستان فوت کرده است س: آیا قاتل را می شناسید یا با نامبرده اختلاف داشته اید ج: قاتل اقای ص. ب. می‌باشد و با اقای ی. ر. اختلاف داشته اند. موضوع توسط سرپرست محترم فرماندهی انتظامی بخش بمپور به دادسرا در وقت کشیک گزارش شده است بازپرس کشیک به شرح برگ 7 دستورات لازم جهت پیگیری موضوع را صادر نموده است. مادر مقتوله هم به شرح برگ 19 در مرجع انتظامی علیه اقای ص. ب. به عنوان قاتل فرزندش شکایت و تقاضای پیگیری موضوع را نموده است. پزشکی قانونی به شرح برگ 25 پرونده ضمن تشریح وضعیت جسد مقتوله اعلام کرده است. در معاینه تنه. سوراخی به قطر تقریبی نیم سانتی متر. قدام قفسه صدری در سمت چپ بالای سینه چپ (مشابه ورودی گلوله) و سوراخی به ابعاد تقریبی 1 × 1 سانتی متر منطبق برورودی خلف قفسه صدری در سمت چپ (مشابه خروجی گلوله) مشاهده گردید... بر این اساس علت مرگ اصابت مرمی آتشین به قفسه صدری و خونریزی داخل قفسه صدری و عوارض آن، تعیین و جواز دفن به نام وی صادر گردید: از آقای ی. ر. به شرح برگ 24 پرونده در خصوص علت و انگیزه قاتل ص. ب. در خصوص تیراندازی سئوال شده است. نامبرده در پاسخ گفته است. حدودا سه ماه پیش من از ص. ب. یک دستگاه موتورسیکلت خریداری نمودم و مبلغی حدودا سیصد هزار تومان بدهکار شدم. گفتم اگر چند روزی صبر کنید پولش را می دهم و دیروز با یک خود روی پراید مشکی حدودا ساعت 11 (یازده) صبح که نتوانستم پلاک آن را یادداشت نمایم به درب منزل من و تنها مراجعه کرد و سر پول جرو بحث و نزاع نمود که ناگهان سلاح کمری که به همراه داشت حدودا سه تیر به سمت من تیراندازی کرد و من به سمت منزل فرار کردم و در را بستم که با توجه به اینکه خالم مرحومه ز. ر. و خواهرم پشت در ایستاده بودند که من به آنها گفتم که برید عقب در همین حین دو تیر دیگر به سمت درب منزل شلیک کرد که فکر کنم حدودا دو تیر به قفسه سینه خالم برخورد نمود و پس از دادو فریاد که مشخص شد تیر به خاله مرحومم اصابت نمود از محل متواری شد و سریعا با خودرو خود متواری شد. وی سپس آدرس ص. ب. را اعلام کرده است. تحقیقات مامورین مشخص کرده است که اقای ص. ب. پس از تیراندازی با وسیله نقلیه پراید مشکی رنگ به رانندگی فردی به نام آقای ح. س. از محل متواری شده است. آقای ح. س. در تاریخ 92/3/14 توسط مامورین دستگیر شده است (ص 44 ) وی هنگام دستگیری به همراهی با آقای ص. ب. اعتراف نموده که وی در روز حادثه آقای ص. ب. را از ایرانشهر جهت تسویه حساب با آقای ی. ر. به بمپور آورده و پس از تیراندازی به اجبار و تهدید اسلحه مشارالیه را همراهی کرده است. اقای ی. ر. در مواجهه با اقای ح. س. و در مرجع انتظامی (ص 45 - 46 ) اعلام کرده است که در روز درگیری و تیراندازی ص. ب. آقای ح. س. حضور داشته ولی تهدیدی از سوی تیرانداز نسبت به وی انجام نگرفته است و اقای ص. ب. بعد از تیراندازی با اتومبیل اقای ح. س. متواری شده است. و آقای ح. س. در هنگام تیراندازی ص. ب. جلو نیامده و نقشی در تیراندازی نداشته و فقط راننده بوده. که ص. را به آنجا آورده و پس از قتل آن را سوار خودرو کرده و از صحنه متواری شده است. مامور اولیاء دم مقتول از آقای ح. س. هم به علت همکاری وی در قتل مرحوم و پنهان سازی و فراری دادن قاتل شکایت نموده‌اند (ص 47 ) آقای ح. س. هم در تحقیقات انجام گرفته. اقرار کرده و گفته که... من قبول دارم. من داخل شهر بودم ص. زنگ زد که من بازارم بیا من را ببر تا ب. ه کم پول طلب دارم می خواهم بگیرم... آنجا که رفتیم.. یه دفعه ی. ر. از خونه آمد بیرون. اول با هم حرف زدن... بعدش ی. آمد بهش حرف بد زد که پولا رو نمی دم... تا اینکه ص. اسلحه را در آورد حدود چهار پنج تا تیر به طرف درب خانه زد بعدش دوید آمد تو ماشین و پس از آنکه یک تیر به ماشین زد و با زور بهم گفت حرکت کن من از ترس حرکت کردم. وی اعلام کرده که از بستگان ص. می باشم و ص. فردی شرور و مسلح بود و نه ماه پیش نیز به زندان رفته بود... (ص 48 - 49 ) آقای ح. س. در دادسرا هم عمدتا همین حرفها را تکرار کرده است (ص 55 - 56 ) و در دفاع از اتهام معاونت در قتل ز. ر. (حسب شکایت اولیاء دم...) گفته است: من از ص. ترسیده بودم موقع شلیک کردن عین دیوانه ها بود منم آن لحظه نمی دونستم که کسی کشته شده بعدا فهمیدم... میخواستم با آنها همکاری کنم (ص 57 ) پرونده به شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ایرانشهر ارجاع شده است (ص 61 ) بازپرس سوابق اقای صاحب ب. را استعلام کرده است. سوابق وی به شرح برگ 670 اعلام شده است. کارشناس بررسی صحنه هم پس از ملاحظه جسد مقتوله اصابت گلوله به قفسه سینه سمت چپ مقتوله زینب ر. را تایید کرده است (ص 38 آقای ص. ب. فرزند ع. در تاریخ 92/11/18 همراه یک فرد دیگر در حالی که مسلح بوده است در منطقه شهر دراز قصد راهبندی و سرقت مسلحانه از سه نفر به نامهای 1 - عباس شمسی فرزند نوردر 2 - حسینعلی احمدی فرزند قنبر 3 - قاسم شارعی که جهت تفریح به آن منطقه رفته بودند داشته اند که با آنها درگیر شده اند (مطابق آنچه در صورتجلسه دستگیری ذکر شده است) یکی از سه نفر از پرسنل ناجا بوده که موفق شده است یکی از دو نفر را که بعدا معلوم شده است. ص. ب. می‌باشد دستگیر و مراتب به اطلاع مامورین انتظامی رسیده است و مامورین در محل اعلامی حاضر ووی را در حالی که مسلح به سلاح کلاش بوده دستگیر و علاوه بر کلاش، 6 تیغه خشاب با چهل و پنج عدد تیر جنگی و یک عدد نارنجک جنگی و یک دستگاه موتورسیکلت کشف شده است در این درگیری آقای ص. ب. از ناحیه سرو صورت و بدن و دست راست مجروح و از ناحیه دست چپ دچار شکستگی گردیده است. فرد دیگر از محل متواری شده است (ص 147 ) از آقای عباس شمسی و یکی از افراد درگیرشده که خودش را نظامی (تیپ 388 پیاده مکانیزه) معرفی کرده است به عنوان شاکی تحقیق شده است. نامبرده در خصوص ماجرا گفته است... بنده در معیت خانواده و نیز یکی از دوستان همکارم به نام حسینعلی احمدی و نیز از دوستان دیگرم به نام قاسم شارعی جهت تفریح و گردش به منطقه شهر دراز زمینهای کشاورزی موجود. همگی در یک جا نشسته بودیم که یک دستگاه موتورسیکلت هوندا با دو سر نشین نزدیک ما شدند که به محض پیاده شدن از موتورسیکلت فرد دستگیر با یک قبضه اسلحه کلاش و نیز یک جلیقه خشاب که بر روی سینه بسته بود با مسلح کردن سلاح خودرو نیز همکاروی که یک قبضه سلاح لوله کوتاه و کلت در دست داشت به سمت ما حمله ور شده و از ما درخواست کلیه اشیاء قیمتی و پول نقد و کلید خودرو و سایر وسایل از ما به زور سلاح نموده که با همکاری دیگر دوستانمان در یک لحظه با سارقین مسلح درگیری فیزیکی پیدا کرده که نامبرده یک گلوله تیراندازی نمودولی توانستم به وی مسلط شوم. ضمن اینکه دوستان دیگر من فرد متواری را دنبال کردند و یکی از همراهیان بنده که از همکاران ناجا می‌باشد با سلاح کلاش که از فرد دستگیر شده به دستمان آمد به سمت سارق مسلح دیگر تیراندازی نمود و احتمالا سارق را مورد اصابت گلوله قرار داد ولی متاسفانه متواری شد. س: آیا سارق مسلح متواری موفق به سرقت از وسایل شما شده است ج: یک دستگاه گوشی موبایل نوع سامسونگ با شماره 0915672667 و نیز کلید خودرو دوستم را نیز وی با خود برد ص 148 ) سوابق (هشت فقره سابقه) کیفری اقای صاحب ب. (متهم) به شرح برگ 149 و 150 ضمیمه شده است. در پلیس آگاهی ایرانشهر در تاریخ 92/11/18 از متهم اقای ص. ب. تحقیق شده است. وی ابتدا در خصوص سلاح مکشوفه از وی در زمان دستگیری گفته است. سلاح کلاش و فشنگهای مکشوفه و نیز نارنجک دستی را از فردی به نام یعقوب سیاه خانی خریده ام چون طرف دارم. طایفه ر. از بمپور به خاطر قتل زینب ر. طرف من است و قصد داشتم زمانی که نتوانم از اسلحه استفاده کنم یا اینکه مامورین قصد درگیری را داشته باشند و یا اینکه مهماتم تمام شود از آن (نارنجک) استفاده کنم. از وی سئوال شده است در خصوص قتل ز. ر. اینکه چرا وی را به قتل رسانده اید و انگیزه شما از قتل متوفی چه بوده را توضیح دهید که در جواب گفته است. حدود یک سال قبل یک قبضه کلت رولور به مبلغ -/ 2/500 به یاسر ر. فرزند یار محمد فروختم و قرار شد پول اسلحه را یک هفته ای بدهد که یک موتور به مبلغ -/ 1/300 بابت پول کلت داد الباقی را نداد و امروز و فردا می کرد تا اینکه اوایل سال 92 جهت دریافت الباقی رفتم درب حیاط منزلشان با حفیظ ا... س. و با خودرو پراید. ابتدا موضوع را با یاسر گفتم ولی او شروع کرد با من به جرو بحث کردند و در آخر گفت پولت را نمی دهم هر غلطی می خواهی بکن من با کلت تی تی که از نظر زردکوهی به مبلغ -/ 1/500 خریداری کرده بودم چند گلوله به طرف پاهای یاسر تیراندازی نمودم یاسر فرار کرد و خودش را داخل حیاط انداخت و مجدد درب را باز کرد قصد داشت با آجر مرا بزند من مجدد با کلت تعداد چند تیر به طرف پآیین درب تیراندازی کردم و سریع خودم را به ماشین حفیظ رساندم که یک تیربه درب خودرو حفیظ خورد و سریع از محل متواری شدیم در بین مسیر حفیظ گفت چرا به درب خودرو من تیراندازی کردی گفتم حواسم نبود وی نام رفیق خود را که متواری شده سعید متحدی اعلام کرده و گفته که نام پدر وی را نمی دانم ولی آدرس محل سکونت را وی را بیان کرده است. س: چند گلوله به در منزل یار محمد ر. شلیک کردی ج: پنج گلوله شلیک کردم س: دقیقا به کجا شلیک کردی ج: به طرف پآیین در س: زمان تیراندازی مرحوم زینب ر. کجا بود ج: اصلا او را در روز حادثه ندیدم ولی فکر کنم پشت درب حیاط بود س: آیا یاسر ر. مسلح بود ج: خیر من در دست او سلاحی ندیدم س: زمانی که شما به طرف درب تیراندازی کردید آیا به جز یاسر ر. کس دیگری از اهالی منزل جلو درب حضور داشت ج: فقط یاسر بود ومن کس دیگری ندیدم س: آیا شما می دانستید که مرحوم زینب ر. پشت درب فوق حضور دارد ج خیر نمی دانستم و زمانی که تیراندازی کردم ومتواری شدم نیم ساعت بعد همسرم با من تماس گرفت و گفت زینب ر. خواهر یار محمد عمه یاسر به قتل رسیده است... من نمی دانستم کسی پشت درب حیاط است و از طرفی من قصد ترساندن یاسر را داشتم ولی تیرها به مقتول اصابت کرده بود و من قصد کشتن زینب ر. را نداشتم. س: نقش حفیظ ا... س. در قتل مرحوم زینب ر. چه می‌باشد ج: هیچ نقشی نداشت. چون دوستم بود و ماشین داشت به او زنگ زدم که بیا برویم از یاسر پول طلب دارم بگیرم او آمد و با یکدیگر رفتیم درب حیاط یار محمد اصلا قصد درگیری نداشتم ولی ناگهان اتفاق افتاد منهم سپس به بیست و هفت ( 27 ) فقره سرقت مسلحانه دیگر هم اعتراف کرده است و در پاسخ به سئوال به اینکه آیا تا بحال به طرف کسی تیراندازی نموده اید گفته است. بله مالباختگانی که در هنگام سرقت مقاومت می کردند جهت ترساندن آنها به طرف پای آنها تیراندازی کرده ام و سه الی چهار بار تیراندازی کرده ام. وی مجددا به فروش یک اسلحه کلت رولور به یاسر ر. و تیراندازی به سمت او در روز حادثه و نیز تیراندازی به درب حیاط آنها که منجر به قتل مرحوم زینب ر. شده است را قبول نموده است (ص 152 تا 160 ) تصویر گواهی حصر وراثت مربوط به اولیاء دم مقتوله زینب ر. که حاکی است ورثه وی مادرش خانم ف. ر. و همسرش اقای ن. ر. می‌باشند. به شرح برگ 132 و 164 ضمیمه پرونده است: دو نفر به نامهای 1 - فرج بهادری فرزند فقیر محمد 2 - محمد رودینی فرزند لال محمد هم به عنوان شاکی مدعی شده اند که دو نفر موتور سوار حدود ساعت 18 شب به صورت مسلحانه جلو انها گرفته و موتورسیکلت و مدارک موتور - سه عدد گوشی و... از آنها سرقت کرده اند. که یکی از آنها گفته موفق به شناسایی آنها نشده دیگری (شاکی ردیف 2 ) گفته که آن شب آنها را نشناختم ولی بعدا مردم گفته اند که نام یکی از سارقین ص. ب. بوده است (ص 170 - 171 ) در تاریخ نوزدهم بهمن ماه 92 بین دو نفر شاکی اخیر الذکر و متهم دستگیر شده مواجهه داده اند شکاه مجددا اظهارات قبلی خودشان را تکرار و از سارق شکایت نموده‌اند ولی متهم گفته. اظهارات آنها را قبول ندارم (ص 173 ) از آقای حفیظ ا... س. مجددا تحقیق شده است که وی عمدتا مطالب قبلی خودش را در خصوص رفتن با ص. ب. به جلو منزل یاسر ر. جهت گرفتن طلب خود و مشاجره آنها و سپس تیراندازی ص. به سمت یاسر وسپس درب حیاط آنها و ماشین خودش تکرار کرده است (ص 174 تا 176 ) در تاریخ 92/11/19 بین حفیظ ا... س. و ص. ب. مواجهه داده اند که حفیظ ا... اظهارات قبلی را تکرار و اقای ص. ب. هم گفته کاملا حرفهای س. را قبول دارم و من نمی خواستم زینب ر. را بکشم. چون او اصلا داخل کوچه نبود ومن او را ندیدم (ص 177 ) در تاریخ 92/11/20 آقای ص. ب. فرزند ع.الف. به دادسرا برده شده است. بازپرس خطاب به وی س: حسب گزارش مرجع انتظامی اظهارات آقای حفیظ ا... س. در دادسرا و جلسه مواجهه حضوری با شما. شکایت اولیاء دم - تصاویر مربوط به جسد (که ضمیمه پرونده است) نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت و صورتجلسه بازدید از صحنه قتل و اظهارات شما در مرجع انتظامی صورتجلسه کشف یک عدد نارنجک ضد نفر و یک قبضه اسلحه کلاشینکوف و تعداد چهل و پنج عدد مهمات مربوطه و سوابق قبلی شما که دایر بر هشت مورد می‌باشد و جمیع اوراق و محتویات پرونده: اتهام شما دایر. قتل عمدی زن مسلمان با سلاح گرم در ماه حرام. حمل و نگهداری اسلحه نیمه اتوماتیک کمری از نوع تی تی غیر مکشوفه که قتل به وسیله آن اتفاق افتاده است و حمل و نگهداری یک عدد نارنجک ضد نفر به عنوان مواد منفجره نظامی و یک قبضه اسلحه خودکار کلاشینکوف و چهل و پنج عدد مهمات مربوطه و شروع به سرقت مسلحانه به نحو مشارکت و فروش یک قبضه اسلحه کلت کمری از نوع رولور به آقای یاسر ر. به شما تفهیم می‌گردد از خودتان دفاع کنید. نامبرده با تکرار گفته های قبلی فروش یک قبضه کلت کمری رولور به مبلغ -/ 2/500 به یاسر ر. و رفتن به محل سکونت وی جهت دریافت الباقی پول آن و تیراندازی به سمت پاهای یاسر (و دو یا سه تیر) جهت ترساندن وی و رفتن یاسر به داخل منزل و برگشت او با آجر و حمله به وی و تیراندازی مجدد او به سمت درب حیاط که یکی از آنها به درب خورده و بعدا متواری شدن با حفیظ ا... س. و با وسیله نقلیه او و اینکه اخیرا با همدستم به نام سعید متحدی شروع به سرقت مسلحانه کرده اند گفته است. تا اینکه در روز دستگیری در حوالی گاوداری سگالی چند خانواده نشسته بودند جلو مارا گرفتند. گفتند اینجا خانم نشسته و از اینجا تردد نکنید که از موتور پیاده شدم و اسلحه را در آوردم و گفتم جیبهایتان را خالی کنید آنها جیبهایشان را خالی کردند و سوئیچ را روی زمین انداختند من رفتم بردارم که یکی از آنها پرید و مرا گرفت که سعید در حالی که کلت تی تی داشت فرار کرد و من با آنهایی که مرا گرفته بودند درگیر شدم و مجروح شدم که بعدا مامورین آمدند و من را به کلانتری بردند البته فکر کنم خود آنها مرا به کلانتری بردندو آنها با اسلحه کلاش من به طرف سعید تیراندازی کردند ولی سعید فرار کرد و زمانی که من به طرف درب تیراندازی کردم نمی دانستم زینب پشت درب است (ص 179 تا 181 ) تصاویر مربوط به جسد مقتوله و نیز اتومبیلی که مورد اصابت گلوله قرار گرفته است به شرح اوراق 203 تا 205 ضمیمه پرونده است. نتیجه بررسی پوکه های مکشوفه به شرح برگ 235 ضمیمه شده است) در تاریخ 1393/05/21 متهم - ص. ب. تحت الحفظ در دادسرا حاضر شده است. اتهامات آقای ص. ب. مجددا به وی تفهیم و خواسته شده است آخرین دفاع خودش را بیان کند. نامبرده در پاسخ گفته است: من چند ماه قبل با آقای یاسر ر. یک عدد کلت کمری رورور به مبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان فروخته بودم و آن روز برای دریافت طلبم به آنجا مراجعه کردم که حاضر به پرداخت نشد و بعد با هم درگیر شدیم او با یک آجر به طرف من حمله کرد و من با یک عدد کلت تی تی پنج عدد تیر شلیک کردم که یک عدد آن به دیوار برخورد کرد و دومی به درب خودرو آقای حفیظ ا... س. برخورد کرد و بعد یاسر به داخل خانه فرار کرد و دو باره با یک آجر به بیرون آمد که من اسلحه را به او گرفتم که خودش را پشت دیوار قایم کرد و من سه تیر به طرف او شلیک کردم یکی به طرف بالا و دو تیر به طرف پاهای یاسر بعد از اینکه از محل فرار کردیم همسرم با من تماس گرفت و گفت زنی در بمپور تیر خورده است که من قبول نکردم و بعد مادرم دو باره تماس گرفت و گفت زینب ر. تیر خورده است و اسلحه کلت تی تی را بعدا به مبلغ دو میلیون تومان فروختم و بعد از آن ماشین پراید که متعلق به من بود فروختم و یک عدد کلاش به مبلغ چهار میلیون و پانصد هزار تومان از نظر زردکوهی خریدم. چند وقت یک عدد نارنجک به مبلغ هفتصد و پنجاه هزار تومان از یعقوب سیاخانی (زردکوهی) خریداری کردم و در خصوص شروع به سرقت مسلحانه من قصد سرقت نداشتم و تنها با آنها بحث لفظ داشتم که من را دستگیر کردند س: شما در جلسه قبل به ارتکاب شروع به سرقت مسلحانه خود اعتراف کردید چه توضیحی دارید ج: چیزی یادم نمی آید س: مشخصات کامل سعید را بیان کنید ج: اسم او سعید متحدی می‌باشد و من با او هیچ گونه سرقتی انجام نداده ام س: در خصوص بیست و هفت فقره سرقت مسلحانه به همراه سعید متحدی چه توضیحی دارید بیان کنید ج: این اعترافات را در آگاهی که تحت فشار بودم اعتراف کردم و هیچ گونه سرقتی انجام نداده ام (ص 239 - 240 اولیاء دم مقتوله خانم ف. ر. به شرح برگ 133 به عنوان شاکی گفته است. من از قاتل شکایت دارم و من تقاضای قصاص او را دارم ولی من پولی برای پرداخت فاضل دیه ندارم. زینب بچه ای نداشته و باردار نیز نبوده است س: قاتل دختر شما چه کسی بوده است ج: ص. ب. شوهر مقتوله هم به شرح برگ بین دو برگ 133 و 134 که فاقد شماره است گفته است من از قاتل شکایت دارم ومن تقاضای قصاص دارم ولی پولی برای پرداخت فاضل دیه ندارم. او هم گفته متوفی بچه ای نداشته و باردار نبوده است و قاتل همسرش صاحب ب. فرزند ع.الف. است. پرونده پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به شرح اوراق 241 تا 243 ) به دادگاه کیفری استان سیستان و بلوچستان ارسال و به شعبه اول ارجاع شده است (ص 254 ) دادگاه در تاریخ 93/6/24 به شرح برگ 256 به متهم که تحت الحفظ به دادگاه آورده شده است. تفهیم کرده است که ظرف 10 روز از این تاریخ نسبت به معرفی و تعیین وکیل اقدام نماید... متهم اظهار داشته است. فهمیدم ولی پولی ندارم که وکیل بگیرم و دادگاه برایم وکیل بگیرد... دادگاه به شرح صورتجلسه مورخه 93/6/27 اقای حسین مودی را به عنوان وکیل تسخیری متهم (ص. ب.) تعیین نموده است (ص 257 ) دادگاه در تاریخ 1394/02/13 و در وقت مقرر با حضور نماینده دادستان، متهم (ص. ب.) ووکیل تسخیری وی آقای حسین مودی تشکیل شده است، اولیاء دم آقای ن. ر. و خانم ف. ر. علیرغم ابلاغ صورت گرفته حضور نیافته اند و لایحه ای از آنان واصل نشده است، شاکی آقای عباس شمسی هم حضور نداشته است و اساسا دعوت نشده است ولی با وی تماس تلفنی گرفته شده (شماره های تلفن مبدا و مقصد نوشته شده است) که نامبرده بیان داشته. در خصوص شروع به سرقت از متهم شکایتی ندارد، ابتدا نماینده دادستان اظهار داشته است، بسم ا... الرحمن الرحیم، وفق مقررات تقاضای صدور حکم شایسته و قانونی دارم. دادگاه خطاب به متهم ص. ب....س: اتهامتان با توجه به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ایرانشهر - شکایت اولیاء دم و شاکی عباس شمسی، گواهی پزشکی قانونی، اظهارات ح.س. صورتجلسه دستگیریتان و کشف سلاح کلاش غیر مجاز و شش خشاب و 45 عدد فشنگ و مواجهه حضوری صورت گرفته بین شما و ح.س. اقاریرتان در تحقیقات مرجع انتظامی و بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مذکور و اظهارات آقای ی.ر. مباشرت در قتل عمدی مرحوم ز.ر. با اسلحه کلت کمری. حمل و نگهداری یک عدد نارنجک ضد نفر حمل و نگهداری یک قبضه اسلحه کلاش غیر مجاز خودکار و مهمات مربوطه (شش تیغه خشاب و 45 تیر جنگی) حمل و نگهداری یک قبضه کلت کمری تی تی غیر خودکار غیر مجاز. شرکت در شروع به سرقت مسلحانه موضوع شکایت آقای ش.، فروش یک قبضه کلت کمری رورور غیر مجاز به یاسر ر. تفهیم می‌شود چه دفاعی داریدج: در خصوص قتل عمدی ز.ر. باید بگویم که زمانی که من و ی. با هم درگیر شدیم زینب حضور نداشت من به طرف یاسر تیراندازی کردم یاسر داخل کوچه کنار درب حیاط بود. حیاط متعلق به خانواده یاسر بود و مرحوم زینب ر. خانه اش جای دیگری است ولی برای برادرش که پدر ی. باشد آنجا بوده است. من با ح.س. با ماشین وی که پراید نوک مدادی بود به خانه ی. رفتیم تا طلبم را از وی بگیرم. یک قبضه اسلحه کلت به مبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان به وی فروخته بودم. یک میلیون و سیصد هزار تومان موتوری به من داد و مابقی را قرار بود یک هفته ای به من بدهد که نداد و یک سال طول کشید. فروش یک قبضه اسلحه کلت کمری به یاسر ر. را قبول دارم. ابتدا که به آنجا رسیدیم سئوال کردم خواهر ی. گفت ی. اینجا نیست. بعد دیدم خود ی. از داخل حیاط بیرون امد و به وی گفتم بیا ی. طلبم را بده گفت من چنین پولی ندارم که به تو بدهم سه الی چهار متر تا درب حیاط منزل فاصله بود من را جواب کرد و گفت نمی دهم. بحثمان شد می خواست به من سیلی بزند من خودم را عقب کشیدم و اسلحه کلت را از کمرم برداشتم و یک تیر زدم که به درب ماشین خورد و ی. فرار کرد و رفت داخل حیاط خانه. می خواستم سوار ماشین شوم به محض اینکه پایم را داخل ماشین گذاشتم دیدم ی. با آجر به طرف من می آید و می خواهد به من بزند که من پایم را از ماشین بیرون گذاشتم و ایتدا یک تیر هوایی زدم بعد دو تیر بغل پاهایش زدم ولی به وی نخورد و می خواستم اورا بترسانم بعد سوار ماشین شدم رفتیم لحظه ای که تیراندازی کردم ی. داخل کوچه جلو درب بود خودم ندیدم ولی فامیلهایم گفتند یک تیر به ارتفاع یک متر از زمین به درب خورده بود و نمی دانم که همین تیر به خانم ز. خورده است یا نه آنها می گویند همین تیر خورده است ولی من نمی دانم تیر من خورده یا تیر خودشان، حمله و نگهداری اسلحه کلت کمری غیر مجاز که با آن تیراندازی کرده ام را قبول دارم در خصوص اسلحه کلاش باید بگویم که آن را نیز قبول دارم 45 فشنگ و 6 (شش) خشاب را نیز قبول دارم. شروع به سرقت مسلحانه را قبول ندارم. من و س.م. برای سرقت نرفته بودیم. س. اسلحه کلت داشت ومن اسلحه کلاش داشتم. داشتیم از آنجا رد می شدیم ومی خواستیم به لاشار برویم که آنها به ما گفتند چرا از اینجا رد می شوید. س. می خواست دور بزند گفتم نه س. نایست برو با موتورسیکلت بودیم و س. راننده بود آمد و کنارشان ایستاد. اسلحه در دستم بود. گفتم تو چه کاره ای که هرکس از اینجا رد می‌شود گیر می دهی ؟ داشتم با این فرد صحبت می کردم که خانمی جلو آمد و گفت من معلم بچه هایتان بوده ام. گفتم کاری با شما نداریم می خواهم به این آقا حالی کنم که هرکس رد می‌شود گیر ندهد. داشتم با این خانم صحبت می کردم و حواسم نبود که پرید و من را قلاب کرد و اسلحه را از من گرفت و من را که گرفتند س. فرار کرد. من را به حدی زدند که بی هوش شدم نمی دانم دستم همانجا شکسته یا در آگاهی شکسته است، حمل و نگهداری نارنجک را نیز قبول دارم س: اظهارات شما به شرح صفحات 179 الی 181 پرونده برایتان قرائت می‌شود در این خصوص چه می گوئید ج: درست است سه تیر به طرف درب زده ام، اظهاراتم در مورد شروع به سرقت مسلحانه را قبول ندارم. چون خدا و پیغمبر می داند که ما برای سرقت نرفته ایم س: با توجه به اینکه سه تیر به سمت درب شلیک کردید آیا قصد کشتن ی. را داشتید یا نه ج: خیر من قصد کشتن نداشتم می خواست اورا بترسانم. س: چطور ی. پس از اینکه به سمت او شلیک کردید و به داخل حیاط رفت مجدد با آجر برگشت تا شما را بزند مگر می‌شود شخصی که مسلح است را با آجر زد ج: ی. می دانست که من قصد زدن اورا ندارم س: در تحقیقاتی که در مرجع انتظامی بازپرسی، از شما به عمل آمده اقرار نموده اید بعد از اینکه ی. به داخل حیاط رفته سه تیر هم به درب حیاط شلیک کرده اید در این خصوص چه می گوئید ج: بعد از اینکه ی. به داخل حیاط رفت تیری شلیک نکردم ووقتی که بیرون آمد ومی خواست با آجر به من حمله کند به وی شلیک کردم. ز. ر. را اصلا ندیده ام و نه قصد زدن وی و نه قصد کشتن اورا داشتم. دادگاه خطاب به آقای ح.م. وکیل تسخیری متهم: از موکل خود هر گونه دفاعی دارید بیان کنید. وی اظهار داشته است: به نام خدا... با توجه به اظهارات موکل در کلیه مراحل پرونده و جلسه امروز که موکل عنوان نموده بنده به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی قصد کشتن ی. ر. و مرحومه را نداشته ام و هدفم فقط ترساندن وی بوده آنهم به خاطر طلبی که از نامبرده داشته ام. بنابراین قصد قتل منتفی است و قتل عمدی نیز در مورد موکل صدق نمی کند و موکل از قتل عمدی مبری می‌باشد چون هیچکدام از عناصر سه گانه قتل عمدی وجود ندارد و در خصوص قتل عمدی تقاضای برائت موکل را دارم اما در خصوص شروع به سرقت. همانطوری که موکل بیان نموده بنده قصد سرقت نداشته ام و فقط جهت تذکر دادن به افرادی که جلو وی را گرفتن داشته و شروع به سرقت را در جلسه دادرسی رد نموده و در این خصوص نیز تقاضای برائت وی را دارم. در خصوص دیگر جرائم تقاضای تخفیف موکل را دارم: دادگاه مجددا اتهامات مذکور در کیفرخواست را به آقای ص. ب. تفهیم نموده و از وی خواسته است آخرین دفاع خودش را بیان کند. که وی به عنوان آخرین دفاع گفته است مباشرت در قتل عمدی مرحومه ز.ر. را قبول ندارم. اصلا اورا در صحنه ندیده ام و به او هیچ قصدی نداشته ام. اختلافم با ی.ر. بوده است نسبت به ی. نیز قصد قتل اورا نداشته ام. حمل و نگهداری نارنجک و اسلحه کلاش و کلت کمری غیر مجاز و شش تیغه خشاب و 45 عدد فشنگ مکشوفه و فروش یک قبضه اسلحه کلت کمری به ی.ر. را قبول دارم. شروع به سرقت مسلحانه را قبول ندارم (ص 272 تا 274 ) دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- - 1394/02/16 توجها به محتویات پرونده و دفاعیات متهم ووکیلش - ارتکاب بزه فروش اسلحه کلت کمری به ی. ر. و حمل و نگهداری سلاح کلت کمری و کلاش غیر مجاز و نارنجک ضد نفر از طریق اقرار متهم و ارتکاب بزه شروع به سرقت را از طریق حصول علم محرز دانسته و ارتکاب بزه قتل مرحومه ز.ر. را خطای محض ولی آن را از طریق اقرار محرز دانسته و با استناد به مواد 160 - 164 - 171 - 172 - 215 بند پ ماده 292 - 463 - 448 - 481 - 555 - 549 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 655 قانون تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده و بند ب ماده 12 و بند های ب و پ و تبصره ماده 6 قانون مجازات تشدید مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیر مجاز. و توجها به اینکه با عنایت به تعداد سلاحها می‌بایست مجازات یک درجه تشدید شود و مجازات حمل و نگهداری و فروش کلت کمری و نگهداری سلاح کلاش غیر مجاز درجه پنج می‌باشد و می‌بایست درجه 4 تعیین شود و رعایت ماده 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 از حیث اجرای مجازات اشد تعزیری مناسبتر به حال متهم می‌باشد (نامبرده را از جهت قتل خطای محض به پرداخت یک فقره دیه کامل زن مسلمان و مضافا ثلث دیه از جهت تغلیظ به لحاظ وقوع صدمه و فوت در ماه حرام ( 4 رجب 1343 ) در حق اولیاء دم که می‌بایست ظرف سه سال از تاریخ وقوع قتل توسط متهم پرداخت گردد و بابت ارتکاب بزه فروش سلاح کلت کمری به تحمل پانزده سال و بابت ارتکاب بزه نگهداری سلاح کلت کمری غیر خودکار به تحمل پانزده سال حبس و بابت ارتکاب بزه نگهداری سلاح کلاش و شش تیغه خشاب و 45 فشنگ مربوطه به تحمل پانزده سال حبس و تحمل هفت سال و نیم ( 7/5 ) حبس بابت نگهداری نارنجک ضد نفر و تحمل هفت سال و نیم ( 7/5 ) حبس و یکصد و یازده ضربه شلاق جهت شروع به سرقت مسلحانه محکوم نموده است (سلاح کلاش و نارنجک و مهمات مکشوفه به نفع دولت ضبط شده است) دادگاه وی را از اتهام ارتکاب بزه قتل عمدی توجها بانکار متهم و اینکه نسبت به مرحومه نه قصد فعل داشته و نه قصد نتیجه و دلیلی در پرونده مبنی بر اینکه آگاه و متوجه بوده که اقدام او موجب جنایت دیگری می‌گردد وجود ندارد و با استناد به ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری. تبرئه کرده است اقای ص. ب. به موجب لایحه ای از زندان (ص 294 و 297 ) به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدید نظر خواهی در آن را نموده است (دو لایحه محکوم علیه در هنگام شور قرائت خواهد شد) پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این مرجع (شعبه --- ) ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل و پس از قرائت گزارش آقای ولی صبوری نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و ملاحظه نظریه کتبی جناب آقای فهیمیان دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی آقای ص. ب. نسبت به دادنامه شماره --- - 1394/02/16 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان سیستان و بلوچستان که به موجب آن به دیه. حبس. شلاق محکوم شده است توجها به محتویات پرونده، نحوه استدلال و استناد دادگاه صادرکننده رای، نظریه دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر رد فرجام خواهی و تایید رای دادگاه و اینکه در لایحه فرجام خواهی ایراد و اشکال جدید و موجهی که موجب نقض دادنامه گردد ارائه نشده است. و از طرفی نحوه رسیدگی و صدور حکم نیز از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی مباینتی با قانون نداشته و فاقد ایراد است وارد نمی‌باشد لذا ضمن رد فرجام خواهی و با استناد به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته ابرام می‌گردد. دفتر پرونده اعاده گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون

سید علی اصغر حسینی - ولی صبوری نژاد

منبع