تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تجهیز و تشهیر سلاح جنگی به قصد بردن مال غیر،مصداق بزه محاربه است.
در فروردین ماه 1393 در پی اعلام مرکز فوریتهای پلیس -* مبنی بر وقوع یک فقره سرقت مسلحانه واقع در شهر آ. مغازه طلا فروشی متعلق به اقای ح. م بلافاصله اکیپ بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی شهرستان... به محل اعلامی عزیمت و مشاهده نمودند شیشه های درب و ویترین طلا فروشی با اصابت شی سخت شکسته شده و زمانه که وارد مغازه طلافروشی شدند ملاحظه کردند تعداد دو عدد پوکه اسلحه که به نظر مامورین متعلق به اسلحه از نوع کلاشینکف بوده در صحنه جرم موجود بوده که هر دو پوکه جمع آوری گردیده و آثار اصابت گلوله بر روی دیوارو بر روی درب مغازه شهود بوده و مقداری خون نیز کف مغازه مشاهده; شد و شرح واقعه حسب گزارش مامورین بدین صورت بوده که سارقین تعداد چهار نفر که همگی مرد بوده و نقاب به صورت داشتند در حدود ساعت 20 شب مورخه 93/1/23 که از این تعداد سه نفر وارد مغازه شدند و یک نفر هم بیرون جلوی درب ایستاده و دید یک نفر از سه نفر ی که وارد مغازه شده اند یک قبضه اسلحه مشکوک به کلاشینکف داشتند و یکی دیگر از آنان پتک در دست داشته و نفری که جلوی درب مغازه بود دردست خود یک قبضه اسلحه مشکوک به نوع کلاشینکف داشته است و با ایجاد سرو صدا و انجام تیراندازی موجبات وحشت مغازه دار و همچنین مشتریانی که در آن لحظه وارد مغازه جهت خرید طلا شده بودند گردیده وطی مدت حدود دو دقیقه تمامی موجودی جواهرات داخل ویترین را به سرقت برده اند و با خودروی پژو نقره ای رنگ به شماره پلاک... از محل متواری گشته اند. صاحب مغازه طلافروشی اقای ح. م. اظهار داشت حدود ساعت 20 مورخ 93/1/23 در حال فروش طلاجات به مشتری به اقای ل بودم که ناگهان با صدای ضربه پتک افراد ناشناس به شیشه ویترین متوجه سه نفر شدم که پشت درب مغازه در حال ضربه زدن با پتک به شیشه بودند که بعد با شلیک احتمالا دو گلوله به درب شیشه ای و با ضربه پا و پتک وارد مغازه شدند و من سعی کردم با ریموت کنترل کرکره فلزی را پآیین بیاورم که سارقین ممانعت نموده و وارد مغازه شدند و یکی از انها با اسلحه کلاش مرا تهدید و هر سه نفربه پشت ویترین داخل مغازه آمدند و مرا با لگد و مشت روی زمین انداخته و شروع کردند به جمع آوری طلاها و کمتر از 3 - 4 دقیقه حدود چهار - پنج کیلو طلا ها را به سرقت برده و از مغازه خارج شدند انها سر و صورتشان را پوشانده بودند و دستکش به دست داشتند و فارسی صحبت می کردند. با پیگیریهای لازم و انجام تحقیقات متهمین به نامهای ح. ن. - م. خ. - ح. الف.ز. و ح. برخوردای شناسایی و دستگیر شدند. آقای ح. ن ساکن گالیکش و دارای سابقه کیفری اظهار داشت ما چهار نفر بودیم من و ون و م. خ. و ح. الف.ز. و در سرچشمه گالیکش بودیم که اقای م. خ. پیشنهاد سرقت طلا فروشی الف. را داد به فکر نقشه افتادیم من بار اولم بود که سرقت طلافروشی داشت. حدود یک هفته قبل از سرقت بود که امدیم توی شهر دور زدیم. م. خ. طلافروشی را به مانشان داد ساعت حدودا 12 ظهر بود آمدیم بیرون از شهر الف. نهار خوردیم. نقشه کشیدیم که از کجا وارد عمل شویم افتادیم جاده به طرف بجنورد چند جا را برای جابه جایی بعد از سرقت انتخاب کردیم که بهترین جا جاده ح. سو بود که انتخاب شد رفتیم دنبال ماشین یعنی یک ماشین سرقت کنیم. م. خ. پیشنهاد ش. را به ما داد رفتیم چند ساعتی گشتیم ماشین پیدا کردیم ساعت 11 شب بود رفتیم داخل باغ آن شب یک اسلحه کلت کمری دست ح. الف بود وارد باغ شدیم. ح. درخانه را باز کرد یک زن و شوهر پیر بودند. ما سر و کله مان را با چفیه پوشانده بودیم ما که وارد شدیم آنها هیچ عکس والعملی نشان ندادند دست و پای هر دوی آنها را بستیم النگو پول و گوشواره از انها گرفتیم مدارک ماشین و سوئیچ را از آنها گرفتیم ماشین را برداشتیم من خود پشت فرمان ماشین سرقتی نشستم... ساعت چهار صبح بود که آمدیم ب. توی پارک خوابیدیم. آن روز جمعه بود تا 2 بعد از ظهر که بعدا رفتیم بیرون آن روز شنبه 93/1 /& 23 بود رفتیم سمت آ. بالاخره روز سرقت طلافروشی فرارسید آمدیم جلوی طلافروشی البته از قبل پتک را خریده و آورده بودیم اسلحه کلاش دست ح. بود. ح. بیرون را پوشش داد م. م آمد جلوی درب طلافروشی ایستاد با اسلحه، من و ن. رفتیم شیشه را بشکنیم با پتک که من خودم پتک را زدم به شیشه فکر کنم چهار ضربه محکم زدم. شیشه ضد گلوله بود دسته پتک چون چوبی بود شکست م. یک تیر به درب مغازه شلیک کرد شیشه از هم پاشید ولی نیفتاد تا اینکه م. با لگد شیشه درب را زد و او افتاد داخل و من و نوید با کیسه رفتیم داخل مغازه شروع کردیم به جمع کردن طلاها داخل مغازه یک خانم با شوهرش و بچه های کوچک بودند بلافاصله بعد از شنیدن آژیر خطر م. خودش را زیر درب گرفت و من خودم نشستم پشت فرمان پژو از دور میدان بطرف جاده اصلی رفتیم. یک اسلحه هم داشتیم انهم کلت کلاش دست آن دو نفر بود آنها هم با یک موتور بودند. قاپ طلاها را انداختیم پآیین دره لباسها را هم انداختیم همانجا، ماشین را هم همانجا رها کردیم و سوئیچ هم رویش بوده است.آقای ح. ب. اظهار داشت من تا کنون هیچ سرقتی انجام نداده ام و با سارقین اشنایی نداشته و آنها را نمی شناسم. اقای ب. در رابطه با 90 گرم تریاک که از منزل وی کشف شده است اظهار داشت، تریاک برای مصرف خودم میباشد بنده بیماری فشارخون و چربی خون دارم و گاهی از تریاک استفاده می کنم. ح. الف.ز. در خصوص سوابق کیفری و جرائم ارتکابی اظهار داشته در سال 87 به جرم خرید و فروش موتور سیکلت مسروقه در زندان گنبدکاووس تحمل کیفر کردم. حدود 10 ماه پیش به اتفاق م. خ. و ح. ن و ح. ب با یک دستگاه ; خودروی سواری پژو 405 متعلق به م. خ. به ک. رفتیم و پس از دو سه روز حضور در ان شهرستان یک دستگاه خودروی سواری زانتیا سرقت و پس از بستن دست و پای نگهبان کارخانه متواری شدیم و با خودروی مسروقه زانتیا اقدام به سرقت مسلحانه مقدار چهار کیلو ودویست گرم طلا از طلافروشی ق. نموده و متواری شدیم و به اتفاق م. خ.، ح. ن و ن. ش اقدام به سرقت مقدار سه کیلو و سیصد گرم طلا از طلا فروشی شهرستان آ. نمودیم. قبل از سرقت طلافروشی آ. یک دستگاه خودروی سواری پژو 405 داخل یک باغ در شهرستان ش. پس از بستن دست و پای شاکی سرقت کردیم وی در خصوص سلاحهای مورد استفاده بیان داشت یک قبضه سلاح کلاشینکف از قبل متعلق به م. خ. و ح. ن بود ولی برای سرقت های مذکور یک قبضه کلاشینکف ح. ن ازفردی به نام ب درتهران خریداری نموده ویک قبضه سلاح کمری نیز ح. ن از ک. آورده بود م. خ. مشهور به چ. اظهار نمود. در سال 1385 به اتهام درگیری در زندان گنبد تحمل کیفر نمودم و حدود دو سال پیش بنده به اتفاق ح. ن و ج. س و ح. سیاه دیکیان با یک دستگاه موتور طرح هوندا و یک دستگاه موتور هوندای مسروقه و با یک سلاح کلاشینکف و یک قبضه سلاح شکاری طلافروشی شهرستان نور را سرقت کردیم و حدود یک کیلو و هشتصد گرم طلابردیم و حدود یک سال پیش بنده به اتفاق ح. ن. و م. ک. و ج. س. با توسل به سلاح کلاشینکف و سلاح شکاری در حوالی شهرستان ن. یا ر. وارد یک منزل شدیم و پس از بستن دست و پای زن و شوهر یک دستگاه خودروی زانتیا بژ رنگ را سرقت نمودیم و با خودروی زانتیا ; با ح. ن و م. ک طلافروشی... ساوه را سرقت کردیم. و حدود ده ماه پیش بنده به اتفاق ح. ن و ح. الف.ز. و ح. ب با خودرو سواری 405 متعلق به خود به کاشان رفتیم وپس ازتعقیب یک دستگاه خودروی سواری زانتیا نقره ای رنگ به محض اینکه وارد یک سوله بزرگ شد (فرش بافی) ما نیز یک ساعت منتظر شدیم بعد وارد کارگاه شده وپس از بستن دست و پای پنج نفر نگهبان شرکت خودروی زانتیا را سرقت نمودیم با توسل به دو قبضه سلاح کلاشینکف که یکی در اختیار ح. ن. و دیگری در ید ح. الف.ز. بود و یک روز بعد از سرقت زانتیا با همین خودرو بنده با ح. ن.، ح. ب.، ح. الف.ز. با توسل به دو قبضه سلاح کلاشینکف اقدام به سرقت چهار کیلو از طلا فروشی شهرستان ق. نموده و متواری شدیم. وحدود یک ماه پیش بنده به اتفاق ح. ن، ح. الف.ز.، ن. ش در باغ های شهرستان ش. یک دستگاه خودروی سواری پژو 405 را پس از بستن دست و پای اهل منزل(زن و شوهر) و تهدید مسلحانه سرقت نمودیم و با خودروی سواری پژو 405 بنده با همدستی ح. ن، ح. الف.ز. و ن. ن با تهدید دو قبضه سلاح کلاشینکف حدود سه کیلو پانصد گرم از طلافروشی شهرستان آ. سرقت کردیم اقای ن. ن در خصوص دو فقره سرقت مسلحانه ازمنزلی در ش. وسرقت یک دستگاه خودروی پژو 405 وسرقت از طلافروشی ح. م. در شهرآ. با همدستی م. خ.، ح. الف.ز.، ح. ن بیان داشت قبول دارم اشتباه کردم، آنها مرا گول زده اند از کرده خود پشیمانم. ح. ن در ادامه تحقیقات به سرقت های مسلحانه از طلا فروشی های متعدد در شهرهای گنبد، آزادشهر،گرگان ،ساری ،آمل اقدام کرده و اظهارداشته از سال 1388 اقدام به شروع به سرقت نمودیم اولین سرقت گلستان شهرستان آزادشهر شروع کردیم بنده به همراه ح. گ.، الف. خ. و م. خ. با دو دستگاه موتورسیکلت و یک قبضه سلاح دولول اقدام به سرقت کردیم. م. یک تیر به شیشه زد و خ. با پتک شیشه را شکست و حدود نیم کیلو طلا سرقت کردیم. سرقت بعدی در شهرستا ن گنبد بود دو عدد اسلحه دو لول داشتیم یک سلاح در دست من و یک سلاح در دست م. خ. بود که ح. گ. شیشه را شکسته و با الف.خ یک کیلو و سیصد گرم طلا سرقت کردیم سرقت بعدی در شهرستان گرگان بود ما چهار نفری با دو دستگاه موتور سیکلت و دو عدد سلاح دو لول رفتیم م. خ. با تیر به شیشه زد، گ. شیشه و ویترین را شکست و مقدار یک کیلو و هشتصدگرم طلا ها را سرقت کردیم. در ساری هردو دستگاه موتور سیکلت را که در کنار خیابان قفل بود ح. گ سرقت کرد بعد هنگام غروب رفتیم طلافروشی م. خ. به شیشه ویترین مغازه شلیک کردو ح. گ. با ضربه تبر شیشه را شکست و حدود 2/5 کیلو طلا سرقت کردیم ودرآمل هم باهمین روش مقدار یک کیلو ونهصد گرم طلا سرقت کردیم بعد از سرقت امل تا سال 90 دیگر سرقتی انجام نشد چون گ. دستگیر شده بود الف. خ. هم در هنگام درگیری با مامورین کشته شد. در سال 90 م. خ. تماس گرفت و گفت بیائید دوباره سرقت انجام دهیم که با ج.س. و ح. س. صحبت کرده بود که با ماشین ح. س.د ح. و ج موتورها را در فرید و نکنار سرقت کرده بعد در محمودآباد به سراغ طلافروشی رفتیم که من از جلو مغازه تیر شلیک کردم و داخل مغازه رفتیم و به جهت مقاومت صاحب مغازه هشتصد گرم طلا سرقت کردیم و در نوشهر هم یک دستگاه زانتیا دیدم از پشت ساختمان و پنجره وارد آپارتمان شدیم سلاح پنج تیر دست م. خ. بود بعد وارد شدیم و پیرزن و پیرمرد بودند که از انها زانتیا را سرقت کردیم بعد در ساوه میگویند سرقت یک کیلوو سیصد گرم طلا سرقت کردیم کلاش دست من بود و 5 تیر در دست م. کوه کن بود. سال 92 یک خودرو زانتیا را مسلحانه و با بستن شش نفر که انجا بود سرقت کردیم بعد در قیامدشت 3 کیلو ونیم طلا را سرقت کردیم و از محل متواری شدیم. متهم در خصوص نحوه سرقت خودروی زانتیا نوک مدادی در شهرستان بابل توضیح داده است. در سل 92 به همراه ح. الف.ز.، م. خ. در یک باغ پرتقال دیدیم دو نفر جواان هستند که یک عدد کلت داشتیم داخل رفتیم بعد داخل خانه رفتیم و پس از بستن آنها توسط م. خ. با زانتیا نوک مدادی متواری شدیم که قصد داشتیم از طلافروشی رویان سرقت کنیم. در بسطام شاهرود پژه 405 نقره ای را به صورت مسلحانه سرقت کردیم و پس از سرقت در بسطام به آشخانه رفتیم و مسلحانه یک کیلو و سیصد و چهل ; گرم طلا را سرقت کردیم و یک هفته بعد دستگیر شدیم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان آشخانه پس از رسیدگی های لازم علیه آقایان 1 - ح. ن 2 - م. خ. 3 - ح. الف.ز. به اتهام محاربه از طریق به دست گرفتن سلاح و ارعاب و ترساندن ; شکات و مردم عادی به قصد بردن اموالشان و علیه آقای ح. ب. به اتهام نگهداری نود گرم تریاک در سال 1393 کیفرخواست صادر و از دادگاه انقلاب بجنورد تقاضای کیفر نامبردگان را کرده است. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان بجنورد پس از رسیدگی و انجام محاکمه بزهکاری متهمین را محرز دانسته و به شرح دادنامه شماره --- - 94/11/5 و به استناد مواد 279 ، 281 ، 28 ، 283 قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمین ردیف های 1 تا 3 (اقایان ح. ن، م. خ. و ح. الف.ز.) را به اتهام محاربه به مجازات اعدام و متهم دیگر اقای ح. ب. را به استناد بند 2 ماده 5 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به پرداخت مبلغ شش میلیون ریال جریمه نقدی و تحمل ده ضربه شلاق تعزیری محکوم کرده است. پس از ابلاغ رای دادگاه دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان مانه و سملقان و همچنین اقایان - م. ب.الف. به وکالت از آقای م. خ. 2 - م. ش. به وکالت از ح. الف.ز. و نیز خانم م. ی. به وکالت از آقای ح. ن. هر یک با تقدیم لایحه ای نسبت به حکم صادره اعتراض ودرخواست رسیدگی فرجامی کرده اند آقای دادستان مانه و سملقان مرقوم داشته است با عنایت به اینکه متهمین در چندین شهر مختلف منجمله شهر گنبد ،آزادشهر، گرگان، ساری، آمل و همچنین شهر آشخانه (که تمامی پرونده ها با قرار عدم صلاحیت در شعبه بازپرسی آشخانه تجمیع و در شش جلد مورد رسیدکی قرار گرفته است) اقدام به شرارت و سرقت مسلحانه به صورت باندی و با برنامه ریزی قبلی و به یک شیوه و کشیدن سلاح و تیراندازی و ربودن جواهرات از طلافروشی می نمودهاند که باعث رعب و وحشت زیادی در بین مردم و احساس ناامنی زیادی در شهر شده که تا مدت مدیدی احساس ترس در بین مردم بوجود آمده بود به نحوی که برای خرید با دلهره و واهمه وارد بازار خصوصا طلافروشی ها می شدند که در تمام مراحل رسیدگی از طریق بازسازس صحنه مورد بررسی قرار گرفته و حتی متهمان در مراحل تحقیقات و جلسه دادگاه به شیوه سرقتهای انجام گرفته اقرار و اذعان داشته اند و با توجه به محتویات پرونده و وضعیت متهمان که از شرارت خاص برخوردارند حتی در طول مدت بازداشت نیز تاثیری و ابراز ندامتی نداشته اند طوری که در داخل زندان هم با سایر زندانیان درگیری داشته اند و این امر مورد تایید مسئولین زندان و بعضا ابراز نگرانی آنان میباشد لذا به رای صادره اعتراض دارم و درخواست اشد مجازات اعدام در ملاء عام ترجیحا در محل وقوع جرم(شهر آشخانه) را دارم. آقای م. ب.الف. وکیل آقای م. خ. مدعی شده است که کیفرخواست دادسرا و دادنامه صادره از دادگاه محترم انقلاب دارای نقایص و اشکالات اساسی و قانونی است که متاسفانه علیرغم اعلام به قاضی محترم پرونده توجهی صورت نپذیرفته است. تنها دلیل مسلح بودن موکل ادعای کذب ح. ن. است که عدم صداقتش در اخرین بازبینی فیلم طلافروشی مشخص شده. اقاریر اخذ شده از موکل وفق اظهارات موکل تحت شکنجه شدید بوده طراحی سرقت و سردسته بودن با ح. و ن. ن بوده تهیه و استفاده از سلاح نیز با ح. نارویی بوده و موکل از سلاح استفاده نکرده است. خانم م. ی. نیز به استناد ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری تقاضای رسیدگی فرجامی و نقض حکم صادره به جهات مذکوردر بندهای الف و ب و پ ماده 464 قانون آیین دادرسی کیفری را کرده و نوشته است متاسفانه رویه سخت گیرانه در رسیدگی پرونده های اینچنینی و با این موضوع باعث شتاب زدگی و سهل انگاری در دقت در رسیدگی و عدم توجه به دفاعیات فرد و وکیل مدافع شده است و عدالت و اجرای قانون را که هدف اصلی در رسیدگی قضایی است فدا نموده و موکله قربانی این فرایند رسیدگی شده و به مجازاتهایی بس سنگین چون اعدام محکوم شده است. مشروح لوایح تقدیمی فرجامخواهان در هنگام شور قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای منوچهر کاظمی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
در خصوص فرجامخواهی آقایان 1 - ح. ن با وکالت خانم م. ی. 2 - م. خ. با وکالت اقای م. ب.الف. 3 - ح. الف.ز. با وکالت آقای م. ش. و همچنین فرجامخواهی دادستان عمومی و انقلاب مانه و سملقان نسبت به دادناه شماره 3601917 - 94/11/5 صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی بجنورد که به موجب آن متهمین مذکور (ح. ن، م. خ. و ح. الف.ز.) به اتهام محاربه از طریق تجهیز و تشهیر سلاح جنگی (دو اسلحه کلاشینکف و یک سلاح کلت کمری) به قصد بردن مال غیر، با توجه به محتویات پرونده و استدلال دادگاه صادر کنندهء رای، اعتراض فرجامخواهان موجه نیست و حکم فرجامخواسته مطابق قانون و ادله ی موجود در پرونده صادر شده و اشتباهی که موثر در نقض دادنامه فرجامخواسته باشد ملاحظه نمی شود لذا مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ابرام میگردد.
شعبه یازدهم دیوان عالی کشور
رئیس: احمد صاحب زمانی- مستشار: منوچهر کاظمی- مستشار: محمد کاظمی