تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/22
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه واگذاری سرقفلی به غیر توسط مستاجر در زمان مالک قبلی صورت گرفته باشد و مالک وقت درآن زمان از حق خود برای طرح دعوی استفاده نکرده باشد، این امر به منزله اذن تلویحی وی بوده و درخواست تخلیه توسط مالک جدید محکوم به بطلان است؛ زیرا مالک فعلی ملک را با وضع فعلی و متصرفین زمان معامله پذیرفته است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/08/17
رای دادگاه
آقایان س. ز. و ر. گ. با وکالت آقایان ر. ن. و ع. ی. به طرفیت آقایان 1 - ع. ش. 2 - ن. ب. 3 - و. ب.خ. 4 - ر. گ. 5 - ح. ر. 6 - الف. و. 7 - الف. م. 8 - س.ع. د.م. 9 - ش. ج. 10 - س.م. ر. 11 - ح. م. دعوایی به خواسته ی تخلیه سرقفلی پلاک ثبتی --- فرعی از --- اصلی واقع در بخش --- تهران اقامه کرده اند. وکلا خواهانها در شرح دادخواست اظهار داشتند ،موکلین اش مالکین ششدانگ پلاک ثبتی --- فرعی از --- اصلی بخش --- تهران میباشند که کلیه امورشان توسط آقای ب.ک.خ. انجام میگیرد (احد از خواهانها بعدا اظهار داشته که آقای ک. خریدار با سند عادی است) موکلین ملک رااز خوانده ردیف 10 خریداری کرده اند. سرقفلی یکی از مغازه ها متعلق به خوانده ردیف 6 بوده که بدون اجازه مالکین آن رابه خواندگان ردیف 1 تا 5 منتقل نموده است. از این روصدور حکم به شرح فوق را درخواست دارند. آقای ر. گ. به موجب لایحه کتبی پاسخ داده که در سال 87 دو دانگ پلاک به نام وی و 4 دانگ دیگر به نام اقای ز. به ثبت رسیده و اقای ب.ک. ملک 4 - 5 میلیاردی را به 400 میلیون تومان خریداری کرده. حال هم طمع دارد که مستاجرین را تخلیه کند تا بیشتر سود کند از زمان انتقال ملک به او (گ.) و اقای ز. حتی قبل از سال 87 هیچ انتقالی در ملک صورت نگرفته که اقای ک. بتواند تخلیه ملک را بخواهد. در جلسه رسیدگی مورخ 94/6/3 دادگاه اقای ش. احد از خواندگان پاسخ داده که ملک را از سال 68 متصرف است و ان موقع اقایان ز. و گ. مالکیت نداشتند و بعد از اقایان گ. و ز. هم اقای ک. ملک را از انها خریداری کرده و خواهانها وکالت هم به او دادند. وکیل خواهانها اظهار داشته طبق قانون، انتقال مورداجاره باید با رضای مالک باشد و در زمان انتقال مالک وقت اجازه نداده است اکنون هم موکلین اش مالک ملک هستند. از وکیل خواهانها سوال شده که موکل اش اقرار کرده که خوانده تخلفی نکرده است با توجه به تعارض اظهارات موکل و ایشان به عنوان وکیل این امر حاکی از انتقال ملک به اقای ک. نیست؟ پاسخ داده که خیر انتقال واقع نشده ولی مطالب اقای گ. به نحو دیگری نزد ایشان مطرح شده است. بنا به مراتب بالا و با توجه به اینکه حسب پاسخ ثبت ملک در سال 88 به خواهانها انتقال یافته و انتقال سرقفلی 20 سال پیش از ان روی داده است. به نظر دادگاه با توجه به استثنایی بودن جهت تخلیه بویژه در موارد عدم تعلق حقوق استیجاری به مستاجر در خصوص مورد حاضر که انتقال در زمان مالکیت مالکین گذشته روی داده به مالکین فعلی حق تخلیه عین مستاجره را نمی دهد. زیرا اساسا مبنای حق تخلیه عین مستاجره به مالک از جهت انتقال بدون کسب رضای مالک آنست که با توجه به مستمر بودن رابطه ی استیجاری و اینکه با انقضای مدت اجاره رابطه استیجاری خاتمه نمی یابد، مالک ناخواسته متصرفی (غیر از طرف اولیه قرارداد اجاره)به عنوان طرف قرارداد به وی تحمیل نشود. لکن در فرض حاضر که مالکین فعلی ملک را با وضع فعلی و متصرفین زمان معامله پذیرفته اند، شناسایی حق تخلیه به استناد واگذاری عین مستاجره در 20 سال پیش از نظر حقوقی منطقی به همراه ندارد. افزون بر این نوعی داراشدن بلاجهت نیز محسوب میشود زیرا ملکی که مالکین فعلی خریداری کرده اند بافرض تعلق حق کسب و پیشه به غیر و نازل تر از قیمت ملک طلق خریداری شده و با این مستمسک باتخلیه عین مستاجره بدون سبب قانونی حق کسب و پیشه و منافع ملک راتصاحب می کند و این همان مطلبی است که احد از خواهانها (اقای گ.) از ان به طمع ورزی تعبیر کرده است. بنا به جهات فوق دعوی وارد نبوده و به استناد مفهوم ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد. این رای حضوری وظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران -قاسم اسکندری
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/22
رای دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقایان 1 - سید محمد ز. 2 - ر. گ. با وکالت خانم م. م. به طرفیت آقایان 1 - ح. موتمن 2 - الف. م. 3 - ح. ر. 4 - ن. ب. 5 - س.م. ر. 6 - و. ب.خ. 7 - س.ع. د.م. 8 - ش. ج. 9 - الف. و. 10 - ع. ش. نسبت به دادنامه --- - 94/8/17 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که مشتمل بر حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواهانها مبنی بر تخلیه سرقفلی پلاک ثبتی --- فرعی از --- اصلی بخش --- تهران میباشد که با التفات به رسیدگیهای به عمل امده و نحوه استدلال دادگاه بدوی و جهات موجهه حکم در مجموع ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجب فسخ و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد از ناحیه تجدیدنظرخواهان ها مطرح و مدلل نگردیده زیرا چنانچه مستاجرین اجاره بهائی نپردازند این بحث علی حده ای است و انتقال مورد اجاره از ناحیه آقای ع.ش. نیز در زمان مالک وقت و با اذن تلویحی ایشان بوده والا از حق خود برای طرح دعوی استفاده میکرد علیهذا این دادگاه دادنامه تجدیدنظرخواسته را خالی از اشکال و منقصت قانونی دانسته مستنداٌ به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی آن را تائید مینماید این رای قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
قاسم توکلی - رمضان نامدار