به موجب کیفرخواست تقدیمی از دادسرای عمومی و انقلاب تهران مورخ 26/10/90 ، 1 - آقای م.ص. فرزند الف.، 57 ساله، اهل تهران، مقیم آمریکا، فاقد سابقه کیفری و آزاد با تودیع وثیقه با وکالت آقای ر.ج. و خانم ز.ف.، 2 - خانم ن.ص. فرزند الف.، 52 ساله، اهل و مقیم تهران، فاقد سابقه کیفری و آزاد با تودیع وثیقه، 3 - آقای م.ق. فرزند ح.، 28 ساله، اهل و مقیم تهران، فاقد سابقه کیفری و آزاد با تودیع وثیقه، متهم هستند به ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به یکدیگر بدین توضیح که حسب شکایت خانم ن.ص. و م.ق. علیه م.ص. و نیز شکایت متقابل م.ص. علیه متهمین ردیف های دوم و سوم پس از مراجعه متهم ردیف اول به محل زندگی مادرش با متهمین ردیف های دوم و سوم مواجه و به لحاظ وجود اختلاف مالی با خواهرش پس از مشاجره لفظی بین نام بردگان درگیری فیزیکی به وقوع پیوسته است، دادگاه با بررسی اوراق پرونده، ملاحظه شکایت شاکی و گواهی های پزشکی قانونی، نظر به اظهارات گواه تعرفه شده (مادر متهمین ردیف های دوم و سوم) و توجها به گزارش اولیه مرجع انتظامی که موید خون ریزی از بینی خانم ن.ص. و ایراد ضرب از سوی متهم م.ق. نسبت به م.ص. میباشند و اینکه دفاع موثر و موجهی از سوی متهم ردیف اول و وکلای وی به عمل نیامده است و دفاع وکلای متهم به اینکه خانم ن.ص. پس از سه روز از واقعه ( 7/6/90 ) به پزشکی قانونی مراجعه نموده است، با توجه به اقرار متهم ردیف دوم به اینکه سه روز در بیمارستان بستری بوده و این امر مورد توجه پزشکی قانونی نیز قرار گرفته است موجبات رفع اتهام از مشارٌالیه را فراهم ننموده؛ لذا بنا به مراتب مذکور و سایر قرائن و امارت موجود در پرونده از جمله انگیزه متهم ردیف اول از مراجعه به منزل مادرش که خواهرش نیز در آنجا حضور داشته به لحاظ وجود اختلاف مالی که منجر به ارسال اظهارنامه از سوی م.ص. به ن.ص. نیز گردیده است و نظر به اینکه از سوی م.ص. دلیلی بر ایراد ضرب نام برده توسط خانم ن.ص. ارائه نگردیده، به لحاظ فقدان دلیل اثباتی مبنی بر وقوع بزه از ناحیه متهم ردیف دوم، با استناد به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم به برائت مشارٌالیها صادر و نسبت به دو متهم دیگر پرونده انتساب بزه مذکور به آنان محرز و مسلم میباشد. لذا با استناد به مواد 297 ، 302 ، 367 ، 382 ، 480 ، 481 ، 484 قانون مجازات اسلامی متهم ردیف اول را از حیث جنبه خصوصی جرم بابت کبودی سطح خلف بازوی راست، سطح پشتی دست راست، سطح قدامی قفسه سینه، زانوی چپ، قدام ساق چپ، سطح داخلی ران راست و سطح قدامی ساعد چپ به پرداخت ده و نیم هزارم دیه کامل، بابت شکستگی استخوان بینی به پرداخت یک دهم دیه کامل و بابت نقص عضوی به علت فرو رفتگی استخوان بینی به پرداخت دو درصد دیه کامل به عنوان ارش به خانم ن.ص.، بابت کبودی خلف مچ دست راست و قدام چپ قفسه سینه به پرداخت سه هزارم دیه کامل به آقای م.ق. و از حیث جنبه عمومی جرم با استناد به ماده 614 قانون مجازات اسلامی با رعایت بند 5 ماده 22 همین قانون به لحاظ فقدان سابقه کیفری با توجه به اینکه بیم تجری مرتکب وجود دارد وی را به پرداخت پنجاه میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس محکوم و متهم ردیف سوم را با استناد به مواد مرقوم بابت دو خراشیدگی (حارصه) گردن در دو طرف و کبودی در قدام و بالای قفسه صدری چپ به پرداخت یک درصد دیه کامل و نیز سه هزارم دیه کامل به م.ص. محکوم و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر مرکز استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - محمدی
آقای ع.ب. به وکالت از آقای م.ص. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 20/12/90 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران در خصوص محکومیت غیرقطعی به پرداخت دیه در حق خواهرش و جزای نقدی در حق صندوق دولت از باب ایراد ضرب و جرح عمدی تجدیدنظرخواهی نموده و مدعی شده قبلا خواهرش اقدام به عمل جراحی استخوان بینی نموده و آثار مربوطه که شکستگی گزارش شده مربوط به آن عمل جراحی میباشند که نظریه کمیسیون پزشکی قانونی تحصیل شده و عمل جراحی مورد تایید واقع شده لکن اعلام نمودهاند طبق پرونده بالینی شکستگی استخوان بینی همراه با فرورفتگی داشته که عمل جراحی جااندازی شده است و اینکه قبلا هم چنین عارضه ای بوده است با توجه به گذشت زمان نمی توان اعلام نظر قطعی کرد، علی هذا عنایتا به این که این قسمت از ادعای معنون متکی بر دلیل نمیباشد، آنچه واضح است گزارش شکستگی در مورد ایراد ضرب و جرح اخیر میباشد؛ علی هذا ادعای تجدیدنظرخواه را در این زمینه وارد ندانسته و با رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را در این زمینه به استناد بند الف از ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید مینماید اما با توجه به اینکه دعوی در داخل منزل و در محیط خانوادگی اتفاق افتاده است و دلایلی که موجب بیم تجری دیگران یا اخلال نظم عمومی باشد در پرونده امر مشهود نیست؛ علی هذا با پذیرش تجدیدنظرخواهی در این زمینه به استناد تبصره یک از ماده 22 از قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب آن قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته را که مربوط به محکومیت غیرقطعی تجدیدنظرخواه به پرداخت جزای نقدی میباشد نقض نموده و به استناد ماده 177 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری به لحاظ عدم احراز وقوع بزه قرار منع پیگرد صادر و اعلام میگردد. رای صادره قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار
جوادی - سعادت زاده