سوگند متهم در بزه قتل عمدی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/03
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: چنانچه در بزه قتل عمدی، اولیاء دم مطالبه سوگند ننمایند،اقدام دادگاه در سوگند دادن متهم فاقد وجاهت قانونی است.

رای خلاصه جریان پرونده

شکات خانم و آقایان ر.ش. و خانم م.ش. و ص. و ف. آقایان ع. الف.و الف.الف. همگی ش. با وکالت ع.خ. متهم آقایان م.ح. (ح.) ر.پ. با وکالت ح. د. (متهم فراری است) 2 - ی. ر.پ. با وکالت ن.ب. دایر بر قتل عمدی مرحوم د.ش. 2 - جنایت بر میت 2 - مساعدت در فراری دادن متهم و تحریق عمدی خودرو در تاریخ 1390/04/03 مامورین انتظامی فسا گزارش می‌کنند خودرو پژو پارس دچار آتش سوزی شده و جسدی درون خودرو به حالت سوخته وجود دارد که به سردخانه منتقل و مشخص می‌شود که جسد متعلق به مرحوم د.ش. است پزشک قانونی ص 51 علت فوت را اصابت جسم پرتابی نفوذی گلوله به سر معین می‌کند مادر مقتول که زنده بود خانم س. م. از آقای م.ح. و ی. هر دو ش. و برادران همسر مقتول شاکی می‌شود متهم ی. ر.پ. در تاریخ 1390/05/25 دستگیر می‌شود در تحقیقات ابتدائی به طور کلی منکر ارتکاب قتل و آتش زدن خودرو و جنایت بر میت می‌گردد و می‌گوید که برادرش م.ح. ر.پ. مرحوم د. ش. را به قتل رسانده است و اطلاعی از آتش سوزی -* تا اینکه در تاریخ 1391/02/18 در مرجع انتظامی و بازپرسی اقرار می‌کند و اظهار می‌دارد که برادرش م.ح. داور را با اسلحه کشته است و با هماهنگی و صحنه سازی برای اینکه وانمود کند مقتول تصادف کرده با برادرش م.ح. که فراری است اتومبیل مقتول را در حالی که مقتول درون آن بوده آتش می‌زنند خانم س.م. مادر مقتول فوت می‌کند ورثه وی که در صدر گزارش بیان شاکی می‌شوند و درخواست قصاص متهم را دارند وکیل ایشان از ر.پ. به اتهام مباشر در قتل به تنهایی شاکی می‌شود ولی دختر مقتول می‌گوید قاتل پدرم فقط م.ح. ر.پ. می‌باشد و از ی. شکایتی -* (ز. ش. دختر مقتول) کارشناس اسلحه فاصله تیراندازی فاصله نزدیک و به وسیله یک تیر که به سر مقتول اصابت کرده معین می‌نماید متهم ی. اظهار داشت که درون خودرو مرحوم بودیم من جلو نشسته بودم مرحوم د. راننده م.ح. صندلی عقب پشت سر مرحوم که با یک به وسیله شلیک کرد و به سمت چپ سر د. پشت گوش د. اصابت کرد بعد از هم جدا شدیم م.ح. تماس گرفت گفت دز منطقه الف. هستم رفتم آنجا گفت جنازه به منطقه ت. برده ام که با هم رفتیم سر جسد بعد درون خودرو داور گذاشتیم رفتیم به‌طرف فسا در داخل ماشین برنامه ریزی کردیم که بگوئیم که خودرو با جنازه از پل کوشک قاضی بیندازیم که ماشین نیفتاد که خودرو را با جنازه با بنزین آتش زدیم م.ح. آوردم کمربندی شیراز پیاده کردم من هم به منزلمان برگشتم برادرم م.ح. میگفت مرحوم د. با خواهرانم ا. و ف. رابطه غیر شرعی داشتند. متهم قبلا در دادسرا اظهار داشته که انگیزه قتل بر سر پول و طلبکاری گندم و ذرت اختلاف داشتند هر دو با هم نقشه آتش سوزی را طرح ریزی کردیم می‌خواستیم کسی نفهمد موضوع ارتباط د. با خواهر م.ح. بعد از کشتن د. به من گفت ی. ر.پ. در حضور بازپرس منکر مشارکت در قتل می‌شود می‌گوید بعد از کشتن م.ح. به من زنگ زد که د. راکشتم ص 300 بلافاصله متهم اظهارات قبلی خود را تکرار می‌کند و ناخواسته می‌گوید م.ح. به من زنگ با ماشین د. سه نفر رفتیم درمسیر م.ح. یک تیر به وسیله کلت به سر د. زد الخ و مدعی است من مشارکتی نداشتم. ورثه خانم س.م. مادر مقتول طبق گواهی حصر وراثت 1 - ع. 2 - الف.الف. 3 - الف.الف. 4 - ر. 5 - م. 6 - ف. 7 - ص. همگی ش. اعلام می‌شود ص 390 همگی از متهمین ی. و م.ح. شاکی درخواست می‌نمایند علاوه بر ورثه مذکور ورثه مقتول به نام ز. و ا. فرزندان و خانم ص. ر.پ. همسر و س. م. مادر (قبل از فوت مادر) ص 400 پس از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست برای متهمین ی. ر.پ. و م.ح. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل عمدی و جنایت بر مرده و حریق عمدی خودرو مقتول درخواست مجازات می‌شود پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک شیراز ارجاع گردیده این شعبه در تاریخ 1393/12/17 تشکیل می‌گردد. معاون اول قوه قضائیه درخواست قصاص به نمایندگی از طفل صغیر مقتول درخواست قصاص کرده نماینده دادستان ازکیفرخواست دفاع می‌کند سپس اولیاء دم حاضر 1 - ع.الف.الف. و الف.الف. ف. ر. ص. و م. و وکیل آنان آقای خ. از متهم ی. ر.پ. به اتهام مشارکت در قتل برادرشان شاکی درخواست وی (ی.) را می‌نماید و درخواست مجازات م.ح. ر.پ. که فراری است می‌کند وکیل اولیاء دم می‌گوید که موکلین به این نتیجه رسیده اند که قاتل ی. ر.پ. باشد و قصاص وی خواستارند و مدعی آدم ربائی هم می‌باشد درخواست رفع نقص می‌کند. سپس متهم ی. ر.پ. منکر اتهامات انتسابی در کیفرخواست می‌باشند (مشارکت در قتل الخ) می‌گوید خود م.ح. به من گفت د. را کشتم مهمان داشتم به نام ر.ع. دید که من مضطرب هستم سپس اظهارات قبلی خود را تکرار می‌نماید ص 566 به بعد سپس وکیل متهم لایحه می‌دهد و می‌گوید از ابتداء شکایتی علیه متهم به اتهام آدم ربائی نشده است لذا ارجاع به دادسرا برای تحقیق در این اتهام وجاهت -* آنگاه وکیل متهم فراری م.ح. ر.پ. به اتهامات منتسبه به موکلش که فراری پاسخ می‌دهد ص 569 می‌گوید چون مقتول با یک تیرکشته شده پس عامل قتل یک نفر هست و اولیاء دم هم از ی. به عنوان مباشر در قتل شاکی شده اند. ر.ع. هم اظهارات ی. را تایید می‌کند می‌گوید بعد از تلقی برادر ی. به ی. حال ی. نگران شد گفت مشکل پیش آمده است فردا صبح که به منزل من آمد گفت دامادان را کشته اند ولی نگفت چه کسی کشته است دادگاه قاعاده البینه المدعی والیمین علی منکر را می‌خواهد جاری کند اولیاء دم می‌گویند سوگند ی. را قبول نداریم مطالبه قسم نمی کنیم. دادگاه از متهم ی. ر.پ. و وکیل وی آخرین دفاع را می‌کرد که منکر اتهامات انتسابی می‌گردند سپس از وکیل متهم م.ح. ر.پ. آخرین دفاع را اخذ می‌کند می‌گوید اقرار و انکار موکل معلوم نیست.قاعده البینه المدعی اجرا نمی‌شود ص 576 دادگاه پس از ختم جلسه مبادرت به انشاء رای می‌نماید و با استدلالی که می‌کند و متهم ی. ر.پ. رااز لحاظ شرکت در قتل یا مباشرت در قتل تبرئه می‌نماید و از بابت مساعدت در فرار متهم م.ح. برادرش به 4/5 سال حبس و هر دو متهم را به 4/5 سال حبس از بابت آتش زدن خودرو مقتول و پرداخت 1/10 دیه کامل مرد مسلمان از لحاظ اتهام جنایت بر میت بالسویه و متهم م.ح. ر.پ. را بنا به درخواست دختر مقتول و معاون اول ریاست قوه قضائیه به قصاص محکوم می‌نماید که این رای مورد اعتراض آقای ح. داوری به وکالت از م.ح. ر.پ. و ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. واقع می‌شود و وکیل اولیاء دم بدون اعتراض درخواست رسیدگی می‌کند پرونده به دیوانعالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع می‌شود این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رای می‌دهد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی شوشتری عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/02/25 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

نظر به محتویات پرونده در خصوص تجدیدنظر خواهی متهم ی. ر.پ. با وکالت آقای ن. ب. وآقای ح. د به وکالت از متهم م.ح. ر.پ. نظر به اینکه اولا دادگاه متهم ی. ر.پ. را با قاعده البینه المدعی تبرئه نموده و حال آنکه اولیاء دم سوگند وی را مطالبه نکرده اند و دادگاه هم بدون مطالبه اولیاء دم نمی‌تواند به منکر قسم دهد که از صورتجلسه دادگاه هم استفاده می‌شود که به متهم ی. ر.پ. قسم داده نشده حق هم همین بود که بدون مطالبه نباید قسم دهد ماده 332 قانون آیین دادرسی کیفری ثانیا وکیل متهم م.ح. ر.پ. دفاع صریح و قاطعی -* اظهار داشته که نمی‌داند موکلش اقرار می‌کند یا انکار و موضوع به این مهمی و بدون حضور محکوم به قصاص و عدم دفاع وکیل وی و عدم مطالبه قسم از سوی اولیاء دم رای معترض عنه در تمام موارد تمام اتهامات مواجه با ایراد است لذابه استناد بند ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض و جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای ارجاع می‌گردد و ارشاد می‌شود که تا اولیاء دم مطالبه قسم ننمایند دادگاه باید توقف رسیدگی صادر کند.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار

ابراهیم لشکری - علی شوشتری

منبع