تاریخ دادنامه قطعی: 1399/06/31
پیام: عدول از سوگند توسط حتی یکی از ادا گنندگان سوگند در قسامه، پس از صدور حکم، از موارد تجویز اعاده دادرسی است.
خلاصه جریان پرونده:
مطابق دادنامه *صادره از شعبه *اقای ش. پ. ک. به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم ن. به قصاص نفس و اقای ا. ص. به اتهام معاونت در ان به تحمل ده سال حبس تعزیری و غیابا محکوم شده اند پس از واخواهی و رسیدگی در همان شعبه با صدور دادنامه --- - 90/9/30 ضمن نقض حکم واخواسته متهم ش. پ. ک. تبریه و اقای ا. ص. به قصاص نفس محکوم شده است.و از معاونت در قتل تبریه گردیده است.با فرجام خواهی و رسیدگی در شعبه *با صدور دادنامه *و رای صادره نقض پرونده برای رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع گردیده و مجددا همان شعبه با صدور دادنامه --- - 91/9/25 ا. ص. را به قصاص نفس محکوم و وی را از معاونت تبریه نموده است.پس از فرجام خواهی و رسیدگی در شعبه *با صدور دادنامه --- - 92/3/20 رای بدوی نقض و پرونده به همان شعبه برای رسیدگی مجدد ارجاع شده و دادگاه مذکور با صدور دادنامه --- - 94/3/21 ضمن رد واخواهی نسبت به دادنامه غیابی اولیه همان رای را تایید (قصاص ش. پ. ک. - ا. ص.) ولی با اعمال تخفیف حبس معاون در قتل عمدی را سه و نیم سال تعیین نموده است. قتل عمدی با قسامه مورد حکم قرار گرفته پس از فرجام خواهی از دادنامه مذکور و رسیدگی در شعبه *با صدور دادنامه --- - 94/7/20 رای بدوی عینا تایید شده است.و نسبت به استیذان اقدام گردیده و سپس اقای ش. پ. ک. اعاده دادرسی نسبت به رای مذکور را درخواست نموده که توسط شعبه *رسیدگی و با صدور دادنامه --- - 95/6/16 ضمن تجویز اعاده دادرسی پرونده به شعبه هم عرض ارجاع گردیده با این استدلال که مطابق ماده 346 اگر بطلان همه یا برخی از سوگندها ثابت شود. یا عدول از سوگند شود. این امر از موارد اعاده دادرسی است به همین جهت پرونده برای رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. در این مرحله پرونده در فرایند رسیدگی قرار گرفته با تشکیل جلسه به متهم تفهیم شده چنانچه دلیلی بر رفع مظنونیت از خود داشته باشد. ارائه نماید. پاسخ داده اهالی روستا شاهد هستند حتی افرادی که فامیل خودشان هستند می دانند که من بی گناه هستم وکلای متهم اظهار داشتند با توجه به نقض رای صادره در شعبه *- و رای شعبه *در مورد قسامه - در مرحله قبل از متهم خواسته نشد که قبل از قسامه ادله برائت و رفع ظن از خویش را بیان کند - موکل شهودی بر بی گناهی خویش دارد. (اسامی 8 نفر در صورت جلسه دادگاه ذکر و تقاضای احضار انها شده است) جهت تکمیل قسامه دستور تعیین وقت رسیدگی صادر شده است.در تاریخ 97/4/19 دادگاه تشکیل شده شکات (اولیایدم) تقاضای قصاص نمودهاند وکیل اولیای دم اظهار داشته (سرکار خانم ر. م.): اقای خ. م. م. را جهت تکمیل قسامه حاضر نموده ام و شخص مذکور با مطالبه دادگاه اظهار داشت: والهه - بالله - تالله - علم و اطلاع کامل دارم. که اقای ش. پ. ک. قاتل عمدی مرحوم ن. پ. میباشد. متهم به عنوان اخرین دفاع اظهار داشته مطابق کلام الله مجید بی گناه هستم به عدالت علی (علیه السلام) من حتی شاهد قتل هم نبودم و از ماجرای قتل بی خبر هستم عاجزانه تقاضای بررسی دقیق پرونده را دارم. -وکلای متهم اظهار داشتند - قبل از قسامه باید از شهود موکل تحقیق و ادله بی گناهی وی مورد رسیدگی قرار بگیرد. اقای ا. پ. طی نامه ای از زندان بیان داشته دو سال است.به خاطر رد مال در زندان هستم چون از طرف خانواده ترک شده وخرج و مخارجی نداشتم و همسرم تقاضای طلاق کرده بود مجبور شدم تقاضای قاتل پدرم را قبول و به پیشنهاد 50 میلیون تومانی وی هر چه او بگوید و بنویسد را امضایکنم اما بعد از امضای زیر قولش زده و مرا رها کرده و اکنون در کمال صحت و سلامت اعلام می نمایم ش. پ. ک. قاتل پدرم بوده و اظهارات قبلی خود مبنی بر قاتل نبودن ایشان را پس می گیرم در تاریخ 97/7/22 دادگاه تشکیل شده از سوی اولیای دم و اقای س. ف. س. با سوگند والله بالله تالله اظهار داشته من علم و اطلاع دارم. که قاتل اقای ن. پ. اقای ش. پ. ک. میباشد. - متهم مجددا اظهار داشته به خدا قسم من قاتل نیستم قاتل فردی به نام اقای ا. ص. است.- وکیل وی مجددا در اجرای ماده 317 قانون مجازات اسلامی تاکید نموده است.و دادگاه باید به تمام دلایل رسیدگی کند متهم اظهار داشته به هیچ وجه (تحت هیچ شرایطی اتهام را قبول ندارم.) من قاتل نمی باشم - وکیل متهم اسامی چهار نفر را به عنوان شاهد و دلیل بر بی گناهی متهم تقدیم نموده - 1 - حاج م. پ. ک. - 2 - حاج خ. س. ن. - 3 -ع. ف. - 4 - ب. پ. ک. جلسه دادگاه در تاریخ 97/11/15 تشکیل شده ولی شهود حاضر نشده اند. ب. (ر.) پ. ک. طی لایحه ای بیان داشته در زمان وقوع قتل در محل حادثه نبودم- خ. ن. نیز طی لایحه ای اظهار داشته در ان هنگام در محل حادثه نبوده است.م. ک. نیز چنین لایحه ای تقدیم نموده است. در تاریخ 98/9/2 دادگاه تشکیل شده شخصی به نام ا. م. فرزند م. اظهار داشته بنده به اتهام قتل عمد، سال 94 تا حدود پانزده روز بیش در زندان بودم در ایام زندان حدود چهار سال با ا. ح. پ. و ش. پ. ک. دوستی داشتم بارها ا. پ. به من گفت ش. پ. ک. قاتل پدر من نیست و من دیدم که ا. ص. با چاقو به پدر من زد و به خاطر مسئولیت اخلاقی که داشتم (به دادگاه امده بیان نمایم) ش. پ. ک. نیز بارها پیش من گفت که قاتل مرحوم ن. پ. نیستم - مجددا در یک لایحه اقایان م. پ. ک. - خ. س. ن. - ب. ر. اعلام نمودهاند که در محل حادثه حضور نداشته اند - سرانجام با صدور دادنامه *صادره از شعبه *(بدون نقض رای قبلی) متهم ش. پ. ک. مجددا به قصاص نفس و اقای ا. ص. به تحمل سه و نیم و سال حبس محکوم شده رای صادره در تاریخ 98/11/1 به متهم و در تاریخ 98/10/29 به وکیل وی ابلاغ شده - اقای ا. پ. با ارسال نامه ای از زندان بیان داشته ش. پ. ک. قاتل پدرم نبوده همان طوری که همه می دانند ا. ص. قاتل بوده و ضمن اعلام عدم شکایت خود از اقای ش. پ. ک. مراتب بی گناهی تقاضا دارد. با نقض رای صادره از قصاص یک شخص بیگناه خودداری فرمایید - وکیل متهم نیز با تقدیم سه برگ لایحه و ضمایم فرجام خواهی نموده (تاریخ 98/11/10 ) و بیان داشته 1 - در تحقیقات اولیه ا. ص. اقرار به قتل نموده است.- 2 - وکیل تعیینی وی از ابتدا بر مبنای دفاع مشروع از موکل خویش دفاع نموده است. 3 - احدی از سوگند خورندگان که از اولیایدم هم بوده با ارسال لایحه ای سوگند خود را استرداد نموده که مطابق ماده 346 قا نون مجازات اسلامی از موارد اعاده رسیدگی و مطرح شدن در شعبه هم عرض است.- 4 - دادگاه به درخواست اینجانب و همکارانم دادگاه توجهی نکرده است.- 5 - مطابق ماده 331 قانون مجازات اسلامی اگر نسبت به خصوصیات جنایت لوث حاصل نشود. یا سوگند خورندگان بر ان خصوصیات سوگند یاد نکنند و فقط بر انتساب جنایت به مرتکب سوگند نخورند اصل ارتکاب جنایت اثبات میشود. و دیه تعلق میگیرد - پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده و پس از وصول و ثبت در دبیرخانه به این شعبه ارجاع شده و هییت شعبه پس از شور به شرح اتی مبادرت به صدور رای مینماید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ع. ر. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای س. ر. ا. ط. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر - با توجه به اینکه شعبه *با پذیرش درخواست اعاده دادرسی محکوم علیه رسیدگی به موضوع را به شعبه هم عرض محول و ارجاع نموده است.با عنایت به اینکه دادگاه جزایی دو در زمان تشکیل محاکم کیفری یک با لازم الاجرا شدن این قانون آیین دادرسی کیفری صلاحیت رسیدگی به اتهام قتل عمدی را نداشته لذا هم عرض دادگاه عمومی سابق محسوب نمی شود. و اصولا صلاحیت رسیدگی به اتهام قتل عمد را نداشته و موضوع میبایست در دادگاههای کیفری یک *مطرح رسیدگی قرار می گرفت و لذا عقیده به نقض رای و ارسال پرونده به دادگستری کرمانشاه برای ارجاع به یکی از شعب کیفری یک برای رسیدگی به عنوان مرجع صالح را دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 98 - 98/10/26 شعبه *فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه مبنای تجویز اعاده دادرسی توسط شعبه *ماده 346 قانون مجازات اسلامی بر اثر عدول یکی از اتیان کنندگان سوگند که فرزند م. نیز بوده است.می باشد. - مطابق ماده 476 قانون آیین دادرسی کیفری دیوان عالی کشور پس از احراز انطباق موضوع درخواست با یکی از موارد اعاده دادرسی صرفا با تجویز اعاده دادرسی بدون نقض حکم پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کنده رای قطعی ارجاع می دهد - مطابق ماده 480 قانون آیین دادرسی کیفری هرگاه دادگاه پس از رسیدگی ماهوی درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد حکم مورد اعاده دادرسی را نقض و حکم مقتضی صادر می کند - بنابراین درخواست اقای م. ن. به وکالت از اقای ش. پ. ک. دایر بر فرجام خواهی از دادنامه فوق الذکر موجه و وارد است.زیرا - اولا دادگاه محترم توجه نکرده که در مقام اعاده دادرسی پرونده را رسیدگی می کند - ثانیا پرونده رسیدگی مجدد به صورت ماهوی نشده بلکه به صورت نقص تحقیقاتی رسیدگی شده فقط از دو نفر به عنوان تکمیل قسامه اتیان سوگند درخواست شده است.- ثالثا - دادگاه بیان نکرده که درخواست اعاده دادرسی متقاضی مورد پذیرش ان محکمه قرار گرفته است.یا خیر - رابعا اگر بعد از رسیدگی ماهوی درخواست را موجه و وارد می دانست ابتدا باید رای قبلی را نقض می کرد لیکن بدون نقض رای قبلی رای مجدد صادر شده است.- و به لحاظ اینکه اشکالات فوق موجب بی اعتباری رای صادره شده است.با استناد به بند ( 4 ) قسمت (ب) ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/04 و اصلاحات و الحاقات بعدی ان دادنامه فرجام خواسته نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده ان ارجاع میشود. ( 99/7/23 )
شعبه *
رییس: م. ک. مستشار: م. ک.