تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/22
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: حق اعتراض به آراء کیفری، منحصرا از اختیارت اصحاب دعوی و دادستان بوده و فرجام خواهی توسط نماینده دادستان،فاقد وجاهت قانونی است.
بر ساس محتویات پرونده در تاریخ 1392/03/04 خانم ش. با مراجعه به کلانتری محل اعلام نموده دخترش به نام ف. ج. 13 ساله از خانه فرار کرده و بعد از چند ساعت طی یک تماس با شماره... گفتند دخترتان پیش ماست و ساعت 10 به منزل برمیگردد و دیگر تلفن را خاموش کرده و هیچ خبری از ایشان نشد و تقاضای رسیدگی نموده است، بعدا آقای ب. الف. به موجب وکالتنامه تقدیمی به عنوان وکیل م. ج. (پدر) و خانم ش. مادر ف. ج. به شعبه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شیراز اعلام نموده حسب اظهارات والدین مفقود به نظر میرسد شخصی به نام ع. م. که دارای اولاد همسر میباشد به دلیل روابطی که با شخص مفقود داشته و در حال حاضر خود را از دید مخفی مینماید به عنوان مظنون اصلی میباشد و تقاضای رسیدگی نموده است. سپس با بررسی های به عمل آمده خانم ف. ج. پیدا شده از نامبرده تحقیق به عمل آمده در بازجویی اظهار داشته من از طریق خانم ع. م. با او آشنا شدم و بعد از مدتی برادرش از من خواستگاری کرده و نظر من مثبت بوده و پس از مدتی برادر ع. کنار کشیده و ع. به خواستگاری من آمده ولی پدر و مادر من مخالف بودند و ع. من را از خانه فراری داده و به محلی به نام... برده و با من رابطه داشت و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را دارم و از ع. ممتازی شکایت دارم. ما در این مدت در خانه عمه ع. بودیم و در بازجویی در برگ 20 پرونده اظهار داشته من اغفال ع. شده و با وعده و وعید او در راه مدرسه سوار ماشینش شدم و من را به روستای دو... برده و در آنجا به زور به من تجاوز کرده و چندین روز من را نزد خودش نگه داشته و نمی توانستم از دستش فرار کنم، من را زندانی نکرده بود ولی نمی توانستم هم بیایم نزد خانواده ام، نامبرده به پزشکی قانونی معرفی و از وی معاینه به عمل آمده و اعلام شده پرده بکارت نامبرده از نوع حلقوی، قابل اتساع، قابل دخول و دارای محو شدگی ناشی ازسائیدگی به نسج التیامی در ناحیه ساعت 5 تا 6 میباشد که از زمان ایجاد آن حداقل بیش از سه هفته می گذرد، در معاینه از دبر مقعد گشادتر از حالت عادی است و چینهای پوستی مقعد صاف شده که این حالت میتواند به دنبال دخول مکرر جسم سخت نظیر آلت تناسلی در حال نغوظ ایجاد شده باشد. پرونده با قرار عدم صلاحیت به محاکم کیفری استان فارس ارسال و به شعبه پنجم ارجاع گردیده است، آقای ا.گ. به عنوان وکیل متهم ع. ممتازی اعلام وکالت نموده است دادگاه مزبور در تاریخ 1392/12/15 با حضور متهم و وکیل مدافع وی و شاکیه خانم ف. ج. تشکیل جلسه داده و در این جلسه به آقای ع. م.ف. اتهام زنای به عنف و محصن تفهیم گردیده که اظهار داشته اول من برای برادرم به خواستگاری خانم ف. ج. رفتم و برادرم بعد از خواستگاری با مادر ف. سر کوچه عموی ف. درگیر شدند و برادرم گفت من از این خانواده زن نمی خواهم و ف. ج. گفت من یک بار شکست خورده ام چون با یک نفر عقد کرده بودم و من از زیر زبانش کشیدم که به من گفت آن فرد به من نزدیکی کرده است. گفتم اگر میشود ف. را به من بدهند و ف. خودش راضی بود و گفت من ع. را می خواهم، مادرش تا اینجا در جریان بود. من یک روز منزل خودمان بودم که ف. به من زنگ زد گفت سر عا...د هستم، رفتم او را سوار کردم و گفت به منزل بر نمی گردم او را به منزل دختر عمه ام در... بردم هر چه صحبت کردند که برگردد راضی نشد. 4 الی 5 روز در... بودیم و یک ماه قبلش صیغه محرمیت توسط حاج... خواندیم. حاج آقا را پسر خاله...به ما معرفی کرده بود. آن روحانی که معلول بود در داخل خودرو پراید ما را به یک شاخه نبات و 20 عدد سکه بهار آزادی و 20 میلیون تومان پول نقد عقد کرد و عقد 99 ساله خواندیم و بعد از آن ف. را به محل خودمان... بردم، عقدنامه پیش ف. بود و وقتی او را گرفته آن را پاره کرد، چون محرم من بود دستش را می گرفتم و می بوسیدم ولی نزدیکی جنسی با وی نداشتم، مدت 23 تا 24 روز در منزل عمه ام در... بودیم، در این هنگام به ف. اعلام شده اظهارات متهم ع. ممتاز فرد برایشان قرائت میگردد چه می گوئی؟ اظهار داشت دروغ می گوید، صیغه ای در کار نبوده ومن کسی را ندیدم، متهم اظهار داشت ف. دروغ می گوید من با او نزد روحانی رفتم و او فتوکپی شناسنامه اش را ارائه داد ولی روحانی در داخل خودرو عقدمان را خواند، ف. اظهار داشت من دختر بودم و همین متهم یعنی ع. از جلو و عقب با من نزدیکی جنسی داشت و از آن روزی که من را برده هر شب با من نزدیکی داشته، با ایشان به... نرفتیم مرا به خانه دختر عمه اش برده و مدت چهار پنج روز در منزل دختر عمه اش م. بودیم و شوهر م. هم بوده و به آنان گفته من همسرش هستم. در آن پنج روزی که در شیراز منزل دختر عمه اش بودیم نزدیکی جنسی نداشت ولی کنار هم می خوابیدیم و مرا بوس می کرد، اولین بار در روستای... از جلو به من نزدیکی کرد، وکیل متهم طی لایحه پیوست پرونده از موکلش دفاع نموده و وکیل شکات نیز طی لایحه ای دفاعیات خود را اعلام نموده است. متهم در جلسه بعدی دادگاه که در تاریخ 1393/03/05 تشکیل گردیده اظهار داشته من از جلو با شاکیه نزدیکی کردم و خونریزی نداشت و در مورد اظهارات قبلی اش که با شاکیه رابطه جنسی نداشته و فقط در حد لمس کردن و بوسیدن بوده اظهار داشت چون شاکیه من را قسم داد که در این مورد چیزی نگویم تا بعد که عروسی کردیم برایش مشکل نباشد، از نامبرده سوال شد آیا در مدتی که با ف. بوده و با وی همبستر می شده امکان نزدیکی با همسرت نیز داشتی ؟ اظهار داشت من صد کیلومتر از شیراز دور بودم و همسرم در شیراز بود و ما در منطقه دشمن زیادی بودیم و همسرم از لحاظ اعصاب هم ناراحتی داشت و قرص می خورد و اگر می خواستم با او این کار را بکنم نمی گذاشت و بهم می ریخت. سرانجام دادگاه با حضور اکثریت اعضاء ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای به شماره 0044 - 1393/03/10 مینماید و متهم را از بزه تجاوز به عنف با شاکیه تبرئه نموده و اقلیت اعضاء نیز جداگانه اظهار نموده اند. دادنامه پس از ابلاغ مورد اعتراض وکیل شاکیه و نماینده دادستان قرار گرفته و طی لوایحی پیوست تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده به این شعبه دیوان ارجاع و هیات شعبه پس از مشاوره و قرائت گزارش عضو ممیز به موجب دادنامه --- و صرفنظر از صحت و سقم بهلحاظ عدم حضور نماینده دادستان در جلسه دادگاه و صدور رای خلاف رعایت تشریفات دادرسی رای مذکور را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به همان دادگاه ارجاع نموده اند. دادگاه مجددا در تاریخ 1394/03/03 با حضور نماینده دادستان و طرفین و وکلای آنان تشکیل گردیده و پس از اخذ اظهارات آنان مبادرت به صدور قرار وثیقه درباره متهم مذکور مینماید و بهلحاظ عدم تودیع متهم به زندان معرفی میگردد، پس از وکیل متهم خواسته است تا آدرس عاقد ع.خ. و ه. پسر خاله متهم را جهت رسیدگی به عنوان مطلع به دادگاه اعلام نماید که از طرف وکیل مشخصات و آدرس و تلفن همراه آنان اعلام شده است، مجددا دادگاه وقت رسیدگی بین طرفین و شهود را به منظور استماع اظهارات آنان دعوت کرده است و در تاریخ 1394/06/14 در وقت مقرر شعبه دوم دادگاه کیفری یک فارس که جانشین شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس بوده است تشکیل از شهود تعرفه که حاضر شده نیز تحقیق شده است آقای ع.خ. ملبس به لباس روحانیت پس از اتیان سوگند اظهار داشته است، طبق تماس تلفنی دوستی به نام ع.ز. آمدم او گفت دوستی دارد که می خواهد من برایش صیغه محرمیت جاری کنم. آقای ع. م. و خانم ف. ج. که هر دو در این دادگاه حضور دارند بهاتفاق ع.ز. نزد من آمدند پرسیدم چرا دختر تنهایی آمده پاسخ داد پدرش بهرحمت خدا رفته و مادرش نیز بیمار است و در منزل افتاده و خودم هیجده سال سن دارم و می توانم تصمیم بگیرم این آقا را دوست دارم، حتی به تنهایی با خانم ج. صحبت کردم اما او راضی به عقد بود و منصرف نشد با اصرار آنها عقدنامه 99 ساله صیغه جاری کردم و عکس آنها را روی فرم زدم و ممهور کردم و مهریه اش مبلغ بیست میلیون تومان و 5 سکه بهار آزادی بود تاریخ عقد خردادماه 1392 بوده است شاکی اظهار میدارد شاهد کذب می گوید من ایشان را ندیدم و نمی شناسم و ما را به عقد نکاح در نیاورده است. از شاهد دیگر به نام م.ز. پس از اتیان سوگند تحقیق شده که بیان نموده است ع. م. پسر دائی من میباشد یکروز ظهر در منزل خواهرم دیدم با ف. ج. است گفت می خواهد ازدواج مجدد کند ما هم تعجب کردیم، دختر گفت ع. را دوست دارد بعد به منزل ما رفتیم، شب آنجا بودند، گفت زن و بچه ام هم می دانند، بخاطر تماسهای مکرر دختر فهمیدم با اجازه همسرش نبوده است. دو یا سه روز آنجا بودند. پس از استماع شهادت گواهان مجددا اتهام زنای به عنف و محصنه نسبت به خانم ج. تفهیم میشود و آخرین دفاع وی اخذ میگردد و وکیل متهم نیز به دفاع از وی می پردازد. دادگاه در صفحه بعد بدون اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره --- مبادرت بهصدور رای مینماید، بدین مضمون که بهنظر دادگاه هیچگونه عنف و اکراهی در میان نبوده، رای به برائت متهم صادر و در خصوص اتهام زنای محصن نیز به لحاظ اینکه روستای...که محل اولین نزدیکی جنسی بوده با شیراز که محل سکونت همسرش بوده فاصله داشته شرایط احصان احراز نمی شود ثانیا- عاقد عقد نکاح جاری نموده که بهعنوان زنا ایجاد شبهه جدی مینماید و از این جهت نیز رای به برائت صادر گردیده است، از این رای پس ازابلاغ و در وقت مقرر توسط وکیل شاکیه و نماینده دادستان فارس اعتراض و تقاضای فرجامخواهی شده است که مفاد گزارش فوق و لوایح تقدیمی در هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سعید عالم عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیو سالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید در خصوص دادنامه شماره --- تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
صرفنظر از اینکه مطابق بند پ ماده 433 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 حق فرجام خواهی برای دادستان قید گردیده و بر خلاف بندهای الف و ب آن برای نماینده چنین حقی قید نشده است، در مورد فرجام وکیل شاکیه نیز نظر به اینکه ایراد و اعتراض موجهی که موجب نقض اساسی رای گردد به عمل نیامده و از حیث رعایت اصول دادرسی نیز خدشه ای بر آن وارد به نظر نمیرسد و همانطور که در رای نیز قید شده با توجه به اظهارات عاقد و گواه و سایر قرائن موجود در پرونده وقوع بزه زنا اعم از عنف و احصان مورد شبهه و تردید است و دلیلی بر نفی آن نیز ارائه و اقامه نگردیده، لذا به استناد ماده 120 قانون مجازات اسلامی، وقوع بزه انتسابی ثابت نیست، ضمن رد فرجام خواهی نامبرده به استناد بند الف ماده 469 قانون فوق الذکر، رای فرجام خواهی ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضو معاون
عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده - سعیدعالم