تاریخ دادنامه قطعی: 1401/06/27
پیام: 1 - اگر یکی از فرزندان، درخواست صدور گواهی حصر وراثت بنماید و در آن فردی را به عنوان وارث معرفی نماید، در واقع متقاضی گواهی به فرزند ی فرد اخیر اقرار کرده است و پس از آن، انکار بعد از اقرار مسموع نیست. ( 2 )- نظر کارشناسی مبنی بر نفی نسب، نسبت به اقرار و سند رسمی (گواهی حصر وراثت) که در آن به فرزندی فردی اقرار شده است از اعتبار کمتری برخوردار میباشد.
خلاصه جریان پرونده:
اقایان و خانمها ب. - م. - س. - م. - م. شهرت همگی د. ف. و خانم ص. و. ن. دادخواستی به طرفیت اقایان و خانمها پ. - ع. - ب. - ع. شهرت همگی د. ف. با وکالت اقای ی. ح. به خواسته نفی ن. از خوانده ردیف اول (اقای پ. د. ف.) را به تاریخ 1399/11/05 به دادگاه تقدیم داشته و توضیح داده اند که مرحوم م. د. ف. در تاریخ 1398/07/08 درگذشته و در هنگام اعلام ورثه حین الفوت ایشان نام اقای پ. د. ف. نیز به عنوان یکی از وراث ذکر شده است. نظر به اینکه بنا به دلایل و موجود از جمله پرونده مطروحه در امور داوطلبین سازمان *- بر فرزند خواندگی و سایر دلایل و قرائن موجود در مورخه 1351/06/20 از *به عنوان فرزند خوانده م. م. د. ف. و خانم ف. ع. ا. ن. گرفته شده است.و هیچگونه رابطه صلبی با بطنی نداشته و خواهانها و سایر خواندگان تنها ورثه م. م. د. ف. میباشند لذا تقاضای صدور حکم نفی نسب نامبرده به انضمام خسارات وارده را نموده اند. (صفحه 11 ). فتوکپی گواهی حصر وراثت و وکالتنامه وکیل خواهانها نیز پیوست شده است. در برگ انحصار وراثت نام پ. د. ف. در ردیف سوم و به عنوان فرزند مرحوم م. د. ف. قید شده است. (صفحه 7 ). پرونده به شعبه *ارجاع شده است. دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین با ارسال نسخه ثانی دادخواست را صادر کرده است. (صفحه 13 ). خانم ط. ش. به وکالت از طرف اقای پ. د. ف. لایحه ای تقدیم و توضیح داده است.که طبق مندرجات شناسنامه پ. د. ف. در تاریخ 1348/04/02 در *متولد شده که مرحوم م. د. ف. (پدر) و خانم ف. ع. ا. ن. مادر وی میباشند و مرحوم م. د. ف. در طول زندگی خود که پنجاه سال از تولد خوانده می گذشته هیچگاه ادعایی مبنی بر نفی نسب وی نداشته است.ضمنا مرحوم همسران متعددی داشته و وراث فعلی از چند مادر میباشند که موکل تنها فرزند خانم ف. ع. ا. ن. و همسر چهارم وی بوده است. (صفحه 18 ). فتوکپی شناسنامه و کارت ملی اقای پ. د. ف. پیوست شده است. (صفحه 21 ). به تاریخ 1399/11/30 دادگاه تشکیل جلسه داده وکلای طرفین حضور یافته اند و از خواندگان ب. و ع. و از خواهانها ب. و م. د. ف. حاضر شده اند. وکیل خواهانها اظهار داشته پرونده فرزند خواندگی اقای پ. د. ف. در سازمان *موجود میباشد. ضمنا در 1398/11/23 اقای پ. شخصا به ان اداره مراجعه و طی نامه ای به اداره سرپرستی صغار و محجورین و به معاونت وقت دادستان مراتب اعلام گردیده است.… وکیل خوانده نیز اظهار داشته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی مورخ 1399/11/26 میباشد. و اضافه کرده است.درخواست صدور شناسنامه از سوی پدر و مادر قطعا حکایت از اقرار مرحوم م. د. ف. و خانم ف. ع. ا. ن. م. ب. فرزند ص. بودن اقای پ. و اقرار به نسب وی میباشد. … (صفحه 22 به بعد) دادگاه مراتب را از امور داوطلبین سازمان *(صفحه 29 ) و همچنین از اداره صغار و محجورین ناحیه 5 مشهد (صفحه 27 ) و اداره کل ثبت احوال *در خصوص مورد، استعلام به عمل اورده است. (صفحه 28 ). اداره ثبت احوال اسناد هویتی خانم ف. ع. ا. ن. و م. د. ف. و پ. د. ف. را اعلام نموده است، در این سند نام مادر پ. د. ف. بانو ف. ذکر شده است. (صفحه بعد از 30 که شماره ندارد.) به تاریخ 1400/01/19 مجددا جلسه دادگاه تشکیل و اظهارات حاضرین در دادگاه صورتجلسه شده است. وکیل خواهانها تقاضای معرفی پ. د. ف. جهت آزمایش ژنتیک را نموده است. (صفحه 35 به بعد) دادیار محترم سرپرستی طی نامه ارسالی اعلام نموده پرونده ای به نام مرحوم م. د. ف. و خانم ف. ع. ا. ن. در شعبه اول سرپرستی وجود ندارد. در صورت لزوم با دفتر کل سرپرستی مکاتبه نمایند (صفحه 40 ) نامه شماره 289 / م - 1399/12/27 سازمان *استان *حاکی است.که اقای م. د. ف. و همسرشان خانم ف. ع. ا. فرزند ی با نام مستعار ن. ا. فرزند ا. سابق تحت حضانت *سازمان *در تاریخ 1351/06/20 به فرزند خواندگی گرفته و بلاصاحب میباشد. (صفحه 47 ). به این نامه فتوکپی نامه هایی در ارتباط با موضوع پیوست شده است. لایحه مورخ 1400/02/31 وکیل مدافع اقای پ. د. ف. نیز حاکی از ان است.که در برگه مورخ 1351/06/18 ملاحظه میشود. که از سوی رییس سرپرستی به ریاست شیرخوارگاه قید شده که اقای م. د. ف. تقاضا نموده که پسر بچه ای 2 الی 3 ساله بلاصاحبی جهت نگهداری به وی داده شود. اینکه این طفل همان طفل اوراق قبلی باشد. یا خیر مشخص نمیباشد. (صفحه 56 ) در جلسه مورخ 1400/02/22 دادگاه نیز حاضرین حسب مورد به دفاع از خود در مورد خواسته ها و یا رد ادعاها پرداخته اند. (صفحه 59 به بعد). دادگاه از پزشکی قانونی استعلام نموده که با آزمایش دی ان ای معین کنند که ایا پ. د. ف. برادر م. و ب. د. ف. میباشد. یا خیر (صفحه 65 ) پاسخ مورخ 1400/05/05 پزشکی قانونی پاسخ مقتضی را با توجه به مشکلات موجود مستلزم شش ماه زمان اعلام کرده است. (صفحه 47 ). نتیجه آزمایش طی نامه مورخ 1400/07/08 چنین اعلام شده است. (رابطه نسبی مورد ادعا با واسطه پدر مشترک (برادری) بین پ. د. ف. با م. د. ف. و ب. د. ف. رد میگردد.) (صفحه 69 ). دادگاه در جلسه فوق العاده مورخ 1400/07/20 ختم رسیدگی را اعلام و پس از اخذ نظر قاضی محترم مشاور مبنی بر نفی نسب پ. د. ف. با دو تن از خواهانها و صدور قرار رد دعوی نسبت به سایر خواهانها (صفحه 70 ) دادنامه شماره *- 1400/07/21 را به اختصار چنین صادر کرده است.در خصوص دعوی اقایان و (خانمها) ب. - م. - م. - س. - م. و ص. ش. همگی د. ف. به طرفیت اقایان و خانمها پ. د. ف. - ع. د. ف. - ب. د. ف. - ع. د. ف. به خواسته نفی نسب اقای پ. د. ف. … نظر به اینکه ارسالی و پاسخ سازمان **با ادعای خواهانها مطابقت دارد. و پس از آزمایش ژنتیکی رابطه نسبی با واسطه پدر مشترک بین پ. د. ف. و اقایان م. و ب. د. ف. رد شده است. مستندا به مفاد و مفهوم ماده 1173 و 1258 قانون مدنی حکم بر نفی نسب خوانده ردیف اول از خواهانها با واسطه پدر مشترک (برادری) صادر میگردد. و نسبت به سایر خواندگان به دلیل عدم توجه دعوی قرار رد دعوی صادر می کند و نسبت به مطالبه خسارات دادرسی به لحاظ عدم احراز تقصیر حکم به رد دعوی صادر مینماید. (صفحه 71 به بعد) اقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش. از این رای تجدیدنظرخواهی کرده است.که پرونده در شعبه *مورد رسیدگی واقع شده و به موجب دادنامه شماره *- 1400/08/29 رای بدوی تایید شده است. (صفحه 94 ). اقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش. وکیل پایه یک دادگستری از این رای فرجامخواهی کرده و توضیح داده است.که فرزند ان میتوانند از نظر ژنتیکی به مادر خود بیشتر نزدیک باشند تا پدر بنابراین نفی نسب به صرف آزمایش دی ان ای خلاف بین شرع و قانون میباشد. با توجه به اینکه مرحوم دارای 4 همسر و حداقل بجز موکل دارای هشت فرزند دیگر بوده پذیرش فرزند اضافه انهم با وجود اولاد پسر و دختر و از هر جنس چند نفر قاعدتا قابلیت تصور را نداشته و اصولا نمی تواند موید صحت اظهارات خواهان باشد. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرائت میشود. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.توضیحا وکیل فرجامخواندگان نیز لایحه ای تقدیم و درخواست تایید رای فرجامخواسته را نموده است، این شعبه پس از تهیه گزارش مبسوط سرانجام به موجب دادنامه شماره * 00/11/24 چنین رای صادر کرده است. در خصوص فرجامخواهی اقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه فرجامخواسته که به موجب ان دعوی اقایان و خانمها ب. - م. - س. - م. - م. شهرت همگی د. ف. و خانم ص. و. ن. به طرفیت فرجامخواه دایر بر نفی نسب وی با مرحوم م. د. ف. به عنوان رابطه پدر و فرزند ی به صدور حکم به نفع خواهانها منتهی شده است.با عنایت به اینکه در شناسنامه و کارت ملی متعلق به فرجامخواه که اسناد رسمی محسوب میشوند نام پدر وی م. اعلام گردیده است.که بمستفاد از محتویات پرونده شناسنامه مذکور توسط مرحوم م. د. ف. اخذ شده است.ثانیا مرحوم م. د. ف. در زمان حیات خود هیچگاه ادعایی در مورد نفی نسب فرجامخواه نداشته و مدرکی نیز در مورد ادعای نفی نسب توسط ان مرحوم از سوی فرجامخواندگان ارائه نشده است.ثالثا در شمار ادله اثبات دعوی که در ماده 1258 قانون مدنی و ماده 194 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی احصای شده اند نظر کارشناس نسبت به اقرار و اسناد رسمی از اهمیت کمتری برخوردار میباشد. رابعا نتیجه آزمایش ژنتیکی (دی ان ای) تنها حاکی از انست که بین اقایان پ. - م. و ب. د. ف. رابطه برادری وجود ندارد. که این امر نمی تواند به صورت اساسی نافی رابطه پدر و فرزند ی بین پ. و م. باشد. زیرا به لحاظ فوت م. امکان آزمایش مذکور وجود نداشته است.خامسا در مورد نامه سازمان *نیز چون هویت طفلی که از سوی انها به مرحوم م. واگذار شده بدرستی مشخص نمیباشد. به طور قطع نمی توان پذیرفت که پ. د. ف. همان طفلی است.که از سازمان *تحویل گرفته شده است.مضافا به اینکه حسب اظهارات طرفین مرحوم م. دارای چند زن بوده که از انان اولاد متعدد نیز داشته است.که با این وصف درخواست طفل اضافی از سوی ان مرحوم نیز بعید و غیر متعارف به نظر میرسد سادسا گواهی حصر وراثت مورخ 1398/08/28 بنا بتقاضای خانم س. د. ف. که خود یکی از ورثه مرحوم م. د. ف. میباشد. صادر شده است.و به عبارت دیگر خانم س. د. ف. که از خواهانهای اولیه پرونده و از فرجامخواندگان فعلی است.با استناد به شهادت شهود، اقرار به وراثت پ. د. ف. نموده است. (صفحه 7 ). بنا به مراتب دادنامه فرجامخواسته نمی تواند مورد تایید قرار گیرد و مستندا به بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به شعبه دیگر از دادگاههای محترم تجدیدنظر شعبه *ارجاع میشود. پس از بازگشت پرونده رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است. (صفحه 127 ). و ان دادگاه در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و با اعلام ختم رسیدگی دادنامه شماره --- * 01/2/8 پس از ذکر مقدمه چنین رای داده است. (… با توجه به اینکه از ناحیه تجدیدنظرخواه دلیلی که اساس و ارکان رای فوق را مخدوش و متزلزل نماید. بگونه ای که بی اعتباری و نقض انرا فراهم سازد ارائه نشده و با لحاظ محتویات پرونده ازجمله اظهارات طرفین به شرح صورتجلسات تنظیمی، نتیجه استعلام به عمل امده از سازمان **و نیز آزمایش (دی ان ای) که موید ادعای تجدیدنظرخواندگان و عدم وجود رابطه نسبی تجدیدنظرخواه با واسطه پدر به برادران خود به دلیل عدم تجانس ژنتیکی، عدم وجود برادر و یا خواهر ابوینی و یا امی دیگری برای تجدیدنظرخواه که ظاهرا با استعلام به عمل امده از ثبت احوال و پاسخ ان به شرح برگ 30 مکرر پرونده خانم ف. ع. ا. ن. علی رغم ازدواجهای متعدد صاحب اولادی نشده و با توجه به نامه سازمان *مبادرت به اخذ فرزند م. نموده و تجدیدنظرخواه را به ع. فرزند خوانده اختیار نموده، رای مورد اعتراض مطابق موازین قانونی صادر گردیده، دادگاه تجدیدنظرخواهی به عمل امده را به جهت عدم انطباق با جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مردود اعلام و به استناد ماده 358 همین قانون رای تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید. …). اقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش. وکیل پایه یک دادگستری از این رای درخواست فرجام کرده و توضیح داده است.که اولا گواهی حصر وراثت توسط یکی از وراث مرحوم م. د. ف. به نام خانم س. د. ف. اخذ شده که به صراحت اقرار به نسب موکل به مرحوم م. د. ف. نموده است. ثانیا فرزند خواندگی مستلزم صدور حکم دادگاه از ابتدا بوده و میباشد. به علاوه نام موکل در شناسنامه مرحومه ف. ع. ا. ن. ب. ع. فرزند م. ایشان و اقای م. د. ف. قید شده است.مرحوم م. د. ف. دارای 4 همسر و 9 فرزند دیگر بوده و حتی یک فرزند پس از موکل متولد میگردد.، لذا چگونه کسی که 8 فرزند داشته یک کودک اضافه را به فرزند خواندگی قبول مینماید. در حالی که بعدا نیز صاحب فرزند دیگری میشود. … (صفحه 161 ). اقای ی. ح. ب. از طرف عده ای از خواهانهای اولیه ضمن پاسخ به دادخواست فرجامخواهی اینگونه توضیح داده است.که 1 - شناسنامه ماخوذه برای فرجامخواه با استناد به پرونده فرزند خواندگی ایشان صادر شده و صرف قید نام پدر و مادر در شناسنامه دلیل بر اثبات نسب وی محسوب نمی شود. 2 - اگر پدر موکل در طول زندگی اقدامی در این خصوص نکرده جهت حفظ کیان خانواده قدم برداشته است. 3 - دلیل اینکه مرحوم د. ف. دست به این اقدام زده این بوده که همسر وی خانم ف. ع. ا. فرزند د. نمی شده است. 4 - اقدام موکلین به هیچ عنوان جنبه مالی نداشته چرا که اولا ماترکی از مرحوم پدرشان باقی نمانده جز یک منزل که در حال حاضر مادرشان در ان سکونت دارد. ثانیا موکلین از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بوده و چنین نیتی نداشته اند … (صفحه 166 ) لوایح طرفین مشروح است.که در صورت نیاز به هنگام شور قرائت میشود. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال، پیرو سابقه رسیدگی به این شعبه (شعبه *) ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- * 01/2/8 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص فرجامخواهی اقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش. وکیل پایه یک دادگستری به طرفیت اقایان و خانمها س. - م. - م. - ص. - ب. - م. - ع. - ع. - ب. ش. همگی د. ف. (فرجامخواندگان) نسبت به دادنامه فرجامخواسته که به موجب ان دعوی نخستین فرجامخواندگان علیه اقایان و خانمها پ. - ع. - ب. - ع. شهرت همگی د. ف. به خواسته نفی نسب از اقای پ. د. ف. (فرجامخواه فعلی) در رابطه پدر، فرزند ی با م. م. د. ف. منتهی به صدور حکم نفی نسب برادری فرجامخواه با دو تن از فرجامخواندگان به اسامی م. و ب. ش. هر دو د. ف. ب. ع. فرزند م. مرحوم م. د. ف. شده است.صرفنظر از موارد ذیل ( 1 - مفاد دعوی اولیه فرجامخواندگان حاکی از انست که اقای پ. د. ف. ر. فرزند م. مرحوم م. د. ف. و خانم ف. ع. ا. ن. نمی دانند و به عبارتی دیگر خواهانهای اولیه ادعای نفی نسب فرجامخواه با والدین مذکور را دارند در حالی که دادگاه محترم بر اساس نتایج آزمایش (دی- ان- ای) رابطه برادری بین اقایان پ. د. ف. و م. و ب. ش. هر دو د. ف. از پدر مشترک را نفی نموده که با خواسته اولیه منطبق نبوده و به نحوی خارج از خواسته محسوب میشود. 2 - با فرض اینکه دادگاه فقدان رابطه برادری بین نامبردگان را احراز کرده باشد. این امر ربطی به نفی رابطه پدر و فرزند ی بین فرجامخواه و م. م. د. ف. ندارد. 3 - در دادخواست نخستین فرجامخواندگان علاوه بر نام پ. که دعوی متوجه وی بوده است. نامهای ع. - ب. و ع. را نیز به عنوان خوانده ذکر نمودهاند که اساسا ادعا ربطی به انان نداشته کما اینکه دادگاه محترم بدوی نیز به این امر اشاره کرده است. با این وصف اصولا با عنایت به جهات ذیل اولا ماده 1258 قانون مدنی ادله اثبات دعوی را چنین برشمرده است. 1 - اقرار 2 - اسناد کتبی 3 - شهادت 4 - * 5 - قسم و از ماده 194 تا ماده 257 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی ادله اثبات ادعا را اینگونه احصای کرده است. (اقرار- اسناد- گواهی- معاینه محل و تحقیق محلی- رجوع به کارشناسی) ملاحظه میشود. که در هر دو مورد نظر کارشناس و اماره (نظر آزمایشگاه) در مراحل اخر و بعد از اقرار- اسناد و شهادت بیان گردیده است.و به عبارت دیگر درجه اهمیت کارشناسی و اماره به مراتب کمتر از سایر دلایل به حساب امده است. ثانیا- یکی از خواهانهای اصلی به نام خانم س. د. ف. درخواست صدور گواهی حصر وراثت کرده است.که بر اساس ان گواهی انحصار وراثت مورخ 1399/08/28 صادر شده است. (صفحه 7 ). و در ان گواهی اقای پ. د. ف. ب. ع. فرزند م. م. د. ف. معرفی شده و در واقع متقاضی گواهی مذکور به فرزند ی وی اقرار کرده است.که نتیجتا انکار بعد از اقرار مسموع نیست، مضافا به اینکه گواهی حصر وراثت صادره سند رسمی محسوب است.و نظر کارشناس نسبت به اقرار و سند رسمی از اعتبار کمتری برخوردار میباشد. ثالثا- در شناسنامه خانم ف. ع. ا. ن. همسر وی به نام م. د. ف. و فرزند و. به نام پ. د. ف. معرفی شده اند. (صفحه 30 مکرر). و در شناسنامه و کارت ملی پ. د. ف. نیز نام پدر م. و نام مادر ف. اعلام شده است. (صفحه 21 ). که اسناد رسمی مذکور نیز خلاف خواسته فرجامخواندگان را نشان می دهد. رابعااستناد به نامه مورخ 1399/12/27 سازمان *استان *در مورد سپردن فرزند ی به نام مستعار ن. به اقای م. د. ف. (صفحه 47 ) نیز با ایراد مواجه است.زیرا دلیلی بر اینکه فرزند مذکور همین اقای پ. د. ف. باشد. وجود ندارد. خامسامرحوم م. د. ف. در زمان حیات خود اقرار به فرزند ی اقای پ. د. ف. کرده و برای او به عنوان فرزند خود شناسنامه گرفته و در طول زندگانی خود نیز رابطه پدر، فرزند ی را با فرجامخواه نفی نکرده است، بنا به مراتب رای دادگاه که مفادا اصرار بر نفی نسب فرجامخواه با مرحوم م. د. ف. به عنوان (پدر و فرزند ی) دارد. با اصول و موازین قانونی و قضایی منطبق نبوده و این شعبه همچنان بر نظر خود مبنی بر رد ادعای فرجامخواندگان باقی است. لذا پرونده را به نظر معاونت محترم قضایی دیوان عالی کشور می رساند تا در صورت موافقت دستور فرمایند به استناد قسمت اخیر ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی موضوع در هیات محترم عمومی اصراری شعب حقوقی دیوان عالی کشور مطرح شود.
شعبه *
رییس: س. ب. مستشار: م. ا. مستشار: ح. م.