قانون مدنی مصوب 17 فروردین ماه 1314

مصوب 1314/01/17 مجلس شورای ملی

فصل چهارم - شرایط صحت نکاح

ماده 1062 - نکاح واقع میشود بایجاب و قبول به الفاظیکه صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید.

ماده 1063 - ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود و یا از طرف اشخاصی که قانونا حق عقد دارند.

ماده 1064 - عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.

ماده 1065 - توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.

ماده 1066 - هرگاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد باشاره از طرف لال نیز واقع می‌شود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد.

ماده 1067 - تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.

ماده 1068 - تعلیق در عقد موجب بطلان است.

ماده 1069 - شرط خیار فسخ نسبت بعقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت بصداق جایز است مشروط بر اینکه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آنست که اصلا مهر ذکر نشده باشد.

ماده 1070 - رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه بدرجه بوده که عاقد فاقد قصد باشد

فصل پنجم - وکالت در نکاح

ماده 1071 - هریک از مرد و زن می‌تواند برای عقد نکاح وکالت بغیر دهد.

ماده 1072 - در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمیتواند موکله را برای خود تزویج کند مگر اینکه این اذن صریحا باو داده شده باشد.

ماده 1073 - اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود

ماده 1074 - حکم ماده فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد

فصل ششم - در نکاح منقطع

ماده 1075 - نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.

ماده 1076 - مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود

ماده 1077 - در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و بمهر او همان است که در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده است.

فصل هفتم - در مهر

ماده 1078 - هر چیزی را که مالیت داشته تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد

ماده 1079 - مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن ها بشود معلوم باشد.

ماده 1080 - تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.

ماده 1081 - اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است

ماده 1082 - به مجرد عقد زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید

ماده 1083 - برای تادیه تمام و یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساطی قرار داد

ماده 1084 - هر گاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است

ماده 1085 - زن میتواند تا مهر باو تسلیم نشده از ایفاء وظائفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود

ماده 1086 - اگر زن قبل از اخذ مهر باختیار خود بایفاء وظائفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمیتواند از حکم ماده قبل استفاده کند معذلک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد

ماده 1087 - اکر [اگر] در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نگاح[نکاح] صحیح است و طرفین میتوانند بعد از عقد مهر را بتراضی معین گنند [کنند] و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آن ها نزدیگی [نزدیکی] واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.

ماده 1088 - در مورد ماده قبل اکر [اگر] یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیگی [نزدیکی] بمیرد زن مستحق هیچگونه مهری نیست

ماده 1089 - ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث میتواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند

ماده 1090 - اگر اختیار تعیین مهر بزن داده شود زن نمی‌تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید

ماده 1091 - برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادکی [خانوادگی] و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر کرفته [گرفته] شود.

ماده 1092 - هر گاه شوهر قبل از نزدیکی [نزدیکی] زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اکر [اگر] شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلا یا قیمتا استرداد گند [کند]

ماده 1093 - هر گاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیگی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اکر بعد از‌آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود

ماده 1094 - برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه میشود

ماده 1095 - در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است

ماده 1096 - در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند

ماده 1097 - در نگاح [نکاح] منقطع هرکاه [هرگاه] شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را به بخشد باید نصف مهریه را بدهد.

ماده 1098 - در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیگی [نزدیکی] واقع نشده زن حق مهر ندارد و اکر [اگر] مهر را کرفته [گرفته] شوهر می‌تواند آن را استرداد نماید

ماده 1099 - در صورت جهل زن بفساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است

ماده 1100 - در صورتی مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید

ماده 1101 - هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیگی [نزدیکی] به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نگاح [نکاح] زن مستحق نصف مهر است.

فصل هشتم - در حقوق و تکالیف زوجین نسبت بیکدیکر

ماده 1102 - همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیکر [همدیگر] برقرار میشود.

ماده 1103 - زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند

ماده 1104 - زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود بیکدیگر معاضدت نمایند.

ماده 1105 - در روابط زوجین ریاست خانواده از حصائص [خصائص] شوهر است.

ماده 1106 - در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است

ماده 1107 - نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او بواسطه مرض یا نقصان اعضاء

ماده 1108 - هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظائف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

ماده 1109 - نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مکر [مگر] اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیگن [لیکن] اکر [اگر] عده از جهه فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

ماده 1110 - در عده وفات زن حق نفقه ندارد

ماده 1111 - زن میتواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه بمحگمه [بمحکمه] رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را بدادن آن محکوم خواهد کرد.

ماده 1112 - اکر [اگر] اجراء حگم [حکم] مذگور [مذکور] در ماده قبل ممکن نباشد مطابق ماده 1129 رفتار خواهد شد.

ماده 1113 - در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مکر [مگر] اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد

ماده 1114 - زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آنگه [آنکه] اختیار تعیین منزل بزن داده شده باشد.

ماده 1115 - اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی و یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن میتواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محگمه [محکمه] حکم بازکشت [بازگشت] به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازکشتن [بازگشتن] به منزل مزبور معذور است نفقه بر‌عهده شوهر خواهد بود.

ماده 1116 - در مورد ماده فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن بتراضی طرفین معین می‌شود و در صورت عدم‌تراضی محگمه [محکمه] با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربایی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینان را معین خواهد کرد.

ماده 1117 - شوهر میتواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.

ماده 1118 - زن مستقلا میتواند در دارائی خود هر تصرفی را که میخواهد بکند.

ماده 1119 - طرفین عقد ازدواج میتوانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد درضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیکر [دیگر] بنمایند مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بکیرد [بگیرد] یا درمدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وگیل [وکیل] ودر توگیل [توکیل] باشد گه [که]از اثبات تحقق شرط در محگمه [محکمه] و صدور حگم [حکم] نهایی خود را مطلقه سازد.

دریافت فایل پی‌دی‌اف