تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۹/۲۵
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۲۰۰۲۹۶

پیام: محاکمه متهم از جهت جنبه عمومی بزه قتل عمدی، در صورت گذشت اولیای دم از قصاص، از موارد الزامی تعیین وکیل تسخیری نیست.

رأی خلاصه جریان پرونده

گزارش پلیس آگاهی شهرستان.... به عنوان دادسرای شهرستان.... حاکی است حسب گزارش واصله از پاسگاه انتظامی.... در مورد فوت مشکوک مرحوم م. فرزند... و کشف سلاح شکاری تک لول در محل مراتب اعلام گردیده و اضافه شده الف. فرزند م. به قتل پدرش با سلاح شکاری اقرار کرده است. در تاریخ ۱۲/۰۵/۹۳ قاضی کشیک دادسرای... همراه اکیپ آگاهی به محل عزیمت محل مذکور روستای.... بوده که هنگام ورود جمعیت زیادی داخل خانه مقتول حضور داشته اند، ملاحظه گردیده جسد در وسط هال منزل قرارگرفته که در حدود ۶۰ ساله بوده و محل اصابت گلوله زیر قلب موازی با گردن کمی متمایل به چپ مشاهده که به صورت دایره حدود ۳ سانتی متر باز بوده و در قسمت چپ بدن متوفی زیر محل اصابت چندین ساچمه وجود داشته که با توجه به محل اصابت نشان دهنده آن است که شلیک به صورت موربی انجام گرفته. در بدن مقتول زیرپوش پاره مشاهده که نشان دهنده خروج ساچمه که روی بازوی وی آثار ساچمه وجود داشته که آثار فوق الذکر فیلم برداری گردیده. از شخصی به نام ج. ۷۰ ساله، تحقیق شده، وی اظهار داشته: قبل از نهار بود در منزل خود که کنار منزل مرحوم است نشسته بودم پسر خواهرم الف. فرزند مرحوم آمد در منزل گفت پدرم افتاده است روی زمین بیا کنارش که وقتی آمدم دیدم خونی است. از وی سوال شده: صدای شلیک شنیدی؟ اظهار داشته: صدایی نشنیدم وقتی رسیدم من بودم و الف. و خانواده اش به... رفته بودند. در مورد این که بین الف. و مقتول رابطه خصومتی وجود داشته اطلاعی ندارم و الف. گریه می کرد. آقای قاضی کشیک دادسرای.... دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی و تشخیص علت تامه فوت را صادر و در مورد شناسایی اولیای د م مقتول و این که شکایتی دارند یا خیر و انتقال اسلحه مکشوفه جهت انجام آزمایشات لازم و کارشناسی و مطابقت آن با ساچمه های شلیک شده و ساچمه های موجود در بدن متوفی و نوع اسلحه و این که پوکه شلیک شده از اسلحه مکشوفه می‌باشد یا خیر به اداره تشخیص هویت استان نیز دستور داده شده. آقای جانشین بازپرس.... در تاریخ ۱۳/۰۵/۹۳ از الف. فرزند م.، در مورد گزارش مرجع انتظامی و شرح جریان تحقیق گردیده، نامبرده به خلاصه اظهار داشته: پدر بنده دارای هفت فرزند بوده که پنج پسر و دو دختر بوده من پسر دوم ایشان می باشم وضع پدرم بد نبود رفتارش خیلی بد بود و تندمزاج بود وقتی دیپلم گرفتم روی پای خودم ایستادم اصلاً به بنده کمک نمی کرد یک خانه در.... و یک خانه در.... داشتیم هر وقت به روستای... رسیدم چون درب قفل بود نمی خواستم پدرم را بیدار کنم چون عصبانی می شد بنده به طرف آشپزخانه ساختمان قدیمی رفته شب در آنجا خوابیدم صبح حدود ساعت ۵/۹ بیدار شدم از داخل کوچه آمدم و درب را زدم وارد خانه شدم پدرم داخل آشپزخانه نشسته بود چای می خورد وقتی بلند شد من نشستم صبحانه نان و پنیر خوردم پرسید مامانت چرا نیامد گفتم مریض بود دکتر رفت ناراحت شد و گفت چرا دکتر رفته پول مرا از بین می برد با ایشان بحث کردم خیلی حرف ها زد و من بیش ازحد ناراحت شدم چون شب داخل آشپزخانه قدیمی جای من خوب نبود خوابم می آمد که در همان اتاق دراز کشیدم پدرم بیرون رفت بعد داخل آمد به حمام رفت می دانستم حمام ایشان زیاد طول نمی کشد من سریع دنبال تفنگ رفته خودم آن را پرکرده اسلحه یک فشنگ بیشتر نمی خورد و فشنگ با پوکه تفنگ را پر کردم و از اتاق بیرون آمدم داخل هال ایستاده تا اینکه پدرم بیرون بیاید و طوری ایستادم که ایشان مرا نبیند یعنی وقتی پدرم از حمام بیرون می آید دیوار روبروی آن می‌باشد به محض این که ایشان از داخل حمام بیرون آمد بنده ایشان را با همان اسلحه زدم چون فاصله نزدیک بود سریع چرخ خورد و افتاد و همین که روی زمین افتاد یک نفس کشید و تمام کرد و حدود ۵/۱ متر فاصله من و او بود من اصلاً دست به ایشان نزدم همین که چرخید بنده با اسلحه ایشان را زدم وقتی او را زدم چرخ خورد و خون فواره زد ولی من دست به ایشان نزدم و از خون اطلاع ندارم. بعد به خانه خاله خودم ق. فرزند... اطلاع دادم آن زمان که با اسلحه زدم حضور نداشت هنگامی که او را زدم اول به اورژانس ۱۱۵ زنگ زدم گفتند آمبولانس خراب است ببرید.... مردم نگذاشتند وقتی مردم آمدند گفتم خودم زدم. علت این کار از متهم سوال شده، اظهار داشته: من به خاطر پول و فکر خودم نبودم به خاطر خانواده ام و فامیل های دور این کار را کردم می خواستم آن ها را از این قضیه راحت کنم وگرنه پدرم اصلاً به ما کمک نمی کرد ما به بدبختی روی پای خود ایستاده بودیم. نامبرده مطالبی در خصوص بدرفتاری و تندمزاجی پدرش بیان داشته و اضافه کرده: او بیشتر به مردم می رسید تا بچه هایش به تنگ آمده بودم تصمیم به این کار گرفتم. مشارالیه هویت برادران و خواهرانش را شرح داده و بیان داشته ر. و و. و س. و چ. و م. و الف. می‌باشند، اضافه کرده: اسلحه جواز داشت به نام عموی من می‌باشد و پدرم سه سال پیش از آن ها خریده و دستم به آجرها خورده زخمی شد. از کارم خیلی ناراحت هستم چون قابل جبران نیست، صحیح و سالم هستم ناراحتی و بیماری ندارم، پدرم معتاد نبود ولی تندمزاج و خسیس بود. آقای جانشین بازپرس به متهم با توجه به گزارش مرجع انتظامی و معاینه صحنه قتل و اقرار صریح وی اتهام قتل عمدی مرحوم م. را تفهیم نموده، وی اظهار داشته: (ظاهراً با دست خود نوشته) همه خانواده و فامیل و اهالی روستا از دست پدرم ناراضی بودند دارای اخلاق خیلی تند و بد بود اکثر مردم را اذیت می کرد من از کوچکی روی پای خود بودم پدرم اصلاً کمک نمی کرد توجهی به خانواده نداشت فقط فکر مردم بود حتی یک خانه قدیمی که متعلق به پدربزرگم بود برای مسجد روستا داده بود ولی برای بچه های خود اصلاً ارزش قائل نبود و در مورد قتل پدرش مطالب قبلی را تکرار کرده است. من با دیدن اسلحه تصمیم گرفتم خانواده خودم و مردم را از دست رفتار پدرم راحت کنم. درگیری فیزیکی با پدرم نداشتم، تقاضای کمک و بخشش دارم. درباره متهم قرار بازداشت موقت صادرشده که متهم نسبت به آن اعتراض کرده است. شعبه اول دادگاه عمومی و حقوقی.... اعتراض متهم نسبت به قرار بازداشت موقت را مردود اعلام کرده است. در تاریخ ۱۵/۰۳/۹۳ خانم م. فرزند...، متولد ۱۳۴۲، همسر مقتول در دادسرا حاضر و اظهار داشته: احدی از اولیای دم هستم از کسی شکایتی ندارم. فرزندان مقتول با ارائه فتوکپی شناسنامه های خود به اسامی م. متولد ۱۳۷۶ و ح. متولد ۱۳۶۳ و ر. متولد ۱۳۷۵ و چ. متولد ۱۳۷۰ و ر. متولد ۱۳۶۰ و الف. متولد ۱۳۶۸ همگی فرزندان م. (مقتول) در دادسرا حاضر و اظهار داشته اند: از کسی شکایتی نداشته و به عنوان اولیا ی دم شکایت ندارند. شخصی به نام ف. فرزند... اظهار داشته: بنده یک اسلحه حدود یک سال قبل به مبلغ سه میلیون تومان به م. فروختم تحویل ایشان دادم که در خانه نگه داری می کرد که این اتفاق افتاد. برابر گواهی پزشکی قانونی استان چهارمحال و بختیاری به شماره ۵۴۶۱- ۱۴/۰۵/۹۳ از الف. فرزند م. معاینه به عمل آمده: در حال حاضر هیچ گونه آثاری و علائمی دال بر وجود جنون یا اختلال حواس ندارد. گزارش معاینه جسد مورخه ۱۳/۰۵/۹۳ اداره کل پزشکی قانونی استان چهارمحال و بختیاری حاکی است: متوفی م. ۶۰ ساله، فرزند...، در معاینه ظاهری آثاری از ضرب وجرح و شکستگی نداشته و در معاینه گردن آثاری از شیار و خفه کردگی نداشته، در معاینه قفسه سینه شکم پشت و کمر ازنظر ظاهری و کالبدگشایی یک عدد جراحت ناشی از ساچمه بیضی شکل در جلوی قفسه سینه سمت چپ نزدیک جناغ داشته، با از بین بردن دنده ها وارد قفسه سینه شده و بعد از پاره کردن آبشامه باعث پارگی وسیع قلب در سمت چپ شده و بعد از متلاشی کردن دنده ها در پهلوی چپ قفسه سینه گلدانی و تعدادی ساچمه در بین عضلات و دنده ها قرارگرفته و کف دست ها و انگشتان آغشته به خون خشک شده بود که آثار دفاعی بعد از شستشو مشاهده نگردید و با انعکاس سایر وضعیت جسد علت فوت پارگی قلب در اثر اصابت اجسام سخت نافذ (ساچمه) تعیین گردیده و جواز دفن صادرشده (ص۸۸). اسلحه مکشوفه شکاری ساچمه زنی تک لول به شماره ۲۵۸۵۴ در تصرف متهم بوده و گواهی حصر وراثت شورای حل اختلاف شعبه ۲..... به شماره دادنامه ۰۰۲۱۷- ۰۳/۰۶/۹۳ حاکی است ورثه مرحوم م. عبارت اند از: ۱- م. زوجه، م. و ح. دختران، ر. و ج. و الف. و الف. و ر. پسران متوفی (م.) می‌باشند (ص۹۲). عکس جدید مقتول و اسلحه شکاری ضمیمه است. در تاریخ ۱۶/۰۶/۹۳ صحنه قتل توسط آقای جانشین بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب.... بازسازی گردید. متهم الف. در محل صحنه جرم حاضر است و مشارالیه خود را معرفی و در مورد قتل پدرش مطالب قبلی را تکرار و محل ایستادن خود و حمام رفتن مرحوم را مشخص و فقط اضافه کرده کار من عمدی نبوده و پدر خیلی اذیت می کرد ولی در هنگام بازسازی بیان داشته عمداً با اسلحه پدرم را کشتم (صفحات ۱۰۳ الی ۱۰۵). با توجه به مراتب در خصوص اتهام الف. با توجه به گواهی پزشکی قانونی در مورد علت تامه فوت متوفی و اقرار صریح وی دایر به قتل عمدی مرحوم م. در روستای.....از وی آخرین دفاع اخذ که به خط خود ظاهراً نوشته: اشتباه کردم با پدرم بحث کردم به من بدوبیراه گفت شب قبلش بی خوابی داشتم اعصابم خورد بود تصمیم اشتباه گرفتم با این کار پدرم را از بین بردم خانواده ام را داغدار کردم از کار خود پشیمانم برادران و خواهرانم دخیل نبودند. آقای جانشین بازپرس قرار مجرمیت الف. فرزند م. را دایر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم مح. را صادر نموده که پرونده از سوی دادستان دادسرای عمومی و انقلاب.... منتهی به صدور کیفرخواست علیه متهم دایر به قتل عمدی گردیده و به استناد ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی کیفر متهم درخواست شده و پرونده در دادگاه کیفری استان چهارمحال و بختیاری مطرح شده و متهم آقای الف. فرزند م. در دادگاه حاضرشده و دادگاه با توجه به این که اولیای دم نسبت به متهم اعلام انصراف و گذشت نموده اند با اختیار حاصله از بند ب ماده ۱۷۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری خطاب به متهم: آیا برای دفاع از خود آمادگی دارید یا خیر و آیا وکیل می خواهید؟ متهم اظهار می نماید: برای دفاع از خود آمادگی داشته و مهلت نمی خواهم. جلسه دادگاه در تاریخ پنجم مهرماه سال یک هزار و سیصد و نودوسه در وقت فوق العاده با حضور نماینده دادستان تشکیل گردیده و با اعلام رسمیت جلسه نماینده دادستان برابر کیفرخواست تنظیمی از ناحیه دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان.... که قرائت شد مجازات متهم خواستار گردید. متهم اظهار می دارد: این جانب الف. فرزند م.، ۲۸ ساله، لیسانس...، از مفاد ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مطلع شده و در قبال اتهام انتسابی دایر بر مباشرت در قتل عمدی پدرم م. روز یکشنبه ۱۲/۰۵/۹۳ با یک قبضه اسلحه شکاری تک لول که منجر بر پارگی قلب و مرگ مخاطب شده، بنده اتهام را قبول دارم بسیار پشیمان و نادم هستم و از فامیل و هم روستائیان خجالت می کشم. موضوعی که هست این است که پدرم فردی بسیار بدخلق و تندخو بود همه خانواده به ستوه آمده بودند، عمویم سابقاً زمینی به پدرم فروخته بود پدرم مدعی بود کمتر از متراژ موردتوافق است عرصه را به عمویم تنگ کرده بود که عمویم نزد ما گله کرده بود شب حادثه وقتی به روستا رسیدم پدرم خواب بود داخل آشپزخانه رفتم جایم خوب نبود ساعت ۵/۹- ۹ سراغش رفتم باهم صحبت کردیم سراغ مادرم را گرفت گفتم دکتر رفته ناراحت شد کلی بدوبیراه به مادرم گفت بعد داخل... رفت در بازگشت به من لگد زد گفت تا از حمام بیرون می آیم اینجا نباش یک لحظه چشمم به تفنگ افتاد فکر کشتن پدرم به سرم زد فشنگ داخل تفنگ گذاشتم منتظر خروج پدرم از حمام شدم همین که بیرون آمد به وی شلیک کردم که گلوله به سینه اش برخورد کرد و افتاد بعد از چند ثانیه تمام کرد یک نفس کشید و مرد. کسی در قتل شرکت نداشت. دادگاه از متهم آخرین دفاع اخذ، که متهم اظهار داشته: تقاضای کمک دارم. سرانجام شعبه پنجم دادگاه کیفری استان چهارمحال و بختیاری به موجب دادنامه شماره ۰۰۴۰۹- ۰۶/۰۷/۹۳ در خصوص اتهام الف. فرزند م. دایر بر مباشرت در ارتکاب قتل عمدی پدر خویش (م.) به نحو شلیک عمدی با سلاح تک لول شکاری از فاصله حدود ۵/۱ متری به ناحیه جلوی قفسه سینه سمت چپ نزدیک جناغ داخل منزل پدری که منجر به پارگی قلب و مرگ مصدوم گردیده؛ با توجه به محتویات پرونده و نتایج حاصله از تحقیقات معموله توسط ضابطین و جانشین محترم بازپرس دادسرای.... و مذاکرات به عمل آمده در جلسه دادرسی ۰۵/۰۷/۹۳ اتهام انتسابی حسب اقاریر صریح و مقرون به واقع متهم در کلیه مراحل تحقیقات مقدماتی نزد صاحب منصبان دادسرا و نزد هیئت حاکمه مبنی بر شلیک عمدی از فاصله نزدیک به ناحیه بالای تنه پدر به قصد سلب حیات از وی و معاینه جسد و کشف آلت قتاله و احراز انتساب پوکه موجود در محل وفق نظریه مرکز تشخیص هویت پلیس و سایر قرائن و امارات مسلم و علم آور محرز و قطعی بوده و رفتار ارتکابی مصداق بارز بند الف ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی می‌باشد. النهایه ازآنجایی که به لحاظ اعلام انصراف و گذشت اولیای دم اجرای مجازات قصاص نفس راجع به قاتل انتفاء یافته و درعین حال بزه ارتکابی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت اجتماعی گردیده برای جلوگیری از تجری مرتکب یا دیگران به استناد ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵متهم را به شش سال حبس تعزیری درجه چهار با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم گردیده و پس از صدور رأی قرار بازداشت موقت صادره درباره متهم فک و تبدیل به قرار اخذ وثیقه به مبلغ دو میلیارد ریال گردید. متهم آقای الف. نسبت به دادنامه صادره اعتراض و به خلاصه اشعار داشته مجازات مقرره با محکومیت وی تناسب ندارد و امکان هیچ گونه دفاع وکالت به نامبرده داده نشده و در این جرم متهم می بایست دارای وکیل بوده و چنانچه انتساب وکیل تسخیری ممکن نگردیده رأی اصداری وجاهت قانونی ندارد و دادگاه می بایستی وکیل تسخیری در صورت عدم توان متهم انتخاب نماید و این جانب درنتیجه عصبانیت و از دست دادن عقل پدر خود را به قتل رسانده ام و تقاضای تخفیف در مجازات را نموده.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

آقای الف. فرزند م. اعتراض موجه و مدللی که نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید به عمل نیاورده و دادنامه صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری استان چهارمحال و بختیاری که به موجب آن شخص معترض از جهت جنبه عمومی بزه ارتکاب قتل عمدی پدر خود مرحوم م. به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم گردیده بلااشکال است. عمده اعتراض متهم این است که محاکمه بدون دخالت وکیل انجام گردیده، این اعتراض در مانحن فیه موجه نیست زیرا اتهام انتسابی با توجه به این که اولیای دم در مورد قتل عمدی نسبت به متهم اعلام گذشت کرده اند، فقط از جهت جنبه عمومی بزه متهم تحت تعقیب قرارگرفته و وفق تبصره یک ماده ۱۸۶ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادگاه در جرائمی که مجازات آن قصاص نفس یا اعدام یا رجم یا حبس ابد است در صورت عدم معرفی وکیل از ناحیه متهم ملزم به انتساب وکیل تسخیری است و در قضیه مطروحه هرچند دادگاه به شرح صورت مجلس مورخه ۰۵/۰۷/۹۳ از متهم خواسته که برای دفاع وکیل انتخاب نماید که متهم از این امر خودداری کرده است و شخصاً در مقام دفاع برآمده با وصف مرقوم دادگاه با لحاظ اتهام انتسابی تعیین وکیل را ضروری ندانسته؛ مع هذا با توجه به محتویات پرونده و اقرار صریح متهم به قتل پدر خود با اسلحه شکاری و گزارش معاینه جسد و تحقیقات انجام شده دادنامه شماره ۰۰۴۰۹- ۰۶/۰۷/۹۳ مستنداً به بند الف ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری عیناً تأیید و ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه هفتم دیوان عالی کشور - مستشار

انتظاری - بلادی